پژوهشگروبلاگ شخصی قاسم صفایی نژاد

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نشر صاد» ثبت شده است

نقل قول فرهنگی

مزه کردن...

باباجون آدم تا یک چیزی رو خودش مزه نکرده چطور می‌خواد به بقیه بگه چه مزه‌ای داره؟ فکر کن یه میوه‌ای رو از یه کشوری بیاورند که هنوز کسی نخورده. بعد همه شروع کنن از مزه میوه حرف زدن. چه فایده. باید یکی بخوره. چیزی بگه؛ بعد ذره ذره همه بخورن. پیغمبر که حرف می‌زد همه چیز رو خورده بود. خدا رو چشیده بود. دکان و بازاری که خدا خدا نمی‌کرد. از کسی پول نمی‌گرفت که یادش بدهد خدا خدا کند. دلش می‌سوخت.

 

پیامبر بی‌معجزه، صفحه ۵۵

نویسنده: محمدعلی رکنی

یادداشت فرهنگی

سیاگالش

در معرفی کتاب چهل و یکم، باب جدیدی در وبلاگم باز شد. می‌خواهم سعی کنم در معرفی کتبی که از نشر صاد انجام می‌دهم، فقط کتاب را معرفی نکنم و روایت جذب و تولید کتاب هم بنویسم. امیدوارم که بتوانم مستمر ادامه بدهم. قبلا وعده داده بودم که در مورد سیاگالش بنویسم.

آشنایی و دیدار من با ابراهیم اکبری دیزگاه به روزهای راه اندازی نشر صاد برمی‌گردد و کتابی به عنوان «بیروط». کتابی در مورد امام موسی صدر که به دلیل علاقه‌ای که به این شخصیت دارم، برایم جذاب بود. کتاب را خواندیم و پسندیدیم اما آقای دیزگاه گفتند فعلا نمی‌خواهند کتاب منتشر شود و می‌خواهند تغییراتی در کتاب بدهند. نظر من و جناب آقای شرفی خبوشان این بود که کتاب به همین شکل هم قابل انتشار است اما وسواس آقای دیزگاه بیش از ما بود. چند ماهی گذشت و تابستان سال نود و نه بود که دوباره قراری با ایشان داشتیم و در مورد کتاب «سیاگالش» ایشان صحبت کردیم. ذهن من هنوز در «بیروط» گیر کرده بود و می‌خواستم به هر شکلی شده، بیروط را منتشر کنم. ایشان گفتند: «سیاگالش از نظر من تمام شده است ولی بیروط کار دارد هنوز.» سیاگالش را نخوانده بودم. قرار شد کتاب را بفرستند و بخوانیم. جناب آقای شرفی خبوشان، به‌عنوان دبیر داستان و روایت نشر صاد، پس از خوانش سیاگالش، این کتاب را «ممتاز» درجه بندی کردند. فکر می‌کنم حدود مهر ماه بود که قرار شد ویراستاری کتاب انجام شود که دوباره آقای دیزگاه کتاب را پس گرفتند و گفتند باز هم می‌خواهم تغییراتی دهم ولو اندک. سه ماه دیگر یعنی اواخر دی ماه بود که کتاب دوباره تحویل نشر شد. اردیبهشت امسال بود که این کتاب در خبرگزاری مهر رونمایی شد.

- چه کلیدواژه‌هایی شنیدیم در جلسات مرتبط با این کتاب؟

توحید، تالش، داستان‌های قرآنی، وحدت شیعه و سنی، مبارزه با خرافات، طلبه، تبلیغ در ماه محرم.

- داستان از چه قرار است؟

داستان یک طلبه است به نام یوسف که در دهه اول محرم برای تبلیغ، به روستایی به نام صوفی‌ده می‌رود. روستایی که زمانی عرفای بزرگی در آن زیست می‌کرده‌اند و مردم روستا هم شیعه هستند و هم سنی. در روستاهای اطراف حتی سگ‌پرست هم وجود دارد و روستاییان با خرافات زیادی سروکار دارند و انحرافاتی در عمل به دین بین آنها وجود دارد. روحانی دیگری به اسم اسکندر کاینات هم وجود دارد که از مسئولین شهر است و قصد نمایندگی شهر را دارد و بسیار جاه طلب است. روحانی سوم دیگری نیز وجود دارد که گم شده است. شیخی که قبل از یوسف برای تبلیغ آمده بود و برخی معتقدند او را کشته‌اند.

برای یوسف اتفاقات گوناگونی می‌افتد، از حسادت دیگران گرفته تا تهدید به قتل و تا عاشق پیشگی دختران در مقابل او و ....

- به همه دوستان خودم، به ویژه به کسانی که به داستان‌های دینی علاقه‌مندند پیشنهاد می‌کنم این کتاب را از دست ندهند. کتاب با وجود اینکه ۴۱۴ صفحه است ولی کشش لازم را دارد و به خصوص پایان جذاب کتاب، به حال خوب بعد از کتاب کمک می‌کند.

- در مورد «بیروط» هم عرض کنم که کماکان پیگیریم و ان شالله به زودی مراحل تولید آن آغاز می‌شود.

یادداشت علمی

تفاهم همکاری نشر صاد با دانشگاه تهران

خداروشکر امروز تفاهم نامه همکاری نشر صاد با دانشگاه تهران امضا شد. این تفاهم نامه زمینه‌های همکاری را در ۱۵ سرفصل کلی تعریف کرده است که ان شالله به خروجی‌های خوب و موثر خواهد رسید.

به فضل الهی امیدوارم که این مسیر به جز برکاتی که مفاد این تفاهم نامه دارد، موجبات رشد و استحکام پیوند صنایع خلاق و دانشگاه باشد تا بتوانیم با پیوند «ظرفیت‌های علمی و پژوهشی دانشگاه و البته نخبگان آنها» و «ظرفیت‌های عملیاتی و انسانی صنایع خلاق» آثار مثبت آن را در جامعه شاهد باشیم.

خبر مربوط به امضای این تفاهم نامه را از اینجا بخوانید.

-----------------------------------

پ.ن: امروز افتتاحیه مسابقه بزرگ خودنویس در سال سوم هم با حمایت دانشگاه تهران، معاونت فضای مجازی صداوسیما، رادیو ایران و خبرگزاری مهر برگزار شد.

-----------------------------------

از همه بزرگانی که در این جلسه شرکت کردند هم تشکر می‌کنم: جناب آقای دکتر زارع (معاون فرهنگی دانشگاه تهران)، جناب آقای دکتر محمدزاده (رییس رادیو ایران)، جناب آقای دکتر رمضانی (نایب رییس هیات مدیره صاد)، جناب آقای شجاعیان (مدیرعامل خبرگزاری مهر)، جناب آقای دکتر پاکروان، جناب آقای شرفی خبوشان، جناب آقای فلاح هاشمی و سرکار خانم لواسانی تشکر می‌کنم.

 

یادداشت شخصی

اثاث کشی

فردا اثاث کشی داریم؛ ولی جابجایی منزل مسکونی نیست. قراره دفتر نشر صاد منتقل بشه به خیابون کریمخان. طبقه دوم و سوم ساختمونی که فروشگاه کتاب زیتون در طبقه همکف اون خودنمایی می‌کنه. از حوالی دی ماه، قصد جابجایی داشتیم. هم تعداد نیروها زیاد شده بود و هم اجاره دفتر فعلی به صرفه نبود. دوستان من در نشر، دی و بهمن رو جسته و گریخته دنبال ساختمون جدیدی بودند که بتونیم هم نشر صاد، هم مجموعه کتاب صوتی قناری و هم خودنویس رو منتقل کنیم اونجا و همه کنار هم باشیم. چند تا ساختمون هم دیدیم که بد نبود اما بالاخره بدی‌هایی هم داشت. مثلا یکیشون سه تا واحد داشت که در هر واحد به دلیل نقشه بد داخل واحد، حدود ۱۰ متر پرتی داشت. یا یه واحد دیگه دیدیم که یکی از بزرگترین اتاق‌هاش هیچ پنجره‌ای نداشت. یا مثلا یه ساختمون خیلی خوب دیدیم که همه چی‌اش خوب بود به جز محلش. یعنی محلش هم خوب بود ولی به درد ناشر جماعت نمی‌خورد که بهتره مرکز شهر باشه. تا اینکه این ساختمون رو پیدا کردیم و پسندیدیم و به توافق رسیدیم اسفند ۹۹. قرار بود ۱۵ فروردین جابجا بشیم اما به دلیل اینکه نوساز بود، کارهای نقاشی و تیغه کشی و اینا طولانی شد و تا الان طول کشید. حدود ۵ ماه از زمانی که اراده کردیم، تا زمانی که جابجا میشیم فاصله افتاد. فردا صبح اثاث کشی داریم و دیروز و امروز همه وسایل رو داخل جعبه‌ها گذاشتیم.

الان داشتم به این فکر می‌کردم که ما برای همه جابجایی‌ها انقدر وقت میذاریم؟ انقدر مته به خشخاش میذاریم که بهترین جا رو پیدا کنیم؟ انقدر برامون مهمه که هم موقعیتش خوب باشه و هم همسایه‌هاش خوب باشن؟ انقدر همه‌ی تیم، دل به دل هم میدیم که جابجایی تک تک‌مون راحت‌تر باشه؟ انقدر به راحتی و تجهیزات و حتی تزیینات جای جدید فکر می‌کنیم و برامون مهمه چون پیش خودمون میگیم حداقل یک سال میخوایم صبح تا شب اینجا بگذرونیم، پس مهمه!

این جابجایی خیلی مسافت طولانی هم نبود. از حوالی میدون ولیعصر به زیر پل کریمخان. به حساب نقشه گوگل دقیقا ۲.۱ کیلومتر. حالا اگه قرار بود مسافت بیشتر بشه و بریم در یه شهر غریب، چقدر آماده می‌شدیم؟ یه کشور دیگه که فرهنگ شبیه فرهنگ خودمون داشته باشه چی؟ یه کشور دور چی؟ یه دنیای دیگه چی؟

موندگاری‌مون هم در جای جدید، خیلی نیست و اجاره کردیم دفتر رو. حالا اگه می‌خواستیم طولانی مدت اجاره کنیم چقدر بیشتر برنامه ریزی می‌کردیم؟ اگه می‌خواستیم یه جایی رو بخریم چی؟ هم پول بیشتری باید می‌دادیم و مراقبت می‌کردیم که درست هزینه بشه و هم مدت بیشتری رو باید زندگی می‌کردیم توش؛ طبیعتا بیشتر تأمل می‌کردیم. اگه می‌خواستیم همه سرمایه‌مون رو بدیم و یه ساختمونی بخریم که همیشه اونجا بمونیم چی؟ اگه همه عمرمون رو می‌خواستیم بدیم و در اون جاودانه بودیم چی؟ 

یادداشت رسانه

مراسم رونمایی از کتاب سیاگالش

مراسم رونمایی از #کتاب سیاگالش اثر ابراهیم اکبری دیزگاه در خبرگزاری مهر برگزار شد.
اثری در مورد سفر تبلیغی یک طلبه به روستایی در تالش که با محوریت توحید و وحدت نوشته شده است.
صحبت‌های معاون فرهنگی سازمان تبلیغات، محمدرضا شرفی خبوشان، میرشمس الدین فلاح هاشمی را در خبرگزاری مهر بخوانید.

به زودی در مورد سیاگالش بیشتر می‌نویسم.