سنکا، فیلسوف رواقی، در کتاب «نامههای اخلاقی» میگوید: اگر خرد را به این شرط به من بدهند که آن را در درون خود حبس کنم و به کسی نگویم، آن را پس خواهم زد.
ما چه کردهایم؟دانش را از «خیر مشترک» به «کالا» تبدیل کردهایم؛کالایی پشت دیوارهای حقوقی.
سالها در نشر و دانشگاه دیدهام: گاهی ترس از دزدیده شدن ایدهها،بیشتر از خود دزدی، به دانش آسیب میزند.
دانشی که گفته نشود، میمیرد.
مالکیت فکری لازم است،اما وقتی افراطی میشود،جریان یادگیری را خشک میکند.
یک اصل ساده: دانایی، فقط وقتی زنده است که در گردش باشد.
نظر شما در این باره چیست؟