چه میشود کرد؟!
گاهی وقتها در زندگی اتفاق میافتد کسانی که زمانی به شما لطفی کردهاند یا حقی به گردنتان دارند – خواسته یا ناخواسته – اشتباهی میکنند و ظلمی به شما روا میدارند. در فرهنگ ایرانی حرمت نان و نمک ما را…
گاهی وقتها در زندگی اتفاق میافتد کسانی که زمانی به شما لطفی کردهاند یا حقی به گردنتان دارند – خواسته یا ناخواسته – اشتباهی میکنند و ظلمی به شما روا میدارند. در فرهنگ ایرانی حرمت نان و نمک ما را…
دیشب بعد از افطار، قبل از ساعت ۱۰ شب، برق محله مان قطع شد. این سومین باری بود که در طول ۲۰ روز اخیر در ماه مبارک رمضان این اتفاق می افتاد. یک بار قطعی برق از ساعت ۳۰ دقیقه…
پس از چند هفته مریضی و بیحالی و کسلی، هیچ چیزی مثل زیارت امام رضا علیه السلام حال آدم رو خوب نمیکنه. انگار بعد از اون بیحوصلگیها تموم میشه و نشاط زندگی و کار زیاد میشه. فقط باید حواسم رو…
گاهی اوقات باید نوشت. نمیدانی چه چیزی باید بنویسی، فقط دوست داری بنویسی. انگار «نگارش» هم شده یک اعتیاد، یک اعتیاد شیرین و مثبت. البته شاید معتادین به هر چیزی، اعتیاد به آن را شیرین و مثبت میدانند. نگارش را…
تقریبا از ۱۱ سالگی هوادار منچستر یونایتد و البته بیشتر الکس فرگوسن شدم؛ یعنی سال ۱۹۹۷. وجود فرگوسن و درایت او در اداره تیم آنقدر اطمینانبخش بود که حتی وقتی تیم نتیجه نمیگرفت، به این فکر کنیم حتما بهتر از…
بعضی روزها میآیند که روز تو نیستند؛ اما آیا باید با آنها بسازی؟ باید اجازه دهی که آن روزها، ثانیههایشان را از تو دریغ کنند؟ باید بنشینی و به بطالت بگذرانی و با خودت بگویی چه کنم که این روزها…