سفر رئیسجمهور ایران به پاکستان، فراتر از تعاملات سیاسی و اقتصادی، حامل یک فرصت تاریخی برای بازخوانی و بازتعریف حکمرانی فرهنگی در گسترهای فراملی است؛ سفری که اگر با نگاه تمدنی و آیندهنگر تحلیل شود، میتواند به نقطه عطفی در تعاملات زبانی و هویتی دو ملت بدل شود. پاکستان، با بیش از ۲۵۵ میلیون نفر جمعیت، بزرگترین جمعیت مسلمان در یک کشور پس از اندونزی است که فارسی برایش نه زبان بیگانه، بلکه ریشهای از خاطره، ادب و دین محسوب میشود. بیست درصد از جمعیت پاکستان، شیعیان هستند و ۳ درصد از آنان به زبان فارسی صحبت میکنند. این در حالی است که تا سال ۱۹۸۰ زبان فارسی در مدارس پاکستان در کنار اردو تدریس میشد.
در عصر روایت و داده، حکمرانی فرهنگی بینیاز از مرزهای فیزیکی و دیپلماسی سنتی شده است. اکنون، قدرت در ذهنها شکل میگیرد و معنا در محصولات خلاق بازتولید میشود. ایران فرهنگی، با میراث سترگ زبان فارسی، میتواند از دریچه فناوری و روایت، نویدبخش انسجام مردمی در منطقه باشد؛ بهویژه از مسیر نسل جوان پاکستان که در عطش معنا، مخاطب بالقوه فرهنگ و زبان فارسی است.
مسیر احیای زبان فارسی در پاکستان، نباید با شتاب و نگاه تکبعدی طی شود. آنچه نیاز داریم، نه فهرستی از اقدامات فوری، بلکه نقشهای برای همافزایی روایی، فناورانه و اجتماعی است. ایران باید از منظر حکمرانی فرهنگی، به سه مؤلفه اصلی تکیه کند: «روایت مشترک»، «فنآوری همگرا»، و «شبکهسازی نخبگانی».
روایت مشترک، از جایی آغاز میشود که زبان فارسی نهتنها بهعنوان ابزار گفتوگو، بلکه بهمثابه حامل معنا و حکمت در خاطره جمعی پاکستانیها بازتعریف شود. اشعار اقبال لاهوری، با تلفیق عارفانه عشق، ایمان و آزادی، میتواند نقطه عزیمتی برای بازآفرینی این روایت باشد. برای نسل جوانی که از طریق فناوری با جهان ارتباط میگیرد، بازسازی این میراث در قالب روایتهای دیجیتال، کلید ورود به ذهن و دل است.
در اینجا، فناوری همگرا نقش تسهیلگر دارد: راهاندازی پلتفرمهای تعاملی با محوریت آثار اقبال، برگزاری کلاسهای آنلاین زبان فارسی با قالب بومیشده، و حتی توسعهی چتیارهای هوشمند با قابلیت آموزش ترکیبی فارسی ـ اردو. این ابزارها باید با روح روایت و نیازهای مخاطب هماهنگ شوند؛ نه خشک و رسمی، بلکه زنده، جذاب و روزآمد.
در نهایت، هیچ حکمرانی فرهنگی بدون نخبگان دوام نمیآورد. شبکهسازی میان اساتید، طلاب، فعالان فرهنگی و دانشجویان پاکستانی که به زبان فارسی علاقهمندند، باید در قالب پروژههایی همچون رویدادهای ادبی مشترک، جشنوارههای روایتمحور و تولید محتوای مشترک سامان یابد. این تعامل میتواند اعتماد ایجاد کند، تصویر ایران را بازسازی کند و زبان فارسی را از خاطره به کنش اجتماعی تبدیل سازد.
اگر چنین رویکردی در امتداد سفر رئیسجمهور ایران به پاکستان شکل بگیرد، آنگاه این سفر نهفقط گفتوگو درباره تجارت یا امنیت، بلکه نقطه آغاز تولدی دوباره برای زبان فارسی در شرق خواهد بود. آیندهسازی فرهنگی، در عصر دیجیتال، یعنی حکمرانی از مسیر روایت؛ و زبان فارسی، همچنان ظرفیت دارد که روایتگر این آینده باشد.