در مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، درباره آینده حکمرانی زبان فارسی در عصر پلتفرمها و هوش مصنوعی سخن گفتم؛ موضوعی که دیگر نمیتوان آن را صرفاً مسئلهای فرهنگی، ادبی یا واژهشناختی دانست.
زبان فارسی در ایران غایب نیست. در آموزش، رسانه، تبلیغات، تابلوهای شهری، نظام اداری و ارتباطات عمومی، فارسی همچنان زبان غالب و رسمی کشور است. بنابراین مسئله اصلی ما «فارسیکردن» عرصه عمومی نیست؛ مسئله، تبدیل این حضور گسترده به اقتدار کارکردی، فناورانه، دادهای و مفهومی است.
در عصر پلتفرمها، زبان فقط در کتاب و مدرسه بازتولید نمیشود. موتورهای جستوجو، شبکههای اجتماعی، سامانههای پیشنهاددهنده، خدمات دولت دیجیتال و مدلهای زبانی هوش مصنوعی، هر روز درباره میزان دیدهشدن، آموختهشدن و بهکاررفتهشدن زبانها تصمیم میگیرند.
از این منظر، زبان فارسی باید بهمثابه یک زیرساخت عمومی و راهبردی دیده شود؛ زیرساختی که بر آموزش، علم، رسانه، خدمات عمومی، اقتصاد محتوا، فناوری و حتی ظرفیت روایتسازی فرامرزی اثر میگذارد.
از حفاظت نمادین تا حکمرانی قابل سنجش
در سالهای گذشته، بخش مهمی از سیاستگذاری زبان فارسی بر حفاظت، پاسداشت و معادلسازی واژگان متمرکز بوده است. این اقدامات ارزشمندند، اما بهتنهایی کافی نیستند. اقتدار زبان را نمیتوان فقط با تعداد واژههای مصوب، فارسیبودن تابلوها یا حذف واژههای بیگانه سنجید.
زبان قدرتمند زبانی است که بتواند در حوزههای حیاتی جامعه کار کند، مفاهیم جدید را تولید و منتقل کند، در علم و فناوری حضور داشته باشد، در پلتفرمها و سامانههای هوش مصنوعی بهدرستی پردازش شود و برای گویندگان خود امکان مشارکت، یادگیری و تولید ارزش فراهم کند.
به همین دلیل، در این سخنرانی بر ضرورت بازآرایی حکمرانی زبان فارسی تأکید کردم؛ یعنی گذار از مجموعهای پراکنده از سیاستهای دستگاهی به نظامی هماهنگ، آیندهنگر و قابل ارزیابی.
پلتفرمها و مسئله وابستگی
یکی از مسائل مهم، وابستگی پلتفرمی است. این وابستگی الزاماً به معنای استفاده از فناوری خارجی نیست و پاسخ آن نیز داخلیسازی کامل همه سختافزارها، حافظهها و مدلها نخواهد بود.
مسئله اصلی، افزایش اختیار راهبردی است: کنترل بر دادههای حساس، امکان ارزیابی مستقل، تنوع تأمینکنندگان، قابلیت جایگزینی، تداوم خدمت در شرایط تحریم یا قطع دسترسی و داشتن مسیر مهاجرت از یک خدمت یا شرکت به گزینهای دیگر.
در این چارچوب، «پیکره ملی زبان فارسی» نیز الزاماً یک انبار متمرکز از همه دادهها نیست. پیکره ملی میتواند شبکهای هماهنگ از منابع متنی و گفتاری باشد که با استاندارد، فراداده، مجوز، شناسه و قواعد دسترسی مشترک به یکدیگر متصل شدهاند.
پیشنهاد یک الگوی چهارلایه
در ادامه، الگویی چهارلایه برای حکمرانی زبان فارسی پیشنهاد کردم:
۱. حکمرانی نهادی؛ برای تعیین مسئولیت، تقسیم کار و پاسخگویی؛
۲. کفایت کارکردی؛ برای تضمین حضور مؤثر فارسی در آموزش، علم، رسانه، دولت و خدمات عمومی؛
۳. حکمرانی داده، فناوری و پلتفرم؛ برای توسعه منابع زبانی، ارزیابی سامانههای هوش مصنوعی و مدیریت وابستگی فناورانه؛
۴. اقتدار تمدنی و حضور فرامرزی؛ برای تقویت دیپلماسی زبان، تولید محتوا و گسترش ظرفیت روایتسازی فارسی در جهان.
سه ملاحظه نیز باید در همه این لایهها جاری باشد: عدالت و تنوع زبانی، تابآوری و پدافند زبانی ـ گفتمانی، و ارزیابی و یادگیری سیاستی.
نقش مجلس چیست؟
مجلس در این حوزه الزاماً نباید به دنبال تصویب یک قانون جامع جدید یا تأسیس سازمانی تازه باشد. بخشی از مسئله، استفادهنشدن از ظرفیتهای موجود و نبود سازوکار روشن برای گزارشدهی و نظارت است.
از جمله اقدامات قابل بررسی میتوان به این موارد اشاره کرد:
- انتشار گزارش سالانه وضعیت زبان فارسی؛
- تهیه نقشه نهادی و تنقیح تکالیف دستگاهها؛
- ایجاد نظام ملی شاخصهای زبان فارسی؛
- تعیین قواعد استفاده از دادههای زبانی تولیدشده با بودجه عمومی؛
- تدوین معیار مستقل برای خرید و ارزیابی سامانههای هوش مصنوعی فارسی؛
- تعیین الزامات خدمات عمومی دیجیتال به زبان فارسی روشن و قابل فهم؛
- پیوند حمایتها و بودجه دستگاهها با عملکرد قابل سنجش.
جمعبندی بحث این بود که پدافند زبانی نباید به امنیتیسازی زبان یا مقابله با تنوع زبانی داخلی تبدیل شود و اقتدار زبانی نیز نباید با خلوصگرایی، انزوا یا خودبسندگی فناورانه اشتباه گرفته شود.
اقتدار زبان فارسی در عصر جدید، توانایی جامعه برای حفظ زبان، توسعه کارکردهای آن، حکمرانی بر داده و فناوری، ارزیابی مستقل عملکرد پلتفرمها و گسترش ظرفیت مفهومی و تمدنی آن است.
مسئله امروز زبان فارسی، فقط دفاع از گذشته نیست؛ طراحی امکان حضور مؤثر آن در آینده است.
متن خبر را در سایت مرکز پژوهشهای مجلس بخوانید.

گفتوگو پیرامون این نوشته
دیدگاهها و گفتوگو