۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام زمان» ثبت شده است

انتظار

فرهنگی :: مناجات

امروز هم گذشت. آمادگی ظهورت را که ندارم. نمی‌دانم اصلا بیایی و صدا بزنی، آمدنی هستم یا نه. اینها به کنار، اما انقدر اسیر دنیا هستم که حتی یادم نبود «جمعه» منتظر شنیدن خبر آمدنت باشم.

بیا که بودنت مانند دمیدن روح در زندگی‌مان می‌ماند... بودنت؟ مگر نیستی؟ تو امام زنده و حاضر مایی. چقدر حجاب ظلمانی دارم که نمی‌بینمت ای خورشید عالم افروز. انگار دور شده‌ام ولی تو که بزرگتر از آنی که به نظر نیایی، لابد کور شده‌ام. بینایی‌ام را به نور قرآن روشنی بخش ای قرآن ناطق.

 

لحظه‌های امامت تو

فرهنگی :: مناجات

تکراری شده است حرف‌هایم، چون کارهایم تکراری شده است؛ چون امروزم شبیه دیروزم شده و تکرار روزمرگی مگه چه نتیجه‌ای جز تبدیل شدن به چیزی شبیه مرداب دارد؟

اما سالروز آغاز امامت توست و دیدن خودم درست نیست. تو را می‌بینم که واسطه فیض و رحمت خدایی. تو را می‌بینم که شبیه سایر ائمه حتی به بدترین دشمنان خود نگاه هدایت دارید. پس هدایتم کنید که از امروز عهد می‌بندم هر روز حواسم باشد که هر لحظه، لحظه امامت توست بر این جهان که اگر ثانیه‌ای امام نباشد، بهانه‌ای برای باقی ماندن خلقت نیست. کمکم کنید که بر عهدم بمانم که بی خواست خدا اراده‌ای کارگر نیست.

حرم امن و آرامش

فرهنگی :: مناجات

دلتنگ حرمت هستم؛ چند روزی است بیشتر از همیشه. قلبم تند می‌زند که دوباره بنشینم روبروی ناودان طلای خانه‌ات و بنگرم چطور وقتی تو بخواهی حتی سنگ هم می‌تواند آرامش‌بخش باشد. دلم تنگ است و حسرت روزهایی را می‌خورم که آنجا بودم ولی چه بودنی که با نبودن مساوی بود.

دلتنگ حرمت هستم؛ چند روزی است بیشتر از همیشه. قلبم تند می‌زند که دوباره بایستم کنار مقام ابراهیم و بنگرم چگونه انسان‌هایی با ملیت‌‌های مختلف، با سطح سواد گوناگون، با تمایزات ثروتی بعضا شدید، با رنگ پوست‌های متفاوت در کنار هم به دور خانه تو می‌گردند.

دلم تنگ است؛ دلتنگ امامی که اگر از او اطاعت نشود، هیچ چیز ثمری ندارد. می‌بینیم در این دنیای پست، چگونه یک و نیم میلیارد مسلمان نظاره می‌کنند احوال کشمیر را، اوضاع فلسطین را، غم مردم بحرین را، ناامنی یمن را، جنگ ملل در سوریه را، انفجارهای عراق را و ... اما دم برنمی‌آورند. نه اینکه هیچ نمی‌گویند که بیشتر از غیرمسلمانان دغدغه دارند و می‌گویند و راهپیمایی می‌کنند. اما دم برآوردن اصلی آن است که این یک و نیم میلیارد مسلمان متحد شوند. دم برآوردن اصلی آن است که حاکمان ظالم خود را به زیر افکنند و در سایه اتحاد، ریشه ظلم را بر کنند؛ به خودباوری برسند که هر چند مستضعف نگاه داشته شده‌اند اما می‌شود مانند ایرانیان مستقل باشند و صبور.

دلتنگ حرمت هستم؛ چند روزی است بیشتر از همیشه. قلبم تند می‌زند وقتی فکر می‌کنم این بار وقتی کنار رکن یمانی ایستاده‌ام، خادم حرمین شریفین کسی باشد که عادلترین بنده اوست...

 

نوروز مبارک

فرهنگی :: مناسبت

درود بر بهار انسان‌ها و خرمی دوران‌ها

امید داریم نوروز بعدی را با حضرت موعود جشن بگیریم.

اللهم عجل لولیک الفرج

 

مأموریت انقلاب اسلامی

سیاسی

روز میلاد امام زمان (عج) به مراسم قدردانی از مردی رفتم که یاد امام زمان (عج) را نه تنها در میان دوستداران حضرت، بلکه در تمامی جهان برجسته کرد. محمود احمدی‌نژاد را 3 بار از نزدیک دیده‌ام. یک بار در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال 84 در دانشگاه اصفهان، یک بار در جمع صمیمی دانشجویان در بازگشت از ژنو (اجلاس دوربان 2) در سال 88 و بار دیگر در همایش قدردانی از خادم جمهور در سال 92. احمدی‌نژاد سال 92 را همان احمدی‌نژاد سال 84 یافتم با همان باورهای عمیق به اصول اسلامی؛ با همان اعتقاد راسخ به قدرت مردم و همان صمیمیت و سادگی.

حرف سیاسیون، رسانه‌ها و برخی از مردم، کوچک‌ترین تغییری در حرف‌ها و باورهای او به‌وجود نیاورده بود و با همان روحیه سال 84 و با تجربه و عملکردی گرانبهاتر، مأموریت را انجام وظیفه برای زمینه‌سازی ظهور موعود می‌دانست.

احمدی‌نژاد در این مراسم در پاسخ به کسانی که نگران تحولات سیاسی کشور بودند با روحیه‌ای مثال زدنی گفت: «خیلی‌ها در کشور غصه‌دار شدند چقدر تماس گرفتند و اظهار نگرانی کردند. من از همه آنها تشکر می‌کنم، ولی می‌خواهم بگویم هر موقع خواستید غصه بخورید و دلتان شکست برای یک حقیقت دیگر غصه بخورید. مگر باور ندارید که امام هست؟ مگر باور ندارید که امام حاضر است و حق حکومت جهانی برای امام است؟ 1170 سال است که امام را خانه نشین کردند و حق امام را گرفتند. چند سال است که می‌گوییم مرید امام هستیم؟ آیا پیرو و عاشق امام، ماموریتی جز برگرداندن امام به راس حکومت دارد؟ برای امام زمان غصه بخورید. مبادا امام فراموش شود و بالاترین غصه این است که این ماموریت به فراموشی سپرده شود که البته به فضل الهی اینگونه نخواهد شد.»

سخن من با کسانی است که او را قدرت‌طلب می‌خوانند و ریاکار می‌دانند. مگر می‌شود که یک شخص قدرت‌طلب در حالی که رئیس دولت است، سال‌ها تهمت و توهین و افترا را به جان بخرد و در پاسخ بگوید: «اهانت‌ها به کسی برمی‌خورد که فکر کند کسی است،‌ من که کسی نیستم!» مگر می‌شود محض ریا دست پیرمرد و کشاورز و معلم و رفتگر و ... را بوسید؟ اگر می‌شود لطفا مدعیان ریاکاری احمدی‌نژاد هم در انظار عمومی دست کشاورز و پیرمرد و رفتگر را ببوسند، البته اگر به شأن و جایگاه والایشان آسیبی نمی‌رسد! اصلا مگر غیر از این است که بخش اعظمی از دشمنی‌ها با احمدی‌نژاد و عدم تحمل او به دلیل منش متفاوت او از بقیه سیاستمداران است؟ مگر نه اینکه یکی از مسئولین به کنایه گفت: «مردم نوکر نمی‌خواهند، مدیر می‌خواهند!» زیرا نمی‌تواند حتی با ریاکاری افتخار خود را نوکری مردم بداند و با آن‌ها دم‌خور شود؟ و این در حالی است که بنیانگذار جمهوری اسلامی، امام خمینی (ره)، مردم را ولی نعمت می‌دانست و مسئولین را خدمتگزار.

به نظر من، احمدی‌نژاد یک تراز جدید از انجام مسئولیت را در این 8 سال به نمایش گذاشت و بسیاری از عادات را تغییر داد که به راحتی نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت، زیرا مردم آن را مطالبه می‌نمایند. از نکات ساده‌ای مانند عدم اجازه انتشار عکس خود در کنار عکس امام و رهبری در ادارات و ... گرفته تا توجه دادن مدام به مأموریت اصلی انقلاب اسلامی که همانا زمینه‌سازی برای ظهور موعود است.

اینکه رسانه‌ها و به‌خصوص رسانه‌های اصولگرا که گوی سبقت در بی‌انصافی را از رسانه‌های بیگانه هم ربوده‌اند، چه چیزهایی در مورد این مراسم منتشر کردند، مهم نیست. مهم این است که ما آنجا بودیم و می‌دانیم حقیقت چیست و حتی بدون داشتن رسانه‌های فراگیر، صدایمان را به جامعه می‌رسانیم؛ همانطور که احمدی‌نژاد بدون داشتن رسانه فراگیر، صدای انقلاب اسلامی را به جهانیان رساند.

حقیقت انتظار

فرهنگی :: مناسبتفرهنگی :: یادداشت

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 99 روزنامه سرخط منتشر شده است.

 

مسأله ولادت حضرت مهدی (عج) از جهت یادآوری مسأله انتظار و دوران موعود که در دین و مذهب ما ترسیم شده است، حائز اهمیت است. باید در این روزها وقت بیشتری برای مطالعه، دقت و بحث‌های مفید در این باره صرف کنیم. باید با بالا بردن آگاهی خود، بتوانیم زمینه ظهور را آماده کنیم؛ زیرا مؤمنان و افراد مصلح باید زمینه را آماده نمایند تا آن بزرگوار بتوانند بیایند و در آن زمینه آماده، اقدام فرمایند. نمی‌توان انتظار داشت که حکومت جهانی منجی بشریت (عج) از صفر شروع شود؛ جامعه باید با آمادگی و قابلیت پذیرای موعود باشد وگرنه سرنوشت آن مانند انبیا و اولیای طول تاریخ می‌شود.

اینکه چگونه می‌توانیم جامعه را آماده ظهور نماییم و سهم خود را در این باره ادا نماییم، مراحل مختلفی دارد. ابتدا باید باور نماییم که آینده قطعی ما، سربلندی تمدن با شکوه اسلامی در سراسر گیتی است. در واقع انتظار، یعنى دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگى بشر. پس از آن می‌شود که افراد، خودشان را برای این حرکت عظیم آماده می‌کنند.

باید بدانیم که قبل از دوران مهدى موعود، آسایش و راحت‌طلبى و عافیت نیست. قبل از ظهور مهدى موعود، در میدان‌هاى مجاهدت، انسان‌هاى پاک امتحان مى‌شوند؛ در کوره‌هاى آزمایش وارد مى‌شوند و سربلند بیرون مى‌آیند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود (عج) روزبه‌روز نزدیک‌تر مى‌شود. انتظارى که از آن سخن گفته‌اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست. انتظار به معناى این است که ما باید خود را براى سربازى امام زمان آماده کنیم. سربازى منجى بزرگى که مى‌خواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللى مبارزه کند، احتیاج به خودسازى و آگاهى و روشن‌بینى دارد. انتظار فرج، انتظار دست قدرتمند الهى است که باید بیاید و با کمک همین انسان‌ها سیطره‌ ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگى مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند. باید براى این کار آماده بود. معنای انتظار حرکت است و نه سکون! انتظار رها کردن و نشستن براى اینکه کار به خودى خود صورت بگیرد، نیست.

ما که منتظر امام زمان هستیم، باید زندگی امروز را در همان جهتى که حکومت امام زمان (عج) تشکیل خواهد شد، بنا کنیم. البته، ما کوچکتر از آن هستیم که بتوانیم آن گونه بنایى را که اولیاى الهى ساختند یا خواهند ساخت، بنا کنیم؛ اما باید در آن جهت تلاش و کار کنیم. بدانیم که بزرگترین وظیفه منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوى و اخلاقى و عملى و پیوندهاى دینى و اعتقادى و عاطفى با مؤمنین و همچنین براى پنجه درافکندن با زورگویان، خود را آماده کنند.

بدانیم که حکومت آینده‌ حضرت مهدى (عج)، یک حکومت مردمى به تمام معناست. امام زمان، تنها دنیا را پر از عدل و داد نمى‌کند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تکیه به آنهاست که بناى عدل الهى را در سرتاسر عالم استقرار مى‌بخشد و یک حکومت صددرصد مردمى تشکیل مى‌دهد.

مسیر عشق چه دشوار می‌شود بی تو

فرهنگی :: شعر

 

فضای سینه شرربار می‌شود بی تو               بیا که حال دلم زار می‌شود بی تو

بیا! اگر که نیایی رفیق دیرینت                        رفیق لشکر اغیار می‌شود بی تو

ربیع با تو ربیع است ای صنم ور نه                  بهار بر سرم آوار می‌شود بی تو

بخر که این دل زنگار خورده‌ام آقا                    خرید نسیه‌ی سمسار می‌شود بی تو

عطای دست تو شغل مرا گدایی کرد              گدای دست تو بیکار می‌شود بی تو

بیا و ملتفت آه سینه‌ی من باش                   محل به سینه‌ام انبار می‌شود بی تو

ببین که کاسبی این زمانه‌ی مردم               به سبک و شیوه‌ی کفار می‌شود بی تو

برای امت چشم انتظار فکری کن                 جهان به دیده‌مان تار می‌شود بی تو

بدون تو سفر کربلا نمی‌خواهم                    مسیر عشق چه دشوار می‌شود بی تو

یتیم عسگری ای غایب از نظر برگرد             دلم هوای تو را دارد از سفر برگرد

 

* این شعر در روز 24 بهمن 91 توسط حاج منصور ارضی خوانده شده است.

منبع: سایت دوستداران حاج منصور

 

یاران امام زمان (عج) چقدر ولایتمدارند؟

فرهنگی :: مناسبتفرهنگی :: یادداشت

در روایات آمده است که وقتی امام زمان (عج) ظهور می‌کنند، 313 یار وفادار و اصلی دارند که در واقع فرمانده 313 گروه مختلفی هستند که به نقاط مختلف زمین از سوی حضرت اعزام می‌شوند تا به جنگ و یا هدایت ملل گوناگون بپردازند.

اینکه امثال من بخواهیم خودمان جزء 313 یار اصلی حضرت باشیم، آرزویی دست نیافتنی به نظر می‌رسد؛ اما حرف من این است که اگر ولایتمداری را در دوره خودمان به شکل صحیح و مورد رضایت حضرت انجام دهیم، می‌توانیم یکی از افراد گروهی باشیم که فرماندهی آن با ولی فقیه زمانه ما، حضرت آیت الله خامنه‌ای است. این ولایتمداری باید آنقدر با عقل و تدبیر و لحظه شناسی باشد که در روز موعود، لحظه‌ای نلغزیم، لحظه‌ای به این فکر نکنیم که اگر ایشان فرمودند صلح کنید، ما به جنگ بپردازیم و یا بالعکس.

به امید آن روز...

 

در زمان غیبت چه کنیم؟

فرهنگی :: مناسبت

نیمه شعبان که توجهات مردم کشورمان به امام زمان (عج) بیشتر است و گوش‌های شنواتری برای این موضوع وجود دارد و قلم‌های بیشتری راجع به این موضوع حرکت می‌کنند، هر شیعه‌ای باید سهم خود را ادا کند. منتهی دقت که کردم، دیدم بهتر است به جای  اینکه از فکر ناقص خود چیزی بنویسم، این جملات گهربار آیت الله بهجت را برای خواندن توصیه کنم:

 

در این عصر بین ما و زعیم ما فاصله افتاده و او گرفتار است، خدا می‌داند اگر نُواب اربعه زیادتر بودند، چه بلاهایى بر سر آنها می‌آوردند! اگر چه علماى بزرگى هم چون شیخ مفید ـ قدس سره ـ بوده‌اند، ولى نواب اربعه از جهاتى راجح بوده‌اند.

آیا با وجود این می‌شود در این زمان غیبت کارى کرد؟! آیا مقاتله و جهاد، بر ضرر مسلمانان تمام نمی‌شود؟! حال اگر مقاتله نشد و یا نکردیم، آیا راهى براى اصلاح خود و اصلاح دیگران و جامعه داریم یا نه؟ آیا راهى جهت حفظ خود از فساد و اصلاح فاسدهاى قابل اصلاح در جامعه وجود دارد یا خیر؟

 به گمان بنده این یک راهى است که هیچ کس نمی‌تواند انکار کند که نشدنى است، و یا این که پیش نمی‌رود و بى نتیجه و بى فایده است. و در عین حال، اشکالاتى و معذوراتى را که راه هاى دیگر دارند، ندارد.

آن راه این است که هر شخصى باید برنامه اصلاحیه‌اى براى خود تهیه کند؛ به این صورت که مشخص کند این‌ها اصول اعتقاداتى است که من به آن‌ها یقین دارم، در زمینه توحید و نبوت و امامت و... و این‌ها معتقدات بنده است و از روى دلیل بدان عقیده دارم، خواه اظهار بکنم یا نکنم، و خواه چیزى اتفاق بیفتد، یا نیفتد، حتى اگر حکومت، دست سفیانى بیفتد و من مجبور شوم که از روى تقیه به او بگویم: «أَلْحَق مَعَک»؛ (حق با تو است.) ـ چون اگر نگویم کشته می‌شوم، و یا نزدیکان و دوستانم کشته می‌شوند ـ اشکالى نداشته باشد.

پس از آنکه انسان برنامه خود را درست کرد، باید اول خودش به آن التزام عملى داشته و به آن متعهد شود تا از ناحیه آخرتى خاطر جمع گردد و پس از آنکه خود را با این برنامه اصلاحى اصلاح کرد، می‌تواند دیگران را، هر چند افراد مُنصِف را، با خود هم عقیده کند، و تدریجا به افراد بگوید که این عقیده من است و این هم دلیل من.

به این ترتیب، هر کس می‌تواند کم و بیش دیگران را در برنامه صحیح خود داخل کند. آن افرادى که به این برنامه عمل می‌کنند اول خود را اصلاح می‌کنند و بعد به نوبه خود با فرد سومی‌مطرح می‌کنند، و مانند شخص اول او را به طریقه صحیح خود دعوت می‌کنند.

 بدین ترتیب، هر طالب اصلاحى از روى برنامه و ادله صحیحه وقتى خود را اصلاح کرد، دومی ‌و سومی ‌و چهارمی ‌و ... را اصلاح می‌کند، و کار به جایى می‌رسد که محیط و افراد جامعه همه صالح می‌شوند. آیا این مطلب قابل تشکیک است؟!

با این راه، اهل ایمان و عُقلا و اهل انصاف صالح می‌شوند، و لازم نیست شمشیر به دست بگیریم و با اهل باطل محاربه کنیم و یا با اهل حق محاربه کنیم؛ زیرا در جنگ شروط محاربه لازم است که براى همه و همیشه میسر نیست؛ ولى ما با این راه می‌توانیم شرایطى را فراهم نماییم که گروه هاى بسیار و جامعه را اصلاح کنیم و شرط آن چیزى جز اصلاح خود و اصلاح غیر، نیست.

اگر کسى در این کار جدى باشد، گمان نمی‌کنم پشیمان شود، و اگر این برنامه به دست افراد منصف افتاد، دیگرى را اصلاح می‌کند و آن دیگرى هم همین طور، و در نتیجه، برخلاف امراض مُسرى، اصلاحات مسرى، تحقق پیدا می‌کند. خداوند متعال می‌فرماید:

«وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنمَآ أَحْیَا الناسَ جَمِیعًا» [1] هر کس یکى را احیا کند، گویا همه مردم را احیا کرده است.

 منظور از حیات در این آیه شریفه، نجات دادن از ضلالت و گمراهى در دین است.

این راه اصلاح را نباید کَالعَدَم و نشدنى حساب کنیم، وگرنه پشیمان می‌شویم از این که می‌توانستیم عادل و صالح فراهم کنیم و نکردیم، و در وُسع ما بود و قدرت داشتیم که دنیا را به امن و امان و عدالت وادار کنیم و نکردیم.

 

پاورقی:

[1]- سوره مائده، آیه 32

 

من و جدایی از دلبرم خدا نکند

فرهنگی :: شعر

سحر برای دلم فرصتی مناسب بود             که گفته یار دل من ز دیده غائب بود
مرا به حال خودم وانمی‌گذاری هیچ             کدام لحظه‌ی عمرم بدون صاحب بود
کدام روز گذشته ز عمر شیرینم                  که مخفی از نظرم آن جمال جاذب بود
امامِ حاضرِ من غائبت نمی‌خوانم                 شبانه روز نگاهت مرا مراقب بود
من و جدایی از دلبرم خدا نکند                   که بود آنکه همیشه مرا مواظب بود
چنان به دیده مردم سفارشم کردی            که گویی از تو به من احترام واجب بود
به احترام تو هم که شده غلام شما           چه خوب بود که بر نفس خویش غالب بود
گذشته‌های نه چندان گذشته از شهدا        هماره در نظرم خاطرات جالب بود
شبانه روز از آن لحظه‌ای که یادم هست       به کربلای دلم ذکری از مصائب بود
همیشه کنج تنورِ دلِ مسلمانم                  به گوش خسته دل روضه‌های راهب بود
برای ناحیه خواندن همیشه عاشوراست      برای هر که مجنون حسین طالب بود


 

* این شعر توسط حاج منصور در تاریخ 19 مهر 90 خوانده شده است.

* منبع: دوستداران حاج منصور