اسنپ‌بک؛ کلیکی که صدا دارد اما مدار ندارد

اسنپ‌بک، آن اصطلاح خشک حقوقیِ مندرج در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱، این روزها به تیتر رسانه‌ها بدل شده: دکمه‌ای قرمز و براق که گویی با فشردنش می‌توان زمان را به عقب برگرداند و همه‌ تحریم‌ها را یک‌جا احیا کرد. این تصویرسازیِ رسانه‌ای، از خودِ سازوکار حقوقی جلو زده و پیش از آنکه کسی توضیح دهد چه بند و تبصره‌ای در کار است، مردم از صدای «کلیک احتمالی» آن سخن می‌گویند.

در تهران روایت رسمی می‌کوشد بگوید این دکمه یا کار نمی‌کند یا اگر هم کار کند، عملاً تحریم تازه‌ای قابل بازگشت نیست؛ چون تحریمی لغو نشده که حالا بخواهد برگردد. اما در واشنگتن همان کلیک را عصای جادویی می‌خوانند که با یک اشاره، ماشین فشار را روشن می‌کند. حاصل، یک جنگ روایت‌ است که در آن هر طرف داستان خود را می‌سازد و مخاطب پیش از ورود به جزئیات حقوقی، در دام تصویر «دکمه اضطراری» اسیر می‌شود.

این یعنی روایت از واقعیت جلو زده و سیاست بیش از هر زمان دیگری، در میدان ادراک عمومی رقم می‌خورد. بسیاری از شهروندان، بندهای توافق هسته‌ای را نمی‌خوانند؛ در تاکسی و کافی‌شاپ، در گفتگوهای خانوادگی و شبکه‌های اجتماعی، درباره تأثیر روانی اسنپ‌بک یا مکانیسم ماشه بحث می‌کنند، بدون اینکه بدانند تحریم‌ها چیست و برجام چه تأثیری روی آن‌ها داشت و مکانیسم ماشه قرار است چه کند؟

حکمرانی امروز یعنی مدیریت همین میدان: اگر روایت مسلط را تو نسازی، دیگری آن را می‌سازد و هر تیتر و پست، تأثیرش را بر ذهن مخاطب می‌گذارد. انکار تأثیر روانی، افکار عمومی را آرام نخواهد کرد؛ باید روایت بدیلی پیش‌دستانه شکل بگیرد. پرسش اصلی این است که روایت ایران از اسنپ‌بک چه باید باشد تا صدای «کلیک احتمالی» در برابرش بی‌رمق شود؟

پیش از هر چیز باید یک قاب تکرارشونده بسازیم و همه‌جا آن را بازگو کنیم. به طور مثال «کلیک بی‌اتصال»؛ عبارتی ساده که هم گویای کلیدواژه اصلی است و هم خبر از بی‌اثر بودن عملی آن می‌دهد. این قاب باید در تیتر رسانه‌ها، صحبت سخنگوی دولت، رشته‌پست‌های شبکه‌های اجتماعی و حتی توضیح خط‌به‌خطی بسته‌های خبری تکرار شود.

هم‌زمان روایت باید با داده‌های ملموس تقویت شود. هر هفته، یک داشبورد از شاخص‌های اقتصادی-اجتماعی منتشر شود؛ گزارش شفاف قیمت سبد معیشت خانوار، آمار تردد کامیون‌ها در مرزها، حجم صادرات غیرنفتی و ظرفیت حمل‌ونقل دریایی. وقتی مخاطب می‌بیند که حتی در روزهایی که «کلیک اسنپ‌بک» روی میز است، شواهد میدانی خلافِ تأثیر آن را نشان می‌دهد، کمتر در دام تصویرسازی خواهد افتاد.

این روایت را نباید صرفاً از زبان یک گوینده بیان کرد. اتاق بازرگانی، انجمن‌های صنفی و صادرکنندگانِ معتبر باید چنین پیامی را تکرار کنند؛ فیلم‌های کوتاهشان را منتشر نمایند و در نشست‌های تخصصی به عنوان بی‌طرف به این پیام اعتبار ببخشند. همراهی این گروه‌ها، علاوه بر تقویت روایت، بُعد ثالث و مستقل به آن می‌دهد و از تک‌صدایی می‌کاهد.

اتاق پاسخ سریع نیز ضروری است: تیمی که شایعات را رصد کند، پاسخ‌های از پیش آماده‌شده را در قالب متن کوتاه و گرافیک ساده در اختیار رسانه‌ها و اینفلوئنسرها بگذارد و ظرف کمتر از یک ساعت، آن را منتشر کند. واکنش سریع، قدرت روایت را در ذهن مخاطب حفظ می‌کند و اجازه نمی‌دهد تردیدها جایگزین واقعیت شود.

در کنار این‌ها، یک تقویم محتوایی مرحله‌به‌مرحله — از توضیح سازوکار، تا تثبیت قاب «کلیک بی‌اتصال»، تا بازتاب ارزیابی‌های مستقل — می‌تواند روایت را زنده و مستمر نگه دارد و مانع از فرسایش توجه عمومی شود.

در پس تمام این تمهیدات، یک نکته کلیدی نهفته است: اسنپ‌بک بیش از آنکه تهدیدی اقتصادی باشد، یک تهدید ذهنی است، ویروسی که در فضای ادراک عمومی پخش می‌شود و احساس ناامنی را بزرگ‌تر از واقعیت جلوه می‌دهد. اما همین ویروس، اگر به‌درستی مدیریت شود، می‌تواند به واکسنی بدل شود برای نشان دادن تاب‌آوری و بی‌اثر بودن فشارها.

قدرت واقعی امروز، نه در تعلیق و تمدید تحریم‌ها، بلکه در شکست و پیروزی روایت‌هاست. اگر روایت «کلیک بی‌اتصال» مستحکم و پیش‌دستانه ساخته شود، آن کلیک هرگز به مدار نخواهد رسید و صدایش چیزی جز پژواک در خلأ نخواهد بود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا