چقدر نزدیک۸۲۳۰;
شب نوزدهم در مسجد به قرآن خواندن مشغول بودم. عادت داشتم در پایان برخی آیات بخوانم: – ان الله سمیع بصیر – والله یحب الصابرین – والله خیر الرازقین اما به یکباره در آیه ۱۶۰ سوره بقره مواجه شدم با:…
شب نوزدهم در مسجد به قرآن خواندن مشغول بودم. عادت داشتم در پایان برخی آیات بخوانم: – ان الله سمیع بصیر – والله یحب الصابرین – والله خیر الرازقین اما به یکباره در آیه ۱۶۰ سوره بقره مواجه شدم با:…
از سه ماهی قرمز عیدمان، دو تا زنده بودند. پریشب یکیشان از دنیا رفت. موقعی که آب تنگ ماهی را عوض میکردم، ماهی مرده را داخل کیسه فریزر گذاشتم و برخلاف همیشه که در گلدان لب بالکن خاکش میکردم، به…
از مراسم عزای زنعمو تازه برگشته بودم که دوستی پیام داد که امیرحسین رضوانی به رحمت خدا رفته. سال ۹۱ و ۹۲ همکار بودیم و پس از آن دوست شدیم. نه از آن دوستیهای همیشگی ولی از آن دوستیهای نزدیک.…
سال، نو شده و همه به دنبال نو شدن هستیم. خرید کردهایم و خانهتکانی و …. دلمان میخواهد در سال جدید اتفاقاتی بیفتد که خوشحالی و آرامش بیشتری تجربه کنیم. برخی از ما دل دریاییتری دارند و امیدوارند که برای…
چه روزهای شلوغی است این روزهای پایانی سال. اسفند قبلی و اسفند قبلترش که به جز شغل اصلی، درگیر پروژه دیگر یا پژوهش هم بودم، فکر میکردم که افرادی که فقط یک کار دارند، چه اسفندی دارند. حتما به همه…
همیشه سعی کردم در چالشهای وبلاگی تا حد مقدور شرکت کنم. نمونههاش هم میتونید در این برچسب ببینید. وبلاگ نون والقلم چند روز پیش یک چالش جدید راه اندازی کرده به نام «پویش مؤثرترین وبلاگها» که در این پویش، این…