هوش مصنوعی، در کنار ظرفیتهای راهبردی خود برای رشد اقتصادی، ارتقای خدمات عمومی و توسعه علمی، مخاطراتی حقوقی، امنیتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نیز به همراه دارد. پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوبی بومی، مسئولانه و عملیاتی برای سیاستگذاری هوش مصنوعی در ایران انجام شده است. روش پژوهش، ترکیبی از تحلیل اسناد و گزارشهای سیاستی داخلی و بینالمللی، بررسی مطالعات تطبیقی، چهار مصاحبه تخصصی و سه نشست علمی با حضور هشت نفر از استادان و صاحبنظران حوزه حکمرانی هوش مصنوعی بوده است.
یافتهها نشان میدهد که سیاستگذاری هوش مصنوعی در ایران با چالشهایی چون پراکندگی نهادی، فقدان تنظیمگر تخصصی، ضعف حکمرانی و دسترسی به داده، کمبود زیرساختهای پردازشی و امنیتی، وابستگی به زنجیره تأمین خارجی، حمایت ناکافی از بخش خصوصی، مهاجرت نیروی انسانی متخصص و ضعف آگاهی و مشارکت عمومی مواجه است. بر این اساس، چارچوب پیشنهادی پژوهش بر پنج محور استوار شده است: حکمرانی و هماهنگی نهادی؛ چارچوب اخلاقی، حقوقی و حاکمیت داده؛ امنیت، استانداردسازی و زیرساخت فنی؛ توسعه ظرفیت علمی، صنعتی و بازار؛ و شفافیت، مشارکت عمومی و نظارت.
تشکیل «مرکز هماهنگی ملی هوش مصنوعی» و راهاندازی «رصدخانه ملی دادههای هوش مصنوعی» دو پیشنیاز زیربنایی این چارچوباند. همچنین، تنظیمگری مبتنی بر ریسک، ایجاد محیطهای آزمون کنترلشده، تدوین نظام ارزیابی و گواهی مدلها، توسعه سرمایه انسانی و استفاده از شاخصهای کمی برای پایش اجرای سیاستها پیشنهاد شده است. نتیجه پژوهش آن است که ترکیب حمایت از نوآوری با تنظیمگری هدفمند و تصمیمگیری مبتنی بر شواهد، میتواند مسیر توسعه مسئولانه هوش مصنوعی و حفاظت از حقوق عمومی و منافع ملی را فراهم کند.
این گزارش در پاییز ۱۴۰۴ به سفارش گروه پژوهشی علمی، فرهنگی و اجتماعی پژوهشکده تحقیقات راهبردی، وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام، تهیه شده است. به دلیل ماهیت درونسازمانی پژوهش، متن کامل آن انتشار عمومی ندارد. مطالب این صفحه صرفاً معرفی عمومی پژوهش است و انتشار آن به معنای انتشار رسمی گزارش یا تأیید تمامی پیشنهادهای آن از سوی سفارشدهنده نیست.

گفتوگو پیرامون این نوشته
دیدگاهها و گفتوگو