دسته درنگ

نانوشته‌ها

بسیاری چیزها هست که می‌خواستم بنویسم اما وقتش نشده. همیشه به خودم می‌گویم وقت نکردم بنویسم اما چه کنم که اگه صادقانه بنگرم، باید بگویم تنبلی کردم و ننوشتم! مگر نوشتن یه پست وبلاگی چقدر زمان می‌برد و با همه…

باز هم روز تو

شاید هیچ سالی به این اندازه از تو دور نبودم. و شاید هیچ سالی به این اندازه عزم خوب شدن و مردانه قیام کردن برای اصلاح نداشتم. امسال می‌خواهم به جای شبه مناجات با تو و زدن حرف‌ها و دغدغه‌های…

پیاده روی تا خدا&#۸۲۳۰;

این روزها بسیار از بندگان خدا، خود را به کربلا می‌رسانند. پیاده روی از نجف تا کربلا حرکتی عظیم است که حتما تاثیرات مثبت آن بر بسیاری از افراد جامعه انکارشدنی نیست. این مسیر باید مسیر سیر الی الله باشد…

تحول

در حال تغییر و تحول جدی در برخی امور روزمره هستم. چگونگی استفاده از زمان و مجبور کردن خود به کارهایی که مدت‌ها بلکه سال‌ها عقب افتاده یکی از این تغییرات است. یکی دیگر از تغییرات که قبلا به صورت…

عاشق عاقل

چقدر خلقت انسان پیچیده است. انسان می‌تواند چیزها و افراد مختلفی را دوست بدارد یا دوست ندارد یا متنفر باشد و انسانی دیگر نسبت به آن موضوع، موضعی کاملا متفاوت داشته باشد. انسان می‌تواند به چیزی یا کسی عشق بورزد…

بیماری

بیماری… پرتکرارترین واژه‌ای که دو هفته اخیر با آن مأنوس بوده‌ام. خودم و خانواده‌ام و اطرافیانم. بیماری‌ای که گویا قصد خوب شدن ندارد و قاستقم کما امرت پافشاری بر حضورش دارد. بیماری هر چند سخت است و زندگی انسان را…