آرمان‌شهر کنترل جهانی: تأملات انتقادی درباره فراانسان‌گرایی و پساانسان‌گرایی فناورانه

فصل سوم سه رویکرد را معرفی می‌کند که هرکدام به‌نوعی در پی «فراتر رفتن از انسان» هستند:

۱) فراانسان‌گرایی که می‌خواهد انسان را با فناوری ارتقا دهد و به «انسان نسخه x.0» برساند،

۲) پساانسان‌گرایی فناورانه که هدفش خلق «دیگری مصنوعی» مثل ابرهوش مصنوعی است،

۳) پساانسان‌گرایی نقادانه که به‌جای ارتقا یا خلق موجود جدید، دسته‌بندی‌های سنتی انسان‌گرایانه را نقد می‌کند.

اما نویسنده نشان می‌دهد که دو جریان اول -فراانسان‌گرایی و پساانسان‌گرایی فناورانه- در ظاهر وعده آزادی، پیشرفت و رهایی می‌دهند، اما در عمق خود به سمت آرمان‌شهری مبتنی بر کنترل جهانی حرکت می‌کنند. این آرمان‌شهر بر پنج گرایش استوار است: ساده‌سازی مفرط انسان، سلب عاملیت، خطای دسته‌بندی، بیگانگی از بدن، و تقلیل ذهن به اطلاعات.

در بخش نقد فراانسان‌گرایی، فصل توضیح می‌دهد که این جریان ادامه‌ای از انسان‌گرایی است، اما اصل بنیادین آن -اینکه انسان هدف فی‌نفسه است- را کنار می‌گذارد. فراانسان‌گرایان با تکیه بر انسان‌شناسی سطحی و نوعی جبرگرایی فناورانه، پیشرفت تکنولوژی را اجتناب‌ناپذیر و مخالفت با آن را نشانه عقب‌ماندگی می‌دانند. آن‌ها پیچیدگی انسان، پیامدهای اجتماعی ارتقای رادیکال و خطرات تبعیض و ایده‌آل‌سازی را نادیده می‌گیرند.

در ادامه، فصل به خطای دسته‌بندی می‌پردازد: فراانسان‌گرایان می‌کوشند «پساانسان» را با مفاهیم انسانی تعریف کنند، در حالی که اگر پساانسان واقعاً موجودی «فراتر» باشد، نمی‌توان او را با زبان و تجربه انسانی توضیح داد. این تلاش برای تعریف و کنترل پساانسان، تناقضی درونی ایجاد می‌کند: می‌خواهند چیزی را مهار کنند که ذاتاً خارج از قلمرو کنترل انسانی است.

در بخش نقد پساانسان‌گرایی فناورانه، نویسنده نشان می‌دهد که این جریان از فراانسان‌گرایی هم افراطی‌تر است. پساانسان‌گرایی فناورانه دو ویژگی برجسته دارد:

  • بی‌اعتمادی به بدن زیستی و تلاش برای رهایی کامل از آن از طریق آپلود ذهن،
  • تقلیل ذهن، شخصیت و هویت به الگوهای اطلاعاتی که قابل ذخیره، انتقال و دستکاری‌اند.

این نگاه بدن را «بار اضافی» و ذهن را «داده‌ای قابل‌مهندسی» می‌بیند و بر این اساس ادعای کنترل کامل بر انسان را مطرح می‌کند؛ ادعایی که از نظر فلسفی و انسان‌شناختی مبنای محکمی ندارد.

در پایان، فصل نتیجه می‌گیرد که هر دو جریان فراانسان‌گرایی و پساانسان‌گرایی فناورانه، در ظاهر از آزادی و رهایی سخن می‌گویند، اما در عمل به سمت آرمان‌شهر کنترل جهانی حرکت می‌کنند؛ جایی که انسان، بدن، ذهن و تاریخ به مجموعه‌ای از متغیرهای قابل‌محاسبه و قابل‌مدیریت تبدیل می‌شوند. نویسنده هشدار می‌دهد که پذیرش این چشم‌انداز بدون نقد، می‌تواند پیامدهای اخلاقی و انسانی خطرناکی داشته باشد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید