شناخت ریشهها
در حالی که شهروندان ملتهای اروپایی و آمریکای شمالی تنها مردمی هستند که از داشتن تمدن به خود میبالند، متأسفانه شهروندان کشورهای کمتر توسعه یافته و ابتدایی نیز به چنین نامگذاریهایی تن در میدهند و اعتراضی نمیکنند و حتی خود پذیرفته و در نوشتهها و گفتوگوهای خود، همان واژگان را استعمال میکنند و از اینکه به آنان انگ توسعه نیافته یا بدوی زده میشود، راضیاند. کسی اعتراضی نمیکند و کسی جرئت ندارد که خود را برابر و یا در برخی از زمینهها از آنها بالاتر بداند.
بدتر از این، این است که جوانان و هوشمندان این جوامع با دانشی که یافته و معرفتی که از وضع خود و آنان یافته، سخت مرعوب آنها شده و سعی در پذیرش بیشتر این شرایط داشته و تلاش میکنند که خود را با آنها همرنگ کرده و از اینکه فاصله جامعه خود را با آنها مقایسه میکنند، سخت دلتنگ و محزوناند. عده زیادی از آنها تلاش میکنند که روش آنها را آموخته و کپیبرداری یا تقلید کورکورانه نمایند. عده قلیلی بر آن هستند که ریشههای خود را شناخته و با توجه به آنها کاری انجام دهند که از این وضعیت، خود را و کشور خود را نجات دهند.
تاریخ تحلیلی جامعه شناسی دیوانسالاری در ایران، صفحه ۲۳
روح تمدن کجاست؟
ساختن ساختمانهای بلند و پلهایی به سبک غربی را هر چند ممکن است موجب تسهیل زندگی عمومی شوند، نمیتوان تمدن به حساب آورد؛ یا پولهای گزافی که صرف خرید توپ و تانک و هواپیماهای فوق مدرن میشود توسط برخی از کشورهای شرقی، نشانه تمدن آنها نخواهد بود. همه اینها را به راحتی میتوان به دست آورد. با فروختن چند بشکه نفت و یا استخراج کانیهای دیگر و فروش آنها، همه چیز را میتوان به دست آورد. روح تمدن کجاست؟
تاریخ تحلیلی جامعه شناسی دیوانسالاری در ایران، صفحه ۲۵
جهان کامل نیست!
آدمی اگر تنها خود را از شر دور نگه دارد و وجودش خیر شود، در رستگاری شخصی کوشیده است. فضیلت مثبت انسان در پیشبرد خیر و پیکار با شر در جامعه است. انسان نباید فقط به رستگاری شخصی قناعت ورزد و فقط گلیم خود را از موج بهدر برد. وظیفه جدیتر و عالیتر او این است که برای انسانیت کار و پیکار کند و در تأمین رستگاری همگانی بکوشد. جهان کامل نیست و هر کس باید با نیروهایی که موجب نقص جامعه بشری هستند، در تمام مراحل زندگی انسانی بجنگد.