پژوهشگر

شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۸۸، ۱۱:۱۹ ق.ظ

وادی ظلمات

ذوالقرنین، به همراه لشگرش در حال عبور از وادی ظلمات بود. او به سپاهیانش اعلام کرد که هر چه در مسیرتان است، بردارید و با خود بیاورید. اما اکثر سپاهیان تنبلی می‌کنند و به خاطر این‌که بار سنگینی حمل نکنند، چیز زیادی برنمی‌دارند. وقتی لشگر از آن سرزمین خارج شد، دیدند تمام چیزهایی که با خود آورده‌اند، طلا و جواهرات گرانبها بوده است. همه حسرت خوردند که ای کاش بیشتر برمی‌داشتند.
دوستان،
مراقب باشیم ماه رمضان را تبدیل به وادی ظلمات نکنیم و قدر تک تک لحظات آن را بدانیم.

 



نوشته شده توسط قاسم صفایی نژاد
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم
کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

وادی ظلمات

شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۸۸، ۱۱:۱۹ ق.ظ
ذوالقرنین، به همراه لشگرش در حال عبور از وادی ظلمات بود. او به سپاهیانش اعلام کرد که هر چه در مسیرتان است، بردارید و با خود بیاورید. اما اکثر سپاهیان تنبلی می‌کنند و به خاطر این‌که بار سنگینی حمل نکنند، چیز زیادی برنمی‌دارند. وقتی لشگر از آن سرزمین خارج شد، دیدند تمام چیزهایی که با خود آورده‌اند، طلا و جواهرات گرانبها بوده است. همه حسرت خوردند که ای کاش بیشتر برمی‌داشتند.
دوستان،
مراقب باشیم ماه رمضان را تبدیل به وادی ظلمات نکنیم و قدر تک تک لحظات آن را بدانیم.

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۸/۰۵/۳۱
قاسم صفایی نژاد ذوالقرنین رمضان

نظرات  (۴)

:)
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

وقتی به گذشته فکر می کنم هر قدر هم بگن که خدا بخشندست خجالت می کشم یه بار دیگه دست بلند کنم و بگم :

صلح کردم با خدای خویشتن صلح قبل از مرگ با رنگ کفن

ای ملائک در به رویم وا کنید بهتر از این با دل من تا کنید

من دلم را روی دست آورده ام لشگرم را از شکست آورده ام

گریه ی توبه امانم را بُرید تیغ نام تو زبانم را برید

این منم آن رو سیاه سال قبل در خجالت از گناه سال قبل

این منم در زلف شب افکنده دست این منم بیچاره ای چاره پرست

چاره ی بیچارگان دستم بگیر دست من امروز هستم را بگیر

من همان عبد گنهکار توام سایه خواه ظل دیوار توام

میوه ی ما لک شده ما را بخر از برای خود دل ما را ببر

راه امید را به چشم ما مبند خشک شد گر چشم ما بر ما مخند

ما ضرر کردیم طی سال را حُسن خود دیدیم ، سوءحال را

ای خدا حال مناجاتی بده مثل حلوا اشک خیراتی بده

با من از راه غضب داخل نشو راست گفتم بر جفا مایل نشو

جان هر چه مَرد ، ما را رو نکن آبروی مانده را جارو مکن
سلام
بسیار مثال به جایی بود... واقعا لحظه لحظه این ماه مبارک حکم همون اشیای گرانبهاست...بلکه با ارزش تر

تو این روز های با ارزش دعا برای فرج مولامون رو فراموش نکنیم...
اللهم عجل لولیک الفرج
عجب حکایتی
...
دستت درد نکنه
کاش میفهمیدم.کاش...

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">