کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام حسین» ثبت شده است

هر کدام از دوستداران حسین علیه السلام که توانایی داشتند برای نصرت امام، آن توانایی را به فعل درآوردند؛ یکی با جنگاوری، دیگری با سقایی و ... اسیری. به هر حال نمی‌توان گفت دوستدار حسین علیه السلام، عرصه را دید و توان کاری داشت ولی نظاره کرد. اصلا نظاره کردن در مبارزه با باطل، ربطی به کسانی که دل به شعائر حسینی بسته‌اند ندارد. زیرا آنها معتقدند که اسلام دین عقیده و جهاد است. اگر اعتقاد پیدا کردند که چیزی باطل است باید جهاد کنند تا باطل رو به زوال رود و حق مستقر شود. روزی این کار فقط با گریه انجام می‌شود و روزگاری دیگر ممکن است اکتفا به گریه، خود یک انحراف باشد.

اگر بخواهیم روز آزمایش، نظاره‌گر فرمانروایی ظاهری باطل نباشیم باید هر لحظه با باطل مبارزه کنیم؛ از همه مهم‌تر باطل درون‌مان. اصلا مگر می‌شود با سرچشمه گل‌آلود، توقع صفای آب داشته باشیم؟ 

پروردگارا! درونم پر شده از باطل. باطلی که ذره ذره به وجودم نفوذ کرد و جدی نگرفتمش. مگر نه اینکه «وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»؟ چرا من نه تنها از لغو، دوری نمی‌کنم بلکه برای شتابان رفتن به سمت آن برنامه‌ریزی هم می‌کنم؟ 

خدایا! به من قوت بده تا بتوانم باطل را از وجودم بزدایم و آماده نصرت امام شوم که صدای هل من ناصر ینصرنی را شنیدن همان انتظار ظهور است.

 

۶ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۶ ، ۱۵:۰۲
قاسم صفایی نژاد

کتاب «مبارزه پیروز» اثر شهید دکتر بهشتی توسط انتشارات روزنه در 82 صفحه در سال 1394 منتشر شده است. این کتاب دربرگیرنده یک مقاله و چهار سخنرانی از ایشان است. موضوع اصلی این کتاب «قیام امام حسین علیه السلام»، چگونگی آن، ثمرات آن و چگونگی الگوگیری از آن است.

مقاله «مبارزه پیروز» برگرفته از 4 سخنرانی ایشان در روزهای 8 تا 13 محرم سال 1382 قمری است که ایشان مسئولیت مرکز اسلامی هامبورگ را به عهده داشتند و سخنرانی‌های دیگر ایشان در این کتاب مربوط به شب‌های تاسوعا و عاشورای سال 1344 و 1345 شمسی است.

در مقاله مبارزه پیروز، موضوع اصلی «تاریخ تحلیلی قیام عاشورا» است. و چهار سخنرانی دیگر را می‌توانید با عناوین «روح قیام کربلا»، «درس عقیده و جهاد»، «قیام برای عدالت و آزادی» و «عاشورا در بستر تاریخ» مطالعه نمایید.

 

قبلا در این وبلاگ، 5 بند خواندنی از این کتاب را در بخش نقل قول گنجانده بودم که توصیه می‌کنم با خواندن آنها به خواندن کامل کتاب علاقه‌مند شوید. عناوین این 5 بند در زیر آمده است که می‌توانید برای خواندن آنها روی آن کلیک کنید:

زندگی بی مبارزه ممکن نیست

شرایط مبارزه پیروز

خلاصه زندگی: عقیده و جهاد

دوستی با حسین فقط گریستن نیست

سرافکندگی باطل، سنت خداست

 

نسخه کاغذی این کتاب را می‌توانید به قیمت 4250 تومان از اینجا بخرید. همچنین نسخه الکترونیک این کتاب را می‌توانید به صورت رایگان از کانال تلگرامی شهید بهشتی دریافت نمایید. همچنین نظرات کاربران گودریدز را می‌توانید از اینجا مطالعه نمایید.

------------------

پ.ن: در این روزهای باقیمانده تا اربعین خواندن این کتاب را توصیه می‌کنم.

 

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۵ ، ۱۳:۴۹
قاسم صفایی نژاد

مردان حق و فضیلت در قتلگاه‌ها و کشتارگاه‌ها و گوشه زندان‌ها پیروز و سربلندند. باطل همواره سر به زیر و سرافکنده است، هر چند بر اریکه فرمانروایی تکیه زند. این سنت جاودانه خداست و این درسی است که حادثه کربلا به ما دوستداران حسین بن علی و همه دوستداران حق و فضیلت و راه خدا می‌آموزد.

 

مبارزه پیروز، صفحه 80

نویسنده: شهید بهشتی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۵ ، ۱۵:۲۰
قاسم صفایی نژاد

گریستن و زیارت کردن باید در حد خودش باشد. انحصار و اکتفای بر گریستن و زیارت کردن مال زمانی است که راه دیگری باز نباشد. آن موقعی که راه باز است و دوستان حسین می‌توانند به راه حسین بروند، اگر نرفتند و فقط گریه و زیارت کردند، منحرف شده‌اند. باید دوستان حسین چنان تربیت شوند که به راستی در برابر هر انحراف از حق و دین به پا خیزند و قدرت قیام و نهضت داشته باشند.

 

مبارزه پیروز، صفحه 62

نویسنده: شهید بهشتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۵:۱۴
قاسم صفایی نژاد

اسلام دین عقیده است. چه خوش شعاری از نهضت حسینی به یادگار مانده. قف دون برأیک فی الحیاه مجاهدا ان الحیاه عقیده و جهاد. اگر به راستی زنده‌ای، اگر مرده نیستی، اگر به راستی جانی در کالبد داری، اگر به راستی از صف حیوانات بیرون رفته‌ای و به صف انسان‌ها درآمده‌ای، بیدار باش! عقیده داشته باش! هدفی انسانی و عالی داشته باش و بعد تا پای جان در راه عقیده‌ات بایست، زیرا حیات و زندگی در دو کلمه خلاصه می‌شود: عقیده و جهاد در راه آن. این مبنای اسلام است.

 

مبارزه پیروز، صفحه 45

نویسنده: شهید بهشتی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۵ ، ۱۵:۰۲
قاسم صفایی نژاد

ای حسین، ای شهید بزرگ، آمده‌ام تا با تو راز و نیاز کنم. دل پر درد خود را به سوی تو بگشایم. از انقلابیون دروغین گریخته‌ام. از تجار ماده‌پرست که به اسلحه انقلاب مسلح شده‌اند بیزارم. از کسانی که با خون شهیدان تجارت می‌کنند متنفرم. از این ماکیاول‌صفتانی که به هیچ ارزش انسانی پایبند نیستند و همه چیز مردم را، حیات و هستی و شرف خلق را و حتی نام مقدس انقلاب را، فدای مصالح شخصی و اغراض پست مادی خود می‌کنند گریزانم...

ای حسین، دلم گرفته و روحم پژمرده؛ در میان طوفان حوادث که همچون پر کاه ما را به این طرف و آن طرف می‌کشاند، مأیوس و دردمند، فقط بر حسب وظیفه به مبارزه ادامه می‌دهم و گاه‌گاهی آنقدر زیر فشار روحی کوفته می‌شوم که برای فرار از درد و غم دست به دامان شهادت می‌زنم تا از میان این گرداب وحشتناکی که همه را و انقلاب را فرو گرفته است لااقل گلیم انسانی خود را بیرون بکشم و این عالم دون و این مدعیان دروغین را ترک کنم و با دامنی پاک و کفنی خونین به لقاء پروردگار نائل آیم...

ای حسین مقدس، روزگار درازی بود که هر انقلابی را مقدس می‌شمردم و نام او را با یاد تو توأم می‌کردم و او را در قلب خود جای می‌دادم و به عشق تو او را دوست می‌داشتم و به قداست تو او را مقدس می‌شمردم و در راه کمک به او از هیچ فداکاری حتی بذل حیات و هستی خود دریغ نمی‌کردم...

اما تجربه، درس بزرگ و تلخی به من داد که اسلحه و کشتار و انقلاب و حتی شهادت به خودی خود نباید مورد احترام و تقدیس قرار گیرد، بلکه آن چه مهم است انسانیت، فداکاری در راه آرمان انسان‌ها، غلبه بر خودخواهی و غرور و مصالح پست مادی و ایمان به ارزش‌های الهی است.

مقاومت فلسطینی برای ما به صورت بت درآمده بود و بی چون و چرا آن را می‌پذیرفتیم و می‌پرستیدیم و راهش را، کارش را و توجیهاتش را قبول می‌کردیم. اما دریافتیم که بیش از هر چیز، انسانیت و ارزش‌های انسانی و خدایی ارزش دارد و هیچ چیز نمی‌تواند جای آن را بگیرد. باید انسان ساخت، باید هدف را بر اساس سلسله ارزش‌ها معین نمود و معیار سنجش را فقط و فقط بر مبنای انسانیت و ارزش‌های خدایی قرار داد.

 

دستنوشته سال 1355 در لبنان

خدا بود و دیگر هیچ نبود، صفحه 74

نویسنده: شهید دکتر مصطفی چمران

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۵۴
قاسم صفایی نژاد

این روزها از بسیاری از فامیل و دوست و آشنا می‌شنویم که تشرف یافته‌اند به زیارت اربعین امام حسین علیه السلام. زیارتی که یکی از نشانه‌های مؤمن است و توصیه‌های فراوان راجع به آن شده است. حتما تمامی شیعیان دلشان می‌خواهد که اربعین به زیارت حرم امام حسین علیه السلام مشرف شوند؛ برخی بسیار مشتاق هستند و برخی کمتر اما به هر حال همه این حس را دارند و کسانی که نرفته‌اند حتی شده ذره‌ای این حسرت را دارند.

اما دو نکته نباید فراموش شود:

یکی اینکه آیا سفر جسمانی فقط مهم است؟ سفر جسمانی قطعا مهم است اما فقط سفر جسمانی مهم نیست. می‌شود کربلا رفت و حسینی نشد و می‌توان کربلا نرفت و حسینی شد. 

نکته دیگر اینکه آیا آمادگی سفر را در خودمان ایجاد کرده‌ایم؟ برای خود من پیش آمده که سال‌ها مشتاق زیارت مدینه و بقیع بودم ولی بعدش همیشه می‌گفتم ای کاش خودم را بیشتر آماده کرده بودم که وقتی مشرف شدم، استفاده بهتری بکنم. 

همیشه حسرت در نرفتن نیست، برخی وقت‌ها در رفتن و درست استفاده نکردن است.

چه می‌دانیم که قرار است چند بار توفیق زیارت قبور ائمه علیهم السلام را پیدا کنیم؟ برخی وقت‌ها یک سفر، تنها فرصت در کل عمر می‌تواند باشد. پس بهتر است از خدا بخواهیم که در بهترین زمان ممکن به زیارت برویم؛ زمانی که بتوانیم استفاده مناسبی از زیارت داشته باشیم. اگر هر سال می‌توانیم استفاده بکنیم چه بهتر که هر سال زیارت برویم اما اگر اینگونه نیست در سال یا سال‌هایی برویم که بتوانیم به خدا نزدیکتر شویم. به نظرم بهتر است همه تلاشمان را بکنیم و آن را به خدا بسپاریم، که:

ما بی‌سلیقه‌ایم، تو حاجات ما بخواه                  ور نه گدا مطالبه آب و نان کند

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۴ ، ۱۳:۰۸
قاسم صفایی نژاد

می‌دانم که هم «حسنی» هستی و هم «حسینی»
خودت گفتی هم حسنی هستم و هم حسینی اما خودت هم گفتی شرایط، شرایط رقم زدن عاشورای دیگری است نه صلح امام حسن علیه السلام
تنهایت گذاشتند مدعیان...
تنها که شدی...
از «نرمش قهرمانانه» حرف زدی...
می‌دانم از کودکی بر واژه‌ها دقت داشتی و داری، می‌دانم چه زحمت‌ها کشیدی که به یک خطیب بلیغ تبدیل شوی...
از واژه «نرمش قهرمامانه» که دم زدی، یاد کتابی افتادم که راجع به صلح امام حسن علیه السلام ترجمه کرده بودی...
برای رسیدن به خدا نیاز به طی کردن مسیرهای دشواری است...
منتظر باش که خواص افراطی به سبط اکبر پیغمبر خاتم پس از صلح «مذل المؤمنین» گفتند...
با اینکه پیامبر (ص) فرموده بود: حسن و حسین جانشین من هستند، چه قیام کنند و چه بنشینند...
باید چشید ذره‌ای از درد ناشی از زخم‌زبان‌هایی که مولایم حسن علیه السلام شنید...
اما...
ما سرباز توایم
چه صلح کنی و چه قیام...
هر لحظه منتظریم که آنچه تو می‌خواهی را انجام دهیم حتی اگر یک روز قیام کنی و روز دیگر صلح
ما عبرت گرفته‌ایم از تاریخ...
می‌دانیم اگه صلح شود، بخاطر این است که زمان صلح است و قیام نتیجه‌ای جز «از بین رفتن تمامی شیعیان» ندارد و اگر قیام شود، بخاطر این است که زمان قیام است و صلح نتیجه‌ای جز «از بین رفتن تشیع» ندارد.

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۲ ، ۱۱:۰۷
قاسم صفایی نژاد

روز توطئه، روز شهادت تو هم هست. اصلا انگار این روز دوشنبه باید در تاریخ اسلام بماند، از رحلت پیامبر بزرگوارش تا کوچه بنی‌هاشم و تا تیرباران جنازه. شاید خواستی با شهادتت در این روز به ما بگویی که همه وجودت را خرج کردی که توطئه‌ها را مهار کنی، تا گرد و غبار از فتنه‌ها برگیری، تا چهره منافقان را نمایان سازی، تا…
اصلا گویی خدا به تو مأموریت داده که چیزی به نام خود باقی نگذاری. می‌دانی از چه نشانه‌هایی می‌گویم حضرت ارباب؟ از جمله «لا یوم کیومک یا ابا عبدالله»! انگار می‌خواستی همه چیز به نام حسین (ع) باشد. یاد دو بیت شعر افتادم:
یک روز در مسابقه‌ی با برادرت                                خرج حسین شد همه تشویق مادری
دیدی که کوچک است، خودت را زمین زدی               جانم فدای این همه مهر برادری
از همان کودکی هم خواستی همه چیز به نام حسین (ع)‌ باشد وگرنه کیست که نداند تأثیر شگفت‌انگیز صلح تو و امامت تو را بر قیام تاریخ‌ساز حسین (ع)؟ کیست که نداند اگر مدیریت و صبر تو نبود، قیام حسین (ع)‌ زیربنایی نداشت که بعد از حسین (ع) توسط زینب (س) تکمیل شود؟ کیست که نداند غبار فتنه را تو کنار زدی که ۷۲ فدایی برای سیدالشهدا باقی ماند که گفتی اگر من صلح نکنم، یک شیعه هم روی زمین باقی نمی‌ماند! هنوز هم می‌خواهی همه چیز به نام حسین (ع) باشد که بقیع‌ات را غریب می‌خواهی و کربلای برادر کوچکترت را با ۱۶ میلیون پروانه اربعینی‌اش!
گرچه خاکی است ولی مرقد او کعبه ماست            نام آن گرچه بقیع است ولی عرش خداست
حرم کرب و بلا جلوه‌ی بیت الحسن است                حسنیه است به هر جا که حسینیه به پاست
طالع هر که حسینی‌ست یقینا حسنی است          که حسین‌بن‌علی هم حسن دوم ماست
حسنی هستم و از حشر چه باکی دارم؟                که سروکار غلامان حسن با زهراست

 

 

 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۰ ، ۰۰:۱۵
قاسم صفایی نژاد

السلام علیک یا کریم اهل بیت (ع)
مگر می‌توانم بدون سلام بر ارباب به سراغ پسر بزرگوارش بروم؟ شنیده‌ام دست‌نوشته‌ی ارباب چاره‌ساز پسرش شده بود در روزی که تمام غصه‌های عالم به دلش نشسته بود. دست‌نوشته‌ای که اذن میدان او از سوی حسین (ع) را تأیید کرد.
می‌گویند عاشورا روز جمعه اتفاق افتاده بود؛ یعنی شب عاشورا شب جمعه بود و شب دعای کمیل. شاید قاسم (ع) آن شب این قسمت دعای کمیل را با سوز و آه بیشتری می‌خواند که: «یا رب الرحم ضعف بدنی و رقة جلدی و دقة عظمی» پروردگارا بر ضعف بدنی من رحم کن و نازکی پوستم و شکنندگی و بی‌طاقتی استخوانم. شاید از خدا خواست بر ناتوانی جسم این 13 ساله رحم کند تا با همین قد و بالایی که زره به تنش نمی‌شد، بتواند فدایی امام زمانش شود. این نگرانی قاسم (ع) را می‌توان در سؤال همان شب عاشورایش دید: «عمو جان! فردا من هم شهید می‌شوم؟»
سؤال عمو کمی قاسم (ع) را مضطرب‌تر کرد: «قاسمم! مرگ در نظر تو چگونه است؟» بدون معطلی گفت: «شیرین‌تر از عسل!» سالار شهیدان پاسخ داد: «قاسمم تو به بلای عظیم گرفتار می‌شوی!»
قاسم (ع) نمی‌دانست خوشحال باشد یا ناراحت. یعنی منظور عمو این بود که شهید می‌شوم یا بلای عظیم دیدن اسارت عمه و مادر است؟
خدا رحم کرد بر ضعف جسمانی قاسم (ع). دلیل دارم برای این حرف خودم و چه دلیلی بالاتر از اینکه قد و بالایی که زره جنگی به تنش نمی‌شد، پس از شهادت از قد و بالای رشید اباعبدالله الحسین (ع) رشیدتر شده بود، که:
از عسل گفتم قد رعنای تو آمد به یاد...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۰ ، ۲۲:۵۷
قاسم صفایی نژاد