بیست و سوم خرداد ۸۸
محل کارم نزدیک وزارت کشور بود؛ یک خیابون پایینتر. بعدازظهر که شد اغتشاشات شروع شد. شعارهای تندی که میدادند اما کسی توجه نمیکرد. اول فقط شعار میدادند. یه ماشین که رانندهاش روحانی…
خواندن نوشتهبرچسب
محل کارم نزدیک وزارت کشور بود؛ یک خیابون پایینتر. بعدازظهر که شد اغتشاشات شروع شد. شعارهای تندی که میدادند اما کسی توجه نمیکرد. اول فقط شعار میدادند. یه ماشین که رانندهاش روحانی…
خواندن نوشتههر ایرانی خاطرهای از این روز دارد. شور و شوق انتخاباتی آن هم با ۸۵ درصد شرکت واجدین شرایط! علامت تعجب گذاشتم چون هیچ جای دنیا در هیچ انتخابات ریاست جمهوری…
خواندن نوشتهدیشب نامههای میرحسین موسوی و کروبی رو به سیدحسن خمینی میخوندم و همچنین متن گفتگوی تلفنی شیخ صانعی با سید حسن را. همه ناراحت از توهینی که به سیدحسن شده است و…
خواندن نوشتهپریشب توو خواب میرحسین موسوی رو دیدم. برای خودم خیلی مایه تعجب بود، چون اصلا این چند روز وقت فکر کردن به این چیزا رو نداشتم. نه اینکه پیگیر حوزه سیاسی نباشم…
خواندن نوشتهچند ماهی میشود که از انتخاباتی میگذرد که باعث اتفاقات نادری شد که در بعضی موارد به نفع مردم و جمهوری اسلامی بود و در بعضی موارد به ضرر. از فردای…
خواندن نوشته