۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فرهنگ» ثبت شده است

ما راضی نیستیم!

فرهنگی :: یادداشت

هیچوقت نه طرفدارش بودم، نه سبک مجری‌گری‌اش را می‌پسندیدم و نه اخبار مربوط به ایشان را دنبال می‌کردم؛ حتی قضیه ازدواج اول و طلاقش هم برایم جذاب نبود. اما او انسان محترمی است که دوست دارد با عقاید خاص خودش شناخته شود که یکی از آنها افتخارش به چادرش است. امروز که خبر انتشار تصاویر بی‌حجابش را شنیدم، با جستجویی دیدم نزدیک به صد در صد عکس‌های او با چادر است و کمتر عکسی حتی با مانتو دارد. این یعنی او مراقبت دارد که همه جا با چادر ظاهر شود.

اینکه یک نفر از او در یک جمع خصوصی که لااقل به شهادت خودش محارمش آنجا بودند از او تصویری بردارد و آن را پخش کند، اسمش چیزی جز نامردی نیست. 

برخی از اعضای جامعه‌مان به چه سمت و سویی می‌روند؟ مایی که در فرهنگ اسلامی‌مان، جا دارد برای درآوردن خلخال از پای یک زن یهودی، خلیفه مسلمین بمیرد، مایی که در فرهنگ اسلامی‌مان حتی پس از دیدن گناه علنی یک فرد باید بنا را بر خوش بینی و توبه بگذاریم و آن را بازگو نکنیم، حالا با آبروی یک زن مسلمان اینگونه بازی می‌کنیم.

استاد قرائتی ‌آیه‌ای از قرآن نقل می‌کردند که قصد گناه تا وقتی در نیت فرد است و مرتکب آن عمل نشده است، گناه نیست مگر یک گناه و آن گناه ریختن آبروی مومن است. حتی اگر در دلمان راضی باشیم به ریخته شدن آبروی یک مومن، گناه ما هم هست. 

عدم رضایت‌مان نباید فقط در دلمان بماند. باید کوشش کنیم که اوضاع اخلاقی جامعه بهتر شود. باید درخواست کنیم تا پلیس فتا یا هر نهاد دیگری که مسئول است این عکس‌ها را از فضای مجازی حذف کند تا عده کمتری ببینند و هزاران باید دیگر...

ماجرای نیم روز فرهنگی

فرهنگی :: یادداشت

بعد از اینکه پنجشنبه هفته گذشته به تماشای فیلم «گشت 2» به سینما رفته بودم و به اندازه کافی خندیده بودم، دیروز برای دیدن یک فیلم با محتوای غنی «ماجرای نیمروز» را انتخاب کردم. 

رفتن به سینما سپیده در حالی که سانس ماجرای نیمروز هم نبود و مجبور به انتظار بودیم، منجر به تحقق نیم روز فرهنگی شد!

همانطور که می‌دانید سینما سپیده ارزانترین سینمای تهران است که در روزهای عادی 7 هزار تومان و سه شنبه‌ها 4 هزار تومان هزینه بلیط می‌گیرد. در واقع 2 بلیط جمعا 8 هزار تومان شد و البته خرید 2 چیپس و 2 آبمیوه 16 هزار تومان! 

به این فکر می‌کردم که چقدر محصولات فرهنگی ما ارزان هستند. دو برابر پولی که به تهیه کننده با تیم ساخت فیلم از قبیل کارگردان و بازیگران و سایرین و حتی سینمادار می‌دهیم، باید بدهیم به کسی که چیپس و آبمیوه می‌فروشد! در واقع صنعت چیپس و پفک فروشی درآمد بیشتری از صنعت سینما دارد! ما هم ملت متمدن و فرهنگی هستیم که باید انواع تشویق‌ها و تخفیف‌ها باشد تا برویم فیلمی را ببینیم که حاضریم برای تنقلاتش دو برابر خرج کنیم!

شاید همین نسبت بین 42 میلیارد تومانی که صرف خرید در نمایشگاه کتاب طی این چند روز شد نیز برقرار باشد. به هر حال آنجا به جز تنقلات و بستنی، غذا هم خورده می‌شود.

نمی‌دانم اینکه ما چنین مردمی هستیم هم تقصیر دولت قبل است یا نه!

--------------------------------

پ.ن: ماجرای نیمروز فیلم خوبی است اما متوجه نشدم چرا این همه جایزه برده است. به نظرم هر چند بازسازی واقعیت خوبی داشت اما خیلی هم خاص نبود. یک توصیه دیگر اینکه به اتفاق فرزند کوچکتان به تماشای این فیلم نروید. ریتم یکنواخت فیلم و فضای سردی که دارد حوصله بچه را سر می‌برد و مجبورید بخشی از زمان فیلم را با او سر و کله بزنید.

فرهنگ مظلوم

فرهنگی :: یادداشت

دیروز اولین بخش مناظره‌های انتخاباتی سال 96 با موضوع اجتماعی فرهنگی برگزار شد. فارغ از اینکه کدام کاندیدا پیروز شد یا کدام کاندیدا شکست خورد، کسی توجهی نکرد که «فرهنگ» چه شد؟ اصلا مباحث فرهنگی کجا مطرح شد؟ بیشتر مناظره به بحث عدالت اجتماعی آن هم از نوع اقتصادی‌اش و دعواهای سیاسی گذشت اما هیچ‌کسی نگفت چه برنامه فرهنگی برای کشور دارد؛ چه در حوزه فرهنگ عمومی و چه محصولات فرهنگی و ...

انقلاب اسلامی مردم ایران یک انقلاب فرهنگی بود. رهبری انقلاب چه در زمان امام خمینی (ره) و چه در زمان حاضر بارها فرهنگ را به عنوان زیربنا و روح حاکم بر همه برنامه‌ها تصریح کرده‌اند اما گویا فرهنگ رأی‌آور نیست و همه به دنبال رأی هستند! 

درست است که شاید اولویت فوری حل مسائل، مسئله اقتصاد باشد اما حتما برای آن هم وقت مناظره هست و فرهنگ نیز اولویتی «ضروری» است. 

قصه آنجا غصه‌‌انگیز می‌شود که دو نفر از 6 نفر کاندیدا روحانی هستند و طبیعتا باید بر امور فرهنگی مسلط باشند و کاندیدایی دیگر سابقه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد و باز هم فرهنگ مظلوم واقع می‌شود.

گسترش کیفی و کمّی فرهنگ

فرهنگی :: کتاب

اهمیت فرهنگ برای زمان و دوره ما، اهمیت خیلی بالایی است و باید کار فرهنگی مورد توجه جدی قرار بگیرد. البته کار فرهنگی هم، کار پیچیده‌ای است و متولیان امور فرهنگی کشور در بخش‌های مختلف باید تلاش کنند که در دو بخش پیشرفت کنند؛ یک بخش، بخش گسترش کمّی فرهنگ در داخل آحاد و نفوس مردم است. فرض بفرمایید گسترش کتاب‌خوانی در کشور، گسترش کتاب و کتابخانه، افزایش مدارس و مراکز تحقیقی و پژوهشگاه‌ها، بردن علم و سواد از مراکز شلوغ جامعه به اقصی نقاط کشور، به روستاها و به خانه‌های منزوی. این کار کمّی و بسیار لازم است که به عهده آموزش و پرورش، آموزش عالی و سازمان تبلیغات و به خصوص به عهده صدا و سیما است. این بسیار کار لازمی است -یعنی همه آحاد مردم را در کشور، از نسیم فرهنگی برخوردار کردن و از امکان بهره فرهنگی متمکن کردن- باید همه بتوانند استفاده فرهنگی بکنند...

بخش دوم که اهمیت آن کمتر از این بخش نیست، بلکه حتی از نگاه به بلندمدت، بیشتر هم هست، گسترش و توسعه کیفی فرهنگ است؛ یعنی تولید فرهنگ، منفجر کردن سرچشمه فرهنگ در دل‌ها و روح‌ها و استعدادها. این خیلی مهم است. ما لازم است که مردم را کتاب‌خوان کنیم اما از این واجب‌تر، آن است که استعداد نویسندگی را در بین مردم بیابیم و تولید کتاب کنیم. وادار کنیم که استعداد به کار بیفتد، قلم‌ها روی کاغذ بیاید، فکرها کار کنند و برای مردم بسازند و تولید کنند. این مهم است.

دغدغه‌های فرهنگی، صفحه 46 و 47

نویسنده: آیت الله خامنه‌ای

تاریخ سخنرانی: 1375/6/28

بدون اصلاح فرهنگ، تمام برنامه‌ها ابتر است

فرهنگی :: کتاب

باید مسئله فرهنگ را با کلیتش، مسأله اول این کشور به حساب آورد. ما اگر توانستیم فرهنگ این کشور را با پایه‌های مستحکم و قویم و نهادهای صحیحی که کارآیی لازم را داشته باشند، پشتیبانی و تقویت کنیم، کار این کشور روی غلتک خواهد افتاد و پیشروی این کشور در همه زمینه‌های مورد نظر تضمین خواهد شد، چنانچه ما فرهنگ را اصلاح و دنبال نکردیم، به احتمال زیاد، برنامه‌ریزی‌هایمان ابتر خواهد بود؛ یعنی تا مدتی تلاش می‌کنیم، زحمت می‌کشیم، اما نمی‌توانیم به نتایج قطعی آن امیدوار باشیم.

 

دغدغه‌های فرهنگی، صفحه 23

نویسنده: آیت الله خامنه‌ای

تاریخ سخنرانی: 1375/9/20

همه خودشان را فرهنگی می‌دانند اما...

فرهنگی :: کتاب

واقعا امروز مسائل فرهنگی کشور زمین افتاده است. همه خودشان را فرهنگی می‌دانند، همه نسبت به مسائل فرهنگی اظهار شوق و علاقه می‌کنند و آن را در بیانات و اظهاراتشان مهم نشان می‌دهند، اما حقیقتا کار فرهنگی در کشور، متناسب با پیشرفت و ریشه دواندن انقلاب در جامعه نیست. ما امروز خیلی کارهای فرهنگی باید می‌کردیم که نکردیم، خیلی برنامه‌ها باید می‌ریختیم که نریختیم و حقیقتا دستمان از خیلی کارها چه در داخل و چه در خارج از کشور خالی است. لذاست که مسائل فرهنگی حقیقتا در خور این است که به آن، با سعه صدر و اهتمام و دلسوزی عمیق و همراه با خبرگی و کارشناسی رسیدگی بشود.

همه کارها را خبره‌ها انجام می‌دهند؛ چرا کار فرهنگی را خبره‌ها نباید انجام بدهند و هر کسی وارد میدان کار فرهنگی بشود و چیزی بگوید و نظری بدهد و اقدامی بکند؟ متأسفانه خیلی از کسانی که می‌توانند کار فرهنگی بکنند، به کارهای اجرایی و یا سیاسی مشغولند، یا حتی اگر با نام کار فرهنگی هم حضور دارند، باطن کار، کار سیاسی است. یک‌وقت در یکی دو سال قبل، یکی از این مجموعه‌هایی که در کشور با نیات خوبی تشکیل شد، برای کاری پیش من آمدند. در آن وقت به آنها گفتم که به شما توصیه می‌کنم به کار سیاسی نپردازید. کار سیاسی، الان این همه متصدی و مباشر –وارد و ناوارد- دارد و الحمدالله چون کار آسانی است، همه هم وارد می‌شوند و بعد از یکی دو روز و چند صباحی، سیاسی می‌شوند! به آنها گفتم که این خیلی طرفدار و مشتری و مرتکب و مغترف دارد، شما بروید در آن حیطه‌ای که دارید، به کار فرهنگی بپردازید.

 

دغدغه‌های فرهنگی، صفحه 21

نویسنده: آیت الله خامنه‌ای

تاریخ سخنرانی: 1368/10/12

فرهنگ مسلط و زیرسلطه

فرهنگی :: کتاب

کارل مارکس و ماکس وبر در تأیید اینکه فرهنگ حاکم، همیشه فرهنگ مسلط است، اشتباه نکرده‌اند. آنان با بیان این مطلب، قطعا مدعی آن نبوده‌اند که فرهنگ طبقه حاکم از نوعی برتری ذاتی یا حتی از نوعی نیروی اشاعه برخوردار است که از «جوهر» خاص آن ناشی می‌شود و سبب می‌گردد که این فرهنگ «طبیعتا» بر دیگر فرهنگ‌ها تسلط یابد. به نظر مارکس و نیز ماکس وبر، قدرت نسبی رهنگ‌های مختلف، در رقابتی که آنها را در برابر یکدیگر قرار می‌دهد، مستقیما به قدرت اجتماعی نسبی گروه‌هایی وابسته است که تکیه‌گاه آن فرهنگ‌ها هستند. بنابراین گفت‌وگو از فرهنگ «مسلط» یا فرهنگ «زیرسلطه» استفاده از انواعی از استعاره است؛ در واقع چیزی که وجود دارد گروه‌هایی اجتماعی هستند که نسبت به یکدیگر در روابط سلطه و تابعیت قرار دارند.

در این چشم انداز، فرهنگ زیرسلطه، الزاما فرهنگ از خودبیگانه و کاملا وابسته نیست. فرهنگ زیر سلطه، فرهنگی است که در تحول خود نمی‌تواند فرهنگ مسلط را مورد توجه قرار ندهد (وضعیت متقابل نیز حقیقت دارد، هر چند به میزان کمتر) ولی می‌تواند کم و بیش در برابر تحمیل فرهنگی مسلط ایستادگی کند.

 

مفهوم فرهنگ در علوم اجتماعی، صفحه 117

نویسنده: دنی کوش

ضدفرهنگ فقط یک «خرده فرهنگ» است

فرهنگی :: کتاب

پدیده‌هایی که در جوامع مدرن «ضدفرهنگ» خوانده می‌شوند، مانند جنبش «هیپی» در دهه‌های 60 و 70 به عنوان مثال، در واقع چیزی نیستند مگر شکلی از دستکاری فرهنگ کلی مرجع که می‌خواهند با آن مقابله کنند؛ آنان ویژگی مشکوک و نامتجانس آن را مورد بهره‌برداری قرار می‌دهند. آنان بی‌آنکه نظام فرهنگی را تضعیف کنند،‌ به نوسازی و افزایش توان پویایی خاص آن کمک می‌کنند. یک جنبش «ضدفرهنگ» برای فرهنگی که مورد انتقاد قرار می‌دهد، فرهنگی جانشین ارائه نمی‌دهد، یک «ضدفرهنگ» هرگز و در نهایت چیزی جز یک «خرده فرهنگ» نیست.

 

مفهوم فرهنگ در علوم اجتماعی، صفحه 81

نویسنده: دنی کوش

 

انتخاب ترکیبی از فهرست آرمانی

فرهنگی :: کتاب

مجموع عادات و رسوم یک قوم، همیشه با نوعی سبک مشخص شده است. این عادات، نظام‌هایی را تشکیل می‌دهند. من قانع شده‌ام که این نظام‌ها به تعداد نامحدود وجود ندارند و جوامع انسانی همچون افراد، در بازی‌ها، رؤیاها یا هذیان‌های خود، هرگز چیزی را به صورت مطلق خلق نمی‌کنند، بلکه خود را به انتخاب برخی ترکیبات در فهرستی آرمانی که بازسازی آن امکان‌پذیر است، محدود می‌کنند. با صورت‌پردازی از همه عادات مشاهده شده، همه عادت تصور شده در افسانه‌ها، همچنین عادت معمول در بازی‌های کودکان و بالغان، رؤیاهای افراد سالم یا بیمار و رفتارهای روان‌شناختی، می‌توان تابلویی ادواری همانند تابلوی عناصر شیمیایی ترتیب داد که در آن، همه عادات واقعی یا فقط اجتماعی به صورت گروه‌بندی شده ظاهر شوند و ما در آن کاری جز این نداشته باشیم که فرهنگ‌هایی را که جوامع پذیرفته‌اند،‌ شناسایی کنیم.

 

مفهوم فرهنگ در علوم اجتماعی، صفحه 77

نویسنده: دنی کوش

فرهنگ، نظامی ارتباطی است

فرهنگی :: کتاب

ساپیر کوشش می‌کند نظریه‌ای درباره روابط موجود میان فرهنگ و گفتار فراهم آورد. پژوهشگر، نه تنها باید زبان را همچون یکی از موضوعات مهم انسان‌شناسی تلقی کند،‌ بلکه باید فرهنگ را نیز همچون یک زبان، موضوع مطالعه قرار دهد چون زبان واقعیتی کاملا فرهنگ است. در برابر تصورات جوهرگرایانه از فرهنگ، او فرهنگ را همچون مجموعه‌ای از معانی توصیف می‌کرد که در کنش‌های متقابل فردی به کار برده می‌شوند. به عقیده وی، فرهنگ اساسا نظامی ارتباطی است.

 

مفهوم فرهنگ در علوم اجتماعی، صفحه 73

نویسنده: دنی کوش