پژوهشگروبلاگ شخصی قاسم صفایی نژاد

۱۲۶ مطلب با موضوع «شخصی» ثبت شده است

یادداشت شخصی

پ مثل پدر

بانوچه از من دعوت کرده در چالش بلاگردون شرکت کنم. اولش فکر کردم فقط تصورمون راجع به پدر شدن یا مادر شدن هست اما وقتی پست اصلی چالش در بلاگردون رو خوندم متوجه شدم اگر واقعا پدر شدیم، باید از حس‌مون و فاصله تصورمون تا حس واقعی‌مون رو بنویسیم.

خب میدونید که من پدر شده‌ام: حنانه خانم و حدیثه خانم.

راجع به اینکه چه تصوری داشتم به نظرم خیلی نباید صحبت کنم. لابد شبیه همین تصوراتی که خیلی از سایرین در موردش نوشتن. تصور اینکه یه موجود دوست داشتنی هست که خیلی دوسش داریم.

چیزی که راجع به پدر شدن میخوام بگم احتمالا با احساسی که خانم‌ها برای مادر شدن دارن متفاوته. شنیدم خانم‌ها از بچگی احساسات مادرانه دارن تا حدودی. اما شاید بیراه نباشه اگه بگم میزان عشق و علاقه‌ای که یه مرد با پدر شدن در خودش می‌یابه متفاوت با اون تصوری هست که قبلش داره. به قول معروف از اون مواردی هست که مثلا میگن «تا پدر نشی متوجه نمیشی». 

شاید یه مدل دیگه جمله‌ام رو بگم بهتر باشه؛ همه شماها پدر و مادرتون رو احتمالا خیلی دوس دارید. فکر می‌کنید که اونا هم احتمالا همین قدر شما رو دوس دارن یا یه کم بیشتر. ولی اصلا اینطوری نیست. محبت و عشقی که پدر و مادرتون نسبت به شما دارن، قابل مقایسه با محبتی که بچه‌ها به پدر و مادرشون دارن نیست. جنسش، عمقش، تازگیش و همه چیش فرق داره. اگه در تعارفات و قربون صدقه‌های روزانه مثلا به مادرتون میگید «قربونت برم»، بدونید که پدر و مادر واقعا هر لحظه حاضرن «قربونت برن». حاضرن بدترین سختی‌ها رو بکشن بخاطر سطحی‌ترین راحتی شما. حاضرن جون‌شون رو بدند که شما مریض نشید. این‌ها که میگم شعار نیست. حتی در مورد دلتنگی: دلتنگی پدر و مادر نسبت به فرزند، یه دلتنگی واقعی و جدی هست نه یه دلتنگی معمولی.

جمله آخر اینکه: وقتی پدر و مادر شدید، قدر پدر و مادرتون رو بیشتر میدونید. چون تازه می‌فهمید که چقدر و چه مدلی دوستتون دارن.

----------------------------------

دعوت می‌کنم از: لاجوردی، عقل سرخ، حبه انگور، ام شهرآشوب، فیش‌نگار، آی‌فت.

یادداشت شخصی

چالش مطالعه ۲۰۲۱

شروع سال میلادی هر سال در شبکه اجتماعی گودریدز، تعداد کتاب‌هایی که می‌خواهم در سال آینده مطالعه کنم را هدفگذاری می‌کنم. این چالش کمک می‌کند که برای خواندن و مطالعه بیشتر ترغیب شوم و میزان مطالعه سایر دوستانم را بدانم. احتمالا بسیاری از مخاطبان این وبلاگ هم در این چالش در گودریدز شرکت می‌کنند. 

امسال نسبت به سال قبل ۲۶ کتاب کمتر خواندم و عدد ۶۶ کتاب در سال را ثبت کردم اما از این بابت ناراحت نیستم. هم در نشر صاد به فضل الهی کارهای بزرگی انجام شد که زمانم نسبت به سال‌های قبل را محدودتر کرد و هم اینکه نگارش ۲ کتاب را آغاز کرده‌ام که ان شالله طی ماه‌های آینده منتشر خواهد شد.

چالش مطالعه من طی ۷ سال گذشته به این صورت بوده است:

سال ۲۰۱۴: ۲۷ کتاب از ۴۰ کتاب

سال ۲۰۱۵: ۲۵ کتاب از ۴۰ کتاب

سال ۲۰۱۶: ۴۷ کتاب از ۶۰ کتاب

سال ۲۰۱۷: ۳۶ کتاب از ۸۰ کتاب

سال ۲۰۱۸: ۶۶ کتاب از ۸۰ کتاب

سال ۲۰۱۹: ۹۲ کتاب از ۱۰۰ کتاب.

سال ۲۰۲۰: ۶۶ کتاب از ۱۰۰ کتاب.

برای سال آینده هم بعد از مشورت با دوستان خوبم در کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرامی‌ام عدد ۸۰ کتاب را انتخاب کرده‌ام. به نظرتان هدفگذاری معقولی است؟

یادداشت شخصی

پایان آموزشی سربازی

بالاخره با حدود ۱۶ سال تأخیر به دلیل معافیت تحصیلی، دوره خدمت سربازی من هم شروع شد. از ۱ آبان ساعت ۶ و نیم صبح که به پادگان شهید مدرس کرج خودم را معرفی کردم تا دیروز عصر در این پادگان بودم و دوره آموزشی را سپری کردم. 

دوره آموزشی برای فارغ التحصیلان کارشناسی به بالا «دو ماهه» است. به دلیل کرونا این دوره «یک ماهه» شده است.

وقتی یکم آبان به پادگان مراجعه کردم، تقریبا بیشتر سربازها فکر می‌کردیم به دلیل اینکه اول و دوم آبان پنجشنبه و جمعه است و از طرفی یکشنبه ۴ آبان هم تعطیل رسمی است، فقط خودمان را معرفی می‌کنیم و برمیگردیم تا پنجم آبان آموزش شروع شود؛ ولی اینگونه نبود. باز هم به دلیل کرونا، قرنطینه کامل بودیم و حتی اجازه یک ساعت مرخصی در طول دوره را نداشتیم. با اینکه فارغ التحصیلان دکتری در دوره عادی می‌توانند روزانه از پادگان خارج شوند ولی هیچ خبری از مرخصی حتی به متاهلین هم نبود.

از همان ابتدای دوره شایعه شد که در دوره قبل، معاف از رزم‌ها دو هفته آموزش می‌بینند و بعد ترخیص می‌شوند تا سایرین به میدان تیر و اردو و ... بروند. از فرمانده گردان سوال کردم و گفت در برخی دوره‌ها دستور از بالا می‌آید ولی تا دستور نیامده، روی آن حساب نکن.

دوره خیلی راحت‌تر از آن چیزی بود که فکر می‌کردم. معاف از رزم‌ها نهایتا دو سه روز «نظام جمع» داشتند و یکی دو بار خیز. نه خبری از دویدن و کوهپیمایی بود و نه خبری از میدان تیر و اردوی شبانه روزی و ...

این را خطاب به کسانی می‌گویم که به بقیه توصیه می‌کنند معاف از رزم نشوند چون فرقی با سایرین ندارند و فقط رژه حذف می‌شود و به جای آن کلی نظافت اضافه می‌شود، بنابراین نمی‌ارزد دنبال دوندگی‌های پزشکی معاف از رزمی رفت. اصلا اینطور نیست. لااقل برای ما خیلی خیلی راحت‌تر از عادی‌ها بود و نظافت هم بیشتر از سایرین نبود. 

البته از هفته دوم که خبر آمد معاف از رزم‌ها دوره دوهفته‌ای دارند و زودتر می‌روند، کمی نظافت‌ها بیشتر شد ولی به دو هفته زودتر رفتن می‌ارزید!

دیروز عصر از آموزشی سربازی مرخص شدم. طی دوره با اینکه در آسایشگاه‌ها یک تخت در میان می‌خوابیدیم و سلف و راه پله‌ها و ... ضدعفونی می‌شد ولی ترس از کرونا هم بود. خداروشکر از بین حدود ۳۰۰ نفر، فقط ۴ نفر علائم کرونا داشتند که فقط تست ۲ نفر مثبت شد اما زندگی اجتماعی با وجود کرونا خیلی سخت‌تر از شرایط عادی است. من تجربه ۴ سال زندگی در خوابگاه در دوره لیسانس را داشتم ولی ماسک و ضدعفونی و الکل و شستن مداوم دست‌ها واقعا در زندگی اجتماعی آزاردهنده است.

شنبه باید خودم را به یگان خدمت معرفی کنم. اگر این چند هفته کمتر سر می‌زنم و کمتر می‌نویسم امیدوارم درکم کنید.

یادداشت شخصی

اگر کمک‌مان کنی!

سر سفره بودیم. دخترم تشنه بود و آب می‌خواست. بطری کنار دستش بود و می‌خواست برای خودش آب بریزد.

گفتم: صبر کن بابا من برات بریزم. 

گفت: نه خودم می‌خوام بریزم.

خودش می‌خواست آب بریزد ولی نتوانست. انتهای بطری را گرفتم و بلند کردم. خودش آب ریخت! 

گفت: کمکم کردی چه زورم زیاد شد! 

زورم! آب ریختن را کار خودش حس کرد و زور رو زور خودش دانست. 

خدایا! کمک‌مان کنی چقدر زورمان زیاد می‌شود. 

قو علی خدمتک جوارحی!

یادداشت شخصی

چهار از ده

چهار سال از دهه چهارم زندگی‌ام هم سپری شد. امروز ۳۴ ساله شدم. در کودکی فکر می‌کردم که ۳۴ سالگی سن پختگی و کمال است اما لنگ لنگم. این چهار سال خیلی سعی کردم که تکلیف خودم را با خودم مشخص کنم. تصمیم گرفته بودم این دهه از زندگی را جدی بگیرم که در ۴۰ سالگی به آن چه باید باشم، برسم اما از مسیری که انتخاب کردم حتی شروط اولیه را هم هنوز محقق نکرده‌ام. 

چه سال سختی بود از تولد سال گذشته‌ام تا امسال. چه گذشت بر دنیا و ایران. چقدر ظرفیت و توان‌مان بیشتر شد در این سختی‌ها. فقط امیدوارم این ماه‌های سختی که گذراندیم، ما را سال‌ها به ظهور نزدیک کرده باشد. هر چند هنوز شرایط را مهیا نکرده‌ایم اما طالب آن هستیم.