در شرایطی که ناترازی انرژی به یکی از چالشهای ساختاری ایران تبدیل شده، بازنگری در شیوه حکمرانی ضروری است. این یادداشت به بررسی مفهوم «حاکمیت شناختی» میپردازد و نشان میدهد چگونه میتوان با حکمرانی بر ذهنها، نه فقط منابع، به راهحلهای پایدار رسید.
حکمرانی نوین و ضرورت حاکمیت شناختی
حکمرانی در قرن بیستویکم دیگر به معنای کنترل منابع یا صدور دستور نیست. جهان امروز با شبکههای داده، هوش مصنوعی و پیچیدگیهای اجتماعی، ما را به سطحی تازه از حکمرانی کشانده است؛ سطحی که در آن ذهن انسان نه فقط بهعنوان یک بازیگر، بلکه بهعنوان یک منبع راهبردی مطرح میشود.اینجاست که مفهوم حاکمیت شناختی (Cognitive Governance) اهمیت پیدا میکند. در این رویکرد، سیاستگذار میآموزد که چگونه با شناخت فرآیندهای ادراک، انگیزه و تصمیمگیری، رفتار جمعی را هدایت کند—نه از مسیر اجبار و تنبیه، بلکه با طراحی تجربه، اقناع و مشارکت.
چرا حاکمیت شناختی بخشی از حکمرانی نوین است؟
حکمرانی نوین یعنی عبور از نگاه تکبُعدی به حکمرانی و توجه به لایههای عمیقتر رفتار اجتماعی. اگر دیروز «منابع فیزیکی» محور حکمرانی بودند، امروز «منابع شناختی» همسنگ آنها شدهاند.دولتها برای افزایش سرمایه اجتماعی خود به شفافیت و اقناع نیاز دارند. سازمانها برای اصلاح الگوهای مصرف یا مشارکت شهروندان باید به انگیزههای درونی توجه کنند. جوامع برای تابآوری در بحرانها به حکمرانیای نیاز دارند که ذهنها را همراستا کند، نه فقط منابع را.
نمونهای از ایران؛ ناترازی انرژی
ناترازی انرژی در ایران نشان میدهد که مسأله فقط تولید یا زیرساخت نیست؛ بلکه الگوی مصرف نیز تعیینکننده است. سیاستهای دستوری—از سهمیهبندی تا افزایش تعرفه—سالهاست اجرا میشوند، اما بدون تغییر ذهنی شهروندان اثر ماندگار ندارند.اگر دولت به اصول حاکمیت شناختی تکیه کند، میتواند با ابزارهایی مانند بازخورد شخصیسازیشده به خانوارها، کمپینهای اقناعی مبتنی بر حس مشارکت، و بازیسازی و رقابت اجتماعی برای صرفهجویی، رفتار مصرفی را تغییر دهد؛ بدون آنکه نارضایتی عمومی گسترده ایجاد شود.تجربه کشورهایی مانند ژاپن و استرالیا نشان داده که چنین رویکردهایی میتوانند کاهش قابل توجه مصرف در دورههای اوج ایجاد کنند، آنهم بدون اجبار یا تنش اجتماعی.
جمعبندی
حاکمیت شناختی فقط یک تکنیک مدیریتی نیست؛ بخشی از فلسفهی حکمرانی نوین است که نشان میدهد حل مسائل پیچیدهی امروز—از انرژی گرفته تا سلامت عمومی و امنیت اجتماعی—نیازمند توجه به ذهن، ادراک و انگیزههای انسان است.