الغارات

ما از امام علی علیه‌السلام چه می‌دانیم؟ اگر فقط جنگ‌ها، مظلومیت‌ها و خانه‌نشینی‌اش پس از سقیفه را شنیده باشیم، پس بخش مهمی از حقیقت را گم کرده‌ایم.

نام امام علی(ع) از کودکی با ما بوده است؛ در مدرسه، مسجد، هیات، کتاب‌ها و فیلم‌ها. اما بیشتر آنچه شنیده‌ایم، پیرامون سه محور اصلی بوده: همراهی‌هایش با پیامبر(ص)، سکوت اعتراضی‌اش پس از غصب خلافت، و سه جنگ مهم دوران خلافتش: جمل، صفین و نهروان.

کمتر کسی اما درباره دوره‌ای سخن گفته که شاید از حیث اثبات مظلومیت امام، پیچیدگی‌های حکمرانی و چالش‌های عدالت‌طلبی، دست‌کمی از آن سه جنگ نداشته باشد: دوره غارات.

کتاب الغارات اثر «ابراهیم بن محمد ثقفی» یکی از معدود منابعی است که به این دوره پرداخته. این کتاب با گردآوری گزارش‌هایی از حملات و غارت‌هایی که نیروهای معاویه در مناطق تحت حاکمیت امام علی(ع) انجام دادند، تصویری کم‌نظیر از چالش‌های سیاسی و اجتماعی آن زمان به دست می‌دهد؛ دورانی که در آن امام با مردمی مواجه بود که یا بی‌تفاوت بودند یا مرعوب یا خسته، و در نهایت، ناتوان از دفاع از آرمان عدالت.

چرا مطالعه الغارات مهم است؟

الغارات فقط یک گزارش تاریخی نیست؛ بلکه دریچه‌ای است به فهم یکی از مهم‌ترین ناکامی‌های تاریخ در تحقق عدالت. این کتاب نشان می‌دهد چگونه معاویه، با بهره‌گیری از سیاست ترس، تطمیع، تبلیغ و تفرقه، پایه‌های حکومت حق را تضعیف می‌کرد؛ و در برابر، چگونه امام علی(ع) تلاش می‌کرد با رشد فکری و اخلاقی مردم، زمینه‌ی تحقق عدالت را فراهم آورد، نه با زور یا فریب.

در پس این روایت‌ها، اما یک دغدغه‌ی انسانی و سیاسی همواره سایه انداخته است؛ دغدغه‌ای که مطالعه‌ی این کتاب را به یک تأمل عمیق بدل می‌کند.

آسیب‌شناسی نافرمانی مردم

آنچه بیش از همه در مطالعه این کتاب ذهنم را درگیر کرد، این واقعیت تلخ بود که حتی اگر بهترین انسان تاریخ، در رأس حکومت باشد، باز هم بدون مشارکت و فهم مردم، عدالت بر زمین می‌ماند.

کتاب به‌روشنی نشان می‌دهد که چرا مردم از یاری امام بازماندند:
خستگی از جنگ، ترس از غارت و کشته شدن، فشار معیشتی، تبلیغات شبانه‌روزی معاویه و البته فرسایش ایمان.

این همان نقطه‌ای است که عدالت به‌مثابه یک پروژه جمعی به بن‌بست می‌رسد: وقتی مردم یا نمی‌فهمند یا نمی‌خواهند یا شجاعت اقدام ندارند.

درسی برای امروز

الغارات تصویری زنده از نوعی رهبری‌ است که هنوز هم برای بسیاری ناآشنا یا دست‌کم گرفته‌شده است.

امام علی(ع) در این کتاب نه صرفاً «مجری عدالت»، بلکه «پرورش‌دهنده جامعه عادل» است. او به جای تحمیل عدالت از بالا، در پی آن است که مردم خود، عدالت‌خواه شوند؛ بفهمند، بایستند، معنای رهبری در نگاه علوی، نه در اعمال قدرت، بلکه در هدایت مردم به کنش آگاهانه و اخلاقی نهفته است. رهبری‌ای که مردم را بزرگ می‌خواهد، نه فرمان‌بردار؛ و این، شاید دشوارترین و شریف‌ترین شکل حکمرانی باشد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا