در مورد عشق

شاید کتاب “در حقیقت عشق” اثر سهروردی رو خونده باشید. سهروردی می‌نویسه که طبق احادیث اولین چیزی که خدا خلق کرد گوهر تابناک “عقل” بود.

عقل سه صفت داره:

شناخت حق که میشه حُسن

شناخت خود که میشه عشق

شناخت آنکه نبود پس به بود که میشه حُزن

کتاب کمتر از پنجاه صفحه است ولی خیلی عمیقه، اگه نخوندید حتما بخونید.

به نظرم عشق رو میشه با شفع خیلی نزدیک دونست. شفع رو شاید بیشتر به واژه شفاعت بشناسیم. شفع یعنی قرین بودن دو چیز، جفت بودن، همراه بودن با هم برای انجام کار مشترک. حالا اگه این کار مشترک، شناخت خود باشه با تعبیر سهروردی میشه همون عشق. هر کسی هم خودش رو بشناسه به تعبیر معصوم علیه السلام خدا رو شناخته و…

عشق شاید در یک لحظه جرقه بخوره اما حتما موندگاری‌اش به همراهی کردن و به بودنش هست. حالا دو تا انسان ناقص میتونن کنار هم باشند و عاشقی کنند تا همدیگه رو به سمت کمال ببرن. در ادبیات ما، هجران و وصال زیاده و شاید هجران باعث دوری از خامی و رسیدن به همون پختگی بشه و وصال رو شیرین‌تر کنه و هدف رو محقق.

اما زیباترین عشق به نظرم برای وقتی هست که تنها زن کامل و مرد کامل کنار هم قرار گرفتن و غیر از خودشون، انسان‌های زیادی رو به خدا رسوندن. هم وصالشون کلی زیبایی داره و هم هجرانشون کلی پختگی میاره.

به مناسبت این روزها، این چند جمله رو از امام علی علیه السلام بر سر قبر حضرت زهرا سلام الله علیها با هم بخوانیم:

ما لى وقفت على القبور مسلِّما قبر الحبیبِ ولم یردَّ جوابى حبیبُ مالک لا تردُّ جوابَنا انسَیتَ بعدى خُلَّهَ الاحبابِ؟ قال الحبیبُ و کیف لى بجوابِکُم و ان رهینُ جنادلٍ و ترابٍ

چرا من ایستاده‌ام به قبر محبوبم سلام مى‌کنم و او به من جواب نمى‌دهد؟ اى دوست! چرا جواب ما را نمی‌دهى؟ آیا چون از پیش ما رفتى دوستى را فراموش کردى؟ دیگر ما در دل تو جایى نداریم؟ دوست به من پاسخ گفت: این چه انتظارى است که که از من دارى؟ مگر نمی‌دانى که من در زیر خروارها خاک محبوس هستم؟

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا