پژوهشگروبلاگ شخصی قاسم صفایی نژاد

۳۹۸ مطلب با نشانه «یادداشت» ثبت شده است

یادداشت یادداشت‌ها

در مورد کتاب گاف

سعی کرده‌ام در مورد کتب نشر صاد -بیش از آنکه معرفی بنویسم- داستان چگونگی انتشار آن را بنویسم. قبلا در مورد چگونگی انتشار چند کتاب #نشر_صاد یادداشت‌هایی نوشته بودم و امروز می‌خواستم در مورد #گاف بنویسم. برای کتاب گاف در #خانه_کتاب #مراسم_نقد برگزار شد، درست ششم #اردیبهشت سال گذشته. از بایگانی، ویدئوی مربوط به صحبت‌های خودم در آن مراسم را پیدا کردم. صحبت‌های خودم را که گوش کردم، دیدم بهتر است به جای آنکه از چگونگی انتشار این کتاب بنویسم، از قول‌های محقق نشده خودم بنویسم.

قول داده بودم تا پایان بهار سال گذشته نسخه #صوتی منتشر شود و تا پایان سال #ترجمه #کتاب به یک #زبان دیگر. این صحبت‌ها را از جهت خودزنی بازنشر نمی‌کنم؛ هر چقدر هم که برای عدم تحقق وعده‌هایم دلیل ارائه کنم، باید #عذرخواهی را یاد بگیرم تا در مورد #آینده مطمئن صحبت نکنم و تلاشم را انجام دهم که بتوانم به عهدهایم پایبند باشم.

نشر صوتی #قناری که وظیفه صوتی کردن را به عهده داشت، به دلیل عدم سرمایه گذاری مناسب، چند روز پس از این مراسم یعنی آخر اردیبهشت تعلیق شد و هیچ کتاب جدیدی تولید نکرد و کتاب صوتی گاف علیرغم قول من هنوز متولد نشده است. حتی در مهرماه تصمیم گرفتم با وجود اینکه قناری سرمایه‌ای ندارد، اما مبلغی از صرفه‌جویی برای تولید صوتی گاف هزینه کنیم. چند وقت بعد از آن، گوینده‌ای آمد و خوانش متن تست شد ولی به دلیل استفاده زیاد از لهجه #خراسانی کار از آب درنیامد و هنوز نسخه صوتی کتاب تولید نشده است.

در مورد زبان خارجی، مذاکره برای انتشار به زبان #ترکی استانبولی هنوز ادامه دارد و قرار است در همین تیرماه مذاکره نهایی هم انجام شود که بالاخره توافق می‌شود یا خیر.

از کتاب گاف در یک سال گذشته حدود ۵۰۰ نسخه فروش رفته است، #جایزه #کتاب_سال استان #خراسان شمالی را به خود اختصاص داده است و نظر منتقدان زیادی را به خود جلب کرده است. امیدوارم که با برنامه ریزی تیم جدید #بازاریابی در نشر صاد، این کتاب بیش از گذشته مورد اقبال مخاطبان واقع شود.

گاف داستان یک #معلم #دبیرستان #غیرانتفاعی #دخترانه است که شب‌ها به محلات #فقیرنشین می‌رود و گاف میان طبقه‌های بالا و طبقه‌های پایین جامعه را با زبانی #طنزآلود و شیرین تشریح می‌کند. از خواندن گاف خسته نمی‌شوید و پیشنهاد می‌کنم اگر نخوانده‌اید، حتما بخوانید. از کیفیت نوشتاری و داستان‌پردازی گاف حتما لذت می‌برید.

 

یادداشت یادداشت‌ها

سیاست‌های غفلت شده و سیاسی‌کاری‌های جذاب

چند سال پیش وقتی برنامه ششم #توسعه تازه تصویب شده بود، در جلسه‌ای با یکی از مدیران ارشد حاکمیتی بودم. بحث در مورد موضوع خاصی بود که در آن سازمان حاکمیتی اخیرا مصوبه‌ای داشت که قرار بود برنامه عملیاتی آن اجرایی شود.
عرض کردم چرا این مصوبه هدفگذاری کمّی کمتری نسبت به سیاست کلان برنامه ششم توسعه است که #رهبری ابلاغ فرمودند؟
پرسیدند مگر ابلاغیه سیاستی در این مورد وجود دارد؟ 
گفتم بله. در سیاست‌های کلان برنامه ششم توسعه! 
آن مدیر ارشد محترم به مافوق خود که‌ منصوب رهبری بودند، این نکته را رساندند و جالب اینکه ایشان هم مطلع نبود یا فراموش کرده بود یا هر چه؛ و در صدد برآمدند که برنامه را اصلاح کنند. 
آنجا گفتم گویا خیلی از اوقات اخبار #محرمانه مهم‌تر از سیاست‌ها و قوانین است. همه دوستان دنبال کشف و استمزاج نظر رهبری هستند ولی فرمایشات صریح ایشان روی زمین مانده است. خیلی از مدیران با خبرند که رهبری در فلان جلسه #خصوصی به فلان مسئول ارشد کشور چه چیزی فرموده‌اند اما بعضا پیش می‌آید که با خبر نیستند دستور صریح یا سیاست‌ها و قوانین ابلاغی کشور چیست یا اهمیت آن را درست درک نمی‌کنند.
این ویدئو یکی از همان موارد است که رهبری اعتراض می‌کنند کرسی‌های آزاداندیشی را که صد بار گفتم را راه بیندازید. جالب اینکه از این سخنرانی حدود یازده سال میگذرد و وضعیت کرسی‌های آزاداندیشی را خودتان قضاوت کنید.
تاریخ سخنرانی سیزدهم مهر ماه ۱۳۹۰ است.

 

یادداشت گفتگوها

اختتامیه مسابقه خودنویس سوم

چند محور عرایض من در اختتامیه خودنویس:

- نشرسرای خودنویس یک حرکت پیشرفته برای مردمی کردن صنعت نشر است.

- در خودنویس تا به حال شش مسابقه برگزار کردیم، سه مسابقه رمان، یک مسابقه داستان کوتاه، یک مسابقه داستانک، یک مسابقه چت استوری که در مجموع حدود شش هزار نفر در آن شرکت کردند که از نظر جنسیت هفتاد درصد شرکت کنندگان خانم‌ها بوده‌اند و از نظر جغرافیایی، هفتاد درصد آن غیرتهرانی بوده‌اند.

- بیست و چهار رمان در خودنویس منتشر شده است، دو رمان تبدیل به کتاب صوتی شده‌اند و یک رمان به زبان ترکی در ترکیه ترجمه و منتشر شده است. امیدواریم تعداد آثار خودنویسی تا پایان سال به ۶۰ رمان برسد.

- در خودنویس سعی می‌کنیم کمتر شعار دهیم و بیشتر کار کنیم. بی‌سروصدا بخش دوم خودنویس، یعنی کشف و پرورش استعدادهای ویراستاری را راه‌اندازی کردیم و هشت ویراستار جدید طی یک سال گذشته کتاب‌های نشر صاد را ویراستاری کردند و یکی از آنها جایزه بهترین ویراستاری در جایزه اندرزگو را از آن خود کرد.

- با جناب آقای شرفی خبوشان توافق کردیم که همراه مسئولیت گروه داستان و روایت نشر صاد، مسئولیت داستان و روایت نشرسرای خودنویس را هم به عهده بگیرند تا کارراهه تبدیل نویسندگان نوقلم به نویسندگان حرفه‌ای تسریع شود. با حضور ایشان امیدواریم جهش جدی در این عرصه رخ دهد.

متن کامل‌تر را در این لینک ببینید.

یادداشت یادداشت‌ها

پیشنهاد مطالعه آثار امام به مدیران نسل سوم انقلاب

اولیای خدا هیچوقت توسط امثال من به صورت کامل شناخته نمی‌شوند چون ظرف وجودی ما کم‌قدرتر از وسعت وجودی آنهاست. #خمینی عزیز که در عصر ما مصداق اشداء علی الکفار و رحماء بینهم بود، یک انسان چند بعدی بود که بعد فقهی، عرفانی، فلسفی او هنوز شناخته نشده است. با وجود اینکه او رهبری انقلابی را برعهده داشت که دست بیگانگان را از کشور کوتاه کرد و همزمان جمهوریت را به جای دیکتاتوری به پشتوانه مردم مستقر کرد ولی هنوز حتی در بعد سیاسی به صورت کامل شناخته نشده است؛ جای تاسف است که نسل سومی‌های انقلاب که این روزها مشغول #مدیریت نهادهای کوچک و بزرگ هستند معمولا آثار امام را #مطالعه نکرده‌اند. انتظار می‌رود با توجه به اینکه عموم نسل سومی‌ها، آن عصر را درک نکرده‌اند، با مطالعه آثار مرتبط شناخت بیشتری نسبت به کسی پیدا کنند که مردم اینطور پروانه‌وار عاشقش بودند. 
قبل از #صحیفه امام لازم است کتب اخلاقی امام مطالعه شود تا مشخص شود هر آنچه امام در جوانی و میانسالی در کتب اخلاقی خود نوشت، پس از شروع #نهضت به آن عمل کرد و شد آنچه همه می‌دانند. 
البته از #دیوان امام هم هنگام مطالعه آثار ایشان نباید غفلت کرد که با توجه به مفاهیم والایی که در اشعار ایشان آمده است، خواندن آن بسیار لذت بخش است.

یادداشت شخصی

رفیق خودخوانده

می‌گویند با #شهدا می‌توان #رفاقت کرد چون زنده هستند. رفاقت با شهدا برکاتی دارد که خیلی‌ها از آن غافلیم. نه اینکه در خودم چیزی دیده باشم، روی حساب حرف بزرگترها جستجو کردم که رفاقت با شهیدی را شروع کنم که هم نزدیک به زمانه ما باشد و هم الگوی خوبی باشد در مسیری که فکر می‌کنم باید طی کنم. جسارت کردم و شما را که چندبعدی و #آزاداندیش و مخلص و مدبر بودید برای رفاقت انتخاب کردم.
این سال‌ها چند وقت یک بار به مزارت می‌آمدم، نه اینکه تو فقط آنجایی اما دنیاست و فریب‌هایش. آخرین بار بهمن نود و هشت آمدم مزارت. بعدش #کرونا آمد و چند باری که آمدم به در بسته مسجد هفتاد و دو تن خوردم. #سرچشمه هم جای خوبی بود که این دو سال به یادت سر بزنم. همانجا که لحظاتی قبل از شهادتت بوی بهشت را شنیدی.
دیروز بعد از دو سال و اندی دوباره به مزارت رسیدم. چه حس غریبی بود که آدم حس کند از رفیقش دور شده است به جای آنکه نزدیک شود. چقدر به قله نزدیک شده بودید شما که این همه خودم را دور دیدم. دیدم در خوشبینانه‌ترین حالت، نیمی از عمرم گذشته و هنوز ابتدای راهم. دیدم شما وقتی همسن من بودید، سالها مدرسه دین و دانش را پس از تاسیس اداره کرده بودید و در نهضت #امام در سال 42 حضور داشتید و آماده انجام ماموریت در هامبورگ شده بودید. اما من چه؟
به خودم آمدم که مگر وظایف یکی است؟ یافتن تکلیف و انجام آن مهم است. اما صلابت و عزم و اراده شما کجا و ضعف و تنبلی و بهانه‌جویی من کجا؟
می‌گویند پس از شهادت دست انسان بازتر است. رفیق خودخوانده یک طرفه‌ام یا شما در کرامت هم نزدیک به قله‌اید؟
#شهید_بهشتی