میناب و مسئولیت‌گریزی فناورانه: وقتی مرگ را به الگوریتم‌ها نسبت می‌دهند

حمله آمریکا به مدرسه دخترانه شجره‌طیّبه در میناب، صرف‌نظر از هر توضیحی که واشنگتن ارائه کند، یک واقعیت روشن دارد: ده‌ها کودک بی‌گناه قربانی تصمیمی شدند که هیچ نقشی در آن نداشتند. جمهوری اسلامی ایران این حمله را اقدامی عمدی، هدفمند و مصداق آشکار جنایت جنگی می‌داند؛ موضعی که با شواهد میدانی، نوع تسلیحات به‌کاررفته و سابقه رفتار نظامی آمریکا در منطقه کاملاً سازگار است.

با این حال، حتی اگر برای لحظه‌ای ادعای آمریکا مبنی بر «خطای هدف‌گیری» یا «اشتباه سیستم‌های هوش مصنوعی» را بپذیریم، مسئله از اساس تغییر نمی‌کند. نسبت‌دادن یک فاجعه انسانی به «خطای الگوریتمی» نه‌تنها مسئولیت را کم نمی‌کند، بلکه آن را پیچیده‌تر و خطرناک‌تر می‌سازد. در میدان جنگ، خطا یک نقص فنی نیست؛ یک مرگ واقعی است. و مرگ کودکان را نمی‌توان با ارجاع به داده‌های قدیمی، مختصات اشتباه یا نقص در سامانه‌های هوش مصنوعی نظامی توجیه کرد.

در سال‌های اخیر، ارتش آمریکا و برخی قدرت‌های غربی به‌طور فزاینده‌ای به سامانه‌های خودکار و نیمه‌خودکار تکیه کرده‌اند؛ سامانه‌هایی که سرعت، چابکی و «تصمیم‌گیری ماشینی» را جایگزین احتیاط انسانی می‌کنند. این منطق، که از فرهنگ سیلیکون‌ولی وارد حوزه نظامی شده، بر این فرض استوار است که «خطا قابل اصلاح است» و «سرعت بر دقت مقدم». اما در جنگ، خطا قابل اصلاح نیست و قربانیان آن بازنمی‌گردند. این همان نقطه‌ای است که فناوری نظامی بدون چارچوب‌های اخلاقی و حقوقی کافی، به تهدیدی برای امنیت انسانی تبدیل می‌شود.

نسبت‌دادن حمله میناب به «خطای هوش مصنوعی» در واقع نوعی مسئولیت‌گریزی فناورانه است. وقتی تصمیم‌گیری مرگبار به الگوریتم‌ها سپرده می‌شود، مسئولیت انسانی در مه غلیظی از «سیستم»، «داده» و «خطای فنی» گم می‌شود. اما هیچ الگوریتمی خودبه‌خود شلیک نمی‌کند. انتخاب سامانه، تعیین هدف، ارزیابی ریسک، صدور فرمان و تصمیم برای استفاده از تسلیحات، همگی تصمیم‌های انسانی‌اند. حتی اگر سیستم اشتباه کرده باشد، این اشتباه نتیجه طراحی، آموزش، نظارت و تصمیم‌گیری انسان‌هاست.

میناب را می‌توان نه‌فقط یک تراژدی انسانی، بلکه نشانه‌ای روشن از روندی نگران‌کننده در جنگ‌های آینده دانست؛ روندی که در آن، فناوری‌های نوین نظامی و سامانه‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، بدون چارچوب‌های کافی برای پاسخ‌گویی و نظارت، وارد میدان‌هایی می‌شوند که کوچک‌ترین خطا در آن‌ها پیامدهایی جبران‌ناپذیر دارد. این حادثه بار دیگر این پرسش اساسی را مطرح می‌کند که آیا نظام بین‌الملل توانسته است هم‌زمان با سرعت تحول فناوری‌های نظامی، سازوکارهای حقوقی و اخلاقی لازم برای حفظ مسئولیت‌پذیری را نیز توسعه دهد یا خیر.

پاسخ به این پرسش، محدود به یک کشور یا یک حادثه نیست. آنچه در حمله به مدرسه میناب رخ داد—و نحوه توضیح و تبیین آن از سوی آمریکا—می‌تواند تصویری از آینده جنگ و نقش فزاینده سامانه‌های خودکار در تصمیم‌گیری‌های مرگبار ارائه دهد. اگر چارچوب‌های حقوقی و اخلاقی جهانی به‌روز نشوند، خطر آن وجود دارد که خشونت نظامی بیش از پیش در قالب «خطای سیستم» بازتعریف شود و مسئولیت انسانی در سایه فناوری‌های پیچیده و الگوریتم‌های مبهم به حاشیه رانده شود. این روند، نه‌تنها امنیت بین‌المللی را تهدید می‌کند، بلکه بنیان‌های اخلاقی جنگ و پاسخ‌گویی دولت‌ها را نیز با چالش جدی روبه‌رو می‌سازد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید