پژوهشگروبلاگ شخصی قاسم صفایی نژاد

۳۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شرح حدیث جنود عقل و جهل» ثبت شده است

فرهنگی :: کتاب

شرح حدیث جنود عقل و جهل

حدیث جنود عقل و جهل، حدیث اخلاقی گران‌سنگی از امام صادق علیه السلام است که در آن فرمودند: «عقل و لشکر او و جهل و لشکر او را بشناسید تا هدایت شوید.» و سپس به تشریح 75 لشکر عقل و 75 لشکر جهل می‌پردازند که بسیاری از صفات حسنه و رذایل اخلاقی را شامل می‌شود.

امام خمینی (ره) در این کتاب، پس از بیان حدیث و ترجمه آن، به بیان شرح این حدیث پرداخته‌اند و به صورت مختصر و مفید برخی از این صفات را تشریح نموده‌اند. نکته جالب در این کتاب شیوه نگارش این کتاب است که خواننده حس می‌کند که این کتاب دوا است نه نسخه و صرفا با خواندن این کتاب بسیاری از امراض اخلاقی به مرور معالجه می‌شود. امام خمینی (ره) خود در این باره در کتاب نوشته‌اند:

«کتاب اخلاق، موعظه کتبیه باید باشد و خود معالجه کند دردها و عیب‌ها را، نه آن که راه علاج نشان دهد. ریشه‌هاى اخلاق را فهماندن و راه علاج نشان دادن، یک نفر را به مقصد نزدیک نکند و یک قلب ظلمانى را نور ندهد و یک خلق فاسد را اصلاح ننماید. کتاب اخلاق آن است که به مطالعه آن، نفس قاسى نرم، و غیر مهذب مهذب، و ظلمانى نورانى شود، و آن، به آن است که عالم در ضمن راهنمایى، راهبر و در ضمن ارائه علاج، معالج باشد و کتاب، خود، دواى درد باشد نه نسخه دوانماطبیب روحانى باید کلامش حکم دوا داشته باشد نه حکم نسخه. و این کتب مذکوره نسخه هستند نه دوا، بلکه اگر جرات بود مى‌گفتم: نسخه بودن بعضى از آن‌ها نیز مشکوک است، ولى از این وادى صرف نظر کردن اولى است.»

متن کامل کتاب را از اینجا بخوانید.

قبلا در این وبلاگ، 33 بند خواندنی از این کتاب را در بخش «نقل قول» گنجانده بودم که توصیه می‌کنم با خواندن آن‌ها به خواندن کامل کتاب علاقه‌مند شوید. عناوین این 33 بند در زیر آمده است که می‌توانید برای خواندن آن‌ها روی آن کلیک کنید:

علم الهی، آلت حق‌خواهی است

کتاب اخلاق، دوای درد باشد نه نسخه دوانما!

هر ضیایی از جلوه انوار الهی قابل کدورت است جز عقل

معراج یونس و پیامبر

مراتب توحید

عرضه به قرآن شریف

نقد عمر خداداد

یک لغزش و مدت‌ها بازماندن از حقایق توحید

دو وجه قلب

زیر پا نهادن محبوب مجازی

قوای افزایش حجاب‌های باطنی

تفاوت علم و ایمان

صفات مؤمنان

دل بستن به غیر

دو عالم لایق دشمن است!

علامت امیدواران

غرور و ناامیدی

جهنم نیست جز باطن عمل‌های ناهنجار تو

مقام رضای عبد

خشنود باشیم یا ناراحت؟!

بریدن طمع

لغو، حیات دنیاست

صحراگردی، توکل نیست

آتش سوزان غضب

علاج قطعی مفاسد

مَثَل درخت

فتح قلوب از فتح ممالک بالاتر است

چگونه امر به معروف اثر می‌کند؟

تواضع، سر علم!

سزاوارترین مردم به خدمت نمودن به خلق، عالم است!

علم بی‌خاصیت

طمأنینه، ثبات و پایداری

دعا، باب مراوده با دوست

فرهنگی :: کتاب

دعا، باب مراوده با دوست

اهل معرفت گویند: دعا بر سه گونه است:

یکى، دعاى از روى استعجال، و آن دعاى عامه است. اینان چون اسیر مقاصد نفسانیه هستند، در دعا نیز شتابزده هستند که مبادا مقاصد دنیاوى یا حیوانى از آنها فوت شود.

دیگر، دعاى از روى احتمال، و این دعاى ارباب حکمت است. اینان نیز پابند مقاصد خویشند و احتمال مى دهند دعا در جریان امور قضائى دخالت داشته باشد و قضاى حق تعالى مقید به دعا باشد؛ از این جهت دعا کنند.

سوم، دعاى از روى امتثال است، و این دعاى اصحاب معارف است. آنان از اسارت نفس بیرون آمدند، و براى آمال نفسانیه و لذات خویشتن لب به دعا نگشایند.

من گروهی می‌شناسم ز اولیا           که زبانشان بسته باشد از دعا

اینان دعا را براى امتثال امر خدا مى‌کنند. چون دعا خلوت با حق و مخاطبه با محبوب مطلق است، قیام به آن کنند.

حقا که انسان اگر به نور معرفت قلبش منور باشد و مانند ما اسیر سلسله‌هاى شهوات و زندان طبیعت نباشد، هرگز مخاطبه با حق تعالى و توجه و ذکر او را وسیله چیز دیگر قرار نمى‌دهد.

اولیاء خدا نظرشان به دعا انقطاع به حق تعالى است، و او و مذاکره و خلوت با او را وسیله خودپرستى و خودخواهى نمى‌کنند؛ بلکه هر چه بخواهند براى آن است که باب مراوده با دوست را مفتوح کنند.

در دل دوست به هر حیله رهى باید کرد

ما اسیران نفس و شهوت، خدا را براى خرما مى‌خواهیم، و دوست مطلق را فداى لذات نفسانیه مى‌کنیم. و این از بزرگترین خطاها است که اگر دل ما حظى از معرفت داشت و جلوه‌اى از محبت در آن حاصل بود، باید از خجلت بمیریم، و سر شرمسارى را تا قیامت بر زیر افکنیم. آنان اگر چیزى بخواهند، چون کرامت دوست است، مى‌خواهند.

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 363

نویسنده: امام خمینی (ره)

فرهنگی :: کتاب

طمأنینه، ثبات و پایداری

ثبات و پایدارى است که انسان را در پیش‌آمدهاى ناگوار عالم و فشارهاى روحى و جسمى، چون سدّى آهنین پا بر جا نگاه دارد، و نگذارد لغزش و سستى در انسان رخ دهد. حفظ قوّه ایمان و دین با طمأنینه نفس و سکونت روح، بسهلى و آسانى میسّر است، و تا دم آخرین، انسان را در مقابل بادهاى تند عالم محفوظ کند.

طمأنینه نفس و ثبات قدم، نگذارد اخلاق و اطوار اجانب و منافقین در انسان رخنه کند، و انسان را نگذارد دستخوش حوادث شود. انسان با ثبات و طمأنینه نفس، خود یک ملّت واحده است که اگر سیلهاى اخلاق زشت و بى‌دینى تمام مردم را ببرد، او چون کوه آهنین در مقابل همه چیز ایستادگى کند و از تنهائى وحشت نکند.

انسان با ثبات و طمأنینه مى‌تواند تمام وظایف فردى و اجتماعى را انجام دهد و در هیچ مرحله از زندگانى مادّى و روحانى براى او لغزشى و خطائى دست ندهد.

بزرگان دین با این قوۀ بزرگ روحانى در مقابل میلیونها جمعیت جاهل زشتخو قیام مى‌کردند، و به خود خیال لغزشى راه نمى‌دادند. این روح بزرگ در انبیاء عظام است که یک تنه در مقابل پندارهاى جاهلانه یک جهان، قیام و نهضت مى‌کنند، واز تنهائى خود و زیادى جمعیّتهاى مخالف هیچ خوف و وحشتى به خود راه ندهند، و بر همۀ پندارهاى بیخردانه چیره شوند، و تمام عادات و اطوار جهانیان را پایمال کنند و آنها را به رنگ خود در آورند. این روح ثبات با طمأنینه است که جمعیّتهاى کم را در مقابل گروه‌هاى انبوه حفظ مى‌کند، و بر ممالک بزرگ عالم با عدّه و عدّه معدود مسلّط و چیره مى‌کند.

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 361

نویسنده: امام خمینی (ره)

 

فرهنگی :: کتاب

علم بی‌خاصیت!

آن عالمى که به صفت تواضع موصوف نباشد و از مردم چشم داشت کرنش و تواضع داشته باشد، عالم نیست، و آن انبار مفاهیم رجز شیطانى است. اگر با این مفاهیم سعادت و سلامت حاصل مى‌شد، ابلیس نیز باید سعید باشد. علمى که خاصیت خود را از دست بدهد، حجاب غلیظى است که رهائى از آن، از همه چیز مشکل‌تر است.

و این که فرمود: «به تواضع آبادان مى‌شود حکمت» یا مقصود آن است که تا در قلب تواضع نباشد، تخم حکمت در آن سبز نمى‌کند و رشد نمى‌نماید-چنان که تا زمین نرم سهل نباشد، نبات در آن سبز و رشد نمى‌کند-، و یا آن که مقصود آن است [که]تا تواضع در علماء نباشد، نمى‌توانند تخم حکمت را در قلوب مردم بکارند و رشد دهند. پس با تواضع باید دلهاى سخت را نرم کنند، پس بذر افشانى کنند و نتیجه بگیرند. و این هر دو مطلب درست است، هم دستور اصلاح نفس است و هم دستور اصلاح غیر است.

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 348

نویسنده: امام خمینی (ره)

 

فرهنگی :: کتاب

سزاوارترین مردم به خدمت نمودن به خلق، عالم است

عیسى بن مریم به حواریّین گفت: من حاجتى به شماها دارم آن را برآورید. گفتند: حاجتت روا است اى روح اللّه! پس برخواست و پاهاى آنها را شست و شو داد. گفتند: ما سزاوارتر بودیم در این کار از تو. فرمود: سزاوارترین مردم به خدمت نمودن به خلق، عالم است. و من براى شما این گونه تواضع کردم که شما نیز براى مردم بعد از من این گونه تواضع کنید. و آن گاه عیسى گفت: به تواضع تعمیر مى‌شود حکمت، نه به تکبّر. چنان که در زمین نرم زراعت مى‌روید، نه در کوهستان.

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 347

نویسنده: امام خمینی (ره)