کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۵۰ مطلب با موضوع «شخصی» ثبت شده است

چقدر خلقت انسان پیچیده است.

انسان می‌تواند چیزها و افراد مختلفی را دوست بدارد یا دوست ندارد یا متنفر باشد و انسانی دیگر نسبت به آن موضوع، موضعی کاملا متفاوت داشته باشد.

انسان می‌تواند به چیزی یا کسی عشق بورزد و آن را برای خود بخواهد و موجبات تکامل هر دو طرف را فراهم کند.

انسان می‌تواند به چیزی یا کسی عشق بورزد و بر هر شرایطی غلبه کند تا آن را برای خود بخواهد.

انسان می‌تواند به چیزی یا کسی عشق بورزد و اگر نتوانست بر شرایط غلبه کند، خود را با شرایط جدید سازگار کند.

انسان می‌تواند به چیزی یا کسی عشق بورزد و هیچ تلاشی برای غلبه بر شرایط نکند و فکر کند که تلاش کرده است و خود را سازگار کند. 

انسان می‌تواند در عین عشق به چیزی، با کنار گذاشتن خودخواهی، آن چیز را برای خودش نخواهد تا موجبات تکامل هر دو طرف را فراهم کند.

همه این کارها را انسان می‌تواند انجام دهد و می‌تواند انجام ندهد.

سایر انسان‌ها هم می‌توانند قضاوت‌های مختلفی در مورد رفتارهای دیگران بکنند یا نکنند.

به راستی انسان مطلوب و کامل کدام است؟ آیا انسانی که به دلیل عشق به چیزی، خود را به آب و آتش می‌زند تا بدستش بیاورد؟ یا انسانی که با کوچکترین شرایط محیطی، از مطلوب خود دست می‌کشد؟

به نظرم بهترین حرف در این مورد را قبلا از کتاب بایدها و نبایدها نقل کرده‌ام: عاشق عاقل.

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۶ ، ۱۴:۵۱
قاسم صفایی نژاد
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۳ مهر ۹۶ ، ۱۶:۱۰
قاسم صفایی نژاد

هر کدام از دوستداران حسین علیه السلام که توانایی داشتند برای نصرت امام، آن توانایی را به فعل درآوردند؛ یکی با جنگاوری، دیگری با سقایی و ... اسیری. به هر حال نمی‌توان گفت دوستدار حسین علیه السلام، عرصه را دید و توان کاری داشت ولی نظاره کرد. اصلا نظاره کردن در مبارزه با باطل، ربطی به کسانی که دل به شعائر حسینی بسته‌اند ندارد. زیرا آنها معتقدند که اسلام دین عقیده و جهاد است. اگر اعتقاد پیدا کردند که چیزی باطل است باید جهاد کنند تا باطل رو به زوال رود و حق مستقر شود. روزی این کار فقط با گریه انجام می‌شود و روزگاری دیگر ممکن است اکتفا به گریه، خود یک انحراف باشد.

اگر بخواهیم روز آزمایش، نظاره‌گر فرمانروایی ظاهری باطل نباشیم باید هر لحظه با باطل مبارزه کنیم؛ از همه مهم‌تر باطل درون‌مان. اصلا مگر می‌شود با سرچشمه گل‌آلود، توقع صفای آب داشته باشیم؟ 

پروردگارا! درونم پر شده از باطل. باطلی که ذره ذره به وجودم نفوذ کرد و جدی نگرفتمش. مگر نه اینکه «وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»؟ چرا من نه تنها از لغو، دوری نمی‌کنم بلکه برای شتابان رفتن به سمت آن برنامه‌ریزی هم می‌کنم؟ 

خدایا! به من قوت بده تا بتوانم باطل را از وجودم بزدایم و آماده نصرت امام شوم که صدای هل من ناصر ینصرنی را شنیدن همان انتظار ظهور است.

 

۶ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۶ ، ۱۵:۰۲
قاسم صفایی نژاد

گاهی اوقات دنبال ظواهریم
آنوقت سطحی هستیم
گاهی اوقات دنبال دنیاییم
آنوقت فانی هستیم و زودگذر
گاهی اوقات دنبال وصال کسی هستیم
آنوقت باید عارمان بشود، زیرا خداوندگار مناجات فرمود: خدایا من عار دارم همه دنیا را از تو طلب کنم
چه چیزی بدتر از اینکه کمتر از دنیا را از کمتر از خدا بخواهیم
راستی یک سوال:
اگر دنبال خدا باشیم، چیستیم؟

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۰۷
قاسم صفایی نژاد

نزدیک دو سال پیش، بساز بفروشی سراغ یکی از بستگان من آمد که خانه شما و همسایه‌تان را بکوبم و بسازم و ادامه ماجرا. چند هفته پیش خانه آماده شد و اثاث کشی انجام شد. 

در تعطیلات چند روز پیش، همین همسایه به همراه خانواده‌اش در سفر بودند که تصادف می‌کند و مرحوم می‌شود. پسر همسایه مقصر بوده و الان گریان و نالان است که من پدرم را کشته‌ام.

دنیا چقدر بی‌مقدار است. بی توضیح اضافه!

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۶ ، ۰۷:۴۳
قاسم صفایی نژاد

نزدیک 25 روز پیش یه بازی وبلاگی دیگه راه افتاد به نام «از کابوس‌هایت حرف بزن». از آنجا که قصد دارم در اکثر بازی‌های وبلاگی شرکت کنم حتی اگر دعوت نشوم، تمایل داشتم در این بازی هم شرکت کنم اما این چند هفته به شدت دچار سرشلوغی بودم و فرصت نبود تا اینکه 5 روز پیش خانم شیری (نویسنده وبلاگ بانوچه) از بنده دعوت کردند که در این بازی وبلاگی شرکت کنم که امروز این فرصت دست داد.

من به طور کلی کم خواب می‌بینم یا اگر دقیق‌تر بگویم شاید کمتر وقتی بیدار می‌شوم خوابی یادم باشد. این خواب‌ها هم معمولا ناظر به حوادث آینده است یا کلا بی‌معنی است و ناشی از پرخوری شام.

شاید در مجموع چند سالی که از عمرم می‌گذرد دو سه کابوس بیشتر یادم نمانده باشد که ریشه‌دارترین آنها برمیگردد به خوابی که حدود 7 سالگی دیدم. خواب دیدم که یکی شبیه دزدها وارد خانه ما شده و در جایی کمین کرده و در وقت مناسب به دنبال قتل من است! 

از صبحی که بیدار شدم مدام منتظر بودم چنین اتفاقی بیفتد. چند روزی شاید ترس ناشی از آن کابوس همراه من بود اما به مرور کم شد و الان که بیش از 20 سال از آن گذشته است به دلیل اینکه چند بار اثاث کشی کرده‌ایم و دیگر از آن خانه رفته‌ایم، خیلی محلی از اعراب ندارد.

------------

پ.ن: در مورد کابوس‌ها باید بگویم که گاهی اوقات کابوس‌ها نیز می‌توانند راه نجات انسان باشند. بستگی دارد به آنها چطور نگاه کنیم. بعضی اوقات کابوس‌ها انسان را در مسیر اشتباهی که در حال طی آن است، محتاط می‌کند و ترمز می‌کشد. این دسته از کابوس‌ها را کابوس‌های خوب نامگذاری می‌نماییم! :D

اما گاهی اوقات نیز کابوس‌ها خنثی هستند و چرت و پرت و فقط یک لحظه ترس را به آدم القا می‌کنند که آن را کابوس بد نامگذاری می‌نماییم!

برخی دیگر از کابوس‌ها نیز باعث می‌شود انسان از مسیر درست خود صرفنظر کند بخاطر ترسی ناشی از دیدن کابوسی که ممکن است در واقعیت هیچ نشانه خاصی هم نداشته باشد. این کابوس‌ها را هم کابوس گمراه کننده نامگذاری می‌نماییم!

 

ضمنا دعوت می‌کنم از:

اتاقی برای دو نفر، می‌نویسم از خودم، اسباب بازی فروشی، سنجاقک

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۱۲
قاسم صفایی نژاد

مگر میشود به زیارت امام رضا علیه السلام بروم و از بهشت باب الجواد اجازه ورود نگیرم؟ اصلا عشقبازی در باب الجواد معنی میدهد.
نمیدانم بخاطر شلوغی این روزها است یا بخاطر ناامنی که با داربست یک بازرسی دیگر به باب الجواد اضافه کرده اند و صفای خاطرات قدیمی را مکدر.
یا امام الرئوف
از دل من آگاهی و می دانی خواسته هایم چه تغییراتی کرده و حتی گاهی برعکس سالیان قبل شده. به هر حال از قدیم گفته ام:
ما بی سلیقه ایم، تو حاجات ما بخواه      ور نه گدا مطالبه آب و نان کند
می دانم که نمی دانم، اما به من یاد داده اند اگر تو را واسطه خیرخواهی به درگاه خدا میکنم، تو را به جوادت قسم دهم. پس قاصدک دلم را از باب الجواد به سویت روانه میکنم یا رضا...

۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۲۰
قاسم صفایی نژاد

همه‌اش 8 ماه شادی برای کودکی که 9 ماه انتظارش را کشیدند.

و حالا یک عمر غم :(

 

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۴۱
قاسم صفایی نژاد

همیشه اطرافمان انسان‌هایی بوده‌اند که روزگار خوشی نداشته‌اند؛ درگیر مریضی و کم‌پولی و از دست دادن عزیزان و ... از سوی دیگر همیشه اطرافمان انسان‌هایی بوده‌اند که روزگار خوشی داشته‌اند؛ با تن سالم و تفریح مناسب و جشن و خبرهای خوش.

زمان‌هایی برای انسان پیش می‌آید که تعداد افرادی که روزگار خوشی ندارند نسبت به تعداد افرادی که روزگار خوشی دارند، فاصله معناداری دارند.

آن روزها، حتما حال ما هم خوب نیست؛ چون احتمالا برای تعداد زیادی از آنها کاری جز دعا از دستمان برنمی‌آید.

این روزهای من از همان روزها است. نه تنها اطرافیانم که حس میکنم برای مردم ایران عزیز هم چنین حالتی پیش آمده است. نه تنها مردم کشورم که حس می‌کنم برای اکثریت جمعیت مسلمان دنیا هم همین‌گونه است. 

این اتفاق در واقعیت هم در حال وقوع است یا فقط یک حس است؟ شاید شما بتوانید با نظرتان کمک کنید که تعداد نمونه‌های این تحقیق از 1 نفر به تعداد بیشتری به صورت تصادفی برسد و تعمیم‌پذیری آن بیشتر شود اما چیزی که قطعی است این است که باید کاری کنیم که احوالمان بهتر شود.

به نظرم یک کار از سایر کارها بیشتر جواب می‌دهد. همان کاری که حضرت بهجت به همه توصیه می‌کرد: به چیزهایی که می‌دانید عمل کنید تا خداوند درهای حکمت را بر شما بگشاید.

فردا سالروز شهادت امام صادق علیه السلام است که بیشترین احادیث از این امام بزرگوار به ما رسیده است. بیشترین چیزهایی که می‌دانیم و عمل نمی‌کنیم.

می‌دانیم دروغ، غیبت، تهمت، توهین، سخن چینی، فساد، تنبلی و سستی، آزار دیگران، دل شکستن و ... بد است اما با توجیهات گوناگون و حتی گاهی بدون توجیه انجام می‌دهیم.

می‌دانیم صداقت، کمک به دیگران، ایثار، چشم‌پوشی از خطای دیگران، تلاش و کوشش، عدالت طلبی و ... خوب است اما با توجیهات مختلف سعی می‌کنیم آن را انجام ندهیم.

به قول امام راحل عظیم الشأن‌مان باید مردانه قیام کرد. بسم الله...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۶ ، ۱۷:۲۲
قاسم صفایی نژاد

هولدن یک بازی جدید وبلاگی راه انداخته به نام گاهی به کتاب‌هایت نگاه کن.

در این بازی وبلاگی تصویر دست نوشته‌های یادداشت شده در کتاب‌هایی که هدیه گرفته‌ایم را منتشر می‌کنیم.

همیشه دوست داشته‌ام کتاب هدیه بدهم و کتاب هدیه بگیرم؛ البته در دو سال اخیر بیشتر از نوع الکترونیکش! اما کمتر این اتفاق افتاده است یا اگر اتفاق افتاده است متنی نداشته. به هر حال از میان کتاب‌های موجود این دو تصویر را یافتم.

تصویر اول در کتاب آداب نماز نوشته امام خمینی که توسط علی دریابیگی هدیه شده است و تصویر بعدی در ابتدای کتاب بیداری در باغ مومیایی نوشته محمدجعفر محمدزاده که توسط نویسنده آن به بنده هدیه داده شده است.

اکثر وبلاگ نویسانی که همدیگر را دنبال می‌کنیم در این بازی شرکت کرده‌اند و من دیر پیوسته‌ام. از میان افراد باقیمانده دعوت می‌کنم از:

اتاقی برای دو نفر، سعیدنوشت، سنجاقک، می‌نویسم از خودم، روشنایی، به نام تویی که برای توام، طلوع من، در مسیر شدن، ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم، حیات خلوت، آسمان مال من است، تراکم اندیشه‌ها، شبنم بی‌قرار، مأمن تنهایی‌های من، تألیفیه

 

۱۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۹:۱۶
قاسم صفایی نژاد