همانطور که قبلا قول دادم، خلاصهای از فصول کتاب حکمرانی بر آینده را در صفحات مجازیام منتشر میکنم تا با ایدههای اصلی این اثر آشنا شوید.
مقدمه این کتاب با عنوان «حکمرانی بر انقلاب تکنوترونیک؟ آیندهای مبهم میان بهشت و آشوب»، یک مقدمه مفصل ۲۳ صفحهای است که با خواندن آن، شمای کلی از ایدههای کتاب را درمییابیم.
مقدمه کتاب با این تأکید آغاز میشود که ما در «عصر تحولات ژرف تمدنی» زندگی میکنیم؛ عصری که بخش عمده دگرگونیهای آن در بستر علم و فناوری رخ میدهد. با وجود آگاهی از تغییرات پیرامونی، سرعت عادتکردن ما به آنها موجب میشود از «وسعت تأثیرگذاری و پیامدهای عمیقشان» غفلت کنیم. این امر درباره انقلاب فناورانه کنونی نیز صدق میکند؛ انقلابی متکی بر پیشرفتهای سریع و درهمتنیده در حوزههایی چون تحول دیجیتال، هوش مصنوعی، رایانش، رباتیک، نانوفناوری مولکولی، زیستمهندسی و فناوریهای نوپدید. این مجموعه، فناوری معاصر را به عاملی بیسابقه برای دگرگونسازی شرایط زیست انسانی بدل کرده است.
این مقدمه توضیح میدهد که انقلاب فناورانه کنونی از نظر سرعت، ژرفا و گستره، در تاریخ بیسابقه است و فرصتها و مخاطرات آن همزمان پدیدار شدهاند. برخی اندیشمندان این تحول را معادل با «ظهور گونهای جدید از انسان یعنی انسان فناور و زوال تدریجی انسان خردمند» دانستهاند. این انقلاب در بستر جهانی در حال گذار رخ میدهد؛ جهانی که با بیثباتی، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام—یا همان جهان ووکا—شناخته میشود.
در این مقطع تاریخی، سه حوزه بنیادین تمدن—نوآوری فناورانه، ساختارهای اجتماعی-سیاسی و زیستکره—بهطور همزمان با تحولات ژرف روبهرو هستند. بحرانهای اقلیمی، آلودگیهای محیطزیستی و انقراض گونهها زیستبوم بشر را شکنندهتر کردهاند. همزمان، شتاب تحولات فناورانه توان انسان را در مدیریت خطرات کاهش داده است. به همین دلیل، انقلاب فناورانهای که در دل یک جهان متغیر رخ میدهد، نیازمند «ارزیابیهای پیوسته و چندوجهی» است.
کتاب حاضر تلاشی است برای بررسی نسبت میان انقلاب فناورانه و ابعاد گوناگون حکمرانی، نظم هنجاری و جهتگیری اجتماعی. مقالات کتاب از زوایای مختلف به این نسبت میپردازند: از ماهیت انقلاب فناورانه و تأثیر آن بر ساختارهای قدرت اجتماعی، تا نسبت آن با مفاهیم بنیادین انسان، جامعه و جهان؛ از ظهور ماشینهای هوشمند و ارتباطشان با هستی انسان، تا آثار این انقلاب بر نظامهای حقوقی و توانایی ما در درک و سازگاری با این دگرگونی تمدنی.
در ادامه، مقدمه به «انقلاب تکنوترونیک» میپردازد؛ اصطلاحی که برژینسکی برای توصیف جامعهای بهکار برد که «بهوسیله فناوری و الکترونیک شکل میگیرد و به عامل اصلی تغییر اجتماعی بدل میشود». نویسنده نشان میدهد که این انقلاب، نه نسخهای بهروزشده از تحولات گذشته، بلکه دگرگونیای است که میتواند شیوه زندگی، کار و اندیشیدن بشر را بهطور بنیادین تغییر دهد.
در نهایت، مقدمه تأکید میکند که این انقلاب در بستر پنج واقعیت کلان جهانی رخ میدهد: توزیع جهانی قدرت، ژئوپلیتیک، نظم جهانی، جهانیشدن و مخاطرات جهانی. این ابرروندهای درهمتنیده، جهانی را پدید آوردهاند که در آن «بحران پایدار، بحران فراگیر، بحران چندمنشأ و بحران سیارهای» ویژگیهای اصلی وضعیت کنونیاند. انقلاب تکنوترونیک در چنین بستری معنا مییابد و فهم و حکمرانی آن نیازمند توجهی چندبعدی و مداوم است.