پرش به محتوا

بینش سبز

وبلاگ شخصی قاسم صفایی‌نژاد

«راه انداختن یک کسب و کار جدید» نام کتابی از مجموعه کتاب‌های آموزشی دانشگاه هاروارد است که به عنوان «مشاور جیبی» بعنوان حرف‌های ناگفته‌ای از رهبران موفق شرکت‌های بزرگ جهان منتشر می‌شود. این کتاب توسط مجید نوریان ترجمه شده است و ناشر آن انتشارات مبلغان است.
برای بیشتر آشنا شدن با این کتاب، جملات منتخب فصول سیزده‌گانه این کتاب را در زیر بخوانیم:
درس اول: سال‌های اولیه کارآفرینی
-    کارآفرینان برای موفق شدن باید امتحان کنند، تدبیر به خرج دهند، و بصورت کاملا هدفمند به هر وضعیتی حمله کنند.
-    اهمیت تماس مستقیم با مشتریان را نمی‌توان دست کم گرفت. نیازهای آنان مبنای کسب و کار شما خواهند بود.
-    در این راه بدانید که شما «خراب کاری» خواهید کرد. وقتی اشتباهات رخ می‌دهند، برای تلاشی دیگر خود را آماده کنید.
-    وضعیت موجود را نپذیرید. کنجکاوی اغلب اوقات منجر به ایده‌های نو و روش‌های تازه می‌شود.
درس دوم: در مورد ماهیت هدف، شفاف عمل کنید
-    اگر شرکت شما شفافیت نداشته باشد، تقریبا غیرممکن خواهد بود به جایی که قصد رسیدنش را دارید برسید.
-    با مدیران اصلی بنشینید و دیدگاهی را ترسیم کنید. آن دیدگاه، صرفا نگرشی روشن است در مورد اینکه قصد دارید چه کار کنید.
-    به سراغ تمام ایده‌ها نروید. وظیفه شفاف کردن دیدگاه را با دیگران قسمت کنید. این کار، و نه ابلاغ دستورها، به احتمال بیشتری منجر به موفقیت خواهد شد.
-    هر روز از خود بپرسید: «من این کار را اداره می‌کنم. تلاش می‌کنم چه کاری انجام دهم؟»
درس سوم: هدف بزرگی انتخاب کنید، بعد در راهش تلاش کنید
-    هنگام راه انداختن کسب و کار بلندپروازی باشید، چیزهای بزرگ را هدف بگیرید و برای نیل به بیشترین‌ها به خود بیشتر فشار بیاورید.
-    قبول کنید که راز کسب و کار، ترجمه یک ایده و تبدیل آن به عمل است.
-    کار سخت و اغلب خسته کننده به عمل درآوردن یک ایده است که باعث ایجاد تفاوت می‌شود.
-    کار سخت، حقیقت کسب و کار است؛ ایده‌های بزرگ ارزانند.
درس چهارم: تهیه سرمایه شبیه فرایند فروش است
-    کارآفرینان جوان اغلب تهیه سرمایه را خیلی سخت می‌دانند. گردآوردن پول و سرمایه فرآیندی کاملا تعریف شده است، درست شبیه فروش.
-    برای شروع، دسته‌ای از سرمایه‌گذاران بالقوه را شناسایی کنید. بعد با آنان تماس بگیرید و تبلیغاتی شفاف، موجز و ترغیب کننده را شروع کنید، تبلیغاتی که دربرگیرنده اشتیاق و اعتبار باشد.
-    بپذیرید که هیچ کس در همان تبلیغات اول اقدام به خرید نمی‌کند. در این موارد، ضرورت دارد در اسرع وقت به یک پاسخ آری یا خیر برسید.
-    سخت تلاش کنید تا دسته بزرگی از سرمایه‌گذاران را به دست آورید تا اگر یکی از آنان کنار کشید، همیشه کس دیگری باشد که پشت در منتظر شما باشد.
درس پنجم: با پول دیگران طوری رفتار کنید که گویی مال شماست
-    وقتی پولی در اختیار دارید می‌توانید حقیقتا خود را شرکت بنامید. اما مراقب باشید. اگر تقویت پول سرمایه‌گذاران بیش از حد آسان به نظر برسد، همین طور خواهد بود.
-    آن دسته از تصمیماتی را که به مسائل پولی مربوط می‌شوند زیر سوال ببرید، تا جلوی سرمایه‌گذاری‌های غلط گرفته شود.
-    اگر خود را گرفتار دیدید، به بهترین نحو ممکن جلوی ضررهای خود را بگیرید.
-    در نهایت هدف این است که طوری با پول دیگران رفتار کنید که گویی پول خود شماست.
درس ششم: تولد بی ئی تی
-    حتی وقتی چیز زیادی درباره کسب و کار نمی‌دانید، تمایل برای تجربه کردن آن می‌تواند کارآفرین را تا دوردست‌ها با خود ببرد.
-    هنگام اداره کردن یک کسب، از این اصل ساده تبعیت کنید: مطمئن شوید که بیش از آنچه خرج می‌کنید، پول درمی‌آورید.
-    چون درآمد قابل پیش بینی نیست، مهم است که مدل کسب و کار خود را بررسی کرده و یک منبع برای محتوا یا محصول پیدا کنید که به شما امکان می‌دهد تا هزینه‌ها را کنترل کنید.
-    وقتی یک مدل موفق کسب و کار جا می‌افتد، وقت آن است که نام تجاری خود را در جامعه ایجاد کنید.
درس هفتم: چطور شرکت‌های کوچک می‌توانند در راه استعداد رقاب کنند
-    رهبران شرکت‌های کوچک وقتی نوبت به دستمزد و خط سیر شغلی می‌رسد، در جذب و رقابت بر سر سرمایه انسانی با چالش مواجه می‌شوند.
-    برای رقابت بر سر استعداد و حفظ آن باید درک کنید چرا افراد برای کار به شرکت شما می‌آیند.
-    صرف نظر از اینکه چطور رشد می‌کنید، ریشه‌هایتان –گزاره ارزش فرهنگی- را فراموش نکنید و آن را به روش‌های جذب و استخدام پیوند دهید.
-    بسیاری از افراد بیش از پول، خواهان قدردانی هستند. چیزهای کوچک یا آنچه در وهله اول باعث شد کارکنان به در شرکت شما مراجعه کنند، غفلت نکنید.
درس هشتم: فقط افرادی را استخدام کنید که دوست دارید
-    در یک شرکت تازه تاسیس، کسی را بر خلاف قضاوت دل خود استخدام نکنید و خود را برای این کار ترغیب نکنید.
-    به غرایز خود اعتماد کنید. شاید یک داوطلب از شعور فنی خوبی برخوردار باشد، اما اگر شخصیت و منش او مناسب نباشد، این مهارت تاثیری نخواهد داشت.
-    داوطلبان را به سایر افراد حاضر در دفتر معرفی کنید و بعد نگاه کنید که چطور با دیگران رفتار می‌کنند و دیگران چه رفتاری با او دارند.
-    در شرکت‌های بزرگ، افراد باید با افرادی کار کنند که دوست ندارند و این برای آنها مثل «جهنم» است؛ در یک شرکت تازه تاسیس لازم نیست این کار را بکنید.
درس نهم: ایجاد آگاهی نسبت به مارک
-    بدون بودجه کلان تبلیغاتی، ارزان‌ترین و سریع‌ترین راه برای ایجاد نام تجاری، استفاده از یک فرد است. چهره‌ای را در شرکت خود برجسته کنید.
-    چون افراد به افراد دیگر علاقه دارند، از داستان‌هایی با جنبه انسانی بعنوان یک روش ساده و ارزان برای ایجاد نام تجاری استفاده کنید.
-    بعد یک دشمن پیدا کنید – ترجیحا یک نام آشنا – که بتوانید با آن وارد جنگ شوید. به فکر این باشید که برنامه‌ها و مناسبت‌های روابط عمومی آن‌ها را که ربطی به نام تجاری شما دارند، مصادره به مطلوب کنید.
-    شرکت‌های کوچک می‌توانند به سادگی و با به چنگ آوردن فرصت‌ها و تبدیل شدن به دشمن اصلی رقبای خود، به نام‌های آشنا مبدل شوند.
درس دهم: هیچ‌وقت پاسخ نه را جدی نگیرید
-    کارآفرینان باید سرسخت باشند، توصیه می‌شود هیچ‌وقت جواب نه را قبول نکنند.
-    هرگاه با نه مواجه شدید، به تماس گرفتن‌های خود ادامه دهید، اما همچنان به مسائل و موانعی که قرار است از سر راه برداشته شود، فکر کنید.
-    هیچ وقت نه را در پاسخ اول قبول نکنید، فقط اگر ده یا بیست یا سی بار نه شنیدید، به آن فکر کنید.
-    سرسخت باشید، اما آماده قبول این باشید که چه وقت دارید سر خود را به یک دیوار آجری می‌کوبید.
درس یازدهم: سربرآوردن از خاکستر بعد از بحران
-    در مقام کارآفرین، شاید یکی از بزرگترین چالش‌های شما هدایت کشتی در آب‌های طوفانی باشد، هول نکنید.
-    با ارتباطات صریح کار را آغاز کنید. درباره وضعیت پیش آمده صادقانه با سرمایه‌گذاران و کارکنان صحبت کنید و کمک بخواهید.
-    مهم‌تر از همه، اجازه ندهید پول نقد شرکت ته بکشد.
-    برای سربرآوردن از خاکستر بعد از بحران، خونسرد و خویشتن‌دار بمانید، انسجام را کاملا حفظ کنید و بر پایه یک استراتژی واحد دست به اقدام بزنید.
درس دوازدهم: مفهوم مدنظر خود را قبل از گسترش به اثبات برسانید
-    هرگاه سرمایه‌ای پرخطر را برای کسب و کار تهیه می‌کنید، برای گسترش سریع کسب و کار فشار بسیار زیادی وجود دارد.
-    کارآفرینان برای موفق شدن نباید کار خود را تا زمانی که شرکت بتواند از عهده آن گسترش برآید، گسترش دهند.
-    ابتدا مدل درآمد و عملیات‌ها و بازاریابی را درک کنید. بعد دست به گسترش‌های آزمایشی بزنید و روی اثبات مفهوم مدنظر خود کار کنید.
-    تنظیم وقت برای یادگیری‌تان درباره کسب‌های پرمخاطره بسیار مهم است.
درس سیزدهم: کاری را که دوست دارید انجام دهید
-    وقتی برای برخاستن از رختخواب دیگر هیجان زده نباشید، وقت آن رسیده که کار دیگری انجام دهید.
-    زندگی، تعویض لباس نیست. کارهایی انجام دهید که عاشق انجامشان هستید.
-    اگر در انجام کاری احساس لذت کنید، در کسب مهارت در آن بخت بیشتری همراه شما خواهد بود.
-    دوست داشتن کاری که انجام می‌دهید، می‌تواند تجربه‌ای شگفت‌انگیز باشد.

EmailGoogle+FacebookTwitterDiggFriendFeedYahoo MessengerGoogle BookmarksLinkedInShare

* این یادداشت برای پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب نوشته شده است.


یکی از کلیدواژگان مهم رهبر معظم انقلاب که همواره از آن به عنوان مهمترین پایه موفقیت جمهوری اسلامی یاد کرده‌اند، «وحدت» است؛ کلیدواژه‌ای که به شدت مورد توجه حضرت امام خمینی هم قرار داشت. در این یادداشت قصد داریم کمی بیشتر راجع به وحدت مسئولین از منظر رهبر معظم انقلاب بپردازیم، بدانیم وحدت مسئولین حول چه محوری باید صورت بگیرد، چه کاربردهایی دارد، چه نتایجی را ثمر می‌دهد و نگاه مردم به اختلاف مسئولین چگونه است.
اهمیت وحدت
 وحدت را باید حفظ کرد. من خواهش مى‌کنم به مسأله‌ى حفظ وحدت و اتحاد و همدلى اهمیت دهند؛ این یکى از اصول است. البته مخاطب این کار، ملت نیست – ملت متحد است و اختلافى ندارد – مخاطب این کار، نخبگان و سیاسیون از جناحهاى مختلف هستند. به بهانه‌هاى مختلف و با اختلافهاى کوچک، در مقابل هم قرار نگیرند و با توجیه‌هاى غلط، علیه هم جنجال راه نیندازند. [۱]
 امروز سنگر اصلى در سطح عالم، جمهورى اسلامى است. این سنگر را باید محکم نگه دارید. با چه چیز؟ با اتحاد و اتفاق؛ با همدلى میان آحاد مردم و میان مردم و مسؤولین کشور؛ با همدلى میان مردم و دولت، میان مردم و مجلس، میان دولت و مجلس، میان کارگزاران کشور و میان آحاد مردم. گروههاى مختلف، جناح‌هاى مختلف، سیاست‌ها و جهت‌گیری‌هاى مختلف، در مقابله با دشمن، باید با هم باشند و کارى نکنند که دشمن سوء استفاده کند. [۲]
وحدت مسئولین یعنی چه؟
 تا امروز آنچه به دست آورده‌اید، به برکت اتحاد و اتفاق به دست آورده‌اید. اتحاد و اتفاق معنایش این نیست که همه داراى یک سلیقه و یک مذاق باشند؛ اتحاد و اتفاق این است که سلیقه‌هاى گوناگون در کنار هم بنشینند، دست در دست هم بدهند، منافع ملى را بر اهواء شخصى مقدم بدارند، خودخواهى‌ها را وارد عرصه‌هاى گوناگون سیاسى و اجتماعى و تعاملات گوناگون نکنند. [۳]
 اتحاد حقیقى. آقایان همه دم از اتحاد و وحدت میزنند و میزنیم؛ همه‌مان میگوئیم وحدت، اما وحدت را باید در عمل تحقق ببخشیم. وحدت این است که مشترکاتمان را که بیشتر از موجبات مفرّق هست، تقویت کنیم و اینها را جلو چشم نگه داریم. اینجور نباشد که دلخورى از یک نفر آدم، ما را وادار کند عملى بکنیم، حرفى بزنیم، اقدامى بکنیم که برخلاف مصالح کشور باشد؛ که گاهى انسان مشاهده میکند! از یک نفر به خاطر یک کارى، به خاطر شخصش، به خاطر یک اظهارى، یک دلخورى‌اى پیدا میکنیم، بعد این دلخورى سایه مى‌افکند بر همه‌ى رفتار ما؛ این درست نیست. باید مشترکات را نگاه کرد، نقاط اصلى را باید پیدا کرد. بعضى از این مسائلى که ماها مطرح میکنیم و رویش تکیه میکنیم، حقاً و انصافاً مسائل اصلى نیستند، اینها مسائل اصولى نیستند. مسائل اصولى‌ترى وجود دارد که بر آنها باید تکیه کرد. [۴]
مسئولین با نظرات مختلف، حول اسلام وحدت کنند
 امروز بحمدالله در سطح مسؤولان اتحاد کلمه و همدلى عمیق و صمیمانه وجود دارد؛ این خیلى مغتنم است، که سعى مى‌کنند این را به هم بزنند؛ ولى بحمدالله نمى‌توانند؛ نتوانسته‌اند و نخواهند توانست. آحاد مردم و گروه‌ها و گرایش‌هاى مختلف به خاطر اختلافات جزیى، صدایشان را روى هم بلند نکنند. البته اختلافات هست؛ داخل یک خانه هم ممکن است اختلافاتى وجود داشته باشد، اما همه اهل خانه‌اند؛ همه از این خانه دفاع مى‌کنند؛ همه منافع آن را بر هر چیز دیگرى ترجیح مى‌دهند. کسانى که بخصوص تریبون دارند؛ فرصت حرف زدن دارند، نگذارند که دشمن از صداى بلند آنها با یکدیگر، امیدوار بشود به این‌که مى‌تواند علیه این ملت توطئه کند. وقتى اختلاف هست، آنها امیدوار مى‌شوند؛ آنها احساس مى‌کنند که حالا وقت فشار وارد آوردن است. اگر مى‌خواهند فشارهاى دشمن قطع شود، باید این‌جا انسجام و وحدت را مثل یک صف مستحکم و بنیان مرصوص، حفظ کنند. [۵]
  [آنچه] لازم مى‌دانم در مورد مسؤولان کشور تأکید کنم، در درجه‌ى اول، انسجام و اتحاد کلمه است. مسؤولان کشور باید متحد باشند و حرفشان یکى باشد.
 یکى از توطئه‌هاى دشمن در چند سال اخیر این بوده است که بتواند آدمهاى نامعتقد به آرمان اسلامى را در صفوف مسؤولان بالاى کشور نفوذ دهد؛ براى این‌که انسجام مدیران ارشد کشور به هم بخورد. این خطر بزرگى است. البته مدیران کشور هم مثل بقیه‌ى مردم در هر مسأله‌اى آراء و عقایدى دارند و عقاید آنها براى خودشان محترم است؛ ولى دو نکته وجود دارد: یکى این‌که اگر کسى در نظام جمهورى اسلامى در مسؤولیتى مشغول کار است، ولى آرمانهاى نظام جمهورى اسلامى را آن‌گونه که امام بزرگوار ترسیم کرده است و در قانون اساسى تجسم پیدا کرده، در دلش قبول ندارد، اشغال آن پست براى او حرام شرعى است.
 آن‌جایى که صحبت از مسائل اساسى نظام اسلامى است، آن‌جایى که وحدت دین و سیاست مطرح است، آن‌جایى که اصول قانون اساسى مورد نظر است، آن‌جایى که الزام به تبعیت از دین و شریعت مطرح است، اگر یک مسؤول عقیده‌اى غیر از این دارد، مى‌تواند شهروند جمهورى اسلامى باشد – مانعى ندارد – اما نمى‌تواند مسؤول باشد؛ بخصوص در مسؤولیت‌هاى بالا.
 مدیران ارشد، نمایندگان مجلس و مسؤولان عالى‌مقام قوه‌ى قضایى، درعین‌حال که مسؤولیت مهمى در نظام جمهورى اسلامى دارند، نمى‌توانند به آرمانهاى نظام جمهورى اسلامى و اصول قانون اساسى اعتقادى نداشته باشند؛ چون اعتقاد انسان در عمل و گفتار او اثر مى‌گذارد. [۶]
 بدترین عادتها در یک کشور همین است که دستگاههاى مختلف کشور، یکدیگر را متهم کنند. این معنى ندارد؛ این اصلا انسجام و اتحاد دستگاههاى اداره‌کننده‌ى کشور را مختل مى‌کند. یک مجموعه وقتى کامل است و وقتى مى‌تواند کار کند که دستگاه‌هایش یکدیگر را تکمیل و به هم کمک کنند. نه این‌که فلان دستگاه همه‌اش به فکر این باشد که بهمان دستگاه را از حیز اعتبار بیندازد؛ بهمان دستگاه هم همه‌اش به فکر این باشد که فلان دستگاه را نابود و بدنام کند. این‌که نمى‌شود. کسى که مجرم است، مجرم است؛ البته به قدر جرم خود مجرم است نه بیشتر. جرمها یک اندازه نیستند. این‌طور نیست که وقتى کسى جرمى انجام داد، یک سیئه همه‌ى حسنات را از بین ببرد؛ نه، آن هم نیست؛ اما جرم باید جرم محسوب شود. آن رفتار و عملى که طبق قانون و طبق قاعده و روش صحیح، تشخیص داده شده که جرم است و صاحبش مجرم است، دیگر نباید مورد تشویق و تقدیر و احسنت و آفرین چهار نفر آدم بى‌توجه قرار گیرد. همین بى‌توجهى‌هاست که به آینده‌ى کشور لطمه مى‌زند. کسى این کارها را بکند، بعد بگوید من به عزت ملى هم عقیده دارم؛ به سعادت ملت هم عقیده دارم؛ آینده‌ى ملت را هم مى‌خواهم! اینها با هم نمى‌سازد. [۷]
 مجلس شوراى اسلامى، مظهر وحدت ملى و یکپارچگى و اتفاق همه‌ى گروه‌ها و قومیت‌ها و سلائق و عقاید است… هر حرکت و گفتار و نطقى در مجلس که به دودستگى و اختلاف یا تشویش اذهان مردم بینجامد، کارى بر خلاف طبیعت و جهت مجلس شوراى اسلامى است. بلندگوى مجلس نباید وسیله‌یى براى پراکندن سخنان زهرآگین و خاموش کردن فروغ امید در دلهاى مردم و بدبین کردن آنان به دولت یا مجلس یا دیگر مسؤولان بخشهاى گوناگون کشور باشد.
 جناح‌هاى گوناگون سیاسى باید در عین دوگانگى‌هایى که در فهم مسائل گوناگون دارند سعى خود را بر پیشرفت کشور در زیر پرچم پرعزت احکام اسلامى متمرکز کنند. جبهه‌گیرى‌هاى ناسالم و نسبتهایى که به معناى وجود چند دستگى در مراکز عالى نظام است، مناسب مجلسى که مى‌باید مظهر وحدت ملى باشد نیست. در جمهورى اسلامى همه‌ى کانونهاى اصلى اندیشه و سیاست و تدبیر موظف‌اند، برگرد محورى واحد، جهت واحدى را دنبال کنند که متوجه به هدف والاى بناى ایران اسلامى آباد و مقتدر و سربلند است و بحمدالله هیچکس از مسؤولان نظام جمهورى اسلامى، از این وظیفه‌ى بزرگ رویگردان نیست. [۸]
 یکى از چیزهائى که خیلى مهم است – چون حالا تقریباً همه‌ى مسئولین قوا، از هر سه قوه اینجا تشریف دارید – یکپارچگى در حرکت است؛ ولو یکپارچگى در فکر و نظر و سلیقه نباشد، که نه ممکن است، نه آنقدر هم مطلوب است. اختلاف سلائق و اختلاف نظرات به مباحثه مى‌انجامد، و مباحثه به کشف عرصه‌هاى جدید منتهى میشود. بنابراین ما هیچ توصیه نمیکنیم که حتماً همه در همه‌ى مسائل یکسان فکر کنند؛ نه، اصلاً ممکن هم نیست و امکان ندارد. اختلاف در نظر و در سلیقه و در فکر و در فهم، خودش از اول خلقت بشر وسیله‌اى شده است براى پیشرفت انسان. اما با وجود آن اختلافاتى که وجود دارد، هماهنگى در حرکت لازم است. اگر کاروانى باشد، افراد کاروان بین خودشان اختلافاتى داشته باشند، بحثى داشته باشند، دعوائى داشته باشند، مباحثه‌ى علمى داشته باشند، مباحثه‌ى سیاسى داشته باشند، مباحثه‌ى در مسائل گوناگون و روزمره داشته باشند، با هم هم بحث کنند – این ایرادى ندارد – به نتیجه رسیدند، چه بهتر؛ به نتیجه هم نرسیدند، نرسیدند؛ ایرادى ندارد؛ اما این حرکتى که دارد انجام میگیرد، متوقف نشود. اینجور نباشد که این مباحثه موجب بشود که وسیله‌ى راهوارى که زیر پایشان است، این را از کار بیندازند، مشغول مباحثه شوند؛ یا احیاناً بگویند حالا که در این مسئله‌ى علمى به نتیجه‌ى واحدى نرسیدیم، پس تو از آن راه برو، من از این راه؛ نه آقا، داریم میرویم؛ هدف مشخص است. سه قوه باید اینجورى حرکت کنند. دوستان عزیز! برادران و خواهران عزیز که در سه قوه تشریف دارید! مراقب باشید وحدت حرکت، یکپارچگى در حرکت و در تصمیمهاى بزرگ، حفظ شود؛ اختلافات به اختلافات در کار اساسى نینجامد. [۹]
نتیجه وحدت یا عدم وحدت چیست؟
 ما یک ملت متحدیم؛ اسلام ما را متحد کرد؛ انقلاب ما را بیدار کرد؛ دلهاى ما را به هم نزدیک کرد؛ انگیزه‏هاى ما را در هم تنیده کرد؛ به هم پیوند زد؛ شدیم یک مشت محکم و مقتدر در مقابل دشمنان نظام اسلامى و دشمنان اسلام و مسلمین و دشمنان ایران. دشمنان منتظرند این اتحاد کلمه را به هم بزنند؛ بین مردم ایجاد نفاق کنند؛ ایجاد اختلاف کنند؛ برادران را در مقابل هم قرار بدهند؛ باید ملت ایران هوشیار باشد. [۱۰]
 شرط مهم موفقیتهای آینده، وحدت کلمه و تلاش پرحوصله و اعتماد به وعده ی الهی است و در این صورت تحقق آرمانهای نظام اسلامی قطعی است، انشاءالله. [۱۱]
 این کشور با اتحاد مسئولین، با همدلى مسئولین، با همدلى ملت با مسئولین، با اتحاد عظیم ملت ایران پیش خواهد رفت. همه‌ى تلاش امام بزرگوار ما در طول آن ده سال زندگى بابرکت خود در رأس جمهورى اسلامى، بر همین تأکید و بر همین نکته بود؛ اتحاد مردم، همدلى مردم. امروز هم همان است؛ باید کارى کنیم و ملت ایران کارى بکنند که مسئولین کشور با هم همدل باشند، همراه باشند، اختلاف و شقاق و درگیرى و مچ‌گیرى و دست به یقه شدن و ایراد بنى‌اسرائیلى از یکدیگر گرفتن، این چیزها نباشد. [۱۲]
 هر گونه بروز اختلافى، دشمن را تشویق به حمله مى‌کند. کسانى هستند که مى‌گویند: دشمن را تشویق به حمله نکنید، بنده هم موافقم؛ دشمن را نباید تشویق به حمله کرد؛ اما مى‌دانید چه چیزى دشمن را تشویق به حمله مى‌کند؟ مهمترین مشوق دشمن به حمله این است که احساس کند در بین مسؤولان کشور اختلاف وجود دارد؛ در بین سیاستمداران و زبدگان سیاسى اختلاف وجود دارد. این اتحاد و وحدتى که بنده و همه‌ى مسؤولان این همه روى آن تأکید مى‌کنیم، این اتحاد و اتفاق نظر در مسائل گوناگون سیاسى نیست. ممکن است در زمینه‌هاى اقتصادى و سیاسى بین مسؤولان اختلاف‌نظر باشد؛ اما در مورد لزوم مقاومت و ایستادگى ملت ایران در مقابل زورگویى و قلدرى دشمن، اتفاق نظر است. همه بایستى بر این موضع اتفاق نظر داشته باشند که دارند؛ باید این را ابراز هم بکنند؛ باید این اتفاق نظر و وحدت نظر را صریحا بگویند. هر چیزى که این اتحاد را به هم بزند و نشان‌دهنده‌ى اختلاف باشد، دشمن را تشویق خواهد کرد. [۱۳]
 علاج دردهاى این کشور این است که قواى سه‌گانه با وحدت کلمه و با همکارى با یکدیگر، برنامه‌هاى منظّم و مرتّبى را که براى رسیدن به هدفهاى این نظام و آسایش مردم مورد نظر است، تعقیب کنند. امروز این وظیفه است.
 قواى سه‌گانه نباید یکدیگر را تضعیف کنند. مطبوعات و رسانه‌ها نباید قواى سه‌گانه‌ى کشور را – که ارکان کشور و پایه‌هاى این نظامند – تضعیف کنند.
 مطبوعات و رسانه‌ها هم مراقبت کنند؛ اگر به گوشه‌اى از یک قوّه اعتراضى هست، این را نباید مجوّز قرار دهند و همه‌ى آن قوّه را تضعیف کنند. اگر فرضاً اعتراضى به یکى دو نماینده وجود داشته باشد، نباید مجلس را تضعیف کرد. اگر اعتراضى به یک حکم قضایى وجود داشته باشد، نباید قوّه‌ى قضایّیه را تضعیف کرد. اگر اعتراضى به بخشى از دولت وجود داشته باشد، نباید دولت را تضعیف کرد. تضعیف این پایه‌ها، تضعیف انقلاب و نظام و به تأخیر انداختن اهداف والاى این نظام است. این را همه متوجّه باشند.
 گویندگان، نویسندگان و کسانى که افکار عمومى به آنها متوجّه است، بدانند که چه مى‌کنند و چه مى‌گویند. وظیفه سنگین است. در این زمینه‌ها اگر کسى خداى نکرده خلافى مرتکب شود، خداى متعال از این خلاف نخواهد گذشت. توبه‌ى این‌گونه خلافها آسان نیست؛ چون مسائل شخصى نیست.
 ما در طول این بیست‌ودو، سه سال همیشه به برکت اتّحاد کلمه توانسته‌ایم بزرگترین موانع را از سر راه خود برداریم. امروز هم مى‌توانیم به برکت اتّحاد کلمه میان مردم و مسؤولان، بزرگترین موانع را از مقابل راهِ حرکت این ملت برداریم. [۱۴]
 اگر امنیت و یا وحدت نباشد، اختلافات و جنجال باشد، دائماً تشنّج سیاسى باشد، اوّل کسى که ضربه مى‌خورد، دولت است؛ چون نمى‌تواند وظایف خود را انجام دهد. وقتى دولت وظایف خود را انجام نداد، وضع مردم، وضع طبقات مستضعف، وضع جوانان، وضع کسانى که تشنه‌ى اقدامات دستگاههاى مسؤول هستند، معلوم است که چگونه خواهد شد. [۱۵]
اختلافات غالبا از هواهای نفسانی برمی‌خیزد
 اتحاد و اتفاقى که رمز همه‌ى پیشرفتها و پیروزیهاست، امروز بیشتر از همه براى این کشور لازم است. مسئولین کشور هم واقعا دارند زحمت میکشند، حقیقتا دارند زحمت میکشند. دولت، مسئولین، مدیران بخشهاى مختلف، تلاش میکنند.
 اگر کسى ایراد و انتقادى هم دارد، نباید آن را جورى مطرح کند که این مدیرى که در تلاش هست براى اینکه کار را بهتر انجام دهد، او را تضعیف کند.
 اختلافات غالبا از هوسهاى نفسانى بر میخیزد. اگر کسى بگوید این عمل من که اختلاف‌انگیز بود، تفرقه‌انگیز بود، براى خداست، این را باور نکنید. تفرقه‌ى بین مؤمنین کار خدائى نیست، براى هدف خدائى انجام نمیگیرد؛ کار شیطانى است؛ کار شیطانى است. ایجاد بغضاء و کینه بین مؤمنین، فضاى اختلاف را به وجود آوردن، این کار شیطان است، کار خدائى نیست. کار خدائى همدلى است.
 یک نفر یک کارى دارد، مسئولیتى را بر عهده گرفته، دیگران باید کمک کنند تا کار را خوب انجام دهد. اگر ضعفى داشت، به او تذکر دهند؛ اما نگذارند او تضعیف شود. این کسى که این علم را بر دوش کشیده، بلند کرده، همه باید کمکش کنند؛ یکى عرقش را پاک میکند، یکى بادش میزند. اگر دیدند که در نگه داشتن علم دارد اشتباه میکند، راهش این نیست که یک مشتى هم به پشتش بزنند، خود او و علم را سرنگون کنند. راهش این است که کمکش کنند این اشکال برطرف شود؛ این نکته را باید همه توجه کنند، بخصوص کسانى که در عرصه‌ى سیاست و در عرصه‌ى فرهنگ و در عرصه‌ى رسانه و در عرصه‌هاى گوناگون نقش و حضورى دارند. [۱۶]
هر کس به آتش اختلافات بدمد، مطابق میل دشمن رفتار کرده است
 گروههایى هستند که در اساسى‌ترین مسائل، فکرشان یکى است؛ در اعتقاد به اسلام، در اعتقاد به شریعت، در اعتقاد به نظام جمهورى اسلامى، در تدین، گاهى در رعایت حتى مستحبات، فکرشان، عقیده‌شان، راهشان، حتى عملشان یکى است؛ اما با تلقین دشمن اینها احساس جدایى و نفرت از هم مى‌کنند؛ در مراکز مربوط به نظام، جلو هم صف‌آرایى مى‌کنند؛ در بین مردم، جلو هم صف‌آرایى مى‌کنند؛ در بخشهاى مختلف، جلو هم صف‌آرایى مى‌کنند! در میان این مجموعه‌ها، هر کدام که نسبت به دیگران سختگیرتر، با اعلام دشمنى صریح، تندکننده‌تر و تیزکننده‌تر آتش اختلاف باشد، این چه بداند و چه نداند، بیشتر در خدمت دشمنان این ملت و این نظام است. [۱۷]
 جناحهاى مختلف بنشینند با یکدیگر همفکرى و تبادل نظر و کار مشترک کنند و به هم نزدیک شوند؛ مگر نمى‌شود؟ اتحاد و نزدیک شدن به هم، تنازل لازم دارد. نمى‌شود که ما همان جاى خودمان بایستیم، دیگرى هم همان جاى خودش بایستد، و بعد بگوییم که به یکدیگر نزدیک بشویم. نزدیکى به این است که یک قدم شما بردارید، یک قدم هم او بردارد.
 به نظر من، اختلافات واقعى، کمتر از تظاهر به اختلاف است؛ این هم خودش نکته‌یى است. اختلاف و شکاف و جدایى واقعى بین برادران، به مراتب کمتر از آن چیزى است که بر زبان مى‌آورند. من نمى‌دانم این حالت مبالغه‌گویى ما در حرف زدنها و در اظهارات، چرا متوقف نمى‌شود؟! طورى حرف مى‌زنند که آن خوش‌خیالهاى بیچاره‌یى که در بیرون نشسته‌اند، خیال مى‌کنند که همین فردا اینها به هم مى‌پرند و علیه یکدیگر اسلحه برمى‌دارند! حرفها این‌گونه تند است. [۱۸]
دشمن راه‌های مختلفی برای ایجاد اختلاف در جامعه دارد
 همیشه سعى کرده‌اند بین عناصر اصلى در کشور ما اختلاف ایجاد کنند. گویا راههاى امنیتى و جاسوس مآبانه و ترفندهاى دیگر، کارگر نشده و توى دهنشان خورده است. لذا رئیس جمهورشان را وارد ماجرا کرده‌اند که او بیاید بین عناصر اداره کننده‌ى کشور تفکیک قائل شود و بگوید ما این بخش را قبول داریم، آن بخش را قبول نداریم. کأنّه ملت ایران منتظر نشسته ببیند آنها چه کسى را قبول دارند، چه کسى را قبول ندارند! البته دروغ مى‌گویند؛ آنهایى را که مى‌گویند قبول داریم، قبول ندارند، والّا اگر ملت ایران واقعاً بداند که آنها به‌جد دنبال این هستند که اشخاص و جناحى را در کشور سرِ کار بیاورند، از لجِ آنها با آن جناح اگر مخالف هم نباشد، مخالفت خواهد کرد. البته این حیله هم کارگر نشده و نخواهد شد. رئیس جمهور محترممان در موضعگیرى خود توى دهن رئیس جمهور امریکا زد. جناحهاى مختلف کشور هم با این‌که در مسائل گوناگونى با هم اختلاف دارند، در این مسأله همه یک حرف زدند؛ همه به امریکاییها گفتند: فضولى موقوف! دخالت ممنوع! در امور داخلى کشور ما دخالت نکنید! [۱۹]
اگر وحدت نداشته باشیم نظر مردم چیست؟
 آنچه که من، امروز براى کشورمان مثل گذشته از همه چیز لازمتر می‌دانم، وحدت کلمه‌ى آحاد ملت و وحدت کلمه‌ى نخبگان و مسئولان در مبانى اصولى است.
 یکى از چیزهائى که براى کشور ما حقیقتا مهم است این است که مردم احساس امنیت سیاسى و روانى بکنند؛ فضاى روانى جامعه دچار التهاب نباشد. سعى میکنند التهاب‌آفرینى کنند؛ این هست. این، جزو سیاستهاى مخالفان نظام جمهورى اسلامى است. البته خود ما هم گاهى اوقات، نادانسته این التهابها را افزایش میدهیم. من توصیه میخواهم بکنم مردم نگاه میکنند به بعضى از گفتگوها و بگومگوهاى بیجا و بی‌مورد که گاهى در بین نخبگان سیاسى مشاهده میشود؛ نگاه مردم نگاه رضایتمندانه نیست. این را ما از مراجعات مردم بخوبى می‌فهمیم. [۲۰]
 امروز مصلحت کشور، مصلحت ملت و مصلحت انقلاب، اتحاد کلمه و اتحاد دلهاست… من مجددا تکرار مى‌کنم و از کسانى که جناحها و گروههاى سیاسى جامعه‌ى ما را شکل مى‌دهند، خواهش مى‌کنم که به متن مردم، به اخلاص و صفاى مردم نگاه کنند، ببینند این ملت چگونه ملتى است. نباید کارى کرد که دلهاى مردم به تصور این‌که گروههاى سیاسى در مرکز نشسته‌اند و با همدیگر دعوا مى‌کنند، بلرزد و آزرده و اندوهگین شود. با هم مهربانى کنند. [۲۱]
 عناصر قدرت را باید حفظ کنیم. مهمترین عنصر قدرت ما، مردم هستند و بزرگترین عاملى که این مردم را در صحنه و فعال نگه مى‌دارد، ایمان و اتحاد آنهاست. من خواهش مى‌کنم دوستان ما در مذاکراتشان، در حرفهایشان طورى حرف نزنند که در دل مردم شبهه‌ى عدم اتحاد و وحدت به وجود آید.
 مردم از دیدن موضع متحد مسؤولان لذت مى‌برند و شاداب مى‌شوند؛ چرا که مردم، مؤمنند. فریب تبلیغات دشمن را نباید خورد که مى‌گویند مردم از نظام جدا شده‌اند؛ این‌طور نیست. مردم علاقه‌مند و مؤمن به نظام اسلامى‌اند و حقا و انصافا در تمام مراحل، وفاداریشان را نشان داده‌اند. ما مسؤولان کوتاهیهاى زیادى کرده‌ایم؛ اما مردم کوتاهى نکرده‌اند؛ باز هم نمى‌کنند؛ ما هم باید کوتاهى نکنیم. مسؤولان بخشهاى مختلف بایستى وظایفى را که در قانون براى آنها مقرر شده است، کامل، سالم و به بهترین وجه تقدیم مردم کنند. این حق‌ مردم ماست؛ این یکى از مهمترین عناصر وحدت ماست. [۲۲]
 مردم انتظاراتى دارند؛ این انتظارات بجا هم هست. مسئولان باید قدردان مردم باشند. حضور مردم، آمادگى مردم، نعمت بسیار بزرگى است که همه باید قدردان آن باشیم. مسئولان نیت خدمتگزارى خالص داشته باشند. آنچه که مردم از مسئولین – بخصوص رده‌هاى بالاتر – توقع دارند، این است که با هم تعامل داشته باشند، وحدت داشته باشند، همکارى داشته باشند؛ هم در سطوح بالا، هم در سطوح میانه؛ بر اولویتهاى کشور تمرکز داشته باشند، مسائل اصلى را جلو بیندازند، سرگرم مسائل فرعى و حاشیه‌اى نشوند، کار و تلاش بى‌وقفه انجام بدهند. مردم صداقت را توقع دارند، عمل به وعده‌ها را توقع دارند، پرهیز از مناقشات را توقع دارند، پرهیز از سرگرم شدن به حواشى و مسائل فرعى را توقع دارند، امانت و پاکدستى و برخورد با متخلف و خائن را توقع دارند؛ اینها در صدر مطالبات مردم قرار دارد.  [۲۳]

پاورقی:
[۱]- .)بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران (۱۵/۰۵/۱۳۸۲
[۲]- )بیانات در اجتماع مردم مشهد مقدس و زائران حضرت ثامن‌الحجج، على‌بن‌موسى‌الرضا(ع) در روز عید سعید فطر (۱۵/۰۱/۱۳۷۱
[۳]- )خطبه‌هاى نماز عید سعید فطر،اول شوال ۱۴۲۹ (۱۰/۰۷/۱۳۸۷
[۴]- بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌ ۲۵/۶/۱۳۸۹
[۵]- )بیانات در دیدار عمومى مردم قم (۱۹/۱۰/۱۳۸۴
[۶]- )بیانات در اجتماع بزرگ مردم اصفهان (۰۸/۰۸/۱۳۸۰
[۷]- )بیانات در دیدار گروه کثیرى از پاسداران، جانبازان، دانشجویان و دانش‌آموزان (۱۱/۰۸/۱۳۷۹
[۸]- )پیام به مناسبت افتتاح دوره‌ى پنجم مجلس شوراى اسلامى (۱۱/۰۳/۱۳۷۵
[۹]- بیانات در دیدار جمعى از مسئولان نظام جمهورى اسلامى ۱۶/۱/۱۳۸۹
[۱۰]- (بیانات در سالروز ولادت حضرت امیرالمومنین( ع)۱۵/۴/۱۳۸۸)
[۱۱]- )پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت افتتاح چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری (۰۱/۱۲/۱۳۸۵
[۱۲]- )بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار گروه کثیرى از کارگران و کارآفرینان (۰۴/۰۲/۱۳۸۷
[۱۳]- )بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى (۲۷/۱۲/۱۳۸۰
[۱۴]- )بیانات در دیدار با کشاورزان، به مناسبت هفته‌ى کشاورزى (۱۲/۱۰/۱۳۸۰
[۱۵]- )بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران (۲۶/۰۱/۱۳۷۹
[۱۶]- )دیدار جمعى از مداحان و ستایشگران اهل‌بیت (علیهم‌السلام- (۰۴/۰۴/۱۳۸۷
[۱۷]- )بیانات در دیدار گروه کثیرى از پاسداران، جانبازان، دانشجویان و دانش‌آموزان (۱۱/۰۸/۱۳۷۹
[۱۸]- )سخنرانى در دیدار با مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران (۲۳/۰۵/۱۳۷۰
[۱۹]- (بیانات در دیدار جمعى از مدیران و مسؤولان وزارت آموزش و پرورش ۲۶/۰۴/۱۳۸۱ )
[۲۰]- (خطبه‌های نماز جمعه تهران در روز هجدهم رمضان ۱۴۲۹ ۳۰/۰۶/۱۳۸۷ )
[۲۱]- )بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران (۰۹/۰۷/۱۳۷۸
[۲۲]- )بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى (۲۷/۱۲/۱۳۸۰
[۲۳]- بیانات در جمع مردم کرمانشاه ۲۰/۷/۹۰


EmailGoogle+FacebookTwitterDiggFriendFeedYahoo MessengerGoogle BookmarksLinkedInShare

بیا و ظلمت شب را به نور ماه بگیر                   دوباره تیرگی از این دل سیاه بگیر
ز راه آمدم و کوله بارم امّید است                      چنان همیشه مرا گرم در پناه بگیر
چو طفل گمشده‌ای بین شهر حیرانم                 بیا و دست مرا از میان راه بگیر
گناه‌های بزرگ مرا به حرمت اشک                    به کوچکی یک انگار اشتباه بگیر
برای خاطر من نه، به خاطر زهرا                       سراغی از من غمدیده گاه گاه بگیر
چقدر حسرت صبح مدینه را بخورم                    بیا و از دل تنگم مجال آه بگیر
به غنچه‌ای که از شاخه شکست برگرد              تقاص خون همان طفل بی‌گناه بگیر

 

* این شعر در فاطمیه دوم سال ۹۱ توسط حاج منصور خوانده شده است.

EmailGoogle+FacebookTwitterDiggFriendFeedYahoo MessengerGoogle BookmarksLinkedInShare

هیچ‌وقت ناشر شدن راحت نیست اما ناشر ماندن هم سهل و آسان نیست.
امروز منبع کمیاب در جهان انتشارات، زیرساخت‌ها نیستند بلکه مخاطبان هستند! در رقابت برای جلب خوانندگان بیشتر، وبلاگ‌نویسان در کنار تولید محتوای خوب باید بتوانند آن محتوا را در مقابل دید مردم قرار دهند. سوال این است که «اگر شما یک وبلاگ نوشتید ولی هیچ‌کس آن را نخواند، آیا شما واقعا وبلاگ‌نویس هستید؟»
خوشبختانه ابزارهایی برای رساندن مطالب به مخاطبین در حال ظهور هستند. گرچه اگر مطلب شما به قدر کافی جذاب باشد، می‌تواند خوانندگان را جذب کند اما ۵ ابزار زیر به ما کمک می‌کند که با فشار یک دکمه مخاطبین بیشتری را جذب نماییم.
۱٫ outbrain: توزیع تیتر
Outbrain از جهات بسیاری شبیه Google Adwords برای محتواست. ناشران، یک خوراک (RSS feed) برای محتواهای خود تدارک می‌بینند و لینک‌های شخصی را ارسال می‌کنند، آنگاه outbrain تیتر‌هایی در انتهای مطالب سایت‌های بزرگ تحت عنوان «اسپانسر» و یا «لینک‌های مرتبط» تولید می‌کند.
ناشران به ازای هر کلیک چند سنت پرداخت می‌کنند و تیم بازاریابی outbrain ادعا می‌کند که رابطه ترافیک تولید و مشاهده صفحه در موتورهای جستجو و شبکه‌های اجتماعی ۴۴ درصد بهتر می‌شود.
Outbrain به تازگی یک بستر خودخدمت (self-serve) راه‌اندازی کرده است که به کسب‌وکارهای کوچک و وبلاگ‌ها اجازه می‌دهد تا به راحتی بتوانند تیتر‌های خود را توزیع نمایند.
۲٫ SimpleReach: توزیع محتوای پیشنهادشده
SimpleReach به ناشران کمک می‌کند تا محتواهایی را که بیشترین ترافیک را در شبکه‌های اجتماعی داشته‌اند، بیابد. اسلاید، محصول اصلی سیمپل ریچ، ابزاری است که سطوح بیشترین اشتراک‌گذاشته‌های یک ناشر را بایگانی می‌کند و کاربران را تشویق به اشتراک‌گذاری آنها می‌کند. همچنین به ناشران اجازه می‌دهد که محتواهای اجتماعی خود را در سایر سایت‌های نشردهنده، توزیع کنند.
کار در اسلاید به این شکل است که سیمپل ریچ آن دسته از سیگنال‌های اجتماعی که به طور فزاینده و به شدت مهم هستند را می‌فهمد که ترافیک بیشتر ناشران را به آن سمت هدایت می‌کند. آنها اعتقاد دارند که «تنظیمات خودتان را برای موفقیت به عنوان یک ناشر باید با تمرکز شدید بر بهره‌گیری از کانال‌های اجتماعی آغاز کنید.»
۳٫ ARC: توزیع خط خبری
ARC مخفف کلمات Access، Reach و Connect است. ARC پلتفرمی است که همه ابزارها را یک جا (All-in-one) به صورت اتوماتیک در اختیار می‌گیرد تا متن و تولیدات چندرسانه‌ای را در خط خبری شبکه‌های اجتماعی، بیش از ۱۰۰ سایت ویدئو و حدود ۶ هزار رسانه توزیع کند.
برای آن دسته از ناشران که می‌خواهند سبک توزیع آزاد داشته باشند، به نظر می‌رسد ARC می‌تواند انعطاف‌پذیری لازم را مهیا کند تا کاربران اجازه داشته باشند به صورت پویا محتواهای توزیع شده را به روز کنند.
۴٫ Zemanta: توزیع لینک
Zemanta یک موتور توزیع لینک هوشمند است که با تجزیه و تحلیل پست‌هایی که وبلاگ‌نویسان منتشر کرده‌اند، عکس‌ها و لینک‌های مرتبط با آنان را پیشنهاد می‌دهد تا به پست خود اضافه کنند. مدیر بازاریابی Zemanta ادعا می‌کند که ۷۵ هزار وبلاگ‌نویس به صورت فعال از این ابزار استفاده می‌کنند.
۵٫ TubeMogul OneLoad: توزیع ویدئو
خود TubeMogul می‌گوید که «قوی‌ترین ابزار توزیع ویدئوی موجود است». آیا این مبالغه است یا نه؟ این ابزار رایگان، انعطاف‌پذیر و قدرتمند است. به طور خلاصه، onload به کاربران این امکان را می‌دهد که یک بار یک ویدئو را آپلود کنند و سپس شاهد باشند به صورت اتوماتیک در شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌های ویدئو در حال توزیع است. همچنین این امکان به کاربران داده می‌شود تا میزان موفقیت ویدئو خود و تجزیه و تحلیل آن را مشاهده کنند.

• این متن ترجمه مقاله‌ای از این سایت است.

EmailGoogle+FacebookTwitterDiggFriendFeedYahoo MessengerGoogle BookmarksLinkedInShare

عقاب مرگ

اردیبهشت ۲

عقاب مرگ رو که بالا سر خودت حس کنی، خیلی چیزا تغییر می‌کنه. یادآوری مرگ برای آدمای گناهکاری مثل من، یادآوری گناهان انجام شده است که بعضا هنوز که هنوزه لذتش زیر زبون آدمی مونده. من و امثال من فرق داریم با اونایی که دوس دارند مرگ رو بچشند. (+) ماها وقتی عقاب مرگ رو می‌بینیم دعا می‌کنیم که ای کاش الان موقع شکار ما نباشه و لذت تمام گناهانمون رو فراموش می‌کنیم. دلیل هم داره؛ چون به این فکر می‌کنیم که الان اگه رفتیم به سرای آخرت، دیگه نه تنها این گناهان انجام شده هیچ لذتی نداره، بلکه علاوه بر عذابی که داره، شرمندگی هم میاره. اونجا دیگه ستارالعیوبی برای گناهکار به کار نمیاد مگر اینکه توبه‌ای پذیرفته شده باشه. اونجا دیگه «یوم تبلی السرائر» هست. بخاطر همینه که میگن یکی از بیشترین عذاب‌های اون دنیا شرمندگیه. اینطور میشه که دیگه لذت گناهانی هم که کردی از نظرت میره، چون می‌بینی اگه بمیری نه تنها اون گناهان لذت و سودی نداره، بلکه…
اما وقتی عقاب مرگ شکار نمی‌کنه، اونجاست که میگیم:
چه خوب شد در معصیت مرگم نیامد               ممنون از اینکه باز با ما یار بودی (+)

EmailGoogle+FacebookTwitterDiggFriendFeedYahoo MessengerGoogle BookmarksLinkedInShare

* این یادداشت برای پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب نوشته شده است.


نزدیک نوروز بود که خبر اکران فیلم سینمایی «قلاده‌های طلا» با توصیف سیاسی‌ترین فیلم سینمای ایران توجهات زیادی را به خود جلب کرد. قلاده‌های طلا با کارگردان متشخص و بازیگران مشهورش به دلیل موضوع سیاسی فیلم، باز هم دو دسته اظهارنظر متقابل داشت؛ عده‌ای این فیلم را سفارشی و محصول حکومت دانستند و عده‌ای طرفدار بی‌چون و چرای فیلم شدند. اما پس از اکران فیلم، روز به روز از این نوع اظهارنظرات کاسته شد و پس از اینکه عده زیادی از مردم به تماشای فیلم نشستند، متوجه بی‌طرف بودن داستان فیلم و سیاه و سفید نبودن محض آن شدند. در قلاده‌های طلا آنقدر مشخص و واضح صف مردم معترض از ساختارشکنان جدا شده است، که حرف کسانی که بخواهند این فیلم را مخالف دسته‌ای از مردم قرار بدهند، خریدار ندارد.
داستان فیلم از آنجا آغاز می‌شود که در آگوست ۲۰۰۷ (مرداد ۸۶) سازمان سیا، اینتلیجنت سرویس و موساد با همکاری هم و به سرکردگی مک کویین، طرح ترور سیدمحمد خاتمی را در نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ کلید می‌زنند. استدلال آنان این است که ۵۰ مورد در جهان وجود داشته که پس از ترور یک شخصیت سیاسی که حتی اولین شخصیت محبوب کشورش نبوده، یکی از نزدیکان او در انتخابات دور بعد به قدرت خواهد رسید. آنها اعتقاد دارند که ترور «سید مظلوم» جنگ داخلی را در ایران شروع خواهد کرد و تا ۱۰۰ سال انگشت اشاره آنان در ایران حاکمیت خواهد کرد!
پس از ناکام ماندن این طرح، اعزام یک جاسوس برای هدایت ساختارشکنی‌های انتخاباتی در دستور کار آنان قرار می‌گیرد. مازیار فنایی زاده یک ایرانی‌الاصل است که در پادگان اشرف بزرگ شده و در حال حاضر جاسوس MI6 است. این فرد نقش هماهنگ کننده را در بین گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی به عهده می‌گیرد، گروه‌هایی که شامل سلطنت‌طلبان، منافقین، همجنس‌بازان، بهایی‌ها و … است. او در بگومگوهایی که در این بین اتفاق می‌افتد، همه را قلاده به گردن سرویس‌های جاسوسی غربی می‌داند که البته او قلاده طلا به گردن دارد!
از سوی دیگر و در مقابل این گروه، وزارت اطلاعات ایران نمایش داده می‌شود که هر چند به رصد اوضاع می‌پردازند اما غفلت آنان از آینده‌نگری بحرانی که ممکن است به وقوع بپیوندند، کار را سخت می‌کند. البته این غفلت بیشتر از همه متوجه فردی به نام «جواد رخ صفت» با سمت معاون وزیری است که در انتهای فیلم جاسوس بودن او محرز می‌گردد.
پس از پایان رای‌گیری انتخابات ۸۸ و شروع اعتراضات مردمی، کارگردان فیلم به زیبایی صف مردم معترض را از ساختارشکنان جدا می‌کند. جاسوس‌ها و ساختارشکنانی که خود را به عنوان مردم جا زده‌اند، در میان راهپیمایی سکوت مردم شروع به شیشه شکستن و آتش زدن و آدم کشی می‌کنند. پس از راهپیمایی سکوت بخشی از مردم و خلوت شدن شهر در روز ۲۵ خرداد، عده ای به سرکردگی جاسوس‌ها و منافقین اقدام به تصرف پایگاه بسیج می‌کنند. مظلومیت بسیج در این صحنه‌ها نمایانگر صبر در عین رشادت مردمی آنهاست.
تطمیع سرهنگ نیروی انتظامی از طرف سفارتخانه انگلیس به بهانه دیدار با پسرش در انگلستان و همکاری یک خانم خبرنگار به بهانه بورسیه دانشگاهی در انگلستان از سوی این سفارتخانه، نقش پررنگ سفارت انگلیس در حوادث پس از انتخابات ۸۸ را نمایان می‌کند.
چگونگی پی بردن وزارت اطلاعات به ضعف خودش بخاطر نفوذی که در آن شده است، بخش دیگری از فیلم است که کارگردان با هنرمندی احتمال جاسوس بودن افراد مختلف را به مخاطب القا می‌کند.
در نهایت این فیلم با روایت داستانی مناسب تا شهریور ۸۸ به پایان می‌رسد که دیگر عده زیادی از مردم معترض با دیدن دست‌های دشمن در این قضایا به صف اکثریت مردم پیوسته‌اند.
مهم‌ترین نکته فیلم، وحدت میان گروه‌های ضدجمهوری اسلامی برای ایجاد اختلاف در میان مردم است که با «دیدن دست‌های دشمن» [۱] توسط مردم بصیر ایران ناکام ماند.


* پاورقی:

[۱]- رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه تاریخی ۲۹ خرداد ۸۸ به معترضان توصیه کرد تا دست‌های دشمن را ببینند.

 

EmailGoogle+FacebookTwitterDiggFriendFeedYahoo MessengerGoogle BookmarksLinkedInShare

چند روز پیش رئیس جمهور کشورمان در تاجیکستان و در جمع ایرانیان مقیم آن کشور، سخنانی ایراد کردند که در رسانه‌های اینترنتی به آن بسیار پرداخته شد و حتی برخی از علما نیز نسبت به آن واکنش نشان دادند. درست است که رئیس جمهور این جمله را گفتند که «فردوسی مکتب پیامبر گرامی اسلام را نجات داده و بار حقیقی این مکتب را از دوش نااهلان برداشته و بر دوش ملت ایران گذاشت و این ملت نیز الحق به خوبی از عهده ایفای این مسئولیت برآمد.» ولی اگر قبل و بعد این جملات خوانده شود این اظهارات تعدیل خواهد شد. به طور مثال جملات قبل از این جمله: «ملت ایران پس از پذیرش اسلام مشاهده کرد که حکومت دوباره به دست امویان و عباسیان افتاد که بویی از راه و مرام پیامبر نبرده بودند و آنها بر ملت ایران نیز حاکم شده، شخصیت ملت را تحقیر و استعدادهایش را لگد مال کردند و در این شرایط این فردوسی بود که هویت موحد، ‌عدالت خواه، آزادی طلب و انسانی ملت ایران را مجدداً احیا کرد.» (+)
یکی از بزرگترین منتقدان این جملات هم آیت الله مکارم شیرازی بودند. این مرجع تقلید با اشاره به سخن یکی از مسئولان با این مضمون که «فردوسی، مکتب پیامبر را نجات داد» آن را جمله عجیب خواند و گفت: این جمله از سوی کسانی است که درباره مکتب ایرانی داد سخن می‌دهند. فردوسی شاعر بزرگی است و خود در شعر مشهورش این گفته را تکذیب می‌کند و می‌گوید سی سال رنج کشیدم و زبان فارسی را زنده کردم. (+)
مثل همیشه به عنوان یک شاخص می‌خواهم سخنان مقام معظم رهبری را مطرح کنم تا اظهارات این دو بزرگوار را با آن بسنجیم:
«خوشبختانه ادبیات سلف ما همه‌اش در جهت ارزشهاى الهى و اسلامى است؛ از جمله همین شاهنامه که شما به آن اشاره کردید. اول انقلاب عده‌یى از مردمِ با اخلاصِ بى‌اطلاع رفته بودند قبر فردوسى را در توس خراب کنند! وقتى من مطلع شدم، چیزى نوشتم و فوراً به مشهد فرستادم؛ که آن را بردند و بالاى قبر فردوسى نصب کردند؛ نمى‌دانم الان هم هست یا نه. بچه‌هاى حادى که به آن‌جا مى‌رفتند، چشمشان که به شهادت بنده مى‌افتد، لطف مى‌کردند و مى‌پذیرفتند و دیگر کارى به کار فردوسى نداشتند! حقیقت قضیه این است که فردوسى یک حکیم است؛ تعارف که نکردیم به فردوسى، حکیم گفتیم. الان چند صد سال است که دارند به فردوسى، حکیم مى‌گویند. حکمت فردوسى چیست؟ حکمت الهىِ اسلامى.
شما خیال نکنید که در حکمت فردوسى، یک ذره حکمت زردشتى وجود دارد. فردوسى آن وقتى که از اسفندیار تعریف مى‌کند، روى دیندارى او تکیه مى‌کند. مى‌دانید که اسفندیار یک فرد متعصبِ مذهبىِ مبلّغ دین بوده که سعى کرده پاکدینى را در همه جاى ایران گسترش بدهد. تیپ اسفندیار، تیپ حزب‌اللهى‌هاى امروز خودمان است؛ آدم خیلى شجاع و نترس و دینى بوده است؛ حاضر بوده است براى حفظ اصولى که به آن معتقد بوده و رعایت مى‌کرده، خطر بکند و از هفت‌خان بگذرد و حتّى با رستم دست و پنجه نرم کند. وقتى شما شاهنامه را مطالعه مى‌کنید، مى‌بینید که فردوسى روى این جنبه‌ى دیندارى و طهارت اخلاقى اسفندیار تکیه مى‌کند. با این‌که فردوسى اصلاً بنا ندارد از هیچیک از آن پادشاهان بدگویى کند، اما شما ببینید گشتاسب در شاهنامه چه چهره‌یى دارد، اسفندیار چه چهره‌یى دارد؛ اینها پدر و پسر هستند. فردوسى بر اساس معیارهاى اسلامى، به فضیلتها توجه دارد؛ در حالى که بر طبق معیارهاى سلطنتى و پادشاهى، در نزاع بین گشتاسب و اسفندیار، حق با شاه است. «به نیروى یزدان و فرمان شاه» یعنى چه؟ یعنى هرچه شاه گفت، همان درست است؛ یعنى حق با گشتاسب است؛ اما اگر شما به شاهنامه نگاه کنید، مى‌بینید که در نزاع بین اسفندیار و گشتاسب، حق با اسفندیار است؛ یعنى اسفندیار یک حکیم الهى است. فردوسى از اول با نام خدا شروع مى‌کند – «به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه بر نگذرد» – تا آخر هم همین‌طور است؛ فردوسى را با این چشم نگاه کنید. فردوسى، خداى سخن است؛ او زبان مستحکم و استوارى دارد و واقعاً پدر زبان فارسى امروز است؛ او دلباخته و مجذوب مفاهیم حکمت اسلامى بود؛ شاهنامه را با این دید نگاه کنید.
البته بعضیها زردشتى‌مسلکند، بعضیها هم زردشتى‌مسلک نیستند. آنهایى که زردشتى‌مسلکند، خوششان مى‌آمد که به زردشتیگرى تظاهر کنند و چیزى درباره‌ى فردوسى بگویند؛ اما حقیقت قضیه که این نیست. این شاهنامه‌ى فردوسى در مقابلمان است. شما خیال مى‌کنید که اگر در شاهنامه‌ى فردوسى چیزى برخلاف مفاهیم اسلامى وجود داشت، این‌قدر در جوامع اسلامى جا مى‌افتاد؟ شما مى‌دانید که در این نسلهاى گذشته، مردم ما چه‌قدر دینى بوده‌اند. در کدام خانه و کدام ده و کدام محله، شاهنامه نبود یا خوانده نمى‌شد؟ همه جا مى‌خواندند و منافاتى هم با مفاهیم اسلامى نمى‌دیدند.» [۱]
«من موافقم که از «فردوسى» تجلیل شود، شاهنامه تحلیل شود و حکمت فردوسى استخراج گردد تا همه بدانند که این حکمت، اسلامى است یا غیراسلامى. این بزرگداشتى هم که برگزار شد، اصلاً به دستور و خواست من بود؛ منتها چون اواخر ریاست جمهورى‌ام بود، به آقاى مهندس «حجت» گفتم که دنبال نمایید و فردوسى را بزرگ کنید. فردوسى باید هم بزرگ شود. فردوسى در قلّه است. امیدواریم کم‌کارى – که دوستان اشاره کردند – گریبان ما را نگیرد تا حکمت فردوسى را بیان کنیم. ما هستیم که اسم او را «حکیم ابوالقاسم فردوسى» گذاشتیم؛ دشمنان دین که این اسم را نگذاشته‌اند. خوب؛ این حکیم چه کسى است و حکمت او چیست؟ آیا حکمت زردشتى است، حکمت بى‌دینى است، حکمت پادشاهى است یا حکمت اسلامى؟ این را مى‌شود در آورد. اگر کسى به شاهنامه نگاه کند، خواهد دید که یک جریانِ گاهى باریک و پنهان و گاهى وسیع، از روح توحید، توکّل، اعتماد به خدا و اعتماد به حق و مجاهدت در راه حق در سرتاسر شاهنامه جارى است. این را مى‌شود استخراج کرد، دید و فهمید. مخصوصاً بعضى از شخصیتهاى شاهنامه خیلى برجسته هستند که اینها را باید شناخت و استخراج کرد. من یک وقت گفتم که «اسفندیار» مثل این بچه حزب‌اللّهى هاى امروز خودِ ماست! در فرهنگ شاهنامه یک حزب‌اللّهى غیورِ دین‌خواهِ مبارز وجود دارد. بله؛ این کارها را شما بکنید تا دیگران نکنند. شما که نکردید، دیگران مى‌کنند.» [۲]
همانطور که ملاحظه فرمودید ارزش فردوسی‌ای که در قله است و حکمت الهی اسلامی دارد بیشتر از آن چیزی است که فقط زبان فارسی را زنده نگه داشته باشد، و قطعا به پیشرفت اسلام در ایران و سایر ممالک فارسی زبان کمک شایانی کرده است. از طرفی دیگر جملات رئیس جمهور اغراق زیادی در مورد نقش فردوسی در نجات اسلام داشت. البته می‌توان بدلیل فرهنگ‌سازی فردوسی در چند صد سال اخیر او را بعنوان یکی از تاثیرگذاران  برجسته فرهنگ اسلامی نام برد.
پاورقی:
[۱]- بیانات در دیدار با اعضاى «گروه ادب و هنر» صداى جمهورى اسلامى ایران  ۰۵/۱۲/۱۳۷۰
[۲]- بیانات در دیدار اعضاى انجمن اهل قلم ۰۷/۱۱/۱۳۸۱

 

EmailGoogle+FacebookTwitterDiggFriendFeedYahoo MessengerGoogle BookmarksLinkedInShare

قبل از هر چیز رسیدن بهار دوست داشتنی و نوروز زیبا را تبریک عرض می‌کنم.
در سال‌های گذشته با تعداد کم شبکه‌های تلویزیونی صدا و سیما و بعضا عدم تنوع برنامه‌ها در برخی ایام، این نگرانی ایجاد می‌شد که سلیقه‌های مختلف مردم پوشش داده نشود و  مردم به سراغ شبکه‌های ماهواره‌ای بروند. هر چند که استفاده عموم مردم از ماهواره منع قانونی دارد اما این قانون به اعتقاد بسیاری از کارشناسان ممکن است در کوتاه مدت جواب بدهد اما در بلند مدت باید به دنبال طرح‌های ایجابی و پوشش سلیقه‌های مختلف مردم در چارچوب قانون اساسی رفت. برنامه‌هایی که از نظر کیفی و کمی بتوانند جایگزین برنامه‌های ضدفرهنگی غربی شوند. قطعا اضافه شدن شبکه‌های تخصصی مختلف با در نظر گرفتن تنوع آن و البته حفظ کیفیت یکی از بهترین راهکارها در مقابله با تهاجم فرهنگی غرب است.
جای تشکر دارد که مسئولین صدا و سیما به فکر کارهای ایجابی افتاده‌اند و در کنار اعمال سلبی که به وفور در برابر تهاجم فرهنگی غرب از سوی نهادهای گوناگون انجام می‌شود، به تولید محتوای متنوع همت گمارده‌اند.
درست است که میان این شبکه‌های تازه افتتاح شده، شبکه‌های «نمایش» و «آی فیلم» بدلیل برنامه‌های سرگرم کننده از محبوبیت بیشتری برخوردارند اما از نقش مابقی شبکه‌ها در پوشش مخاطب خاص هم نباید غافل شد. یکی از این شبکه‌ها که به نظر می‌رسد امسال می‌تواند حتی به عنوان یک شبکه عام مدنظر قرار بگیرد «شبکه بازار» است.
شبکه بازار با تبلیغ کالاهای مرغوب ایرانی، قطعا می‌تواند در حمایت از «تولید ملی» نقش پررنگی ایفا نماید. گاهی اوقات در حین مشاهده شبکه بازار با کالاهایی برخورد کرده‌ام که قبلا اطلاعی از اینکه این اجناس در ایران و توسط شرکت‌های ایرانی هم ساخته می‌شود، نداشتم. قطعا آشنا شدن با کالاهای باکیفیت و مرغوب ایرانی می‌تواند با کمی فرهنگ‌سازی استفاده از تولیدات داخلی، شعار امسال رهبر معظم انقلاب را تحقق بخشد.

EmailGoogle+FacebookTwitterDiggFriendFeedYahoo MessengerGoogle BookmarksLinkedInShare

دیروز همه دیدیم که تظاهرات صدها هزار نفری مردم بحرین با دعوت «شیخ عیسی قاسم» با عنوان «لبیک یا بحرین» با هدف اینکه حکومت فرقه‌ای نباید در بحرین باشد، چگونه انجام گرفت و رژیم آل خلیفه چگونه قصد سرکوب آنان را داشت.

خبرگزاری نسیم گفتگویی با مسئول دفتر رسانه‌ای پلیس بحرین انجام داده و او گفته که «نمی‌دانیم چند نفر به خیابان‌ها آمدند اما هر کسی که خیابان‌ها را اشغال کرده بود اوباش است.»!

اوباش نیمی از جمعیت یک کشور هستند یا اوباش آن دسته از ارتش عربستان سعودی هستند که خاک کشور بحرین را اشغال کرده‌اند و به سرکوب مردم می‌پردازند؟

 

EmailGoogle+FacebookTwitterDiggFriendFeedYahoo MessengerGoogle BookmarksLinkedInShare

این یادداشت برای پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب نوشته شده است.

 

اوضاع سیاسی کشور به دلیل برخی «اختلاف‌افکنی‌»های دشمن و البته گاها عدم رعایت «تقوای سیاسی» از سوی سیاسیون در برهه‌های زمانی مختلف غبارآلود می‌شود. قسمتی از این غبارآلودگی فضا به خاطر فضای اشاعه تهمت‌ها و شایعات بدون سندی است که در بسیاری موارد قابل اثبات نمی‌باشد. مقام معظم رهبری «فضای سوءظن» در جامعه اسلامی را درست نمی‌دانند و توجه نکردن به شایعات و تهمت‌های بدون سند و البته رد کردن آن به صورت قاطع را از تکالیف اقشار گوناگون ملت در جامعه اسلامی می‌دانند که از آن به عنوان «فضای حسن ظن» تعبیر می‌نمایند. به همین دلیل بر آن شدیم تا نگاه داشته باشیم بر دلایل و لوازم «فضای حسن ظن» از منظر رهبری در کشورمان.

کجا حسن ظن داشته باشیم و کجا سوءظن؟

ü       باید روح سوءظن و بدبینى نسبت به افراد را در نظام اسلامى از بین برد.

ü       سوءظن، متعلق به نظام غیراسلامى است.

ü       وقتى شر و ظلم، غالب و حاکم است؛ وقتى در جامعه، غیرخدا زمام امور را به دست دارد؛ روایت داریم که حسن ظن، ساده‌لوحى است و به هر پدیده‌یى، باید با چشم تردید و سوءظن نگاه کرد.

ü       اما آن‌وقتى که غلبه با حق است، حکومت متعلق به خدا و بندگان اوست و راه، راه صراط مستقیم دین است، در این‌جا باید سوءظنها را کنار گذاشت و حسن‌ظن داشت؛ مگر آن‌که براى انسان چیزى ثابت بشود. این، آن تکلیف اسلامى است. [۱]

بدگویی کردن موجب سوءظن می‌شود

ü       پیش پیامبر مى‌آمدند و از یکدیگر بدگویى مى‌کردند و چیزهایى را درباره‌ى یکدیگر مى‌گفتند؛ گاهى راست و گاهى هم خلاف واقع. پیامبر اکرم(ص) به مردم فرمودند: هیچ‌کس درباره‌ى اصحابم به من چیزى نگوید. دایماً نزد من نیایید و از همدیگر بدگویى کنید. من مایلم وقتى که میان مردم ظاهر مى‌شوم و به میان اصحاب خود مى‌روم، «سلیم‌الصّدر» باشم؛ یعنى با سینه‌ى صاف و پاک و بدون هیچ‌گونه سابقه و بدبینى به میان مسلمانها بروم.

ü       ببینید چه‌قدر این رفتار رسول اکرم(ص) کمک مى‌کند به این‌که مسلمانها احساس کنند که در جامعه و محیط اسلامى، باید بدون سوءظن و با خوشبینى با افراد برخورد کرد. [۲]

توبیخ کامل قرآن نسبت به افراد شایعه‌پذیر

ü       آیات سوره‌ى نور درباره‌ى «افک» – یعنى همین سخن دروغى که منافقان و بدخواهان و افراد ناسالم در جامعه پخش و شایع مى‌کردند – به شدت حساسیت نشان مى‌دهد و چند آیه‌ى پى‌درپى، با لحن بسیار تندى خطاب به مسلمانها ذکر مى‌شود که چرا وقتى شما این شایعه را شنیدید، نسبت به گوینده‌ى آن شدت عمل بخرج ندادید و چرا این شایعه را قاطعاً رد نکردید.

ü       در این آیه، دو جا جمله با «لولا» شروع مى‌شود. اهل ادبیات عرب توجه دارند که «لولا»ى تحذیریه وقتى به‌کار مى‌رود که انسان مى‌خواهد با کمال شدت و توبیخ کامل، به مخاطب خود بگوید: چرا این کار را نکردید؟ «لولا اذ سمعتموه ظنّ‌المؤمنون والمؤمنات بانفسهم خیرا و قالوا هذا افک مبین»: چرا وقتى که شما مسلمانها (مؤمنین و مؤمنات) این شایعه را شنیدید، به یکدیگر حسن‌ظن نشان ندادید و به طور قاطع نگفتید که این دروغ است؟ یک‌جاى دیگر مى‌فرماید: «و لولا اذ سمعتموه قلتم ما یکون لنا ان نتکلّم بهذا سبحانک هذا بهتان عظیم»: چرا وقتى‌که این شایعه را شنیدید، نگفتید که ما حق نداریم این شایعه را تکرار کنیم؟ این، یک بهتان بزرگ است.

ü       بعد در آخر این آیات هم مى‌فرماید: «یعظکم‌اللَّه ان تعودوا لمثله ابدا ان کنتم مؤمنین». یعنى خدا به شما موعظه و نصیحت مى‌کند که هرگز دیگر گِرد چنین شایعه‌هایى نگردید و دیگر چنین حادثه‌یى میان جامعه‌ى اسلامى به وجود نیاید؛ اگر مؤمن هستید. یعنى شرط ایمان این است. [۳]

اتهام زننده اگر اثبات نکند، مجرم است

ü       در اسلام این‌گونه است که اگر کسى، کس دیگرى را به بعضى از تهمت‌هاى خاص متهم کند، اگر نتواند آن را با چهار شاهدِ عادل ثابت کند، خود تهمت‌زننده محکوم است که بر او حد جارى بشود.

ü       این‌طور نیست که شما حرفى را همین‌طور وسط فضا بیندازید و ذهنها را مشوب و دلها را نگران و ناراحت کنید و اگر توانستید ثابت کنید که ثابت کرده‌اید و اگر هم نتوانستید، سرتان را بگیرید و به راه خود بروید! نه، اگر نتوانستید برخى از تهمتهایى را که بر طبق آنها حد به مجرم زده مى‌شود، ثابت کنید، خود شما بایستى به خاطر زدن این تهمت، حد بخورید و مجازات بشوید. [۴]

نظام محتاج فضای حسن ظن و محبت است

ü       باید مسلمانان در جامعه‌ى اسلامى، از حالت بى‌تفاوتى نسبت به یکدیگر خارج بشوند.

ü       یکى از فصول زندگى رسول اکرم این بود که این فضاى بى‌تفاوتى را، به فضاى محبت و همکارى و برادرى و ایجاد یک مجموعه‌ى همکار با یکدیگر تبدیل کند. این، همان چیزى است که امروز هم در نظام خود، به او احتیاج داریم. [۵]

حسن ظن مسلمین نسبت به هم توطئه دشمنان را خنثی می‌کند

ü       اگر میان ملتهاى مسلمان و میان فرقه‌هاى اسلامى و اقوام مسلمان با یکدیگر، محبت و حسن‌ظن و همدلى، جاى بدگمانى و بدبینى را که خواسته‌ى دشمنان است بگیرد، بخش اعظم توطئه و تدبیر بدخواهان را خنثى خواهد کرد و نقشه‌هاى شوم آنان را براى سیطره‌ى روزافزون بر امت اسلامى عقیم خواهد ساخت. [۶]

پرچم اسلام با حسن ظن حفظ می‌شود

ü       همه‌ى دستگاه‌ها باید خوب کار کنند و همه‌ى مردم باید دستگاه‌ها را کمک نمایند. امروز، پرچم اسلام دست شما ملت و دولت است. باید این پرچم را حفظ کنید.

ü       با تنازع و کشمکش، این پرچم حفظ نخواهد شد. مسؤولیت، بر دوش همه است. همه باید اتحاد و همدلى و همکارى و حسن ظن خود را حفظ کنند؛ وظیفه است. [۷]

حضور مردم در انتخابات، نشان‌دهنده حسن ظن به نظام است

ü       در همین قضایاى اخیر هم ما عرض کردیم، بنده مخالفم که مردم کشورمان را، مردم عزیزمان را به دو بخش تقسیم کنیم؛ یک عده‌اى را مقابل یک عده‌ى دیگر قرار بدهیم. قضیه اینجورى نیست. در خیلى از مسائل، مردم سلیقه‌هایشان، نگاه‌هایشان، نظرهایشان یکى نیست، اما این به معناى اصطکاک و تزاحم و تعارض و دست به یقه شدن نیست. ما نباید مردممان را وادار کنیم که با هم دست به یقه بشوند.

ü       من به هر دو طرف نصحیت میکنم: احساسات جوانها را تحریک نکنند، مردم را مقابل هم قرار ندهند. ملت یکپارچه‌اى است، ایمان واحدى دارد، قلباً هم با نظام خود روابط حسنه‌اى دارد؛ نشانه‌ى این روابط حسنه، همین حضور در پاى صندوقهاست. اگر امیدوار نبودند، اگر حسن ظن نداشتند، اگر اعتماد نداشتند، نمى‌آمدند پاى صندوقها. پس این ملت با نظام خود هیچ مشکلى ندارد. نباید این ملت یکپارچه را دو شقه کرد، تقسیم کرد، یک گروه را بر علیه آن گروه دیگر، آن گروه را بر علیه این گروه دیگر تحریک کرد. [۸]

حسن ظن مردم با کار نیک مسئولین حفظ می‌شود

ü       مردم هم تشنه‌ى خدمت‌رسانى دولت هستند. مردم، نظام و مسؤولان نظام را دوست دارند. شما نشانه‌هاى دوست داشتن مردم را مى‌بینید. کسى نمى‌تواند چشمش را روى هم بگذارد و اینها را نبیند.

ü       مردم دوست مى‌دارند که از مسؤولان کار نیک ببینند تا حسن ظن و محبت خودشان را به آنها حفظ کنند و در تناقض قرار نگیرند. مردم تشنه‌ى خدمتند؛ واقعا هم احتیاج دارند؛ بنابراین دولت باید کارآمدى خودش را نشان دهد. [۹]

تکیه مسئولین بر حسن ظن مردم است

ü       آنچه پشتوانه‌ى حرکت مسئولان است، پشتیبانىِ دلها و احساسات و اعتماد و امید شماست. آنان تکیه‌ى به این اعتماد و شور و شوق و محبت شما مردم را دارند و حقیقتاً حجت بر آنها تمام است.

ü        یعنى پشتیبانى مردم از مسئولان کشور، یک پشتیبانى همه‌جانبه و مستحکم و ریشه‌دار با ریشه‌هاى ایمانى است. آنان بایستى با تکیه‌ى بر این اعتماد شما و این حسن ظن شما، کارها را پیش ببرند و بنده بسیار خوشبین هستم به اینکه ان‌شاءاللَّه همه‌ى آنچه را که باید انجام بدهند، انجام خواهند داد. [۱۰]

فضای بهشت در جامعه با حسن ظن مردم به یکدیگر

ü       در روایات ما وارد است که مؤمنین با یکدیگر تراحم و تعاطف دارند؛ یعنى به هم رحم مى‌کنند و با یکدیگر عطوفت مى‌ورزند. این یک وظیفه‌ى اخلاقى است و این امر در پیشرفت و بناى اجتماعى ما تأثیر دارد.

ü       به هم رحم کنید. مردم به هم رحم کنند تا خدا هم به آنها رحم کند. وقتى که در دلِ مردم نسبت به یکدیگر ترّحم و عطوفت و حُسن‌ظن و محبّت هست، فضاى جامعه، فضاى بهشت مى‌شود. آن‌گاه که در دلِ افراد، با انگیزه‌هاى سیاسى یا شخصى، کینه، بددلى و سوءظن وجود داشته باشد، فضاى جامعه فضایى تاریک و تلخ مى‌شود.

ü       مجادلات سیاسى براى کشور زیانبار است. نه فقط امروز که دشمن ما را تهدید مى‌کند، بلکه همیشه مضرّ است؛ براى سازندگى و راه انداختن چرخهاى اقتصادى مضرّ است. اگر بعضیها هر روزى به نحوى مسأله‌ى جدیدى درست کنند و افکار عمومى را متوجّه به یک مسأله‌ى موهوم کنند، اینها به ضرر کشور است. [۱۱]

برای دشمن داشتن دنبال بهانه نباشید

ü       سعى کنید همه را دوست بدارید. این، یک تکلیف و یک تعلیم اسلامى است. این، چیز بدى نیست.

ü       براى دشمن داشتن، نباید بهانه پیدا کرد و انسان هر کسى را به بهانه‌یى، از مجموعه و لیست محبت خود خارج کند و دور بیندازد. نه، فضاى جامعه‌ى اسلامى، فضاى صمیمیت است؛ ولو کسى را که نمى‌شناسید. [۱۲]

با بزرگ نشان دادن اشتباهات، مردم را ناامید نکنید

ü       با هم خوب و مهربان باشید؛ به هم حُسن ظن داشته باشید؛ به مسؤولان نظام حُسن ظن داشته باشید. ما گفتیم با فساد مبارزه مى‌کنیم – این یک نقطه‌ى روشن در نظام است – اما عدّه‌اى مى‌خواهند این را به نقطه‌ى تاریک تبدیل کنند و بگویند فساد همه جا را گرفته است. نه آقا! فساد همه جا را نگرفته است.

ü       باید با فسادِ کم هم – هر جا بود – مبارزه کرد.

ü       ممکن است روزنامه‌اى بردارد یک مورد فساد را درشت کند؛ مگر همه جا فساد هست؟ فساد در گوشه‌هایى وجود دارد. انسانها لغزش دارند و دچار گناه مى‌شوند؛ باید با این گناه مبارزه کرد.

ü       ما وقتى گناهکاریم که با فساد – ولو کمِ آن – مبارزه نکنیم؛ چون گسترش پیدا خواهد کرد. مبارزه با فساد لازم است؛ اما ناامید کردن مردم که بگوییم فساد همه جا را گرفته، یک خطاى واضح و ناشى از نادانى و فریب‌خوردگىِ کسانى است که آدم مى‌داند خودشان آدمهاى مغرضى نیستند؛ مغرضان که جاى خود دارند. [۱۳]

ü       بعضى‌ها – چه مطبوعات، چه بعضى از عناصر گوناگون – توصیه‌پذیر نیستند؛ آنها از ما توصیه نمیخواهند؛ معلوم نیست سیاستهاى بعضى از این دستگاه‌ها و مطبوعات و رسانه‌ها را کى معین میکند و کجا معین میشود – نانشان در ایجاد اختلاف است – اما آن کسانى که مصالح کشور را میخواهند، مایلند حقائق را غالب کنند، من توصیه‌ام به آنها این است که از این اختلافات جزئى و غیر اصولى صرف نظر کنند. شایعه‌سازى و شایعه‌پراکنى درست نیست.

ü       انسان مى‌بیند صریحاً و علناً به مسئولین کشور – کسانى که بارهاى کشور را بر دوش دارند – تهمت میزنند، نسبت به اینها شایعه‌سازى میکنند؛ فرق هم نمیکند، چه رئیس جمهور باشد، چه رئیس مجلس باشد، چه رئیس مجمع تشخیص مصلحت باشد، چه رئیس قوه‌ى قضائیه باشد؛ اینها مسئولین کشورند. مسئولین کشور کسانى هستند که زمام یک کارى به اینها سپرده است؛ مردم باید به اینها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نباید شایعه‌پراکنى کرد؛ دشمن این را میخواهد. دشمن میخواهد شایعه‌پراکنى کند؛ میخواهد دلها را نسبت به یکدیگر، نسبت به مسئولین بدبین کند. [۱۴]

هر کس بر طبق اختلاف بکوبد، علیه نظام است

ü       هر کس ملت را به تفرقه دعوت کند، هر کس سعى کند میان ملت و مسئولان کشور فاصله بیندازد، هر کس بر طبل اختلافات بکوبد، کارى بر خلاف مصلحت این کشور و این ملت انجام داده است؛ هر کى میخواهد باشد.

ü       اتحاد را، اتفاق را، وحدت کلمه را، حسن‌ظن به یکدیگر را باید حفظ کرد. قرآن میگوید: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیرا»؛ دلهاتان را با هم صاف کنید، دست در دست هم پیش بروید؛ شک نداشته باشید که خداى متعال این چنین ملتى را، این چنین دلهاى صادقى را، این چنین گامهاى استوارى را کمک و حمایت خواهد کرد. [۱۵]

فضا، فضای اشاعه گناه نباشد

ü       به اخلاق خودمان هم برسیم. اخلاق اهمیتش از عمل هم بیشتر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهیم. من هیچ موافق نیستم با اینکه فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى قرار بدهیم. این عادات را از خودمان باید دور کنیم. اینکه متأسفانه باب شده که روزنامه و رسانه و دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون ارتباطى روشى را در پیش گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند براى متهم کردن یکدیگر، این چیز خوبى نیست؛ این چیز خوبى نیست، دل ما را تاریک میکند، فضاى زندگى ما را ظلمانى میکند. هیچ منافات ندارد که گنهکار تاوان گناه خودش را ببیند، اما فضا، فضاى اشاعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى گناه نباشد؛ تهمت زدن، دیگران را متهم کردن به شایعات، به خیالات.

ü       فضا را نباید از تهمت و از گمان سوء پر کرد. قرآن کریم میفرماید: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خیرا»؛ وقتى میشنوید که یکى را متهم میکنند، چرا به همدیگر حسن ظن ندارید؟ تکلیف دستگاه اجرائى و قضائى به جاى خود محفوظ است. دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى اجرائى باید مجرم را تعقیب کنند، دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى قضائى باید مجرم را محکوم و مجازات کنند؛ با همان روشى که ثابت میشود و در قوانین اسلامى و قوانین عرفى ما هست و هیچ هم در این زمینه نباید کوتاه بیایند؛ اما مجازات مجرم که از طرق قانونى جرم او ثابت شده است، غیر از این است که به گمان، به خیال، به تهمت، یکى را متهم کنیم، بدنام کنیم، توى جامعه دهن به دهن بگردانیم. اینکه نمیشود.

ü       نباید گفت اینها شفافیت است. این، شفافیت نیست؛ این، کدر کردن فضاست. شفافیت معنایش این است که مسئول در جمهورى اسلامى عملکرد خودش را به طور واضح در اختیار مردم قرار بدهد؛ این معناى شفافیت است، باید هم بکنند؛ اما اینکه ما بیائیم این و آن را بدون اینکه اثبات شده باشد، بگیریم زیر بار فشار تهمت و چیزهائى را به آنها نسبت بدهیم که ممکن است در واقع راست باشد، اما تا مادامى که ثابت نشده است، ما حق نداریم آن را بیان کنیم؛ این آن را متهم کند، آن این را متهم کند؛ از رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى بیگانه – رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى مغرض انگلیس – شاهد برایش بیاوریم، بعد هم یک نفر از آن طرف پیدا بشود و کل نظام را به امورى که شایسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى نظام اسلامى نیست و نظام اسلامى شأنش بسیار بالاتر است از این چیزهائى که بعضى به نظام اسلامى نسبت میدهند، متهم بکند، این اشکال بر آنها بیشتر هم وارد است.

ü       تهمت زدن به یک شخص گناه است، تهمت زدن به یک نظام اسلامى، به یک مجموعه، گناه بسیار بزرگترى است. [۱۶]

پاورقی:

[۱]- خطبه های نماز جمعه تهران ۲۸/۰۷/۱۳۶۸

[۲]- همان

[۳]- همان

[۴]- همان

[۵]- همان

[۶]- پیام حضرت آیت الله خامنه ای به کنگره عظیم حج سال ۱۴۳۰ ۰۵/۰۹/۱۳۸۸

[۷]- سخنرانى در دیدار با روحانیون، مسؤولان و گروهى از اقشار مختلف مردم ۰۶/۱۰/۱۳۶۸

[۸]- بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیس و مسئولان قوه‌ى قضائیه ۰۷/۰۴/۱۳۸۸

[۹]- بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیأت دولت ۰۵/۰۶/۱۳۸۰

[۱۰]- دیدار با مردم شاهرود ۲۰/۰۸/۱۳۸۵

[۱۱]- بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران ۱۶/۰۱/۱۳۸۱

[۱۲]- خطبه های نماز جمعه تهران ۲۸/۰۷/۱۳۶۸

[۱۳]- بیانات در دیدار جمعى از مدیران و مسؤولان وزارت آموزش و پرورش ۲۶/۰۴/۱۳۸۱

[۱۴]- بیانات در دیدار جمع کثیرى از بسیجیان کشور ۰۴/۰۹/۱۳۸۸

[۱۵]- بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار مردم شهرستان کازرون ۱۶/۰۲/۱۳۸۷

[۱۶]- خطبه‌هاى نماز عید سعید فطر ۲۹/۰۶/۱۳۸۸

 

EmailGoogle+FacebookTwitterDiggFriendFeedYahoo MessengerGoogle BookmarksLinkedInShare