کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

نماهنگ «ایستاده‌ایم 2» که رونمایی شد، حجم عظیمی از نقدها، طنزها، کنایه‌ها و تخریب‌ها علیه سازندگان و حامیان آنها شکل گرفت. از آنجا که معمولا این تشتت آرا در امور فرهنگی در جریان انقلابی وجود دارد، فکر می‌کردم این هم تخریبی است از سوی کسانی که هیچ‌کاری نمی‌کنند جز نقد دیگران! و وقتی که پای عمل به میان می‌آید می‌بینیم که نه کارنامه مشخص و خوبی دارند و نه نظر کارشناسی و متقنی. بخصوص اینکه نماهنگ «ایستاده‌ایم 1» نماهنگ خوب و قابل قبولی بود و موضوعی که برای نماهنگ ایستاده‌ایم 2 استفاده شده (حمله آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران) موضوع مهم و خوبی بود.

با این نگاه مثبت به تماشای نماهنگ نشستم؛ اما چیزی که مشاهده کردم کاری ضعیف، غیرقابل دفاع و بدون محتوا بود. نماهنگی که باید نویسنده آن را پیوست نماهنگ کنیم تا کمی برای مخاطبان توضیح دهد که چه اتفاقی افتاده است و به راستی ما کجا ایستاده‌ایم و چه کرده‌ایم؟ اگر کسی نداند که آمریکا، هواپیمای مسافربری ما را مورد هدف قرار داده است، بیشتر فکر می‌کند یک فیلم هندی را مشاهده می‌کند که با شلیک توپ و گلوله هم عده‌ای پرچم به دست زنده مانده‌اند و دخترکی از هواپیمای منفجر شده با عروسک خود بر لب ساحل می‌نشیند! بنابراین نمی‌توان برای این نماهنگ، مخاطبی فراتر از کشورمان متصور باشیم. لااقل نویسنده و کارگردان زحمت نمایش رویش مجدد را هم نکشیده‌اند تا بگوییم تداعی این جمله امام (ره) را کرده‌اند که «بکشید ما را، ملت ما بیدارتر می‌شود.» اما به سبک فیلم‌های بالیوود انسان‌ها جان سالم از شلیک‌ها به در می‌برند.

حال که این نماهنگ منتشر شده است، باید بدانیم با چنین آثاری چه باید بکنیم و چه درس‌هایی بگیریم:

1. درس شفافیت: عدم شفافیت مالی باعث اعلام هزینه بیش از 1 میلیاردی برای این پروژه شده است که توسط صاحبان اثر تکذیب می‌شود ولی مبهم نگه داشته می‌شود. شاید یک دلیل انتقادات فراوان به این اثر، هزینه بالای آن بود وگرنه اگر یک کار کم‌هزینه و بدون حمایت حاکمیتی بود، آنقدرها هم انتقاد نمی‌شد.

2. درس نگاه از زاویه دید مخاطب، نه تولید کننده: سازندگان اگر مدعی هستند که این اثر نفوذ فرهنگی بالایی در سطح جهان خواهد داشت - که هستند - باید بدانند که مگر در طی چند دهه گذشت چند محصول فرهنگی جهانی در این رابطه ساخته شده است که مخاطبان جهانی یا حداقل جهان اسلام از این امر آگاه باشند؟ آیا اصلا مخاطب ناآشنا با این مسئله، متوجه می‌شود که آمریکا در واقعیت هواپیمای مسافربری ایران را مورد هدف قرار داده است؟ حتی زحمت نصب پرچم آمریکا بر کشتی جنگی هم کشیده نشده است!

3. درس رعایت دقیق بیت المال: رعایت بیت المال فقط عدم اختلاس و دزدی و رانت‌خواری نیست. عدم کیفیت حداقلی کار، حمایت و ساخت پروژه‌های بدون اثرگذاری و ... هم عدم رعایت بیت المال است که متأسفانه کمتر به آن توجه می‌شود.

4. درس پذیرفتن قصور: اهل نیت‌خوانی نیستم. احتمالا نیت حامیان و سازندگان این نماهنگ، نیت خوبی بوده است. اما اگر نقد نقادان وارد است، بهتر است بپذیریم، نه اینکه عذر بدتر از گناه بیاوریم. در برابر نقد هزینه میلیاردی این اثر، گفتن این جمله که «کوچکترین هزینه این پروژه پولش بود، این پروژه هزینه‌های سنگین‌تری مانند عمر 2 ساله این گروه را داشته است.» مشمئزکننده است. مگر عمر ایشان تلف شده است که هزینه محسوب می‌شود؟ این افراد هم تجربه کسب کرده‌اند و این دو سال عمرشان، سرمایه بوده است نه هزینه. ضمنا مگر بقیه جوانان انقلابی یا حتی غیرانقلابی در این دو سال هیچ‌کاری نکرده‌اند؟ اصلا یک سوال دیگر اینکه یک نماهنگ 8 دقیقه‌ای، چرا 2 سال زمان می‌برد؟!

امیدوارم این نماهنگ تجربه‌ای باشد که کسب کنیم و اشتباهات را بپذیریم و از سوءاستفاده دشمنان و سودجویان از نقدهای خودی نهراسیم. این نقدها باید انجام شود تا روز به روز بهتر شویم و بتوانیم محصولات فرهنگی در خور شأن جمهوری اسلامی خلق کنیم. به امید آن روز...

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۳۹
قاسم صفایی نژاد

رهبر معظم انقلاب در دیدار روز گذشته خودشان با ائمه جماعات تهران بیان داشتند: «در ایّام فتنه در سال ۸۸ در اوّل کار، بنده یکی از این سران فتنه را خواستم و به او گفتم که آقاجان، این کاری که شما شروع کرده‌اید و دارید می‌کنید، دست بیگانه‌ها خواهد افتاد و دشمن از این استفاده خواهد کرد؛ شما حالا بظاهر درون نظام هستید، با نظام هستید و به قول خودتان دارید یک اعتراض مدنی -من‌باب‌مثال یک اعتراض به انتخابات- می‌کنید امّا این کاری که دارید می‌کنید مورد استفاده‌ دشمنانِ اصل نظام قرار خواهد گرفت؛ گوش نکرد؛ یعنی نفهمیدند که چه داریم می‌گوییم؛ حالا البتّه این نگاه خوشبینانه‌ی بنده است که می‌گویم نفهمیدند، بعضی هم ممکن است جور دیگری فکر کنند. وارد شدند؛ بعد دیدید از درونش چه درآمد؛ گفتند «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است». خب، حالا عذر بیاوریم که اینها که یک مشت جوان بودند، یک چرندی، یک حرف بی‌ربطی گفتند؛ نه، این‌جوری نیست. اگر چنانچه در زیر عبای بنده کسی حرفی بزند که من با آن مخالفم، خب بایستی او را از زیر عبایم بیرون کنم؛ بایستی اعلام کنم که مخالفم وَالّا به‌حساب من گذاشته خواهد شد؛ همه‌ وزن و وزانتی که صاحب عبا دارد، پشتوانه‌ی آن حرف خواهد شد.» (+)

در همین یک روز گذشته این سخن، دستمایه نقد برخی از فعالان سیاسی قرار گرفت و در ظریف‌ترین پیام، محمدجواد اکبرین، روزنامه‌نگار سابق، مطلبی نگاشت که به شدت در فضای مجازی توزیع شد. مطلب ایشان این بود که: «احتمالا آقای خامنه‌ای نمی‌داند که جمله‌ی «آن شخص باید اعلام مخالفت کند اگرنه به حساب او گذاشته می‌شود» تا چه اندازه بی‌مایه است؛ اگر چنین باشد همه‌ی کسانی که در پوشش تفسیر سخنان رهبری و با شعار دفاع از او هر کاری می‌کنند و هر چیزی می‌نویسند او باید موضع بگیرد وگرنه به حساب او گذاشته می‌شود. اگر این‌طور باشد خیلی چیزها (که فعلا شرم دارم از مثال‌زدن) به حسابش می‌رود که بعید می‌دانم حضرتش راضی باشند!»

سخنی که در نگاه اول ممکن است حق به نظر برسد اما با کمی تأمل می‌توان این نقد را رد کرد:

1. اولا اینکه انسان با دشمنش مرزبندی داشته باشد، سخن بی‌مایه‌ای نیست و آموزه دین ما است. مرزبندی با دشمن یک مرزبندی «رویکردی» است و سوای از مرزبندی ما با اشتباهات «عملکردی» دوستان نادان یا غافل است.

2. با توجه بیشتر به فرمایشات رهبری، می‌بینیم که ایشان با تواضع خود را مثال می‌زنند و می‌فرمایند اگر در «زیر عبای بنده کسی حرفی بزند»؛ این نشانگر این مطلب است که ایشان به عملکرد خود در این باره هم تأمل کرده‌اند.

3. عملکرد رهبر معظم انقلاب نشان دهنده خلاف مطلب محمدجواد اکبرین است. رهبر انقلاب در مواقع حساس، همیشه هم توصیه‌های لازم را کرده‌اند و هم تذکر داده‌اند و هم گاهی عتاب کرده‌اند تا اشتباهات دوستان غافل و نادان تکرار نشود. شاهدمثال‌های آن در سال‌های اخیر که به ذهن نزدیک‌تر است را می‌توان «بازداشتگاه کهریزک»، «حمله به سفارت انگلستان»، «حمله به سفارت عربستان»، «فحاشی در خیابان به فائزه هاشمی»، «شعار در حین سخنرانی سیدحسن خمینی» یا حتی در زمان ریاست جمهوری ایشان «جلوگیری از تخریب مقبره فردوسی» توسط برخی از انقلابیون دانست. حتی ایشان در زمانی که شخصی مانند احمدی‌نژاد که رهبری اعلام حمایت خاص از دولت ایشان را کرده بودند، اشتباهی مرتکب شد، آن عمل را با این جملات مورد عتاب شدید قرار می‌دهند: «این کار بدى بود، این کار نامناسبى بود؛ اینجور کارها، هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است، هم خلاف اخلاق است، هم تضییع حقوق اساسى مردم است.» (+)

4. اگر منظور نقادان سخن دیروز رهبری، دخالت رهبری در مسئولیت همه نهادهای منصوب ایشان است که این کاری دور از جایگاه ایشان است و اگر انجام شود، همین نقادان آن را دخالت بیجا و نشانه دیکتاتوری می‌دانند. ایشان حتی این مورد را هم به صورت شفاف مشخص کرده‌اند: «بنده حقیر هم طبق اصول بنا ندارم در کارها و تصمیم‌های دولت وارد شوم. خب، مسئولیت‌ها در قانون اساسی مشخص است؛ هر کس مسئولیتی دارد؛ مگر آنجایی که احساس کنم یک مصلحتی دارد تفویت می‌شود... خب، انسان وارد می‌شود که جلوی این تفویت مصلحت را بگیرد.» (+)

-----

پ.ن: فتنه 88 آنقدر به کشور ضربه زد که حالا حالاها نتوانیم از مسببین آن به راحتی بگذریم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۴۴
قاسم صفایی نژاد

انسان با نیاز سرشته شده است؛ تا وقتی انسان است و فانی در حق نشده، سراسر نیاز است؛ نیاز به بی‌نیاز مطلق. هر روز جلوه‌هایی از این بی‌نیاز مطلق به روی انسان نمایان می‌شود.

این روزها احساس نیاز می‌کنم با همنشینی با سوره عصر، چرا که سراسر خسر و زیانم. اما مگر ساده است همنشین شدن با چنین موجودی؟ که امام خمینی (ره) معتقد بود قرآن موجودی ارزشمند است که چندین بار تنزیل شده است و آن را پایین آورده‌اند تا تبدیل به مطلبی قابل فهم و درک ما شود، تازه اگر بشود. مگر رساندن پیام به یک انسان کر و کور و گنگ کار راحتی است؟ هر چقدر هم پیامبر رحمت در رساندن پیام خداوند استاد و کامل باشند، تا وقتی ما می‌خواهیم کر و کور و گنگ باشیم، مگر چیزی عوض می‌شود؟ بنابراین قرآن یک بار دیگر هم در این وادی تنزیل می‌یابد که ما چقدر روزنه نگاهمان را به روی آن می‌گشاییم.

اما قرار نیست همه چیز با محاسبه عقلانی جور دربیاید. مگر نمی‌گویند عشق مانند اکسیر است و محاسبات مربوط به آن دو دو تا چهار تا نیست؟ مگر نه این است که عشق یعنی جدایی از خودپرستی و منیت و ندیدن جز معشوق؟ پس باید منیت را کنار بگذاریم و خود را نبینم و از سوره عصر بخواهم که همنشینم باشد.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۳۳
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت در شماره 59 روزنامه صبح نو منتشر شده است.

 

«کتاب یار مهربان ما است»، «کتاب یکی از بهترین ابزارهای حفظ هویت فرهنگی و کسب دانش بشری است»، کتاب و کلی حرف‌های خوب و تکراری دیگر...

کتاب‌ها از چند هزار سال پیش وجود داشتند، از چند قرن پیش با اختراع دستگاه چاپ توسط گوتنبرگ فراگیرتر شدند، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های توسعه فرهنگی هستند و باز هم سخنانی که همه بارها شنیده‌ایم...

وضعیت اقتصادی ناشران خوب نیست، تیراژ کتاب‌ها پایین است، مردم لااقل تا وقتی مجبور نشوند حاضر نیستند برای کتاب دستشان را به جیبشان ببرند، نویسنده خوب کم داریم و کتاب شایسته کم به چاپ می‌رسد، شرکت‌های توزیع کتاب... انگار باز هم این حرف‌ها را شنیده‌ایم.

ایران یکی از پرچمداران علم بخصوص پس از اسلام در جهان بوده است. این مهم از طریق نوشتن کتب فراوان انجام شده است. پس کتاب و کتابت چیزی نیست که در فرهنگ ایرانی جای نداشته باشد؛ اینکه چه شده است این همه حرف تکراری می‌زنیم از وضعیت بحرانی کتاب و باز هم کاری انجام نمی‌گیرد در این یادداشت محل صحبت نیست؛ در اینجا هدف «شناخت» نسبت به وضعیت موجود کتاب و کتابخوانی در ایران است. یکی از راه‌های شناخت وضعیت، مقایسه وًضع موجود با دیگر کشورها و فرهنگ‌ها است. آیا واقعا وضعیت کتابخوانی در کشورمان شرم‌آور است؟ تا چه حد؟

قصد این گزارش پژوهشی، نمایش وضعیت موجود است با انتخاب برخی از شاخص‌های مهم در این حوزه و مقایسه وضعیت کشورمان با کشورهای پیشرفته دنیا. معتقدیم باید خودمان را با بهترین کشورها در این حوزه مقایسه کنیم، چرا که پیشینه چندهزار ساله در کتاب داریم و زمانی بیشتر کتابخانه‌های بزرگ دنیا در کشور عزیزمان بوده است.

قبل از هر چیز نیاز است بدانیم که نگاه مردم دنیا به کتاب چگونه است و این رسانه ارزشمند در مقابل سایر رسانه‌ها از جمله فیلم، تلویزیون، موسیقی، بازی ویدئویی و ... چه سهمی از بازار را به خود اختصاص داده است. جالب است بدانید که در سال 2014 کتاب بیش از 151 میلیارد دلار از سهم بازار را به خود اختصاص داده است که بیش از سایر رسانه‌ها بوده است:

اما در این میان سهم کشورهای مختلف در بازار کتاب چگونه است؟ در سال 2014 ایالات متحده آمریکا کماکان بزرگترین بازار کتاب جهان را از آن خود کرده است؛ بازاری که پس از آمریکا، چین، آلمان، ژاپن، فرانسه و انگلیس در رتبه‌های بعدی ایستاده‌اند. این شش کشور روی هم رفته 60 درصد از بازار جهانی کتاب را در اختیار دارند! اگر 14 کشور دیگر به آنها اضافی کنید، 20 کشور اول مجموعا 84 درصد از بازار کتاب جهان را در اختیار دارند.

آمریکا با 26 درصد از سهم بازار جهانی کتاب رتبه اول را به خود اختصاص داده است. چین با 12 درصد، آلمان با 8 درصد، ژاپن با 7 درصد، فرانسه با 4 درصد و انگلیس با 3 درصد در رتبه‌های دوم تا ششم ایستاده‌اند و سایر کشورها در مجموع 39 درصد از بازار کتاب را در اختیار دارند. سهم ایران از ارزش کل بازار کتاب در جهان، یک صدم ایالات متحده آمریکاست؛ یعنی چیزی حدود 350 میلیون یورو در سال یا به عبارتی حدود 0.25 درصد از کل بازار.

از سوی دیگر تعداد عناوین چاپ اول یا ویرایش مجدد کتب در ایران طبق آخرین آمار 42518 عدد است؛ این تعداد هر چند نسبت به کشور چین و آمریکا چیزی حدود 10 درصد و نسبت به انگلیس حدود 20 درصد است اما نسبت به کشورهایی چون فرانسه، ژاپن و آلمان آمار نسبتا قابل قبولی است (جزییات را می‌توانید در جدول شماره 1 ببینید). اگر این آمار را به نسبت جمعیت هر کشور بسنجیم، وضعیت ایران بهتر نیز خواهد شد. جایی که ایران با شاخص 531 عنوان کتاب به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت، در رتبه 22 دنیا می‌ایستد. در این شاخص کشور انگلستان با شاخص 2875 مقام نخست را دارد.

البته مشکل اصلی در تعداد عناوین کتب منتشره نیست؛ مسئله اصلی تیراژ کل کتاب‌ها است، جایی که طبق شواهد و قرائن موجود تیراژ هر عنوان کتاب ایرانی چیزی حدود هزار نسخه است و در موارد انگشت‌شماری به بیش از 100 هزار نسخه می‌رسد؛ در حالی‌که کتاب‌ها بخصوص در کشورهایی نظیر آمریکا، آلمان و ژاپن تیراژ چند میلیونی دارند و  طبق شواهد و قرائن به صورت میانگین چند ده هزار نسخه از هر کتاب فروش می‌رود. در این خصوص آمار رسمی قابل استنادی یافت نشده است اما فعالان حوزه کتاب به این مهم واقفند.

شاخص دیگر که بخصوص در ایران خیلی مورد توجه قرار گرفته است اما هیچوقت آمار دقیقی از آن منتشر نشده است، سرانه مطالعه است. سرانه مطالعه شاخصی ترکیبی از میزان فروش کتاب ضربدر ضریب گردش آن به علاوه میزان امانت و میزان مطالعه دیجتیال است. در برخی کشورها این آمار در کنار تعداد کتابخانه‌های عمومی نسبت به جمعیت قرار می‌گیرد و در برخی دیگر از کشورها آمار سایر رسانه‌های مکتوب مانند روزنامه و مجلات از آن جدا می‌شود. به طور مثال در کشورهایی مانند ژاپن که خواندن روزنامه یکی از عادات روزنامه است، سرانه مطالعه 92 دقیقه است ولی بدون آن و فقط سرانه مطالعه کتاب به 52 دقیقه در روز می‌رسد.

در ایران مسئولین گوناگون در زمان‌های مختلف از 2 تا 120 دقیقه در روز ارائه آمار کرده‌اند که موثق‌ترین آنان به نظر می‌رسد بین 7 تا 18 دقیقه در روز باشد. نکته جالب در مورد ایران اینکه مطالعه قرآن و مفاتیح الجنان در برخی از آمارها از سرانه مطالعه کتاب حذف می‌شود. مقایسه ایران و سایر کشورها را می‌توانید در جدول شماره 1 مشاهده کنید.

شاخص دیگری که معمولا در آمارهای جهانی در نظر گرفته می‌شود، تعداد کتابخانه‌ها بخصوص کتابخانه‌های عمومی است. ایران از این حیث با توجه به جمعیت، وضعیت نامساعدی ندارد و فقط آلمان با اختلاف زیاد در این شاخص رتبه اول را از آن خود کرده است. همچنین آماری از کشور چین در این شاخص یافت نشد. در مورد کیفیت و امکانات کتابخانه‌ها قضاوتی نمی‌کنیم و فقط کمیت آنها در جدول شماره 1 مقایسه شده است.

جمع‌بندی

به نظر می‌رسد که ایران از نظر تعداد ناشران، تعداد عناوین جدید کتب، تعداد کتابخانه‌ها در وضعیت خیلی بدی قرار نداشته باشد و حتی از میانگین جهانی وضعیت بهتری داشته باشد. آن چیزی که باعث پایین بودن سرانه مطالعه کتاب و ارزش کم بازار کتاب نسبت به کشورهای پیشرو در این حوزه است، تیراژ پایین هر عنوان کتاب است؛ گویا مردم به هر دلیلی تمایلی به خرید کتب به صورت عام ندارند و فقط در برخی از زمان‌ها برخی کتاب خاص به صورت یک تب فراگیر خریداری می‌شود. اینکه دلیل مردم از کتاب نخریدن چیست، پژوهش جداگانه‌ای می‌طلبد اما به طور خلاصه و با توجه به نظرات کارشناسان می‌توان از «عدم احساس نیاز به کتاب»، «خودشیفتگی فرهنگی»، «سطحی بودن تفکر»، «ارزش نبودن دانایی»، «تنبلی در مطالعه و اقبال به سمت سایر رسانه‌ها»، «گران بودن کتاب و عدم توان مالی خانواده‌ها برای خرید کتاب»، «عدم جذابیت موضوعات کتاب‌ها برای مردم»، «مضر بودن محتوای برخی کتاب‌ها»، «عدم وجود تبلیغات مناسب در سایر رسانه‌ها» و «توزیع نامناسب کتاب» به عنوان بخشی از دلایل نام برد.

ضمن اینکه نباید فراموش کنیم که وضعیت کتاب در ایران از میانگین جهانی بهتر است. به طور مثال ما در شاخص تعداد عناوین جدید کتاب جزو 40 کشور اول دنیا، در شاخص تعداد عناوین جدید به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت رتبه 22 دنیا، در شاخص سرانه مطالعه جزو 60 کشور اول دنیا، در شاخص تعداد کتابخانه‌های عمومی جزو 40 کشور اول دنیا هستیم. البته این وضعیت متناسب با پرچمداری علم در تمدن اسلامی توسط ایران و همچنین انتظارات رهبر معظم انقلاب نیست اما وضعیت در مقایسه با سایر کشورها آنچنان هم بد نیست. همانطور که مطالعه کردید 20 کشور اول 84 درصد از بازار کتاب جهان را به خود اختصاص داده‌اند و این یعنی اینکه سایر کشورهای دنیا روی هم 16 درصد از بازار کتاب را دارا هستند و کشورمان هم جزو یکی از آن همه کشور است.

حال که وضعیت موجود را شناخته‌ایم و مقایسه کرده‌ایم، بهتر است وقت خود را روی حل مسئله کشف شده بگذاریم. راه حل در حال حاضر افزایش تعداد عناوین کتاب، یا تعداد کتابخانه‌ها نیست. باید فکری به حال این کرد که چرا تیراژ کتاب‌ها پایین است؛ هر دلیلی از دلایل بالا باشد یا دلیل جدیدی که مدنظر نبوده است، باید اولویت بندی شود و وزن‌دهی شود، ترتیب زمانی حل آن مشخص شود و چاره‌جویی شود تا بتوانیم ایرانی کتابخوان‌تر با اندیشه‌های عمیق‌تر مردمانش داشته باشیم. به امید آن روز...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۱۹
قاسم صفایی نژاد

چه روز دختری شد امسال. من و دخترم از صبح تا الان که با لالایی من خوابش برد، تنها بودیم. با هم صبحونه خوردیم، با هم ناهار خوردیم و بقیه مدت رو بازی کردیم. این با هم صبحونه خوردن واقعا با هم صبحونه خوردن بود؛ من به ایشون صبحونه می‌دادم و ایشون تکه‌های نون خیلی کوچیک رو با دست‌های مهربونش به من میداد. ناهار هم همین داستان تکرار شد. smiley

درسته که میگن دخترها بابایی هستن اما اون پدرهایی که دختر دارند، میدونن باباها بیشتر دختری هستن. wink

حنانه جان؛

امروز یک سال و 100 روز از به دنیا اومدنت می‌گذره. روزی که احساساتش رو با واژه نمیشه توصیف کرد؛ باید پدر شد و پدر یک دختر شد که فهمید. بگذریم که روز به روز شیرین‌تر می‌شوی و معشوق‌تر!

اولین سفر خارج از تهران با شما رو زمانی که حدود 9 ماهه بودی، رفتیم قم برای زیارت. روز میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها روز دختر است. روزت مبارک دختر عزیزتر از جانم. امیدوارم همیشه سالم باشی و عاقبت بخیر بشی.  heart

-----------------------

پ.ن: یادمون نره برای دخترها یا باباهایی که امروز مریض هستند حمد شفا بخونیم، برای باباها و دخترهایی هم که به هر دلیلی کنار هم نیستند دعا کنیم؛ برای دخترهایی که بابا از دست دادند یا باباهایی که دختر از دست دادند طلب صبر کنیم، بخصوص برای دختران شیرمردان مدافع حرم.

 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۵ ، ۱۵:۱۴
قاسم صفایی نژاد