کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۱۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رهبری» ثبت شده است

وقتى که این مسئولیت‌ها در جامعه اسلامى ایران بر عهده امام گذاشته شد و امام، چه به صورت فرد چه به صورت شورا، باید از نزدیک این وظایف را انجام بدهد، خود به خود از این پس باید مرجعیت عام مردم و رهبرى و امامت امت در جایى باشد که بتواند این نقش را به صورت کامل انجام دهد. اگر در خارج ایران مى‌تواند این نقش را به طور کامل انجام بدهد براى ما مرز معنى ندارد و اگر عملاً نمى‌تواند، که همین طور هم هست، باید مقرّ امامت به جایى بیاید که جامعه اسلامى تحقق یافته است. بى‌تعارف حرف بزنم: اگر این جمهورى اسلامى تحقق پید ا کرد، اولین جامعه اسلامى مبتنى بر نظام کامل اسلام در عصر ما مى‌شود. اولین جامعه اسلامىِ مبتنى بر نظام کامل اسلام در عصر ما مى‌شود، و در این صورت اصولاً وظیفه هرکس که مى تواند در این نظام مسئولیتى به عهده بگیرد این است که از هر گوشه دنیا که هست به داخل این نظام بیاید. فقیه عادل، نه فقط فقیه ترین در دین، که براى او، فقیه ترین آگاه، باتقوا، متعهد، مدیر، شجاع و توانا را شرط گذاشته‌ایم. حالا اگر فقیه، هم عالم به زمان است، هم شجاعت دارد و به یک وجب زمین نچسبیده است، و هم با تقوا و عادل است و این مسئولیت‌ها را در جامعه ایران مى‌یابد، دیگر یعنى چه که نخواهد بیاید؟ چه کار مى‌شود کرد؟! این فرهنگ شاهنشاهى حالا حالاها ما را رها نمى‌کند. ما هم در ذهنمان این است که یک فرد خودمختار و یک‌دنده‌اى که فقط به تشخیص و میل خود عمل مى‌کند احیانا مى‌تواند رهبر ما باشد. این نمى‌شود. فردى که مى‌خواهد رهبر باشد باید بیاید جایى که وظایف رهبریش را انجام مى‌دهد. اگر تخلف کرد با او چه کار مى‌کنند؟ مى‌گویند کسى دیگر به جاى او بیاید.

 

مبانی نظری قانون اساسی، صفحه 50 و 51

نویسنده: شهید بهشتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۴
قاسم صفایی نژاد

در دیدار 17 خرداد رهبری با دانشجویان برخی کلیدواژه‌ها دستمایه مباحثه و حتی اختلاف شده است؛ از جمله «آتش به اختیار» و «ترقه بازی». کلیدواژه‌هایی که شاید اگر همان افرادی که آن را دستمایه بحث قرار داده‌اند در آن جلسه حضور داشتند و زمینه سخنان پیش آمده در آن جلسه و صحبت‌های دانشجویان را می‌شنیدند، انقدر برایشان مبهم نبود. افرادی که عموما حتی سخنرانی ایشان را کامل ندیده‌اند یا نخوانده‌اند چه برسد که سخنان دانشجویان را شنیده باشند. در این چند روز از افرادی که چنین پست‌هایی در فضای مجازی منتشر می‌کردند، می‌پرسیدم که سخنان کامل یا لااقل چند جمله قبل و بعد از آن را دیده‌اید یا خوانده‌اید؟ و عموما پاسخ این بود که خیر. 

بر خود لازم دانستم به جهت حضور در آن جلسه نکاتی چند را بنویسم:

- آتش به اختیار:

راجع به این کلیدواژه ذکر چند نکته ضروری است:

  • مخاطب آتش به اختیار دانشجویانی هستند که به قول رهبری حرف‌های سنجیده و پخته و دقیقی زده‌اند. آنها آدم‌های نادان و کودنی نیستند تا اهل عمل غیرقانونی و افراطی باشند. آنها تندترین نقدها از عملکرد اکثر دستگاه‌های کشور را به صورت قانون‌مند در حضور شخص اول کشور بیان کردند اما افراطی‌گری نکردند و باور دارند که حرف‌هایشان در کشور اثر دارد و نیازی به عمل غیرقانونی نیست.
  • رهبری اجازه آتش به اختیار را به این شرط می‌دهند که ارتباط با ستاد مرکزی قطع باشد یا ستاد مرکزی مختل و تعطیل باشد نه در همه جا. دامنه آن را هم با توجه به نقدهای دانشجویان مشخص می‌کنند که در حوزه‌های فکری، فرهنگی و سیاسی است. واقعا آیا اگر ستاد مرکزی پاسخگوی نیازهای کشور نبود، راه حل جز این است که مردم کمکی برای بهتر شدن شرایط کنند؟ اساسا آیا بیداری مردم و به ویژه قشر دانشجو که مؤذن جامعه است، پدیده بدی است؟ 
  • رهبری اجازه آتش به اختیار را به کسانی می‌دهند که افسر جوان جنگ نرم هستند و از اصطلاح فرمانده در میدان جنگ استفاده می‌کنند. طبیعتا فرمانده در میدان جنگ، اگر آتش به اختیار هم باشد، آتش را به روی مردم خودش نمی‌گشاید. در جنگ نرم هم آتش به اختیار در مورد دشمن است. یعنی اگر می‌بینید که مسئولین مقابل تهاجم فکری و فرهنگی دشمن کاری نمی‌کنند، شما در نقد خصمانه دشمن آزادید. 

- ترقه‌بازی:

در جلسه‌ای که گفته شد، قبل از سخنرانی رهبری، یکی از دانشجویان در سخنانی گفت که امنیت کشور ما پایدار است و با این ترقه‌بازی‌ها دل کسی شور نمی‌افتد. استفاده رهبری از این کلیدواژه در فرمایشات خودشان را نباید ریشخند غم مردم تصور نمود.

اطلاق ترقه‌بازی به حادثه تروریستی، ریشخند ضعف تروریست‌ها است که پس از چند سال محاصره ایران در آتش ترور، فقط توانشان همین بود و خللی در امنیت کشور وارد نشده است. اطلاق ترقه‌بازی به حادثه تروریستی صدور پیام آرامش به مردم عادی جامعه بود که ممکن است به دلیل این اتفاق دلشوره ناامنی گرفته باشند و با این پیام بدانند این اتفاق نه بزرگ بود و نه تکرارشدنی. عده‌ای گویا فراموش کرده‌اند که گوینده ترقه‌بازی خودش قبلا ترور شده است و بیش از آنها تلخی ترور را می‌داند.

متأسفانه در فضای روانی ایجاد شده، افراد منصف هم صحبت‌های تقطیع شده یک نفر را از رسانه‌های مخالف او می‌شنوند و قضاوت می‌کنند. کاری که حتما خودشان هم در خلوت خودشان آن را عقلانیت و روشنفکری نمی‌دانند.

 

۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۰۱
قاسم صفایی نژاد

عصر امروز در دیدار دانشجویی با رهبر معظم انقلاب حضور داشتم. دیداری که تندترین نقدهای ممکن البته با نگاهی دلسوزانه نسبت به ارکان حکومت ایراد شد. نقدهایی که البته گاهی با راهکارهای عاقلانه و پیشنهادهای عملیاتی هم همراه بود. رهبر معظم انقلاب با روی گشاده و تبسمی پدرانه و گاهی با بغضی اندک تمام صحبت‌های دانشجویان را شنیدند. دانشجویانی که به قول ایشان حتما نماد همه تفکرات موجود در دانشگاه نبودند اما در نقد کم نگذاشتند. نقد آنها نه تنها سهمی را به دولت اختصاص داد، بلکه شورای نگهبان، سپاه،‌ قوه قضاییه، صدا و سیما، مجلس، نهادهای زیرمجموعه و منتصب رهبری و حتی دفتر رهبری را نیز شامل شد.

بازگویی این دردها در حضور مسئولین، خود می‌تواند تسکین دهنده باشد، زیرا همانطور که ایشان فرمودند حتما اثربخش خواهد بود و اینطور نیست که حرفی گفته شود و تمام شود. هر چند که برخی از این نقدها درست نباشد و در عین نادرست بودن، آن مسئول برای پاسخگویی عذری بجا داشته باشد.

ای کاش مسئولین سه قوه دیگر و سایر مدیران ارشد حاکمیتی و دولتی نیز نقدهای مردم را چنین صریح و صمیمانه بشنوند بی‌آنکه به آنها انگ‌های گوناگون بزنند تا هم فاصله قدرت بین مسئولین و مردم کمتر شود و هم اعتماد مردم به نظام بیشتر شود.

------------------------------------

پ.ن: آرمان‌خواهی و مطالبه‌گری، نقد با شجاعت تمام و البته نقد علاج‌جویانه، مبارزه با نظام سلطه، مبارزه برای رسیدن به آرمان و عدم یأس در فاصله زمانی رسیدن تا آرمان نکاتی بود که ایشان به دانشجویان توصیه کردند.

 

حُسن تو همیشه در فزون باد           رویت همه سال لاله‌گون باد

هر سرو که در چمن برآید                 در خدمت قامتت نگون باد *

* حافظ

 

 

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۰۳
قاسم صفایی نژاد

صنعت سینما در کشور ما اگر امروز از صفر بالاتر است، درجه مختصری بالاتر است. هنری بوده که دنبال کردن لازم داشته است، ولی اصلا روی آن هیچ کار حسابی نشده است. البته بعد از انقلاب، در این زمینه خیلی کار شده است، نه اینکه حالا ما در حد مطلوب هستیم؛ نه، بالاخره ما شصت، هفتاد سال عقب‌ماندگی داریم. مجموعه‌ای که بر یک کشور حکم‌روایی می‌کنند، آثار کارشان که محدود به بودن وجود نامیمون خودشان نیست. مدت‌ها ادامه پیدا خواهد کرد. ما هنوز حالا، حالاها درگیر نکبت‌های ناشی از رژیم پهلوی و رژیم قاجار هستیم و تا مدت‌ها خواهیم بود. مگر کسانی که در این زمانند، همت کنند و بتوانند آن غبارهای دیرین را از سر و روی این ملت، مقداری بسترند. فرض بفرمایید، در تئاتر هیچ پیشرفتی نداریم؛ در حالی که تئاتر در جایی که زادگاه آن است، یعنی در کشورهای اروپایی و غربی، یکی از رساترین بیان‌ها را دارد. ولی اینجا هیچ خبری از این بیان نیست. مثل این است که انسان لغتی را بلد نباشد، لغت‌های هنری اینگونه است. ملتی که سینما ندارد، مثل انسانی است که زبانی از زبان‌های مورد تفاهم و تکلم را بلد نیست. فرض بفرمایید کسی که در کشور ما، همه لهجه‌های محلی زبان‌های ایرانی را بلد است، این فرد، گستره فهم و تعاطی افکارش نسبت به کسی که بلد نیست، چقدر زیاد است. با همه حرف می‌زند، با همه تفاهم می‌کند، به همه تفهیم می‌کند و از همه می‌گیرد. یا کسی که زبان‌های غیر ایرانی – بیگانه – را  بلد نیست، چقدر تفاوت دارد؟ لغت هنر هم همین است. کسی که از تئاتر، نقاشی، عکس یا شعر چیزی نمی‌فهمد، راه‌های معرفت به رویش بسته است. ملتی که هر کدام از این‌ها را ندارد، دریچه‌ای به روی او بسته است.

 

دغدغه‌های فرهنگی، صفحه 48 و 49

نویسنده: آیت الله خامنه‌ای

تاریخ سخنرانی: 1375/6/28

 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۵ ، ۰۹:۲۴
قاسم صفایی نژاد

اهمیت فرهنگ برای زمان و دوره ما، اهمیت خیلی بالایی است و باید کار فرهنگی مورد توجه جدی قرار بگیرد. البته کار فرهنگی هم، کار پیچیده‌ای است و متولیان امور فرهنگی کشور در بخش‌های مختلف باید تلاش کنند که در دو بخش پیشرفت کنند؛ یک بخش، بخش گسترش کمّی فرهنگ در داخل آحاد و نفوس مردم است. فرض بفرمایید گسترش کتاب‌خوانی در کشور، گسترش کتاب و کتابخانه، افزایش مدارس و مراکز تحقیقی و پژوهشگاه‌ها، بردن علم و سواد از مراکز شلوغ جامعه به اقصی نقاط کشور، به روستاها و به خانه‌های منزوی. این کار کمّی و بسیار لازم است که به عهده آموزش و پرورش، آموزش عالی و سازمان تبلیغات و به خصوص به عهده صدا و سیما است. این بسیار کار لازمی است -یعنی همه آحاد مردم را در کشور، از نسیم فرهنگی برخوردار کردن و از امکان بهره فرهنگی متمکن کردن- باید همه بتوانند استفاده فرهنگی بکنند...

بخش دوم که اهمیت آن کمتر از این بخش نیست، بلکه حتی از نگاه به بلندمدت، بیشتر هم هست، گسترش و توسعه کیفی فرهنگ است؛ یعنی تولید فرهنگ، منفجر کردن سرچشمه فرهنگ در دل‌ها و روح‌ها و استعدادها. این خیلی مهم است. ما لازم است که مردم را کتاب‌خوان کنیم اما از این واجب‌تر، آن است که استعداد نویسندگی را در بین مردم بیابیم و تولید کتاب کنیم. وادار کنیم که استعداد به کار بیفتد، قلم‌ها روی کاغذ بیاید، فکرها کار کنند و برای مردم بسازند و تولید کنند. این مهم است.

دغدغه‌های فرهنگی، صفحه 46 و 47

نویسنده: آیت الله خامنه‌ای

تاریخ سخنرانی: 1375/6/28

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۵ ، ۲۱:۱۳
قاسم صفایی نژاد

باید مسئله فرهنگ را با کلیتش، مسأله اول این کشور به حساب آورد. ما اگر توانستیم فرهنگ این کشور را با پایه‌های مستحکم و قویم و نهادهای صحیحی که کارآیی لازم را داشته باشند، پشتیبانی و تقویت کنیم، کار این کشور روی غلتک خواهد افتاد و پیشروی این کشور در همه زمینه‌های مورد نظر تضمین خواهد شد، چنانچه ما فرهنگ را اصلاح و دنبال نکردیم، به احتمال زیاد، برنامه‌ریزی‌هایمان ابتر خواهد بود؛ یعنی تا مدتی تلاش می‌کنیم، زحمت می‌کشیم، اما نمی‌توانیم به نتایج قطعی آن امیدوار باشیم.

 

دغدغه‌های فرهنگی، صفحه 23

نویسنده: آیت الله خامنه‌ای

تاریخ سخنرانی: 1375/9/20

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۵ ، ۱۵:۰۱
قاسم صفایی نژاد

واقعا امروز مسائل فرهنگی کشور زمین افتاده است. همه خودشان را فرهنگی می‌دانند، همه نسبت به مسائل فرهنگی اظهار شوق و علاقه می‌کنند و آن را در بیانات و اظهاراتشان مهم نشان می‌دهند، اما حقیقتا کار فرهنگی در کشور، متناسب با پیشرفت و ریشه دواندن انقلاب در جامعه نیست. ما امروز خیلی کارهای فرهنگی باید می‌کردیم که نکردیم، خیلی برنامه‌ها باید می‌ریختیم که نریختیم و حقیقتا دستمان از خیلی کارها چه در داخل و چه در خارج از کشور خالی است. لذاست که مسائل فرهنگی حقیقتا در خور این است که به آن، با سعه صدر و اهتمام و دلسوزی عمیق و همراه با خبرگی و کارشناسی رسیدگی بشود.

همه کارها را خبره‌ها انجام می‌دهند؛ چرا کار فرهنگی را خبره‌ها نباید انجام بدهند و هر کسی وارد میدان کار فرهنگی بشود و چیزی بگوید و نظری بدهد و اقدامی بکند؟ متأسفانه خیلی از کسانی که می‌توانند کار فرهنگی بکنند، به کارهای اجرایی و یا سیاسی مشغولند، یا حتی اگر با نام کار فرهنگی هم حضور دارند، باطن کار، کار سیاسی است. یک‌وقت در یکی دو سال قبل، یکی از این مجموعه‌هایی که در کشور با نیات خوبی تشکیل شد، برای کاری پیش من آمدند. در آن وقت به آنها گفتم که به شما توصیه می‌کنم به کار سیاسی نپردازید. کار سیاسی، الان این همه متصدی و مباشر –وارد و ناوارد- دارد و الحمدالله چون کار آسانی است، همه هم وارد می‌شوند و بعد از یکی دو روز و چند صباحی، سیاسی می‌شوند! به آنها گفتم که این خیلی طرفدار و مشتری و مرتکب و مغترف دارد، شما بروید در آن حیطه‌ای که دارید، به کار فرهنگی بپردازید.

 

دغدغه‌های فرهنگی، صفحه 21

نویسنده: آیت الله خامنه‌ای

تاریخ سخنرانی: 1368/10/12

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۵ ، ۰۸:۵۶
قاسم صفایی نژاد

دکتر وردی‌نژاد در کلاس «مدیریت رسانه 1» مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی در سال 88 می‌گفتند که دشمنان ایران نیاز به هزینه زیاد و کار تخصصی فراوان جهت جاسوسی از ایران ندارند؛ زیرا با سایت‌های متعدد خبری 90 درصد اخبار محرمانه ما در معرض دید عموم قرار گرفته است یا به راحتی در دسترس همگان است. سازمان‌های جاسوسی دشمنان‌مان باید برای 10 درصد باقیمانده وقت و هزینه و انرژی بگذارند. می‌گفتند که میزان اخبار منتشره محرمانه ما نسبت به کشورهای پیشرفته، وضعیت فاجعه‌آوری دارد. 

خط و خطوط سیاسی ایشان و افتراقی که در این زمینه داریم در این یادداشت محل بحث نیست اما این حرف ایشان همیشه در خاطر من ماند و به نظرم به عنوان یکی از معضلات گردش خبر بخصوص در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی در کشورمان جدی است. یادمان نرفته است که مکالمات حضوری محرمانه شخص اول و دوم کشور در چند سال گذشته، نقل محافل گوناگون بود و همیشه این سؤال مطرح بود که اگر این صحبت‌ها دو نفره بوده است، پس چه کسی آن را نقل کرده است؟

یکی از راه‌های شایعه‌سازی و تخریب اذهان عمومی همین انتشار غیررسمی اخبار با مهر محرمانه جهت دیده شدن بیشتر است. به نظر می‌رسد که برخی از ارکان قدرت در کشورمان با قیافه حق به جانب، استفاده از این حربه را خوب بلد هستند و به جستجوگران حقیقت کمترین مجال برای سؤال و نقد را هم نمی‌دهند یا اگر بدهند تأثیری در افکار عمومی جامعه ندارد. استفاده از رسانه‌های گوناگون و گسترده توسط ارکان مورد بحث، به آنها قدرتی بخشیده است که شاید تا چند زمانی مست آن باشند که البته ماه همیشه پشت ابر نمی‌ماند.

به عنوان مثال یادمان هست در قضیه خانه‌نشینی 11 روزه رئیس جمهور سابق چقدر شایعه توسط همین اخبار محرمانه ساخته شد و زمینه‌ساز کلیدواژه تخریبی «جریان انحرافی» در کشور شد. یادمان هست که همان زمان رهبر معظم انقلاب وارد میدان شدند و آن شایعات را «حرف‌های سست و بی‌پایه» خواندند که توسط دستگاه‌های تبلیغاتی گفته شده است و تأکید می‌کنند که «بخصوص خود رئیس جمهور» برای خدمت به مردم شب و روز ندارند. اما خاطرمان می‌آید که مسئله‌ای که از نظر رهبر معظم انقلاب «مسئله مهمی» نبود را چگونه به مسئله اول کشور تبدیل کردند و سال‌ها در آن دمیدند و می‌دمند؛ آن هم با جلوه ولایتمداری! اساسا یکی از مشکلات همین است که بخش قابل توجهی از این اخبار محرمانه به دیدارهای خصوصی رهبری مربوط می‌شود و توصیه‌ها و فرمایشاتی که ایشان به افراد مختلف کرده‌اند. حال اینکه ایشان بارها گفته‌اند مواضع ایشان همان است که با مردم در میان می‌گذارند و «حرف درگوشی» با کسی ندارند و نسبت دادن اینکه ایشان موضعی خلاف موضع علنی خود به خواص می‌گویند را «گناه کبیره» دانسته‌اند.

قبلا هم نگاشته بودم که برخی سیاسیون از طریق همین «گفتن اخبار مگو» برای خود مخاطبان، مریدان و طرفدارانی پیدا می‌کنند که سال‌ها بر موج احساسی حق‌طلبی آنان سوار می‌شوند و تا حدودی توجه مسئولین و مردم را از مسائل اصلی کشور به مسائل فرعی جهت تحکیم قدرت یا افزایش قدرت خود یا حزب خود جلب می‌کنند.

به نظر می‌رسد یکی از راه‌های مبارزه با این شایعات و اخبار غیررسمی که با بسته بندی «محرمانه» و «خصوصی» عرضه می‌شود، بی‌توجهی به آن است. این بی‌توجهی در وهله اول و اصلی‌ترین گام به اهالی رسانه برمی‌گردد. متأسفانه معمولا اهالی رسانه با در دست گرفتن «سررسید» به نگارش اخبار جذاب محرمانه از سوی اشخاص قدرت‌طلب -که بعضا حتی به نیات آن‌ها هم شک وارد است- اقدام می‌کنند تا با نقل آنان در میان دوستان محفلی خود، خویش را «کاردرست» و «مهم» جلوه دهند یا گرهی از گره کشور باز کنند! حال آنکه خبرنگاران، دبیران سرویس‌های مختلف، تحلیل‌گران رسانه‌ای و مدیران رسانه‌های خرد مستقل باید لااقل با بی‌توجهی خود به نقل اینگونه اخبار که وثوق آن از هیچ طریقی امکان‌پذیر نیست از ارزش این کار بکاهند و آن را به کاری بیهوده تبدیل کنند.

با نزدیک شدن به انتخابات سال 96، دامنه این شایعات محرمانه بسیار گسترده‌تر خواهد شد. شایعاتی که از نگاه ظاهری بیشتر به ضرر کسانی خواهد شد که رسانه کمتری در اختیار دارند یا تقوای بیشتری برای ساخت شایعه به خرج می‌دهند! نمونه این اخبار در یکی دو هفته اخیر در رسانه‌های مختلف اجتماعی و رسمی منتشر شده است.

بیایید تصمیم بگیریم به جای تخریب اذهان مردم کمی هم به فکر کشورمان باشیم و وظایفمان را درست انجام دهیم که همه عزت دست خداست و او بر قلوب مردم مسلط است.

 

 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۲۱
قاسم صفایی نژاد

رهبر معظم انقلاب در دیدار روز گذشته خودشان با ائمه جماعات تهران بیان داشتند: «در ایّام فتنه در سال ۸۸ در اوّل کار، بنده یکی از این سران فتنه را خواستم و به او گفتم که آقاجان، این کاری که شما شروع کرده‌اید و دارید می‌کنید، دست بیگانه‌ها خواهد افتاد و دشمن از این استفاده خواهد کرد؛ شما حالا بظاهر درون نظام هستید، با نظام هستید و به قول خودتان دارید یک اعتراض مدنی -من‌باب‌مثال یک اعتراض به انتخابات- می‌کنید امّا این کاری که دارید می‌کنید مورد استفاده‌ دشمنانِ اصل نظام قرار خواهد گرفت؛ گوش نکرد؛ یعنی نفهمیدند که چه داریم می‌گوییم؛ حالا البتّه این نگاه خوشبینانه‌ی بنده است که می‌گویم نفهمیدند، بعضی هم ممکن است جور دیگری فکر کنند. وارد شدند؛ بعد دیدید از درونش چه درآمد؛ گفتند «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است». خب، حالا عذر بیاوریم که اینها که یک مشت جوان بودند، یک چرندی، یک حرف بی‌ربطی گفتند؛ نه، این‌جوری نیست. اگر چنانچه در زیر عبای بنده کسی حرفی بزند که من با آن مخالفم، خب بایستی او را از زیر عبایم بیرون کنم؛ بایستی اعلام کنم که مخالفم وَالّا به‌حساب من گذاشته خواهد شد؛ همه‌ وزن و وزانتی که صاحب عبا دارد، پشتوانه‌ی آن حرف خواهد شد.» (+)

در همین یک روز گذشته این سخن، دستمایه نقد برخی از فعالان سیاسی قرار گرفت و در ظریف‌ترین پیام، محمدجواد اکبرین، روزنامه‌نگار سابق، مطلبی نگاشت که به شدت در فضای مجازی توزیع شد. مطلب ایشان این بود که: «احتمالا آقای خامنه‌ای نمی‌داند که جمله‌ی «آن شخص باید اعلام مخالفت کند اگرنه به حساب او گذاشته می‌شود» تا چه اندازه بی‌مایه است؛ اگر چنین باشد همه‌ی کسانی که در پوشش تفسیر سخنان رهبری و با شعار دفاع از او هر کاری می‌کنند و هر چیزی می‌نویسند او باید موضع بگیرد وگرنه به حساب او گذاشته می‌شود. اگر این‌طور باشد خیلی چیزها (که فعلا شرم دارم از مثال‌زدن) به حسابش می‌رود که بعید می‌دانم حضرتش راضی باشند!»

سخنی که در نگاه اول ممکن است حق به نظر برسد اما با کمی تأمل می‌توان این نقد را رد کرد:

1. اولا اینکه انسان با دشمنش مرزبندی داشته باشد، سخن بی‌مایه‌ای نیست و آموزه دین ما است. مرزبندی با دشمن یک مرزبندی «رویکردی» است و سوای از مرزبندی ما با اشتباهات «عملکردی» دوستان نادان یا غافل است.

2. با توجه بیشتر به فرمایشات رهبری، می‌بینیم که ایشان با تواضع خود را مثال می‌زنند و می‌فرمایند اگر در «زیر عبای بنده کسی حرفی بزند»؛ این نشانگر این مطلب است که ایشان به عملکرد خود در این باره هم تأمل کرده‌اند.

3. عملکرد رهبر معظم انقلاب نشان دهنده خلاف مطلب محمدجواد اکبرین است. رهبر انقلاب در مواقع حساس، همیشه هم توصیه‌های لازم را کرده‌اند و هم تذکر داده‌اند و هم گاهی عتاب کرده‌اند تا اشتباهات دوستان غافل و نادان تکرار نشود. شاهدمثال‌های آن در سال‌های اخیر که به ذهن نزدیک‌تر است را می‌توان «بازداشتگاه کهریزک»، «حمله به سفارت انگلستان»، «حمله به سفارت عربستان»، «فحاشی در خیابان به فائزه هاشمی»، «شعار در حین سخنرانی سیدحسن خمینی» یا حتی در زمان ریاست جمهوری ایشان «جلوگیری از تخریب مقبره فردوسی» توسط برخی از انقلابیون دانست. حتی ایشان در زمانی که شخصی مانند احمدی‌نژاد که رهبری اعلام حمایت خاص از دولت ایشان را کرده بودند، اشتباهی مرتکب شد، آن عمل را با این جملات مورد عتاب شدید قرار می‌دهند: «این کار بدى بود، این کار نامناسبى بود؛ اینجور کارها، هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است، هم خلاف اخلاق است، هم تضییع حقوق اساسى مردم است.» (+)

4. اگر منظور نقادان سخن دیروز رهبری، دخالت رهبری در مسئولیت همه نهادهای منصوب ایشان است که این کاری دور از جایگاه ایشان است و اگر انجام شود، همین نقادان آن را دخالت بیجا و نشانه دیکتاتوری می‌دانند. ایشان حتی این مورد را هم به صورت شفاف مشخص کرده‌اند: «بنده حقیر هم طبق اصول بنا ندارم در کارها و تصمیم‌های دولت وارد شوم. خب، مسئولیت‌ها در قانون اساسی مشخص است؛ هر کس مسئولیتی دارد؛ مگر آنجایی که احساس کنم یک مصلحتی دارد تفویت می‌شود... خب، انسان وارد می‌شود که جلوی این تفویت مصلحت را بگیرد.» (+)

-----

پ.ن: فتنه 88 آنقدر به کشور ضربه زد که حالا حالاها نتوانیم از مسببین آن به راحتی بگذریم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۴۴
قاسم صفایی نژاد

چند روزی می‌شود که بی‌بی‌سی و سایر رسانه‌های جهت‌دار نظام سلطه، عملیاتی‌تر وارد انتخابات ایران شده‌اند و به دستورالعمل اینکه به چه کسی رأی ندهید رسیده‌اند. اتفاقی که شاید اگر توسط صدای آمریکا (VOA) انجام می‌شد، عجیب نبود اما از بی‌بی‌سی چنین انتظاری نمی‌رفت. اما گویا بی‌بی‌سی یا لااقل بی‌بی‌سی فارسی دیگر ژست ظاهری بی‌طرفی را بیش از گذشته کنار گذاشته و شاید به دلیل اهمیت موضوع، حاضر به خرج کردن آبروی خود تا این حد شده است.

کمپین «نه به انگلیس» #no2uk در فضای مجازی این قضیه را دنبال می‌کند که از سه کاندیدای خاصی که بی‌بی‌سی خواسته به آنها رأی ندهیم، حمایت کنیم. رهبر معظم انقلاب چند روز پیش فرمودند:

رادیوی انگلیسی دارد به مردم تهران دستورالعمل میدهد به فلانی رأی بدهید، به فلانی رأی ندهید! معنای این چیست؟ انگلیسی‌ها دلشان تنگ شده برای دخالت کردن در ایران. یک روزی بود که پادشاه کشور وقتی میخواست تصمیم مهمّی بگیرد، سفیر انگلیس را صدا میکرد و از او میپرسید که این کار را بکنم یا نکنم. انگلیس‌ها یک روزی این‌جور در امور کشور دخالت میکردند؛ بعد هم آمریکایی‌ها، یک مدّتی هم هر دو؛ امروز این دستها قطع شده است؛ امروز جلوی این دخالتها گرفته شده است به برکت انقلاب، به برکت بیداری مردم؛ دلشان تنگ شده، حالا از راه رادیو به مردم دارند دستور میدهند به فلانی رأی بدهید، به فلانی رأی ندهید. اینکه ما عرض میکنیم در انتخابات، مردم با بصیرت، با آگاهی، با دانایی وارد بشوند، به‌خاطر این است؛ بدانند دشمن چه میخواهد؛ وقتی شما دانستی دشمن چه میخواهد، عکس او عمل میکنی؛ معلوم است.

اما یک نکته را نباید غفلت کنیم و آن اینکه رهبری فرمودند ببینید دشمن چه می‌خواهد و عکس آن عمل کنید، نفرمودند ببینید دشمن چه می‌گوید. همیشه اینطور نیست که دشمن خواست قلبی خود را بر زبان آورده و حمایت علنی از خواست خود کند. دشمن گاهی اوقات می‌تواند به قصد فریب یا تفرقه‌افکنی برخلاف خواست قلبی خود تبلیغات و موضع‌گیری نماید. در دشمن‌شناسی حواسمان باشد که اسیر این توهم نشویم که هر وقت دشمن از کسی حمایت کرد، حتما آن فرد با دشمن است یا وقتی کسی را تخریب کرد، حتما آن فرد علیه دشمن است.

همچنین گاهی اوقات دشمن می‌تواند سکوت پیشه کند. حواسمان جمع باشد آنقدر بصیرت داشته باشیم که همیشه منتظر نباشیم دشمن چه می‌گوید و خلاف آن عمل کنیم؛ اغلب باید خودمان راه را پیدا کنیم و حتی راه را بسازیم.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۴۶
قاسم صفایی نژاد