سیاستگذاری، معادله‌ای چند مجهوله

سیاست‌گذاری در جهان امروز دیگر هنر انتخاب یک هدف نیست؛ بلکه علمِ هم‌زمان دیدن چندین هدف متعارض است. رشد اقتصادی، عدالت اجتماعی، پایداری زیست‌محیطی و امنیت ملی هر یک به‌تنهایی می‌توانند دستور کار یک دولت باشند، اما هیچ‌کدام بدون دیگری پایدار نمی‌مانند. سیاست‌گذار در برابر معادله‌ای ایستاده است که هر تغییر در یک مجهول، بلافاصله بر سایر مجهولات اثر می‌گذارد. رشد اقتصادی بدون عدالت اجتماعی به نابرابری و بی‌ثباتی سیاسی می‌انجامد؛ عدالت بدون توجه به محیط زیست آینده نسل‌ها را قربانی می‌کند؛ و امنیت ملی بدون توسعه علمی و اقتصادی چیزی جز پوسته‌ای شکننده نیست.

نمونه روشن این وضعیت را می‌توان در بحث سرمایه‌گذاری در پژوهش هوش مصنوعی دید. چنین تصمیمی می‌تواند موتور رشد اقتصادی و نوآوری باشد و فرصت‌های تازه‌ای برای اشتغال و کارآفرینی ایجاد کند. اما اگر دسترسی به این فناوری تنها در اختیار گروه‌های خاص باقی بماند، عدالت اجتماعی آسیب خواهد دید. اگر مصرف انرژی مراکز داده و الگوریتم‌های عظیم بدون توجه به محیط زیست افزایش یابد، پایداری زیست‌محیطی قربانی خواهد شد. و اگر این حوزه به‌طور کامل به فناوری خارجی وابسته باشد، امنیت ملی در معرض تهدید قرار می‌گیرد.

راه برون‌رفت از این دوراهی‌ها، شفافیت در وزن‌دهی به اهداف است. سیاست‌گذار باید هر گزینه را در یک ماتریس اثرات بسنجد و به‌روشنی اعلام کند که چه میزان رشد اقتصادی، چه سطح عدالت اجتماعی، چه حد از پایداری زیست‌محیطی و چه درجه‌ای از امنیت ملی را هدف گرفته است. تنها در این صورت است که جامعه می‌تواند تصمیمات را بفهمد، نقد کند و همراهی نشان دهد. آینده ایران، بیش از هر زمان دیگر، به توانایی ما در حل این معادله وابسته است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا