مراقبت امنیتی نه تشریفات!

فرهنگی :: کتاب

جریانی پیش آمده و یک مقدار، به اندازه یک گوشه، برای ما مشکل ایجاد کرده است. ولی این مشکل را با همت و حضور و همیای و همکاری شما ان شالله حل خواهیم کرد. مشکل این است که تا موقع شهادت مرحوم آیت الله استاد مطهری ما همین چیزهایی را که گفتم کاملا می‌توانستیم رعایت کنیم. من با همان کیفیتی که قبلا می‌آمدم و می‌رفتم، می‌آمدم و می‌رفتم و محافظ و مراقبی هم نمی‌خواستم. خیلی راحت و آسان و بی‌ریا و بدون هیچگونه قیدی و بدون هیچگونه امر اضافی آمد و شد می‌کردیم. در خانه ما مسلحی نبود، در کنار خانه ما مسلحی نبود، در اتاق ما مسلحی نبود، تنها می‌رفتیم و می‌آمدیم. پس از شهادت ایشان و ترور ایشان، شما امت در تشییع جنازه ایشان فریاد کشیدید که امنیت اینها باید تأمین شود! شما فریاد کشیدید و امام امر فرمود که باید از اینها مراقبت کنیم. بنده خودم را می‌گویم: من چیزی نیستم که بخواهند از من مراقب بکنند. ولی خوب، بالاخره فعلا اینطور که شما می‌گویید باید مراقبت کنند. بنابراین، در رفت و آمدهایمان دو یا سه یا چهار پاسدار با اسلحه همراه ما هستند. در خانه چند پاسدار هستند. درِ خانه را پاسدار باز می‌کند. این برای ما سوهان روح است. این پاسدارها چنان جوان‌های خوبی هستند که من با تمام قلب آنها را دوست دارم. آنها هم نسبت به من لطف دارند. رابطه ما با آنها برادروار است. اما ما اصلا به این حرفها عادت نداشتیم. اصلا برای ما خلاف عادت است. ما یک طلبه‌ای بودیم که راحت می‌آمدیم، راحت می‌رفتیم، آزاد می‌آمدیم، آزاد می‌رفتیم. الان اصلا آزادی ما سلب شده است. گاهی هم که بنده می‌خواهم در جایی زودتر پیاده شوم و با مردم باشم، این برادرها بر اساس احساس مسئولیت می‌گویند آقا پیاده نشوید! البته من گاهی به حرف اینها گوش نمی‌دهم. حتی مکرر به حرفهایشان گوش نمی‌دهم. پیاده می‌شوم، می‌گویم که در میان همین مردم و با همین مردم از همه جا بهتر است. ولی اینها گاهی بعدا ملامت می‌کنند و می‌گویند اگر چنین شد، اگر چنان شد! 

من عرض کردم که می‌خواهم ان‌شاءلله با کمک شما مسأله را حل کنیم. به آنها هم گفته‌ام در اولین فرصت ان‌شاءلله این مشکل را هم حل می‌کنیم. ما این را نخواسته بودیم. اصلا نخواسته بودیم. از آن هم بیزار هستیم. منهای این قسمت، دیگر بقیه کارهای ما می‌تواند عادی و معمولی باشد. همه چیز آن معمولی باشد. این گوشه را هم باید معمولی کنیم. نمی‌شود که به این صورت بماند. من اصلا می‌ترسم این مسأله ما را منحرف کند. من خوب یادم می‌آید وقتی خیلی جوان بودم، شاید شانزده هفده سالم بود، مدت کوتاهی بود درس طلبگی می‌خواندم، همکلاسی‌های من از دبیرستان می‌آمدند با من پیرامون مسائل روز بحث می‌کردند. یکی از حرف‌هایی که آن موقع در ذهن آنها کرده بودند و می‌پرسیدند این بود که می‌گفتند حضرت علی (ع) وقتی از خانه می‌خواست به مسجد بیاید، می‌دانست که به او حمله می‌کنند یا نه؟ اگر می‌دانست یا احتمال قابل ملاحظه‌ای می‌داد و قراین نشان می‌داد، چطور چنان بی‌پروا به مسجد آمد تا شهید شود و عالم اسلام علی را از دست بدهد؟! آن موقع‌ها،‌در همان سن نوجوانی، من به این همسن و سال‌های خودم گفتم، برای اینکه علی در آن خط حکومتی بود که پس‌رو پیش‌رو را نفی می‌کرد. اگر از آن خط منحرف می‌شد و به خط پس‌رو پیش‌رو درست کن می‌افتاد، می‌دید آرمانش قربانی شده. ولی علی ترجیح می‌داد خودش قربانی بشود ولی آرمانش قربانی نشود... من الان در رابطه با خودمان همین را می‌گویم. عرض کردم که امیدوارم به زودی بتوانیم این مسئله را تمام کنیم. اگر هم حادثه‌ای پیش بیاید هیچ‌طور نمی‌شود! ما به افتخار شهادت می‌رسیم، و این سعادت ماست! جامعه ما هم جای ما را پر خواهد کرد. دیگران مسئولیت‌های ما را به عهده خواهند گرفت. من با تمام وجودم از این گوشه انحرافی اضطراری که الان در زندگی‌ام و روابطم با مردم پیش آمده بیزار هستم. می‌دانم عده‌ای دیگر از برادران ما هم دچار این مشکل هستند. ولی ما تلاش می‌کنیم، اولا این وضع را به زودی عوض کنیم و به همان صورت عادی، به تمام معنا عادی، که با مردم و با دوست و دشمن داشتیم،‌ برگردیم؛ و ثانیا، حالا که نمی‌شود این کارها را بر خلاف فرمان امام و رأی امام و نظر امت کرد، حالا که فعلا برای مدت خیلی کوتاهی که توطئه‌های آمریکا و شیطان بزرگ و دیگران سر راه ماست اجازه نمی‌دهید و اجازه نمی‌دهند که چنین کنیم، کوشش داریم آن را به حداقل لازم برسانیم، به طور که واقعا فقط در همان حد مراقبت امنیتی باشد نه در حد تشریفاتی. بر این نکته سخت مراقبت داریم. به همین دلیل من به برادرهای پاسدار اجازه نمی‌دهم در ماشین را برای من باز کنند. خودم در را باز می‌کنم. حتی الامکان هم نمی‌گذارم آنها در ماشین را ببندند، باید خودم ببندم. لااقل می‌گویم این جزییات را مراقبت کنیم تا این کار معنی مراقبتی و محافظی داشته باشد. 

 

ولایت، رهبری، روحانیت، صفحه 285 تا 288

نویسنده: شهید بهشتی

سخنرانی بهمن ماه 1358 در مسجد لرزاده تهران

معامله قرن

سیاسی

اگر به شما بگویند به شما پول می‌دهیم که کشورتان را تا آخر عمر ترک کنید، قبول می‌کنید؟ شاید برخی قبول کنند.

حالا اگر به شما بگویند به شما پول می‌دهیم که دیگر کشورتان را بیگانه‌ها اداره کنند، قبول می‌کنید؟ باز شاید عده بسیار کمتری باشند که قبول کنند. بخصوص اگر پولش وسوسه انگیز باشد.

حالا اگر به شما بگویند به شما پول می‌دهیم که علاوه بر اینکه کشورتان را بیگانه‌ها اداره می‌کنند، اسم کشورتان هم عوض شود، و شما مثل یک مهاجر فقط در این کشور زندگی کنید، قبول می‌کنید؟ بعید است حتی یک نفر هم حاضر باشد کلا کشورش تا ابد توسط بیگانه‌ها حذف شود.

چنین پیشنهادی به فلسطینی‌ها داده شده است ذیل عنوان «معامله قرن». وعده داده‌اند به شما دلار می‌دهیم، رفاه می‌آوریم ولی دست از فلسطین بردارید و بگذارید فقط اسرائیل بماند با پایتختی قدس!

چه دشمنان احمقی! برای اولین بار در طی چند دهه گذشته، همه فلسطینی‌ها را متحد کرده‌اند. از طرفداران مقاومت گرفته تا دولت خودگردان. آنقدر پیشنهاد وقیحانه و عریان است که دیگر جای حمایتی نمی‌ماند. دیگر حق و باطلی در هم آمیخته نشده که بتوان با آن حتی توجیه کرد.

----------------------

پ.ن ۱: امروز در منامه نشسته‌اند که راجع به این موضوع صحبت کنند و هیچ فلسطینی‌ای در این نشست نیست!

پ.ن ۲: فکر کنیم به اینکه حالا کمی هم حق به آن بیامیزند چطور می‌شود؟ مثلا بگویند دلار می‌دهیم و رفاه می‌آوریم ولی استقلال‌تان را زیر سؤال ببریم و برای فلان مسئله‌تان ما تصمیم بگیریم. مثلا ما بگوییم که در کدام حوزه‌های علمی پیشرفت کنید و در کدام حوزه‌های علمی پیشرفت نکنید؟! ما بگوییم که چه برنامه‌ای در حوزه سلامت داشته باشید، ما بگوییم چه برنامه‌ای در آموزش و پرورش داشته باشید، ما بگوییم توان نظامی‌تان چقدر باشد، ما بگوییم... همان شد، نه؟ یا دقیق‌تر بگویم به همانجا ختم می‌شود، نه؟ چقدر شرم‌انگیز!

محتوا، مسئله اصلی توسعه کتاب الکترونیک در ایران

نشر

در روزهای گذشته نمایشگاه کتاب سئول برگزار شد. در این نمایشگاه، نشستی با عنوان ضرورت انتشار کتاب‌های الکترونیک و صوتی برگزار شد که ایوب دهقان‌کار، مشاور معاونت فرهنگی ارشاد در آن به سخنرانی پرداخت. ایوب دهقان‌کار در این نشست، از ۳ برابر شدن خرید کتاب الکترونیک در سال گذشته خبر داد و مجموع کتب الکترونیک قانونی در ایران را ۱۲۰ هزار عنوان ذکر کرد (اینجا بخوانید).

اما کمی بیشتر از صنعت کتاب الکترونیک بدانیم:

کتاب الکترونیک از سه بخش اصلی تشکیل شده است:

           - پلتفرم (نرم افزار) مرتبط با خرید و خوانش کتاب،

           - دستگاه خواندن (کتابخوان الکترونیک یا سایر ابزارهای هوشمند مانند موبایل و لپ‌تاپ)

           - محتوا

در ایران از نظر پلتفرم مشکل جدی وجود ندارد و چند پلتفرم بالاتر از استانداردهای بین المللی وجود دارد. از نظر دستگاه خواندن هم بیش از ۹۰ میلیون دستگاه هوشمند در کشور طبق آخرین آمار رسمی موجود است. مشکل اصلی در عدم توسعه صنعت کتاب الکترونیک در کشور، کمبود محتواست. از بیش از ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار عنوان کتابی که پس از انقلاب مجوز گرفته است، در خوشبینانه‌ترین حالت به اذعان ایوب دهقان‌کار ۱۲۰ هزار عنوان کتاب الکترونیک قانونی در کشور وجود دارد که حدود ۱۰ درصد از عناوین می‌شود. اگر کتب تخصصی مانند کتب اسلامی مؤسسه نور که مخاطب خاص دارد و کتب به زبان‌های انگلیسی و عربی هم از این تعداد کم کنیم شاید نیمی از این عناوین کم شود.

مخاطب اگر به پلتفرم‌ها مراجعه کند و کتاب مدنظر خود را پس از جستجو پیدا نکند، دیگر سخت به آن پلتفرم مراجعه خواهد کرد. نیازمند این هستیم که تعداد عناوین کتب الکترونیک قانونی کشور را به سرعت افزایش دهیم تا بتوان سلیقه‌های مختلف مردم را پوشش داد. اراده ناشران، نویسندگان، ناشران صوتی و صاحبان پلتفرم‌های کتاب الکترونیک در کنار سایر عوامل قانونی، اقتصادی و فرهنگی لازمه کار است.

گزارش دیدار با مدیر بیان

شخصی

حدود ۷ دقیقه‌ای با تأخیر رسیدم. مسیریاب خارجی درست کار نمی‌کرد و مجبور شدم در بزرگراه، جایی برای توقف پیدا کنم و از مسیریاب ایرانی استفاده کنم که تأخیرم کمتر شود.  شاید برای جلسه با علی قدیری که اصرار دارد توان فنی ایرانی‌ها قابل احترام است، نشانه خوبی بود. بماند که نمی‌دانستم ورودی شرقی دانشگاه شریف نزدیک‌تر است یا ورودی غربی.

میم صاد آنلاین ۲ دقیقه‌ای زودتر از من رسیده بود و سر کوچه منتظرم بود اما حریری به رنگ آبان و قصر خیال صحبت با مدیرعامل بیان را شروع کرده بودند؛ تخته سفید اتاق جلسه، پر بود از مواردی که بلاگرها در پویش نوشته بودند به ترتیب اولویت از نظر تعداد درخواست‌ها.

ما که رسیدیم شاید مسیر صحبت تغییر کرد. ابتدا بحث رفت سمت دغدغه وبلاگ نویسی علی قدیری که فهمیدیم خودش از بهمن سال ۸۱ وبلاگ نویس است و بلاگ را بر اساس دغدغه‌ و علاقه شخصی‌اش راه اندازی کرده. اینکه چقدر دغدغه حریم خصوصی کاربران را دارد؛ هم از نظر شرعی و هم از نظر تخصصی. اما به هر حال باید صحبت از توسعه خدمات وبلاگ نویسی بلاگ هم می‌کردیم.

خلاصه کنم و موردی عرض کنم که هر کس اولویت خود را راحت‌تر پیدا کند:

- اپ موبایل بلاگ بیان یا واکنش‌گرا شدن پنل مدیریتی در موبایل:

گویا نسخه اپ راحت‌تر از تغییر حالت موبایل است. چون ابزارهای پنل مدیریتی زیاد است و نمی‌توان در حالت موبایل همه آنها را نمایش داد. اگر قرار باشد ساده سازی شود، کلا به سمت ساده سازی باید پیش برویم.

ما گفتیم که بلاگرها حاضرند به مبلغ اندک (مثلا زیر ۱۰ هزار تومان) اپ بلاگ بیان را خریداری کنند، تا از نظر مالی هم برای بلاگ که تا به حال زیر بار تبلیغات اعصاب خورد کن نرفته، توجیه اقتصادی داشته باشد. 

- نسخه پشتیبان:

در پنل مدیریتی، در قسمت «فهرست مطالب»، دکمه‌ای هست با نام «دریافت بایگانی مطالب». روی آن کلیک کنید، کل بایگانی وبلاگ‌تان ذخیره می‌شود؛ البته از نظرات خبری نیست. قرار شد این دکمه به قسمت «امکانات و ابزارها»، بخش «تهیه نسخه پشتیبان» هم لینک شود که چراغش خاموش نباشد.

- پاسخ به نظرات:

پاسخ به نظرات فعال می‌شود؛ به صورت نقل قول. اما قابلیت منشن کردن با توجه به هزینه‌بر و وقت‌گیر بودنش در اولویتشان نیست. قرار شد «بیان» تأمل کند تا اگر راه حل راحتی پیدا کرد، برای اطلاع رسانی به کسب که به هر شکلی در پست‌مان به او اشاره کرده‌ایم، در پنل مدیریتی بتوانیم اطلاع رسانی کنیم ولو به صورت دستی از طریق پنل.

- تسهیل ثبت نام یا تغییر ایمیل؟

برخی درخواست داشتند که درخواست شماره موبایل از صفحه ثبت نام حذف شود. متفق القول بودیم که تسهیل ثبت نام و فقط درخواست ایمیل می‌تواند کاربران فیک (غیرواقعی) را زیاد کند. بنابراین برای ثبت نام حتما شماره موبایل لازم است. اما اگر کسی تمایل داشت ایمیل خود را عوض کند، شیوه‌ای در نظر گرفته می‌شود تا از طریق تأیید کردن کدی که برای آن شماره موبایل می‌رود، ایمیل را تغییر دهد.

- افزایش تنوع قالب‌ها:

چند قالب زیبای واکنش‌گرا هم طراحی شده است و در مراحل آخر به سر می‌برد. به زودی این قالب‌ها منتشر می‌شود. مدیر بلاگ پیشنهاد کردند که افرادی که قالب‌های شخصی برای خودشان طراحی کرده‌اند هم می‌توانند آن را به کاربران بلاگ هدیه کنند تا به صورت رسمی و از طریق بخش قالب‌ها به نام خودشان در اختیار سایر کاربران قرار گیرد. من خودم پیش‌قدم خواهم شد و حتما این کار را خواهم کرد.

- برترین بلاگرهای سال:

برترین وبلاگ‌های سال قبل به زودی اعلام می‌شود اما به شیوه‌ای جدید. در شیوه جدید علاوه بر اتفاقی که سال قبل افتاد، دو لیست دیگر هم منتشر می‌شود: برترین وبلاگ‌های دامنه مستقل؛ و برترین وبلاگ‌های مفید. وبلاگ‌های مفید شامل وبلاگ‌های آموزشی یا خدماتی می‌شود. به طور مثال وبلاگ‌هایی که قالب وبلاگ بیان کدنویسی کرده‌اند و در اختیار کاربران قرار داده‌اند. اگر وبلاگ‌ها یا سایت‌هایی را می‌شناسید که چنین خدماتی را ارائه می‌دهند معرفی کنید تا زودتر برای انتشار به دست بیان برسانیم.

- دنبال کردن:

اینکه بعد از ورود به پنل مدیریتی، بتوانیم ببینیم هر کسی چند پست جدید گذاشته و همه آن را ببینیم و نه فقط آخری را، در جلسه رأی نیاورد. قرار شد به کاربران اطلاع رسانی کنیم که آن وبلاگ‌هایی که بیشتر دوس دارید را می‌توانید به جای کلیک روی آخرین پست آن، روی آدرس صفحه اصلی وبلاگ کلیک کنید و همه چند پست آخر آن را بخوانید.

دنبال کردن خاموش هم نه به دلیل کاملا منطقی، فقط به دلیل حس بدی که به بسیاری از کاربران می‌داد، با اعلام قبلی «بیان» حذف می‌شود. قرار شد بیان در پستی اعلام کند که در مدت زمانی مثلا یک ماهه، وقت دارید که به صورت آشکار کسی را دنبال کنید وگرنه از لیست دنبال کنندگان حذف خواهید شد.

در مورد جعبه دنبال کنندگان هم قرار شد راه حل فنی پیدا شود که کاربر بتواند خودش انتخاب کند در جعبه دنبال کنندگانش چه وبلاگ‌هایی نمایش داده بشوند.

- امکان جستجو در وبلاگ:

این امکان اضافه خواهد شد و به جای «سلام» که فعلا به دلیل هزینه های بالای آن متوقف شده است، جستجو در «گوگل» انجام شود.

 

آقای قدیری گفتند که رسم ما ایرانی هاست که کوزه گر باید از کوزه شکسته آب بخورد ولی قول دادند که وبلاگ بیان را بیشتر از قبل به روز کنند.

در مورد سایر موارد مثل «مطالب مرتبط»، «ذخیره خودکار مطالب»، «تفکیک آمار بازدید روبات‌ها از بازدیدهای واقعی»، «اضافه شدن تبلیغات اختیاری» و ... هم صحبت‌هایی شد که قرار شد از طرف تیم بیان بررسی و تصمیم گیری شود.