دوم شخص مفرد
خیلی خونگرم و صمیمی بود؛ سالها میشناختمش؛ از دور، از نزدیک. همکاری مستقیم نداشتیم. گفتوگوهای دو نفرهمون توی همۀ ده سال گذشته به یک ساعت هم نمیرسه؛ اما کوتاه بودن و موندنی. همیشه…
خواندن نوشتهبرچسب
خیلی خونگرم و صمیمی بود؛ سالها میشناختمش؛ از دور، از نزدیک. همکاری مستقیم نداشتیم. گفتوگوهای دو نفرهمون توی همۀ ده سال گذشته به یک ساعت هم نمیرسه؛ اما کوتاه بودن و موندنی. همیشه…
خواندن نوشته