سند استراتژی تجارت جهانی کانادا

درباره کتاب

سند استراتژی تجارت جهانی کانادا در سال ۲۰۰۵ نه فقط یک برنامه اقتصادی، بلکه تفسیری‌ست از چگونگی مواجهه یک کشور با اقتضائات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جهانی. برخلاف تصور رایج که سیاست خارجی را صرفاً بر پایه صادرات و سرمایه‌گذاری می‌سنجد، این سند از فرهنگ نیز به‌عنوان یک دارایی استراتژیک یاد می‌کند؛ امری که نشان از بلوغ سیاست‌گذاری فرهنگی در سطح ملی دارد.

 فرازی از کتاب

«ما در صنایع مختلف ترجیح می‌دهیم عمدتا تولید کننده و صادر کننده باشیم تا وارد کننده محض؛ اما در «صنایع فرهنگی» سخن از ترجیح نیست؛ سخن از یک ضرورت اجتماعی است. وارد کننده و مصرف کننده فرهنگ دیگران بودن، به هیچ وجه پذیرفتنی نیست.»

این جمله، خط‌مشی فرهنگی کانادا را به‌وضوح ترسیم می‌کند: در جهان امروز، فرهنگی که صرفاً مصرف‌کننده باشد، محکوم به حذف است. سیاست‌گذاران کانادایی به‌درستی دریافته‌اند که در حوزه فرهنگ، خودبسندگی نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت اجتماعی، سیاسی و هویتی است.

 نقد تحلیلی

در این سند، صنایع فرهنگی از جایگاه صرفاً اقتصادی خارج شده و به عنوان یک رکن بنیادین در سیاست عمومی مطرح می‌شوند. سیاست‌گذار به این نکته رسیده که فرهنگ وارداتی، هرچند جذاب یا سودآور باشد، می‌تواند به فرسایش هویتی، وابستگی رسانه‌ای و از خودبیگانگی اجتماعی بینجامد.

برخورد با فرهنگ، در این نگاه، باید به‌مثابه تولید معنا باشد، نه صرفاً بازنشر یا ترجمه. این دیدگاه، الهام‌بخش کشورهایی است که در مسیر استقلال فرهنگی تلاش می‌کنند.

جذاب‌ترین جنبه این فراز، تبدیل مسئله «ترجیح» به «ضرورت» است. این تغییر واژگانی، تحول در نگاه است: آن‌چه تا دیروز گزینه‌ای سیاستی بود، امروز تبدیل به یک الزام تمدنی شده است.

برای کشوری مانند ایران، که سابقه‌ای دیرینه در تولید معنا و روایت دارد، این جمله می‌تواند مانند آیینه‌ای هشداردهنده عمل کند. آیا ما هم در صنایع فرهنگی تولیدکننده‌ای فعال و صادرکننده‌ای جسور هستیم؟ یا هنوز در دام ترجمه و مصرف‌گرایی هستیم؟

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید