۹۲ مطلب با موضوع «شخصی» ثبت شده است

خستگی نباید معنی داشته باشد!

شخصی

تا چند ماه پیش فکر می‌کردم اگر این رساله را دفاع کنم، دیگر تا حدی راحت می‌شوم. وقتم بیشتر دست خودم هست و زمانی که برای شغل می‌گذارم را مدیریت می‌کنم تا بتوانم کتاب بیشتری بخوانم، وقت بیشتری با خانواده سپری کنم و کارهای عقب افتاده این ۱۰ سال گذشته را که همزمان بوده با تحصیل ارشد و دکتری و ازدواج و شغل اول و دوم و بدهی‌ها و ... را انجام دهم.

الان بیش از ۵ ماه از دفاع رساله می‌گذرد و هنوز وقت نکرده‌ام حتی کارهای فارغ التحصیلی دانشگاه را انجام دهم تا بتوانم خودم را به نظام وظیفه برای خدمت سربازی معرفی کنم! کمی بیش از یک ماه فرصت دارم برای این کار اما کلی کار نکرده دارم و کلی انتظارات وجود دارد و ... کتاب بیشتر خواندن و وقت بیشتر با خانواده پیشکش!

در شغلی که دارم به دلایل مختلف کارهای بسیاری وجود دارد که باید انجام بدهم و بدهیم. ایده نو و نوپا بودن و مشکلات کشور و خیلی مسائل دیگر همه دست به دست هم داده که اگر در این برهه زمانی، بعضی کارها انجام نشود، دیگر اجرای این ایده به سختی ممکن است اتفاق بیفتد. خستگی در این روزها نباید معنی داشته باشد. باید هر روز و دقیقه به دقیقه مبارزه کرد تا بتوان کار کرد! 

همین الان یاد ویدئوی مجید حسینی نژاد، مدیرعامل علی بابا افتادم که به معاون اول رییس جمهور می‌گفت من هر بستری که در جامعه فراهم باشد را استفاده می‌کنم و پول درمی‌آورم. روزی بستر تحریم است و با دور زدن تحریم پول درمیاورم و روزی دیگر استارت‌آپ.

اما اوضاع برای ما متفاوت است. ما نمی‌خواهیم از بستر موجود، پول در بیاوریم. ما می‌خواهیم در جایی که می‌دانیم نیاز حال و آینده جامعه است و بسیاری از آن غافلند، فعالیت کنیم. نه از آن نیازهایی که می‌شود برایش سریعا کالایی عرضه کرد و تقاضایی برایش وجود داشته باشد. از آن دسته نیازهایی که مردمان دوست داشتنی سرزمینم، به دلایل مختلف نسبت به آن کم‌توجه شده‌اند. نیاز به مصرف محتوای عمیق رسانه‌ای برای اینکه تفکرمان سطحی نشود. برای ساخت بسترش باید مبارزه کنیم و مبارزه کنیم و مبارزه کنیم. خستگی معنا ندارد.

 

 

هفته‌ای یک فیلم!

شخصی

از نظر شغلی این دو هفته شلوغ بودم که پست جدید نذاشتم. اما سعی کردم وبلاگ‌هایی که دنبال می‌کنم رو بخونم و تا جایی که می‌تونم و نظری دارم، نظر بدم.

شاید هم سرشلوغی بهونه باشه و سوژه جدیدی نداشتم اما چرا. سوژه که زیاد بوده اما سوژه گفتنی... سوژه‌ای که بشه پردازش و پرداخت خوبی بشه و یه پست قابل بشه نبود. بعضا چیزایی توییت کردم و استوری گذاشتم اما حرف درخور وبلاگ نبود.

این پست رو گذاشتم که نظرم رو راجع به دو فیلم سینمایی که در این دو هفته دیدم بنویسم:

- شبی که ماه کامل شد:

کمتر از انتظار و توقعم بود. با توجه به موضوع جذاب ریگی و سابقه درخشان نرگس آبیار در شیار ۱۴۳، انتظار داشتم فیلم اثرگذارتری ببینم. به نظرم رسید نرگس آبیار بیشتر درگیر تکنیک شده در این فیلم و از محتوا بازمونده. اگر این فیلم دوبله بشه و یه غیرایرانی فیلم رو ببینه، ممکنه حتی فیلم ضد اسلام تعبیر بشه.

- ما همه با هم هستیم:

اگه انتظار دارید که مثل فیلم‌های سامورایی در برلین و امثالهم، در طول این فیلم خیلی بخندید، در اشتباهید. فیلم حتما فیلم طنز هست اما فیلم طنزی که کمی هم ذهن رو درگیر می‌کنه و میخواد معنای مدنظر خودش رو به مخاطب برسونه. به نظرم بهترین جمله فیلم اونجایی بود که یکی از مسافران هواپیما به فردی که داره سعی می‌کنه از خودکشی دسته جمعی اونا جلوگیری کنه این جمله رو میگه: اگه خودت اون پایین بودی و ما داخل هواپیما بودیم هم انقدر برات مهم بودیم که جلوی خودکشی ما رو بگیری؟

 

سطحی شدن اهداف

شخصی

چند روز پیش از خانه که بیرون آمدم، در محوطه سبز جلوی ساختمان، کنار سطل زباله، گربه‌ای را دیدم. گربه حالتی شبیه به کمین به قصد شکار گرفته بود و چشمش به پرنده‌ای بود که چند قدم آن‌طرف‌تر روی زمین، درست روبروی گربه، نشسته بود. گربه چند ثانیه‌ای خیره مانده بود تا قصدش را عملیاتی کند. هنوز به خودش نجنبیده بود که پرنده پرید. گربه تقریبا بدون معطلی به سمت چپ خودش با سرعت تمام دوید تا بتواند حشره‌ای در حد و اندازه سوسک را شکار کند.

به خودم گفتم چقدر در زندگی شبیه این گربه‌ام. اهداف خوبی انتخاب می‌کنم اما آنقدر خودم را نساخته‌ام که بتوانم به آنها برسم یا آنقدر در آن زمان کاهلی و سستی کرد‌ه‌ام که زمان آن گذشته است؛ و پس از آن بدون معطلی سر خود را به هدف کوچکتری گرم کرده‌ام و با رسیدن به آن خوشحال شده‌ام که روز به روز از اهداف اصلی دورتر شده‌ام.

ای کاش مأموریت و رسالت اصلی‌مان در این دنیا را درست بشناسیم و برای آن آمادگی کسب کنیم و موقع شناس باشیم.

----------------------

پ.ن: اللهم اغفرلی الذنوب التی تغیر النعم (خدایا بیامرز برای من گناهانی را که نعمت‌ها را دگرگون می‌سازند).

گزارش دیدار با مدیر بیان

شخصی

حدود ۷ دقیقه‌ای با تأخیر رسیدم. مسیریاب خارجی درست کار نمی‌کرد و مجبور شدم در بزرگراه، جایی برای توقف پیدا کنم و از مسیریاب ایرانی استفاده کنم که تأخیرم کمتر شود.  شاید برای جلسه با علی قدیری که اصرار دارد توان فنی ایرانی‌ها قابل احترام است، نشانه خوبی بود. بماند که نمی‌دانستم ورودی شرقی دانشگاه شریف نزدیک‌تر است یا ورودی غربی.

میم صاد آنلاین ۲ دقیقه‌ای زودتر از من رسیده بود و سر کوچه منتظرم بود اما حریری به رنگ آبان و قصر خیال صحبت با مدیرعامل بیان را شروع کرده بودند؛ تخته سفید اتاق جلسه، پر بود از مواردی که بلاگرها در پویش نوشته بودند به ترتیب اولویت از نظر تعداد درخواست‌ها.

ما که رسیدیم شاید مسیر صحبت تغییر کرد. ابتدا بحث رفت سمت دغدغه وبلاگ نویسی علی قدیری که فهمیدیم خودش از بهمن سال ۸۱ وبلاگ نویس است و بلاگ را بر اساس دغدغه‌ و علاقه شخصی‌اش راه اندازی کرده. اینکه چقدر دغدغه حریم خصوصی کاربران را دارد؛ هم از نظر شرعی و هم از نظر تخصصی. اما به هر حال باید صحبت از توسعه خدمات وبلاگ نویسی بلاگ هم می‌کردیم.

خلاصه کنم و موردی عرض کنم که هر کس اولویت خود را راحت‌تر پیدا کند:

- اپ موبایل بلاگ بیان یا واکنش‌گرا شدن پنل مدیریتی در موبایل:

گویا نسخه اپ راحت‌تر از تغییر حالت موبایل است. چون ابزارهای پنل مدیریتی زیاد است و نمی‌توان در حالت موبایل همه آنها را نمایش داد. اگر قرار باشد ساده سازی شود، کلا به سمت ساده سازی باید پیش برویم.

ما گفتیم که بلاگرها حاضرند به مبلغ اندک (مثلا زیر ۱۰ هزار تومان) اپ بلاگ بیان را خریداری کنند، تا از نظر مالی هم برای بلاگ که تا به حال زیر بار تبلیغات اعصاب خورد کن نرفته، توجیه اقتصادی داشته باشد. 

- نسخه پشتیبان:

در پنل مدیریتی، در قسمت «فهرست مطالب»، دکمه‌ای هست با نام «دریافت بایگانی مطالب». روی آن کلیک کنید، کل بایگانی وبلاگ‌تان ذخیره می‌شود؛ البته از نظرات خبری نیست. قرار شد این دکمه به قسمت «امکانات و ابزارها»، بخش «تهیه نسخه پشتیبان» هم لینک شود که چراغش خاموش نباشد.

- پاسخ به نظرات:

پاسخ به نظرات فعال می‌شود؛ به صورت نقل قول. اما قابلیت منشن کردن با توجه به هزینه‌بر و وقت‌گیر بودنش در اولویتشان نیست. قرار شد «بیان» تأمل کند تا اگر راه حل راحتی پیدا کرد، برای اطلاع رسانی به کسب که به هر شکلی در پست‌مان به او اشاره کرده‌ایم، در پنل مدیریتی بتوانیم اطلاع رسانی کنیم ولو به صورت دستی از طریق پنل.

- تسهیل ثبت نام یا تغییر ایمیل؟

برخی درخواست داشتند که درخواست شماره موبایل از صفحه ثبت نام حذف شود. متفق القول بودیم که تسهیل ثبت نام و فقط درخواست ایمیل می‌تواند کاربران فیک (غیرواقعی) را زیاد کند. بنابراین برای ثبت نام حتما شماره موبایل لازم است. اما اگر کسی تمایل داشت ایمیل خود را عوض کند، شیوه‌ای در نظر گرفته می‌شود تا از طریق تأیید کردن کدی که برای آن شماره موبایل می‌رود، ایمیل را تغییر دهد.

- افزایش تنوع قالب‌ها:

چند قالب زیبای واکنش‌گرا هم طراحی شده است و در مراحل آخر به سر می‌برد. به زودی این قالب‌ها منتشر می‌شود. مدیر بلاگ پیشنهاد کردند که افرادی که قالب‌های شخصی برای خودشان طراحی کرده‌اند هم می‌توانند آن را به کاربران بلاگ هدیه کنند تا به صورت رسمی و از طریق بخش قالب‌ها به نام خودشان در اختیار سایر کاربران قرار گیرد. من خودم پیش‌قدم خواهم شد و حتما این کار را خواهم کرد.

- برترین بلاگرهای سال:

برترین وبلاگ‌های سال قبل به زودی اعلام می‌شود اما به شیوه‌ای جدید. در شیوه جدید علاوه بر اتفاقی که سال قبل افتاد، دو لیست دیگر هم منتشر می‌شود: برترین وبلاگ‌های دامنه مستقل؛ و برترین وبلاگ‌های مفید. وبلاگ‌های مفید شامل وبلاگ‌های آموزشی یا خدماتی می‌شود. به طور مثال وبلاگ‌هایی که قالب وبلاگ بیان کدنویسی کرده‌اند و در اختیار کاربران قرار داده‌اند. اگر وبلاگ‌ها یا سایت‌هایی را می‌شناسید که چنین خدماتی را ارائه می‌دهند معرفی کنید تا زودتر برای انتشار به دست بیان برسانیم.

- دنبال کردن:

اینکه بعد از ورود به پنل مدیریتی، بتوانیم ببینیم هر کسی چند پست جدید گذاشته و همه آن را ببینیم و نه فقط آخری را، در جلسه رأی نیاورد. قرار شد به کاربران اطلاع رسانی کنیم که آن وبلاگ‌هایی که بیشتر دوس دارید را می‌توانید به جای کلیک روی آخرین پست آن، روی آدرس صفحه اصلی وبلاگ کلیک کنید و همه چند پست آخر آن را بخوانید.

دنبال کردن خاموش هم نه به دلیل کاملا منطقی، فقط به دلیل حس بدی که به بسیاری از کاربران می‌داد، با اعلام قبلی «بیان» حذف می‌شود. قرار شد بیان در پستی اعلام کند که در مدت زمانی مثلا یک ماهه، وقت دارید که به صورت آشکار کسی را دنبال کنید وگرنه از لیست دنبال کنندگان حذف خواهید شد.

در مورد جعبه دنبال کنندگان هم قرار شد راه حل فنی پیدا شود که کاربر بتواند خودش انتخاب کند در جعبه دنبال کنندگانش چه وبلاگ‌هایی نمایش داده بشوند.

- امکان جستجو در وبلاگ:

این امکان اضافه خواهد شد و به جای «سلام» که فعلا به دلیل هزینه های بالای آن متوقف شده است، جستجو در «گوگل» انجام شود.

 

آقای قدیری گفتند که رسم ما ایرانی هاست که کوزه گر باید از کوزه شکسته آب بخورد ولی قول دادند که وبلاگ بیان را بیشتر از قبل به روز کنند.

در مورد سایر موارد مثل «مطالب مرتبط»، «ذخیره خودکار مطالب»، «تفکیک آمار بازدید روبات‌ها از بازدیدهای واقعی»، «اضافه شدن تبلیغات اختیاری» و ... هم صحبت‌هایی شد که قرار شد از طرف تیم بیان بررسی و تصمیم گیری شود.

 

جلسه با مدیر بلاگ

شخصی

راجع به پویش درخواست از «بیان» برای توسعه خدمات «بلاگ»، امروز صبح که پنل وبلاگم رو باز کردم با این پیام از سمت مدیر بلاگ بیان مواجه شدم.

سلام و درود

دیروز از طریق کامنت دو نفر از کاربران از وجود این پویش خبر دار شدیم. اگر این کاربران پیام نمی دادند احتمالا هیچ وقت با خبر نمی شدیم!

نفس اقدام شما بسیار مثبته و بابتش تشکر می کنم. ان شاء الله، همه مواردی که تا الان فهرست شدند رو به شخصه خواهم خواند.

برای عصر این پنج شنبه و یا جمعه هفته آینده دعوت می کنم به همراه ۵ الی ۷ نفر دیگه از وبلاگ نویسان بیان به انتخاب خودتون، هم از بیان بازدید داشته باشید و هم جلسه گفتگو و مباحثه ای رو با هم داشته باشیم.

ما بنا بود وبلاگ های برتر، رو اعلام کنیم، اما ترجیح میدم با توجه به تغییراتی که امثال داشتیم، من جمله لیست مستقل دامنه های مستقل برتر، اعلام اونها رو به بعد از این جلسه موکول کنیم.

این شماره موبایل بنده است برای اینکه راحت تر در تماس باشیم (بله، تلگرام، واتس آپ)

09******

موفق و پیروز باشید

به امید دیدار

علی قدیری

 

دوستانی که تمایل به حضور در این جلسه دارند اعلام آمادگی کنند. اگه اعلام آمادگی کنید جلسه فردا پنجشنبه ۳۰ خرداد، ساعت ۱۷ و حدود متروی دانشگاه شریف برگزار میشه ان شالله.

پویش درخواست از «بیان» برای توسعه خدمات «بلاگ»

شخصی

وقتی سال ۱۳۹۰ به عنوان یکی از اولین نفرات از وردپرس به بلاگ دات آی آر مهاجرت کردم، همانجا نوشتم که برای حمایت از سرویس ایرانی مهاجرت می‌کنم، «البته اگر مدیران «بلاگ» بخواهند برای همیشه خود را به روز نگه دارند». هر چند در طول این ۷ سال و نیم به جز چند روز که وبلاگم نمایش داده نمی‌شد، مشکل خاصی از نظر نمایش محتوا و امنیت وجود نداشت اما همواره عدم توسعه سرویس‌های جدید در بلاگ بیان یکی از دلخوری‌های کاربران بود.

وبلاگ من جزو وبلاگ‌هایی بود که امکان مهاجرت با آن تست شد و در همان روزهای ابتدایی به مدیران بلاگ لیست پیشنهادی اولویت‌دار امکانات را ارسال کردم.

بعضا دیدم که کاربران از نداشتن اپلکیشن موبایلی بلاگ دلخور هستند، کاری که حتی شاید با واکنش‌گرا شدن پنل مدیریتی بلاگ و تناسب آن برای صفحه موبایل هم تا حدی مشکلات را حل کند. البته که در نسخه موبایل فعلی، ابزارهای ویرایش بعضا درست کار نمی‌کند که آن هم باید حل شود. نبود همین یک امکان ساده، باعث شده که بسیاری از محتواهای تولیدی بلاگرها داخل کانال تلگرامی یا صفحات اینستاگرام منتشر شود که به‌خصوص در تلگرام باعث می‌شود محتوای بلاگرها، در فضای وب فارسی قابل جستجو نباشد.

تصمیم گرفتم پویش درخواست از «بیان» برای توسعه خدمات «بلاگ» را ایجاد کنم. هر کسی حداقل ۳ سرویس مورد نیاز خود را به ترتیب اولویت بنویسد و ۵ نفر را به این پویش دعوت کند. هر کسی در پویش شرکت کرد، ذیل همین پست، آدرس پست خود را کامنت کند تا به این مطلب اضافه شود. توجه کنید که هر چقدر اعضای شرکت کننده بیشتر باشد، احتمال پاسخگویی بیان بیشتر خواهد بود. فراموش نکنید که عنوان پست شرکت در این پویش، دقیقا عنوان همین پست باشد.

۱- اپلیکیشن موبایل یا متناسب شدن پنل مدیریتی و قالب وبلاگ‌ها با موبایل.

۲- تهیه نسخه پشتیبان برای اطمینان خاطر از اینکه مطالب و نظرات روزی از دست نخواهد رفت.

۳- امکان قالب‌سازی راحت‌تر توسط کاربرانی که کدنویسی بلد نیستند. به طور مثال جابجا کردن جعبه‌های مختلف در ستون کناری به روش «بکش و رها کن» (دراپ اند دراگ).

۴. اضافه کردن مطالب مرتبط ذیل هر پست که با توجه به برچسب‌های مختلف توسط بلاگ پیشنهاد شود و کاربر حق انتخاب داشته باشد.

۵. اضافه کردن یک یا چند بخش ویژه وبلاگ (به طور مثال موضوع خاص یا برچسب خاص) به صورت جداگانه در کنار پست‌های اصلی.

۶. تعبیه منوی بازشونده (کرکره‌ای) برای بهینه شدن نمایش آرشیو مطالب، چه زمانی و چه موضوعی.

۷. حذف نگاه شهروند درجه ۲ به کاربرانی که از دامنه شخصی استفاده می‌کنند. به طور مثال هر کسی در وبلاگ امثال من می‌خواهد نظر بگذارد باید دوباره با نام کاربری وارد شود، یا مثلا در وبلاگ‌های برتر سال اثری از دامنه شخصی‌ها نیست، یا مثلا نمایش جعبه دنبال کنندگان تا مدت‌ها برای این کاربران قابل استفاده نبود و ...

۸. اضافه شدن امکان پاسخگویی کاربران به نظرات یکدیگر تا ۳ سطح. در حال حاضر فقط نویسنده وبلاگ می‌تواند به نظر ذیل پست خود پاسخ دهد و سایرین اگر پاسخی هم بنویسند، نفر اصلی نظردهنده با خبر نمی‌شود.

 

برای شرکت در این پویش، دعوت می‌کنم از:

دچار، دکتر سین، میم صاد، حوا، حریر بانو

--------------------

ضمنا همه به طور عام هم دعوتید. هر بلاگری می‌خواهد به این پویش اضافه بشه، لطفا یک پست با عنوان «پویش درخواست از بیان برای توسعه خدمات بلاگ» بذاره و در اون حداقل ۳ نیاز اولویت‌دار خودش رو برای توسعه بلاگ بنویسه و ۵ نفر رو به پویش دعوت کنه. وقتی پست رو منتشر کردید، لطفا آدرسش رو همینجا کامنت بذارید که به مطلب اضافه بشه. سپاس.

--------------------------------------------------

لیست وبلاگ‌های شرکت کننده در پویش:

 

چقدر نزدیک...

شخصی

شب نوزدهم در مسجد به قرآن خواندن مشغول بودم. عادت داشتم در پایان برخی آیات بخوانم:

- ان الله سمیع بصیر

- والله یحب الصابرین

- والله خیر الرازقین

اما به یک‌باره در آیه ۱۶۰ سوره بقره مواجه شدم با:

- و انا التواب الرحیم

حس متفاوتی بود. این حس که نمی‌خوانی «خدا» شنوا و بیناست؛ بلکه می‌خوانی «من» توبه پذیر و بخشنده‌ام. انگار یک حس نزدیکی خاصی بود که لفظ «من» را ناگهان به کار برد؛ می‌خواست اثبات کند که خودش در حال سخن با ماست. می‌خواست نزدیک‌تر باشد. نزدیک‌تر از همه به کسی که قصد توبه دارد...

مامانش بود!

شخصی

از سه ماهی قرمز عیدمان، دو تا زنده بودند. پریشب یکی‌شان از دنیا رفت. موقعی که آب تنگ ماهی را عوض می‌کردم، ماهی مرده را داخل کیسه فریزر گذاشتم و برخلاف همیشه که در گلدان لب بالکن خاکش می‌کردم، به دلیل بی‌حوصلگی داخل سطل زباله انداختم. اصلا حواسم نبود دخترم این صحنه را می‌بیند. 

من حواسم نبود ولی دخترم صدایش به اعتراض بلند شد که: بابا چرا انداختیش سطل آشغالی؟ مامانش بود!

---------------------------------------

خدایا!

چقدر از بی‌حوصلگی و حواس‌پرتی و غفلت و ... کارهایی کرده‌ایم که دیده‌ای؟ که شنیده‌ای؟ که خوانده‌ای دلمان را؟

ببخش من را که هر لحظه در خسر و زیانم.

لطفا فاتحه بخوانید

شخصی

از مراسم عزای زن‌عمو تازه برگشته بودم که دوستی پیام داد که امیرحسین رضوانی به رحمت خدا رفته. سال ۹۱ و ۹۲ همکار بودیم و پس از آن دوست شدیم. نه از آن دوستی‌های همیشگی ولی از آن دوستی‌های نزدیک. هر چند، چند ماه یک بار تماس داشتیم، اما صمیمیت دوجانبه‌مان مستمر بود و واقعی. یک جوان دغدغه‌مند عدالت که در هیچ چارچوب محافظه‌کاری نمی‌گنجید.

سال ۹۱ توفیق داشتم در کنار ایشان به همراه سایر دوستان، ویژه نامه له و علیه سازش را برای راهیان نور منتشر کنیم. این ویژه نامه و یادداشت‌های او را می‌توانید از اینجا بخوانید.

لطفا برایش فاتحه بخوانید.

 

اسفند ماه

شخصی

چه روزهای شلوغی است این روزهای پایانی سال. اسفند قبلی و اسفند قبل‌ترش که به جز شغل اصلی، درگیر پروژه دیگر یا پژوهش هم بودم، فکر می‌کردم که افرادی که فقط یک کار دارند، چه اسفندی دارند. حتما به همه کارهای عقب مانده و البته مقدمات نوروز می‌رسند. امسال ۱ اسفند که دفاع کردم، در ذهنم برای اسفند کلی برنامه ریختم؛ برنامه‌هایی که هیچکدام اجرا نشد. کار و کار و کار امان نداد که حتی خاطره نویسی روزانه‌ام را بنویسم. 

اسفند ماه هر چند جزو ماه‌هایی است که بیشترین ناسزا را به آن نسبت می‌دهند اما «ماه» است. «ماه» است که طبق قانون پارکینسون باعث می‌شود همه کارهای عقب افتاده به هر حال تا حد خوبی پیش برود. «ماه» است که تلاش و زندگی را جهت می‌دهد و تسریع می‌بخشد؛ و «ماه» است که «انتظار بهار» را دو چندان می‌کند.