در دهههای اخیر، ایران و ونزوئلا هر دو تحت فشارهای گستردهٔ آمریکا قرار گرفتند، اما مسیرهایی کاملاً متفاوت را در برابر این فشارها طی کردند. ونزوئلا با وجود تلاشهای اولیه برای ایستادگی، بهتدریج در اثر بحرانهای اقتصادی، تحریمهای چندلایه، فروپاشی زیرساختها و شکافهای سیاسی داخلی دچار فرسایش شد. این فرسایش به جایی رسید که پس از ربوده شدن رئیسجمهور منتخب این کشور توسط آمریکا، ونزوئلا عملاً توان ادامهٔ مقاومت را از دست داد و ناچار شد امتیازات بزرگی از جمله واگذاری حداقل ۸۰ میلیون بشکه نفت و تعهدات آتی را بپذیرد.
در مقابل، ایران در شرایطی سختتر و حتی با وجود شهادت رهبر خود به دست آمریکا، مسیر دیگری را برگزید. ایران نهتنها تسلیم فشارهای آمریکا نشد، بلکه توانست در برابر محاصرهٔ ظاهری واشنگتن مقاومت کند و ضربات مؤثری نه تنها به ساختارهای قدرت آمریکا در منطقه بلکه به نظام اقتصادی آن وارد سازد. این تفاوت، دو الگوی کاملاً متمایز از مواجهه با فشار خارجی را نشان میدهد: الگوی فرسایشی ونزوئلا و الگوی مقاومت فعال ایران.
اکنون پرسش مهمی مطرح است: کدام مسیر را برای یک کشور مستقل مؤثرتر میدانید؟