نور زندگی
شبی در روستایی از مجلس ختم برمیگشتیم. راه آسفالت نبود و باران زده بود، ماه در آسمان نبود و تاریک بود و گِل میتوانست عابر پیاده را سُر بدهد. دوچرخه سواری در…
خواندن نوشتهبرچسب
شبی در روستایی از مجلس ختم برمیگشتیم. راه آسفالت نبود و باران زده بود، ماه در آسمان نبود و تاریک بود و گِل میتوانست عابر پیاده را سُر بدهد. دوچرخه سواری در…
خواندن نوشتهرفته بودیم #روستا. به دخترم توضیح میدادم که وقتی بچه بودم اینجا چه شکلی بود. چقدر خانه زیبایی بود و پدربزرگم چقدر #پیله کرم ابریشم داشت. نشان میدادم که آنجا که الان…
خواندن نوشته