۸۱ مطلب با موضوع «شخصی» ثبت شده است

دفاع رساله دکتری

شخصی

الحمدالله دفاع شد.

امروز تونستم به لطف الهی، عنایت معصومین علیهم السلام، زحمات خانواده‌ام و کمک دوستان از رساله دکتری با درجه عالی و نمره ۱۹ دفاع کنم.

حدود ۱۹ ماه قبل که پروپوزال تصویب شده بود، می‌دونستم کار سختی پیش رو دارم. به همین خاطر بود یک سال هم برای انتخاب موضوع و نگارش پروپوزال وقت گذاشتم. خداروشکر که موضوعی که دغدغه‌اش رو داشتم انجام دادم:

طراحی و تبیین مدل خط مشی گذاری توسعه صنایع خلاق (مورد مطالعه: صنعت کتاب الکترونیک)

از تیم هدایت رساله، جناب آقای دکتر فرهنگی به عنوان استاد راهنما، جناب آقایان دکتر شریفی و دکتر قربانی زاده به عنوان اساتید مشاور کمال تشکر را دارم. هر سه بزرگوار همیشه با روی گشاده پاسخگوی سوالات من بودند و برخلاف شنیده‌ها که اساتید وقت نمی‌گذارند، اتفاقا حسابی وقت گذاشتند و به آنها زحمت دادم.

از تیم داوران، جناب آقایان دکتر امیری، دکتر نرگسیان، دکتر صلواتیان و دکتر نیری هم سپاسگزارم که با حوصله و دقت به من کمک کردند تا محتوای ارائه شده کامل شود.

فایل ارائه این رساله را می‌توانید از اینجا دریافت نمایید.

 

تعداد پیام‌های ارسالی

شخصی

کسی راه حلی داره که با فردی که روزانه مثلا ۲۰ پیام در سروش از کانال‌های مختلف برام فوروارد می‌کنه، ۴۰ تا در تلگرام و ۱۰ تا در واتس اپ باید چیکار کنم؟ حالا در سروش و تلگرام رو مثلا خاموش می‌کنم اعلانات رو. این دو پیام رسان پر از کانال هست و همیشه تعداد پیام‌های خوانده نشده بالای هزار تاست. ولی واتس اپ که دیگه پیام خوانده نشده نداره. صدای اعلاناتش رو قطع کردم، اما تعدادش رو می‌نویسه و منم نمیدونم الان برم واتس اپ رو چک کنم یا نه. بنده خدا چه پشتکاری هم داره که در واتس اپ هم این همه پیام میفرسته. تازه اینا به غیر از کانالی هست که در تلگرام داره و به اجبار ما رو عضو کرده. 

طرف هم فامیل هست  و هم خیلی بزرگتر. نمیشه بلاک کرد. پیشنهاد دیگه‌ای بدید.

 

پیشرفت در روزهای سخت

شخصی

روزهای سخت و شلوغ از نظر زمانی، همیشه خیلی از چیزها را در زندگی روشن می‌کند. اینکه روی خودت چقدر می‌توانی حساب باز کنی، اینکه چه روش‌هایی برای برنامه‌ریزی زمانی برای تو بهتر است؛ اینکه چگونه بر خودت نظارت کنی؛ اینکه چه کسانی در روزهای سخت کنار تو هستند و چه کسانی در روزهای سخت هم انتظار دارند که همان لبخند همیشگی و صبر همیشگی را داشته باشی. 

این روزها همیشه می‌گذرد؛ اما بعد از آن انسان که به عقب برمی‌گردد و مقایسه می‌کند، می‌بیند که چقدر پیشرفت کرده؛ چه چیزهای جدیدی یاد گرفته و چه چیزهای جدیدی فهمیده؛ و چه اشتباهات ساده‌ای منجر به چه عواقبی شده است! انگار انسان یک یا دو سطح بالاتر می‌رود و آماده می‌شود برای پیشرفت بیشتر. البته همه این‌ها در صورتی است که این روزها با موفقیت بگذرد. اگر این روزها با موفقیت نگذرد و به شکست بینجامد، آنوقت ممکن است اوضاع کمی متفاوت به نظر بیاید.

------------------------------------------------

پ.ن ۱: این روزها فهمیده‌ام انسان همیشه به یک وصیتنامه برای بعد از مرگش نیازمند است. مگر می‌دانیم چقدر دیگر زنده‌ایم؟‌ باید بنویسیم برای آیندگان هر چقدر که دانش و فهم از نوع انسان در زندگی آموخته‌ایم را؛ به قول رشته مدیریتی‌ها، باید این دانش ضمنی راجع به مسائل را تبدیل به دانش صریح کنیم تا بشر دوباره هزینه این تجربه‌ها را ندهد. 

پ.ن ۲: شاید وبلاگ نویسی یک جور همین وصیت نامه باشد. ثبت کردن آموخته‌هایمان در زندگی؛ پیشنهادهایمان برای دیگران؛ و نظراتمان راجع به مسائل مختلف.

 

چالش مطالعه کتاب ۲۰۱۹!

شخصی

در ادامه پست سال گذشته در این مورد، لازم است که میزان تحقق هدف کتابخوانی‌ام در یک سال گذشته را دوباره مرقومه دارم! قصه از آنجا شروع می‌شود که در شبکه اجتماعی گودریدز، امکانی به نام «چالش مطالعه» وجود دارد که در ابتدای هر سال میلادی، برای خودت مشخص می‌کنی که در سال پیش رو قرار است چند کتاب بخوانی و بعد در طول سال تلاش می‌کنی که به آن میزان برسی. این چالش برای دوستان تو در این شبکه اجتماعی هم اتفاق می‌افتد و از روند تحقق ادعاهای دیگران هم با خبر می‌شوید.

در سال گذشته میلادی از همه سال‌های گذشته که در گودریدز عضو بودم، کتاب بیشتری خواندم اما باز هم نتوانستم به عددی که در چالش در نظر گرفته بودم برسم و نتیجه شد ۶۶ کتاب از ۸۰ کتاب.

لیست چالش‌های کتاب من در گودریدز عبارت است از:

سال ۲۰۱۴: ۲۷ کتاب از ۴۰ کتاب

سال ۲۰۱۵: ۲۵ کتاب از ۴۰ کتاب

سال ۲۰۱۶: ۴۷ کتاب از ۶۰ کتاب

سال ۲۰۱۷: ۳۶ کتاب از ۸۰ کتاب

سال ۲۰۱۸: ۶۶ کتاب از ۸۰ کتاب.

اوضاع بهتر از همه سال‌های گذشته بود. ضمن اینکه چند کتاب دیگر هم خواندم که هنوز به چاپ نرسیده است و نتوانستم آنها را در گودریدز وارد کنم. 

به نظرتان برای سال ۲۰۱۹ چه تعداد کتابی را هدفگذاری کنم؟

-----------------------------------------------------

پ.ن: امیدوارم سال آینده شبکه اجتماعی ایرانی کتابخوانی داشته باشیم که چالش مطالعه خود را در آن تعریف کنیم.

درخواست یاری

شخصی

رساله من در دوره دکتری مدیریت رسانه دانشگاه تهران به روزهای آخر نزدیک شده. موضوع رساله همونطور که قبلا گفتم «طراحی و تبیین مدل خط مشی گذاری توسعه صنایع خلاق؛ مورد مطالعه صنعت کتاب الکترونیک» است. 

مدل با روش تحقیق نظریه زمینه‌ای (گراندد تئوری) و مصاحبه عمیق با نخبگان طراحی شده و حالا برای تبیین مدل نیاز به افرادی دارم که در این حوزه تجربه کاری یا مطالعاتی دارند. 

لطفا اگر خودتون در رابطه با نشر الکترونیک سابقه کاری یا مطالعاتی دارید برای من کامنت بذارید و اگر افرادی را در این موضوع می‌شناسید به من معرفی کنید.

سپاس

 

مأموریت مورینیو در منچستر تمام شد!

شخصی

منچستر بدون مورینیو دوست داشتنی‌تر است! این تیتر مطلبی بود که حدود سه سال پیش نوشته بودم (+). دوری نوع نگاه مورینیو به فوتبال از فلسفه فوتبال فرگوسن که منچستر یونایتد بر مبنای آن در طول سی سال گذشته حرکت کرده است، بیش از همه چیز هواداران منچستر را آزار می‌داد. به هر حال مورینیو رفت و یکی از پرطرفدارترین تیم‌های فوتبالی جهان از شر او خلاص شد. 

بهانه طرفداران مورینیو عدم خرید بازیکن است، حال آنکه به جز زلاتان ابراهیمویچ که به عنوان بازیکن آزاد وارد منچستر شد، پوگبا (۱۰۵ میلیون یورو)، لوکاکو (۸۵ میلیون یورو)، فرد (۵۹ میلیون یورو)، ماتیچ (۴۴ میلیون یورو)، میخیتاریان (۴۲ میلیون یورو)، بایی (۳۸ میلیون یورو)، لیندلوف (۳۵ میلیون یورو)، سانچز (۳۴ میلیون یورو)، دالوت (۲۲ میلیون یورو) و گرانت (۲ میلیون یورو) خرید‌های مورینیو بودند که در مجموع ۴۶۶ میلیون یورو طی دو سال گذشته برای منچستر هزینه تراشیدند. مبلغی تقریبا مساوی کل خرید‌های فرگوسن در طول ۲۷ سال! جالب اینکه ۵ نفر از این ۱۰ نفر خصوصیات دفاعی پررنگ‌تری دارند و مورینیو مدعی است که دفاعی برای او نخریده‌اند! حال آنکه خرید‌های گران‌قیمت او تقریبا همگی اشتباه بوده‌اند و کاری از پیش نبرده‌اند.

اما این اصل کاری نبود که مورینیو کرد. اصل مأموریت مورینیو که به نظرم به خوبی آن را انجام داد تخریب منچستر یونایتد بود. یادمان نرفت که شرط قرارداد مورینیو با منچستر، حذف گیگز محبوب از کادر مربیگری منچستر بود. گیگزی که قرار بود پس از سه سال دستیاری فان خال به عنوان سرمربی منچستر یونایتد معرفی شود اما عمر فان خال در منچستر به سه سال نرسید. حرکت بعدی مورینیو حذف وین رونی از منچستر یونایتد بود. وین رونی با وجود اینکه آماده بود، آنقدر نیمکت نشین شد تا خودش از منچستر برود. 

مورینیو دوست دارد محبوب‌ترین باشد و هر کسی که به نوعی محبوب هواداران بود، توسط او تخریب می‌شد. پوگبا که با آن همه سر و صدا توسط خود مورینیو خریداری شد هم از این تیغ در امان نبود.

مورینیو باید زودتر از این‌ها می‌رفت تا حجم تخریب کمتر می‌شد. حال گیگز، زیدان یا هر گزینه دیگری سکان هدایت منچستر یونایتد را به عهده گیرد، کار سختی برای رسیدن به نقطه صفر پیش رو دارد. نتیجه عملکرد فردی که خود را آقای خاص می‌نامد، فقط و فقط ۷ برد از ۱۷ بازی است که منجر به اختلاف ۱۹ امتیازی تا صدر جدول شده است. این فاصله وقتی جالب‌تر می‌شود که بدانیم تیم آخر لیگ جزیره که در در رده بیستم قرار گرفته است، ۱۷ امتیاز با منچستر یونایتد اختلاف دارد! تازه این امتیازها برای این فصل است و معلوم نیست خرابی‌هایی که او به بار آورده است، چقدر زمان برای بازسازی نیاز داشته باشد.

عمودهای راه

شخصی

السلام علیک یا کریم اهل بیت

عمودهای پیاده روی اربعین برادرت را که مردم می‌پیمودند، به این فکر می‌کردم که عمودهای رسیدن به تو چگونه است؟ چند عمود باید طی کنم تا به تو برسم؟ چند عمود باید با دلم بروم و چند عمود را باید با عقلم بروم. عمودها چگونه قرار گرفته‌اند؟ آیا در پیاده روی برای رسیدن به تو هم فاصله عمودها یکسان است؟ عمودها شبیه هم هستند؟

فکر می‌کنم اولین عمود برای رسیدن به تو باید «صبر» باشد. صبر کردی در مصیبت، صبر کردی در زخم زبان‌ها، صبر کردی در دشنام‌های روی منبر به پدرت و جنگ‌های روانی، صبر کردی در...

هنوز فاصله دارم تا عمود صبر؛ یا منصفانه‌تر به درون خودم بنگرم دارم دور می‌شوم از عمود صبر.

عمود دوم شاید «کرامت» باشد. کرم و بخشندگی تو که بارها همه اموالت و بارها نیمی از اموالت را در راه خدا دادی. بخشندگی تو که به دشمنت هم می‌رسید. کرم و جود تو که شامل حیوانات هم می‌شد.

اگر در صبر روزگاری وضعیت خوبی داشتم، اما در مورد کرامت و بخشندگی، اصلا حتی بذر آن را در درون خود نکاشته‌ام.

عمود سوم باید «شجاعت» باشد. شجاعت جهاد در راه خدا. روزی به دستور امام زمانت به دفاع از خانه خلیفه سوم می‌روی، روزی شخص اول نبرد جمل می‌شوی و روز دیگر صلح با معاویه را می‌پذیری. در هر سه هم جانت را به خطر انداختی و هم آبرویت را. هم فداکاری کردی و هم زخم زبان شنیدی. برخی روایت‌ها نوشته‌اند حتی صحابی بزرگ پیامبر، جابر بن عبدالله انصاری، که آغازگر پیاده روی اربعین برادرت بوده، در رسیدن به عمود شجاعت تو به بیراهه رفت. ای کاش دروغ باشد این روایت که او هم پس از صلح تحمیلی به تو، تو را مذل المومنین خواند یا در کار صلح تو شک کرد!

عمود شجاعتت جذاب است اما برای من که آلوده‌ام ترسناک نیز هست.

عمود چهارم شاید «آینده نگری» باشد. کیست که نداند چگونه پی تک تک عمودهای راه حسین علیه السلام به دست تو آماده شده؟ کیست که نداند در آن روزهای سخت، حتی تا هزاران سال بعد و تا ما را می‌دیدی که حفظ‌مان کنی. که به تاریخ نشان بدهی شیعه، همزمان هم عاقل است و هم عاشق. 

عجله من تناسبی با آینده‌نگری ندارد اما از درون من با خبری که همیشه دنبال این بودم که ماموریت‌م در این زندگی را بیابم و ابزارهای آن برای تحقق در آینده را فراهم کنم.

امام مهربانم

کمکم کن گام بردارم. کمکم کن لااقل به سمت این عمودها نزدیک شوم. کمک کن..

 

تغییر نعمت

شخصی

تغییر نعمت شاید به خودی خود اصطلاح دارای بار ارزشی منفی نباشد. به هر حال نعمتی از دست رفته است و نعمتی دیگر جایگزین آن شده است. اما گاهی اوقات نعمات بزرگی از ما گرفته می‌شود و نعمات کوچکی داده می‌شود. گاهی اوقات نعمات آرام بخشی گرفته می‌شود و نعمات پردردسری داده می‌شود که به هر حال انجامش می‌دهی اما باید چند برابر تلاش کنی تا به آرامش گاها کوتاه‌تر برسی.

این همان‌جایی است که در کمیل می‌خوانیم: اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم؛ خدایا ببخش گناهانی را که باعث تغییر نعمت من می‌شوند.

این چه گناهانی است که باعث تغییر نعمت می‌شوند؟ چه کنیم که نعمات بهتر و بزرگتر را از دست ندهیم و به نعمات کوچکتر دل‌خوش نکنیم؟

جایی می‌خواندم به نقل از خداوندگار مناجات، امام سجاد علیه السلام، که گناهانی که باعث تغییر نعمت می‌شوند عبارتند از:

- ظلم و ستم کردن به مردم

- از دست دادن عادات به کار خیر و نیکو.

- ترک عمل معروف و خیر.

- کفران نعمت

- ترک شکر

دقیق می‌شوم به خودم طی ۱۰ سال گذشته. هر ۵ مورد را هم به کرات هم به شدت مرتکب شده‌ام. 

اللهم الغفر لی الذنوب التی تغیر النعم... یا رب... یا رب... یا رب...

 

توقف... بسم الله

شخصی

برخی کارها را باید یک جایی متوقف کرد. مثلا در پروژه‌ای، مدیر می‌گفت چه اصراری هست که انقدر منظم کار کنید ولی کیفیت نداشته باشید؟ توقف کنید، بازنگری کنید، ایرادات را بیابید و دوباره با نظم ولی با کیفیت ادامه دهید. درست است که توقف آن یعنی ضربه خوردن به برند، ضربه خوردن به اعتماد مخاطب و ... اما نگاه بلندمدت که داشته باشیم می‌بینیم چقدر خوب شد که کیفیت را فدا نکردیم.

برخی عادت‌ها را باید یک جایی متوقف کرد. مثلا بالاخره یکی از آن شنبه‌هایی باید بیاید که تصمیم می‌گیریم دیگر فلان عادت‌مان را ترک کنیم. هر چند عادت یک روزه ترک نمی‌شود، زمان می‌برد، سختی تحمیل می‌کند، تا آخرین قطره خون‌ش می‌جنگد که در وجود ما بماند، اما به هر حال باید از روزی اراده کرد. باید تا جایی که می‌توان منابع مادی یا وقت یا هر چیز مرتبط با آن را سد کرد و با آن مبارزه کرد. درست است که ترک عادت موجب مرض است و تلاطم و سختی دارد... اما نگاه بلند مدت که داشته باشیم می‌بینیم چقدر خوب شد که آینده را فدا نکردیم.

برخی اوقات باید یک جایی متوقف شد؛ باید انتخاب کرد. ما هر چقدر هم توانا باشیم مهم نیست، این انتخاب‌های ماست که حقیقت باطنی ما را نشان می‌دهد (+) باید انتخاب کنیم که می‌خواهیم مطلا باشیم یا طلا؟ می‌خواهیم فقط موفق باشیم یا لیاقت آن را هم داشته باشیم؟ (+) اگر باور داریم که «انتم الاعلون ان کنتم مومنین»*، پس باید انتخاب‌مان را دور از دنیا انتخاب کنیم که «حب الدنیا رأس کل خطیئه»**. درست است که حب دنیا وجودمان را فرا گرفته، غفلت رفیق ناباب همیشگی‌مان شده و ... اما نگاه بلندمدت که داشته باشیم می‌بینیم چقدر خوب شد که آخرت‌مان را فدا نکردیم!

--------------------------------

* شما برترید اگر مومن باشید. / آیه ۱۳۹ سوره آل عمران

** عشق به دنیا، ریشه هر خطا است. / امام صادق علیه السلام