شلیک به مغزافزار ایران؛ منطق جنگ علیه زیرساخت شناختی

حمله به قلب تپنده علمی تهران -از دانشگاه‌های علم‌وصنعت و شهید بهشتی تا شریف-  را نباید صرفاً در لایه «خبر نگران‌کننده» متوقف کرد. آنچه امروز در تهران رخ داد، تصادف یا خطای محاسباتی نیست؛ ما با یک «تغییر پارادایم در منطق جنگ» مواجهیم. اگر این تغییر ماهیت را درک نکنیم، تحلیل ما در سطح واکنش‌های مقطعی و سوگواری برای خشت و گلِ دانشگاه باقی می‌ماند.

۱. دانشگاه؛ هدف نظامی یا فضای آموزشی؟

در نگاه کلاسیک، هدف قرار دادن دانشگاه یک جنایت جنگی غیرقابل‌توضیح است. اما در دکترین جدید دشمن، دانشگاه دیگر یک حاشیه امن در دل جامعه نیست. دانشگاه امروز، «نقطه مرکزی تولید قدرت» است. وقتی علم و فناوری با قدرت ملی و به دنبال آن امنیت ملی گره می‌خورد، نهاد تولیدکننده دانش به بخشی از «زیرساخت راهبردی» کشور تبدیل می‌شود. دشمن امروز به این نتیجه رسیده است که برای زمین‌گیر کردن ایران، نباید فقط به دکل‌های نفتی یا پادگان‌ها شلیک کرد؛ بلکه باید «موتور محرک پیشرفت» را از کار انداخت.

۲. جنگ علیه «زیرساخت شناختی»

واقعیت این است: از موشک‌های نقطه‌زن و سامانه‌های پیچیده پدافندی گرفته تا پیشرفت هسته‌ای، فضایی، پزشکی و…، همگی ریشه در توجه ویژه جمهوی اسلامی به دانشگاه طی چند دهه گذشته دارند. دشمن با حمله به دانشگاه‌ها، در حقیقت به «توان تصمیم‌سازی» و «نیروی انسانی متخصص» ایران شلیک کرده است.

در منطق جدید تقابل، «هدف» جابجا شده است. آنچه هدف قرار می‌گیرد، فقط سخت‌افزار نظامی نیست؛ بلکه «ظرفیت تولید قدرت» است. آن‌ها می‌خواهند چرخه تولید دانش را بشکنند تا اثر آن را نه امروز، بلکه در کیفیت تصمیمات راهبردی ده سال آینده ایران مشاهده کنند.

۳. پاسخ نهایی: مقاومت علمی و بازسازی درونی

در برابر این تهاجم، مسئولیت جامعه دانشگاهی چیست؟

روایت‌گری در تراز جهانی: ما نیازمند تولید یک روایت علمی و حقوقی محکم از این «تروریسم علمی» هستیم تا چهره واقعی مدعیان آزادی بیان و دانش در جهان آشکار شود.

حفظ پیوستگی نبرد: بزرگترین پاسخ به بمباران دانشگاه، «تعطیل نشدن» است. حفظ جریان آموزش و پژوهش در قلب بحران، خود یک «کنش راهبردی» و نشانه شکست استراتژی دشمن در فلج کردن کشور است.

بومی‌سازی و استقلال: پاسخ نهایی به این فشارها، بازگشت به خویشتن است. دانشگاه باید بیش از پیش «مسئله‌محور» و ریشه‌دار در نیازهای واقعی ایران بازتعریف شود. تقویت زیرساخت شناختی، یعنی پیوند زدن دانش با زیست‌بوم ملی برای رسیدن به نقطه‌ای از بازدارندگی که اندیشه حمله به ساحت علم را از ذهن دشمن پاک کند.

اگر امروز «نهاد علم» زخمی است، به خاطر آن است که در ادامه راه شهدای بزرگ خود مانند «شهید بهشتی» تلاش خود را کرد تا «شریف» بماند و «علم و صنعت» را در خدمت ایران اسلامی قرار دهد. دشمن از دانشگاهی می‌ترسد که برای بن‌بست‌های ملی، «راه حل» تولید می‌کند. پاسخ ما به این وحشی‌گری، نه عقب‌نشینی، که تبدیل کردن هر کلاس درس به یک سنگر برای ایرانِ قوی است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید