همکاری تازه دیزنی و تیکتاک را میتوان نشانهای از تغییر مسیر صنعت رسانه دانست. براساس اعلام رسمی دو شرکت، گروهی از تولیدکنندگان محتوای تیکتاک که داوطلبانه وارد برنامه میشوند، میتوانند با استفاده از شخصیتها، صحنهها و جهانهای داستانی متعلق به برندهایی مانند پیکسار، مارول، استار وارز و افایکس ویدئوهای کوتاه تولید کنند. بخشی از این محتواها نیز پس از انتخاب، علاوه بر تیکتاک در بخش ورتز سرویس دیزنیپلاس نمایش داده خواهد شد. این برنامه ابتدا در آمریکا آزمایش میشود و قرار است بعداً به بازارهای دیگر گسترش یابد. جزئیات مالی توافق منتشر نشده است.
مرز میان استریم، شبکه اجتماعی و مالکیت فکری
اهمیت این خبر فقط در ورود چند ویدئوی کوتاه به دیزنیپلاس نیست. اتفاق مهمتر این است که مرز میان سه حوزه در حال کمرنگشدن است: شبکه اجتماعی، سرویس پخش فیلم و سریال، و مالکیت فکری سرگرمی.
دیزنی تا امروز بیشتر بهعنوان تولیدکننده و مالک مجموعه بزرگی از فیلمها، شخصیتها و جهانهای داستانی شناخته میشد. تیکتاک نیز بستری بود که کاربران در آن درباره این آثار حرف میزدند، صحنهها را بازسازی میکردند یا با شخصیتها شوخی میساختند. همکاری جدید این دو فعالیت را به هم متصل میکند. اکنون محتوایی که طرفداران تولید میکنند، میتواند دوباره وارد بستر رسمی دیزنی شود.
در این مدل، مخاطب فقط تماشاگر نیست. او در معرفی، بازخوانی و گسترش یک اثر نقش پیدا میکند. یک فیلم ممکن است مدتها پیش منتشر شده باشد، اما یک ویدئوی کوتاه، یک شوخی یا بازآفرینی تازه میتواند آن را دوباره به گفتوگوی عمومی بازگرداند. در نتیجه، عمر فرهنگی و اقتصادی یک شخصیت یا مجموعه داستانی افزایش مییابد.
تیکتاک در این میان صرفاً یک ابزار تبلیغاتی نیست. این پلتفرم به محلی برای کشف دوباره آثار فرهنگی تبدیل شده است. کاربران بخشی از یک فیلم، موسیقی یا شخصیت را انتخاب میکنند، آن را با تجربه و زبان خود بازتفسیر میکنند و سپس در شبکه توزیع میکنند. گاهی همین بازتفسیرهای مردمی، توجه مخاطبان را دوباره به اثر اصلی جلب میکند.
از مخاطب تماشاگر تا جامعه طرفداری
از طرف دیگر، دیزنیپلاس نیز در حال فاصلهگرفتن از الگوی ساده «کتابخانه محتوا» است. راهاندازی بخش ورتز در دیزنیپلاس نشان میدهد این سرویس میخواهد علاوه بر نمایش فیلم و سریال بلند، امکان کشف سریع محتوا از طریق ویدئوهای عمودی را نیز فراهم کند. همکاری با تیکتاک این مسیر را یک مرحله جلوتر میبرد و محتوای طرفداری را نیز وارد تجربه استریم میکند.
بااینحال، یک پرسش مهم باقی میماند: سهم تولیدکنندگان محتوای طرفداری چیست؟ در اطلاعیههای رسمی از دیدهشدن بیشتر، دسترسی به برخی فرصتها و امکان رشد حرفهای سخن گفته شده، اما جزئیات دقیقی درباره نوع مجوز، شیوه انتساب، حق حذف محتوا یا سهم اقتصادی سازندگان منتشر نشده است. بنابراین هنوز نمیتوان درباره حقوق کامل تولیدکنندگان با قطعیت داوری کرد.
درس این تحول برای پلتفرمهای ایرانی
این تحول برای پلتفرمهای ایرانی نیز درس روشنی دارد. رقابت رسانهای فقط با خرید یا تولید فیلم و سریال پیش نمیرود. هر اثر مهم باید از ابتدا بهعنوان یک مالکیت فکری قابل گسترش دیده شود؛ یعنی برای آن جامعه طرفداری، محتوای کوتاه، بازی، کالا، حضور در چند پلتفرم و امکان مشارکت مخاطبان طراحی شود. پلتفرم ایرانی موفق، فقط جایی برای تماشای محتوا نیست؛ باید فضایی باشد که مخاطب بتواند در ادامه زندگی یک داستان، شخصیت یا جهان فرهنگی سهم داشته باشد.
آینده صنعت سرگرمی متعلق به مجموعهای نیست که فقط محتوای بیشتری در اختیار دارد؛ متعلق به مجموعهای است که بتواند میان داستان، مخاطب و مشارکت، رابطهای ماندگار بسازد.

عالی 👍