کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۴۴ مطلب با موضوع «شخصی» ثبت شده است

مگر میشود به زیارت امام رضا علیه السلام بروم و از بهشت باب الجواد اجازه ورود نگیرم؟ اصلا عشقبازی در باب الجواد معنی میدهد.
نمیدانم بخاطر شلوغی این روزها است یا بخاطر ناامنی که با داربست یک بازرسی دیگر به باب الجواد اضافه کرده اند و صفای خاطرات قدیمی را مکدر.
یا امام الرئوف
از دل من آگاهی و می دانی خواسته هایم چه تغییراتی کرده و حتی گاهی برعکس سالیان قبل شده. به هر حال از قدیم گفته ام:
ما بی سلیقه ایم، تو حاجات ما بخواه      ور نه گدا مطالبه آب و نان کند
می دانم که نمی دانم، اما به من یاد داده اند اگر تو را واسطه خیرخواهی به درگاه خدا میکنم، تو را به جوادت قسم دهم. پس قاصدک دلم را از باب الجواد به سویت روانه میکنم یا رضا...

۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۲۰
قاسم صفایی نژاد

همه‌اش 8 ماه شادی برای کودکی که 9 ماه انتظارش را کشیدند.

و حالا یک عمر غم :(

 

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۴۱
قاسم صفایی نژاد

همیشه اطرافمان انسان‌هایی بوده‌اند که روزگار خوشی نداشته‌اند؛ درگیر مریضی و کم‌پولی و از دست دادن عزیزان و ... از سوی دیگر همیشه اطرافمان انسان‌هایی بوده‌اند که روزگار خوشی داشته‌اند؛ با تن سالم و تفریح مناسب و جشن و خبرهای خوش.

زمان‌هایی برای انسان پیش می‌آید که تعداد افرادی که روزگار خوشی ندارند نسبت به تعداد افرادی که روزگار خوشی دارند، فاصله معناداری دارند.

آن روزها، حتما حال ما هم خوب نیست؛ چون احتمالا برای تعداد زیادی از آنها کاری جز دعا از دستمان برنمی‌آید.

این روزهای من از همان روزها است. نه تنها اطرافیانم که حس میکنم برای مردم ایران عزیز هم چنین حالتی پیش آمده است. نه تنها مردم کشورم که حس می‌کنم برای اکثریت جمعیت مسلمان دنیا هم همین‌گونه است. 

این اتفاق در واقعیت هم در حال وقوع است یا فقط یک حس است؟ شاید شما بتوانید با نظرتان کمک کنید که تعداد نمونه‌های این تحقیق از 1 نفر به تعداد بیشتری به صورت تصادفی برسد و تعمیم‌پذیری آن بیشتر شود اما چیزی که قطعی است این است که باید کاری کنیم که احوالمان بهتر شود.

به نظرم یک کار از سایر کارها بیشتر جواب می‌دهد. همان کاری که حضرت بهجت به همه توصیه می‌کرد: به چیزهایی که می‌دانید عمل کنید تا خداوند درهای حکمت را بر شما بگشاید.

فردا سالروز شهادت امام صادق علیه السلام است که بیشترین احادیث از این امام بزرگوار به ما رسیده است. بیشترین چیزهایی که می‌دانیم و عمل نمی‌کنیم.

می‌دانیم دروغ، غیبت، تهمت، توهین، سخن چینی، فساد، تنبلی و سستی، آزار دیگران، دل شکستن و ... بد است اما با توجیهات گوناگون و حتی گاهی بدون توجیه انجام می‌دهیم.

می‌دانیم صداقت، کمک به دیگران، ایثار، چشم‌پوشی از خطای دیگران، تلاش و کوشش، عدالت طلبی و ... خوب است اما با توجیهات مختلف سعی می‌کنیم آن را انجام ندهیم.

به قول امام راحل عظیم الشأن‌مان باید مردانه قیام کرد. بسم الله...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۶ ، ۱۷:۲۲
قاسم صفایی نژاد

هولدن یک بازی جدید وبلاگی راه انداخته به نام گاهی به کتاب‌هایت نگاه کن.

در این بازی وبلاگی تصویر دست نوشته‌های یادداشت شده در کتاب‌هایی که هدیه گرفته‌ایم را منتشر می‌کنیم.

همیشه دوست داشته‌ام کتاب هدیه بدهم و کتاب هدیه بگیرم؛ البته در دو سال اخیر بیشتر از نوع الکترونیکش! اما کمتر این اتفاق افتاده است یا اگر اتفاق افتاده است متنی نداشته. به هر حال از میان کتاب‌های موجود این دو تصویر را یافتم.

تصویر اول در کتاب آداب نماز نوشته امام خمینی که توسط علی دریابیگی هدیه شده است و تصویر بعدی در ابتدای کتاب بیداری در باغ مومیایی نوشته محمدجعفر محمدزاده که توسط نویسنده آن به بنده هدیه داده شده است.

اکثر وبلاگ نویسانی که همدیگر را دنبال می‌کنیم در این بازی شرکت کرده‌اند و من دیر پیوسته‌ام. از میان افراد باقیمانده دعوت می‌کنم از:

اتاقی برای دو نفر، سعیدنوشت، سنجاقک، می‌نویسم از خودم، روشنایی، به نام تویی که برای توام، طلوع من، در مسیر شدن، ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم، حیات خلوت، آسمان مال من است، تراکم اندیشه‌ها، شبنم بی‌قرار، مأمن تنهایی‌های من، تألیفیه

 

۱۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۹:۱۶
قاسم صفایی نژاد

هر وقت دختر 2 ساله‌ام با من نماز می‌خواند اگر مثلا سرم رو می‌خارانم یا لباسم را مرتب می‌کنم، او هم به خیال اینکه این از آداب نماز است آن را تکرار می‌کند. به این فکر می‌کردم که به غیر از اینکه قلبم متوجه نماز نیست و فکرم معلوم نیست در کجا به سر می‌برد، چقدر حرکت اضافی هم در نماز دارم. 

-----------------------------

امام خمینی در کتاب آداب نماز - اگر درست به خاطرم مانده باشد- نوشته‌اند که یکی از روش‌های تربیت نفس این است که انسان فرزند داشته باشد. به دلیل تقلید و الگوگیری فرزندان از پدر و مادر، انسان برای اینکه فرزندش به سعادت برسد ناچارا بعضی چیزها را مراعات می‌کند تا فرزندش آن رفتار غلط را نداشته باشد و کم کم این ترک رفتار غلط تبدیل می‌شود به عادت و نفس اصلاح می‌شود.

الهی به حرمت این بندگان بی‌گناه، خودت ما را به صراط مستقیم هدایت فرما.

۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۶ ، ۱۹:۵۰
قاسم صفایی نژاد

چهارده ماه پیش که شروع کردم به خواندن کتب شهید بهشتی، فکر نمی‌کردم تا این حد نکات آموزنده استخراج کنم و فکر نمی‌کردم چنین شخصیت ممتاز و متمایزی در میان انقلابیون وجود داشت که این همه کم او را می‌شناسیم.

سال گذشته در سالروز شهادتش نوشتم که سه کتاب از او خوانده‌ام و احساس خسران عظیم می‌کردم از اینکه چه سرمایه‌ای را از دست داده‌ایم. اما در یک سال گذشته نیز به همان سه کتاب بسنده نکردم.

سه گونه اسلام

مبارزه پیروز

ولایت، رهبری و روحانیت

موسیقی و تفریح در اسلام

مبانی نظری قانون اساسی

آزادی، هرج و مرج و زورمداری

شب قدر

بهداشت و تنظیم خانواده

پیامبری از نگاهی دیگر

عناوین 9 کتاب دیگری بود که در طول یک سال گذشته از مجموعه سخنرانی‌ها و مقالات شهید بهشتی مطالعه کردم.

باید اعتراف کنم که شهید بهشتی بسیار مظلوم است. نه تنها مردم عادی که جوانان مؤمن انقلابی ما هم از شهید بهشتی جز چند روایت رسمی در مورد نقش سیاسی ایشان در حزب جمهوری اسلامی و احتمالا عزل بنی صدر و روز ترور چیزی نمی‌دانند. در حالی که چشمه جوشان تفکرات بهشتی هنوز کهنه نشده است، چرا که به قول خودشان او نمی‌خواست ما فکر او را بپذیریم، بلکه می‌خواست ما خودمان تفکر کنیم و همه تلاشش بر این بود که شیوه تفکر کردن را به مردم بیاموزد.

در این دنیا که از درک حضور ایشان بی‌بهره بودیم اما آرزو داریم در سرای باقی کنار ایشان باشیم.

--------------------

پ.ن: روی واژگان آبی کلیک کنید تا پست‌هایی در مورد آن را ببینید.

 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۶ ، ۱۷:۲۲
قاسم صفایی نژاد

دیشب برای اولین بار بود که شب قدر به مسجد دانشگاه تهران می‌رفتم. جایی که استاد قرائتی سخنران آن بود و مراسم قرآن به سر را اجرا کرد. متفاوت از تمام شب‌های قدری که تا به حال تجربه کرده بودم. فضای بانشاط با مزاح‌های مختلف اما پرمغز که هر کدامش می‌تواند گوشه‌ای از وجود انسان را بیدار کند. فضایی به دور از روضه‌خوانی و ذکر مصیبت و صوت و لحن دعاگونه‌ی قرآن به سر گذاشتن. شاید برای برخی چنین فضایی در شب قدر قابل تحمل نباشد اما به من که خیلی چسبید.

اگر روزی فایل سخنرانی را پیدا کردم حتما به این پست اضافه می‌کنم.

-------------------------------- 

بعد نوشت: فایل صوتی این سخنرانی را می‌توانید از اینجا دریافت نمایید.

۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۱۴
قاسم صفایی نژاد

داشتم بایگانی 10 سال گذشته را می‌خواندم؛ بایگانی مربوط به کلیدواژه تو. انگار این 32 مطلب گذشته‌ای که راجع به تو نوشته‌ام، هر سال دورتر شده‌ام و دورتر. هر سال از هجر تو کمتر سوخته‌ام و بیشتر ساخته‌ام. چرا به این سو می‌روم؟ هر سال حتی اگر دانسته‌هایم بیشتر شده باشد اما عملم کمتر شده. به بیابانی رسیده‌ام که شاید 10 سال پیش فکرش را هم نمی‌کردم؛ فکرش را هم نمی‌کردم چنین اعمالی از من سر بزند. منی که ده سال پیش می‌گفتم انقدر خوب زندگی می‌کنم که به همه بفهمانم شیعه امام حسن بودن چقدر خوب است:

من به تنهایی از این جام نخواهم نوشید                        همه اهل جهان را حسنی خواهم کرد
تکراری شده است شیرین‌زبانی‌هایی که هر سال از مناجات‌های خداوندگار مناجات و زینت عابدان یاد گرفته‌ام. دوباره نمی‌خواهم بگویم که به کریمی تو نگاه می‌کنم نه به اعمال خودم!

باید بگویم:

تو راه دادی مرا به خانه، مرا خریدی به هر بهانه              ولی دوباره شکسته توبه، گنه نمودم چه ناشیانه

ارباب کریمم!

اگر سال پیش نوشته بودم گاهی به تو نزدیک شده‌ام و گاهی از تو دور اما این یک سال اخیر کمتر روزی بود که به تو نزدیک شده باشم. 

نمی‌دانم چه شد که یاد این خاطره در بقیع افتادم. یادت هست روز دومی که پا به بقیعت گذاشتم؟‌ مفتی وهابی کنار قبر تو به تو توهین می‌کرد. می‌گفت: «چرا از حسن بن علی حاجت دارید؟ اگر شما با مدیر شرکت رفیق باشید، سراغ پارتی می‌روید یا مستقیم پیش مدیر شرکت می‌روید؟ خدا رفیق شماست و از رگ گردن به شما نزدیک‌تر است، از خدا بخواهید. حسن بن علی پودر شده است. حسن بن علی در طول زندگانی‌اش یک کلمه به فارسی سخن نگفته و فارسی بلد نیست که حاجت شما را بفهمد!»

تحجر و جمود فکری به او اجازه نمی‌داد که بفهمد انسان کامل یعنی چه. می‌خواستم جواب بدهم اما روحانی کاروان‌مان توصیه اکید کرده بود که روی کاروان دانشجویی حساس هستند و وارد گفتگو نشوید. پیرمردی از میان زائرین شیعه رو کرد به آن مفتی وهابی و یک سوال کرد: «مگر نمی‌گویی واسطه‌ای نیاز نیست؟ پس خدا چرا خودش ما را هدایت نکرد و پیامبر فرستاد؟»

طنین صلوات که ناخودآگاه از میان جمعیت بلند شد، فهمیدم که هیچوقت شیعیان خود را تنها نمی‌گذاری. تو خود چراغ هدایتی که از شیعیانت خواستی چراغ هدایت باشند. *

اگر شیعه هستم باید عمل کنم به دستورات و شیوه زندگی‌ات. اگر این 10 سال گذشته از تو دورتر شدم اما این دهه آینده که به چهل سالگی می‌رسم باید روز به روز به تو نزدیک‌تر شوم. این اولین سالروز ولادت تو در دهه چهارم زندگی من است. می‌خواهم به تو نزدیک‌تر شوم اما قبل از آن که چراغ هدایتت مرا به سوی سعادت رهنمون کند، نیازمند برآورده شدن یک حاجت هستم. می‌شود امشب واسطه برآورده شدن یک حاجت من شوی؟ می‌شود «الهی العفو» مرا آمین بگویی؟

----------------------------------

* امام حسن مجتبی علیه السلام: کونوا اوعیه العلم و مصابیح الهدی (ظرف دانش باشید و چراغ هدایت)

 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۵۱
قاسم صفایی نژاد

ما هیچ‌وقت خودرو نداشتیم. یعنی من و پدرم و برادرانم از این نعمت محروم بودیم و این مدلی بزرگ شدیم و تقریبا هیچوقت احساس نیاز هم نمی‌کردم. برای رفتن به محل کار و سایر موارد هم پز روشنفکری «حمل و نقل عمومی» می‌دادم و اینکه خودروی تک‌سرنشین نباید استفاده کرد.

چند هفته قبل که خودرو خریدم، به دلیل اینکه کاملا به رانندگی مسلط نبودم هم کماکان به ارائه پز روشنفکری قبلی می‌پرداختم و با وسایط حمل و نقل عمومی به محل کار می‌رفتم.

دیروز تصمیم گرفتم به دلیل اینکه مسیر محل کار جزو طرح ترافیک نیست، با خودروی خودم به محل کار بروم. هنگام رفتن به محل کار مشکلی نبود اما موقع برگشت به منزل 1 ساعت و 50 دقیقه در مسیر پرترافیک عصر تهران بودم! 

خلاصه به این نتیجه رسیدم صلاح این است که به پز روشنفکری خود ادامه دهم. اینطور لااقل در مترو می‌توانم «کتاب» بخوانم.

۱۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۶ ، ۱۶:۳۱
قاسم صفایی نژاد

یک روز از هفته دوم فروردین که از محل کار برمی‌گشتم به سمت منزل، در میدان انقلاب با جوانی مواجه شدم که کنار پیاده رو افتاده بود و از گوشه ابروانش خون جاری بود. یک جوان قد بلند و چهار شانه که گویا هنگام راه رفتن پایش به زمین گیر می‌کند و زمین می‌خورد و سرش به جدول کنار پیاده‌رو می‌خورد. به همین سادگی!

من وقتی رسیدم که جوان قدرت هیچ واکنشی نداشت و تنها با چشمانش به مردم التماس می‌کرد که کاری بکنند. اورژانس از مردم اسم و فامیل او را می‌پرسید تا ثبت کند اما کسی اسم و فامیل او را نمی‌دانست.

بعد از دقایقی اورژانس آمد و او را برد؛ ان شالله که زنده باشد اما از آن روز فکر می‌کنم که این دنیا به هیچ نمی‌ارزد. آماده باشیم برای آن روز که شاید برای دل خوش کردن خودمان آن را چند صباحی دیرتر بدانیم اما هست.

۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۰۱
قاسم صفایی نژاد