۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هاشمی رفسنجانی» ثبت شده است

درس بگیریم

سیاسی

غروب روز گذشته هنوز خبر رسمی درگذشت هاشمی رفسنجانی اعلام نشده بود و فقط سر زبان‌ها افتاده بود، در یک گروه تلگرامی به دوستان گفتم که بودن یا نبودن شخص ایشان خللی در سیستمی که ایشان بنا نهاده وارد نمی‌کند. ایشان برخلاف اکثر سیاستمداران ایران، به جای اینکه شخص خودش را محور قرار دهد و همه رو دور خودش جمع کند، سیستمی ایجاد کرد که اگر جانشینان او توانایی اداره این سیستم را داشته باشند، سال‌های سال کارکرد خواهد داشت.

همیشه منتقد هاشمی رفسنجانی بودم. از همان سال‌های کودکی‌ام که در دوره ریاست جمهوری ایشان سپری شد و به دلیل عواقب جنگ تحمیلی و البته نگاه غلط ایشان در اعتماد به نسخه‌های اقتصادی نهادهای بین المللی مردم تحت فشار بودند تا پس از آن در سالهایی که نقش‌آفرینی‌های سیاسی دیگری کردند. اما انتقادات من هیچوقت باعث نشد که زبان به ناسزا بگشایم یا او را خائن قلمداد کنم. همیشه هم در صحبت‌های دوستانه یا کاری، که بقیه او را وابسته به غرب می‌دانستند، می‌گفتم که با همه اختلاف‌نظر و عقاید اما هاشمی نه وابسته است و نه ارتباطی با دشمن دارد. اتفاقا تا قبل از سال 88 استکبار ستیزی او از خیلی مسئولین دیگر بیشتر بود و با تمام انتقاداتی که راجع به رواج اشرافیت در بین مسئولین در دوره ایشان، یا نوع نگاه اقتصادی ایشان داشتم اما همیشه طرفدار خطبه‌های نماز جمعه روز قدس ایشان در طول سالیان متمادی بودم. 

هاشمی با تمام رنج‌هایی که کشید و عقایدی که داشت و اعمال خوب و بدی که انجام داد، خودش بود؛ یک شخصیت مؤثر در کشور که نظرات خودش را بیان می‌کرد و بارها خود را به معرض آرای عمومی مردم گذاشت. چندین بار شکست خورد و بارها پیروز شد اما هیچگاه از اینکه خود را در معرض آرای مردم بگذارد، هراس نداشت. 

پس از درگذشت او، گویا عده‌ای حرف‌ها و تهمت‌هایی که علیه او می‌زدند را فراموش کرده‌اند و حالا برای او مدیحه‌سرایی می‌کنند. سخنم این نیست که حالا مایه‌ای برای اختلاف‌افکنی بین مردم پیدا کنیم، حرفم این است که درس بگیریم و دیگر به کسی تهمت بیجا نزنیم تا بعدا پشیمان نشویم. آن عده افراط‌گر دیروزی که جانب انصاف را کنار می‌گذاشتند، حالا تفریط می‌کنند و حتی نگاه‌های غلط هاشمی را درست می‌انگارند. 

هاشمی مانند هر انسان دیگری خوبی و بدی داشت، هم در رویکردهایش و هم در عملکردش. خوبی و بدی او را درست بشناسیم و بشناسانیم تا کشورمان بیشتر پیشرفت کند وگرنه دوره زندگی او تمام شد و امید است که عاقبت بخیر شده باشد. 

----------------------------------

پ.ن 1: باید مراقب خودمان باشیم. می‌‌شود انسان مؤثری مانند هاشمی بود و در گیر و دارها و آزمایش‌های گوناگون شخصی و خانوادگی و اجتماعی اعمالی انجام داد که تردید در عاقبت بخیری آن را برخی احساس کنند، دیگر امثال من که جرأت یک سیلی خوردن هم نداریم، بماند!

پ.ن 2: آن عده‌ای که هاشمی را عاقبت به شر می‌دانند، بدانند که امام خمینی (ره) معتقد بود که حتی در مورد دشمنان قسم خورده اسلام مانند یزید هم اگر حدیث امام معصوم نداشتیم مبنی بر شامل عذاب شدن او، حق قضاوت نداشتیم، چون ممکن است ساعات پایانی عمر توبه کرده باشد و توبه‌اش مورد قبول واقع شده باشد، مابقی انسانها که بماند. 

پ.ن 3: بهتر است به جای قضاوت درباره عاقبت به شری یا عاقبت به خیری یا تردید در این باره، هر کس به خودش فکر کند و درس بگیرد.

میراث بازرگان به روحانی رسید

سیاسی

* این یادداشت به عنوان سرمقاله بنگاه رسانه‌ای نکات پرس منتشر شده است.

روزهایی بر کشور می‌گذرد که سیاست خارجی به یکی از مباحث روزمره مردم تبدیل شده است. رئیس دولت کنونی، سیاست خارجی را کلید حل مشکلات کشور می‌داند و وزیر امور خارجه یکی از فعال‌ترین وزرای کابینه است. در این روزها به نظر می‌رسد که نیاز داریم کمی عمیق‌تر به این مباحث نگاه کنیم. این‌که تعریف سیاست خارجی چیست، اهداف آن کدام است و ما طبق قانون اساسی که میثاق همه ملت است به سیاست خارجی باید چگونه نگاه کنیم؟ دولت‌های پس از انقلاب چقدر طبق سیاست خارجی عرف بین‌الملل پیش رفتند و چقدر در جهت اجرای اهداف مندرج در قانون اساسی گام برداشتند؟ سعی کرده‌ایم در این مقاله، به صورت مختصر و مفید به این مباحث بپردازیم.

سیاست خارجی چیست؟

دولت‌ها از زمان‌های قدیم با یکدیگر روابط گوناگون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی داشته‌اند و امروزه شبکه روابط بین‌الملل بسیار گسترده‌تر و پیچیده‌تر شده است. می‌توان گفت روابط بین‌الملل شامل اعزام و پذیرش نمایندگان سیاسی، روابط تجاری بین شرکت‌ها و دولت‌ها، برگزاری کنفرانس‌های بین‌المللی، مبادلات فرهنگی و حتی مسابقات ورزشی در سطح بین‌المللی می‌شود. اما سیاست خارجی را باید از روابط بین‌الملل جدا کرد. روابط بین‌الملل شامل روابط بین حکومت‌ها، گروه‌ها، افراد و شرکت‌های فراملی و چندملیتی می‌شود اما سیاست خارجی فقط آ ن‌دسته از روابط است که ابتکار آن با حکومت‌ها بوده و از طرف آنان اجرا شود. به عبارت دیگر

«سیاست خارجی مجموعه خط مشی‌ها، تدابیر، روش‌ها و انتخاب مواضعی است که یک دولت در برخورد با امور و مسایل خارجی در چارچوب اهداف کلی حاکم بر نظام سیاسی اعمال می‌نماید.» بنابر تعریف فوق سیاست خارجی شامل 2 قسمت مجزا می‌باشد:

  • اهداف ملی که هر کشوری در صحنه بین‌الملل تعقیب و درصدد تحصیل آن‌ها می‌باشد.
  • سیاست‌ها و روش‌هایی که برای رسیدن به اهداف مزبور اتخاذ و اعمال می‌گردد.

اهداف سیاست خارجی در عرف بین الملل را به طور خلاصه می‌توان به‌صورت زیر بیان کرد:

1. حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی. 2. رفاه ملی. 3. امنیت ملی. 4. حفظ اعتبار ملی. 5. منافع ملی. 6. کسب قدرت.

در فرآیند سیاست‌گذاری خارجی، افراد و نهادها، سازمان‌ها و دستگاه‌های گوناگونی دخالت دارند و هر یک تحت شرایط خاصی و در نظام‌های سیاسی مختلف دارای نقش‌های متفاوتی هستند. مهم‌ترین نهادهایی که در فرآیند سیاست‌گذاری خارجی دولت‌ها به طور عام در همه جای دنیا دخالت دارند عبارتند از:

1. قوه مجریه. 2. قوه مقننه. 3. گروه‌های دارای نفوذ و احزاب سیاسی. 4. دین و رهبران دینی. 5. افکار عمومی. 6. نهادهای نظامی. 7. دانشمندان و نخبه‌ها. 8. سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی. 9. بنگاه‌ها و شرکت‌های فراملی. 10. سازمان‌های بین‌المللی.

گفتمان دوازده مرداد

سیاسی

در یکی دو سال گذشته، پس از طرح اتهامات علیه رئیس جمهور و برخی از همکارانش، گروهی از فعالین سیاسی مدعی شدند که احمدی نژاد از گفتمان سوم تیر منحرف شده و ما خواهان حفظ گفتمان سوم تیر هستیم. عده دیگری نیز معتقدند که بودن با احمدی نژاد در روز سوم تیر 84 هنر بزرگی نیست، زیرا هر کس در آن روز مقابل آقای هاشمی رفسنجانی قرار می‌گرفت، حائز اکثریت آرا می‌شد؛ مهم «بودن» در کنار احمدی نژاد در 27 خرداد 84 است که در واقع «افتخار ضایع کردن قالیباف و لاریجانی» هم متعلق به آنهاست. به نظر می‌رسد که دیدگاه اخیر به صواب نزدیکتر است؛ زیرا به نظرم اکثریت احزاب اصولگرایی که ادعا دارند باعث رئیس جمهور شدن احمدی نژاد شده‌اند، سخن گزافی بر زبان می‌رانند و حافظه تاریخی کسانی که در سال 84 لااقل اتفاقات را رصد می‌کردند به خاطر می‌آورد که آنها از «علی لاریجانی» حمایت کرده بودند. برخی نهادها هم که گاهی اوقات نقش طلبکار را در مقابل احمدی نژاد بازی می‌کنند، در آن سال از «محمدباقر قالیباف» حمایت کرده بودند، هر چند که قابل چشم پوشی نیست که بدنه آن نهادها از احمدی نژاد حمایت کردند ولی اکثریت مسئولین رده بالای آن، رأی خود را قالیباف می‌دانستند.

اما سخن من این است که «بودن» با احمدی نژاد در 27 خرداد 84 یا 3 تیر 84 نه ملاک است و نه مهم است. به نظرم فعالین سیاسی در این امر دچار نوعی شتابزدگی شدند و به تقلید از اصلاح طلبان که دوم خرداد را روز حماسی خود قلمداد کردند، روز انتخاب رئیس جمهور از طرف مردم را به عنوان روز گفتمانی خود برگزیدند.

به نظر می‌رسد باید خود را طرفدار گفتمان 12 مرداد 84 دانست که کاندیدای منتخب مردم از طرف ولی فقیه تنفیذ مقام ریاست جمهوری را دریافت کرد. زیرا تازه از این روز بود که این گفتمان در کشور رسمیت یافت و از آن به بعد احمدی نژاد «رئیس جمهور همه ملت» شد. اگر اینگونه به قضیه نگاه کنیم، جدای از اینکه رسمیت یافتن یک گفتمان را به تنفیذ ولی فقیه ملزم کرده‌ایم، در واقع نوعی وحدت هم به جامعه تزریق کرده‌ایم. اگر احمدی نژاد رئیس جمهور همه ملت شده است، پس دیگر گروکشی و پز دادن «بودن» با احمدی نژاد و یا طلبکار بودن از او بدلیل حمایت در انتخابات معنا و مفهومی ندارد. از طرفی نبودن با احمدی نژاد بعد از 12 مرداد هم به عنوان نقطه ضعفی به علت بی‌توجهی به رأی مردم و تنفیذ رهبری شناخته خواهد شد. با این دیدگاه دیگر آن کسی راه درست را می‌پیماید که از 12 مرداد 84 به بعد تا وقتی که تنفیذ رهبری همراه این دولت است، حامی منتخب مردم است. چه زمانی که رهبری در دولت نهم حمایت خاص خود از دولت را اعلام کنند، و چه در دولت دهم که شاکله قوه مجریه را خوب و مطلوب بدانند.

شاخص‌های این گفتمان هم «توجه به مسئله عدالت»، «دفاع از حقوق سیاسی و اقتصادی ملت ایران»، «حفظ احساس خدمتگزاری به ملت در همه حالات»، «پایبندی بر تعهد خویش»، «ثبات در صراط مستقیم»، «ایستادگی در برابر مستکبران و زورگویان»، «توکل بر خدای قادر»، «اغتنام فرصت زودگذر»، «اخلاص در عمل» و «به کارگیری همه توان خود و بهره‌گیری از ظرفیت عظیم انسانی در راه دستیابی به اهداف والای دولت» است. حال هر کس از شخص رئیس جمهور گرفته تا فعالین سیاسی و مردم، هر قدر به این شاخصه‌ها در عمل بیشتر پایبند باشند در این گفتمان مورد انتظار رهبری وظیفه خود را بهتر انجام داده‌اند و هر جا که آسیبی به این شاخص‌ها به هر بهانه‌ای وارد کنند، از این گفتمان دور شده‌اند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------

تتمه:

- نمودار مطالبات رهبری از دکتر احمدی نژاد در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری نهم

- حکم تنفیذ و فرمایشات رهبری در روز تنفیذ ریاست جمهوری نهم

- حکم تنفیذ و فرمایشات رهبری در روز تنفیذ ریاست جمهور دهم

 

 

رئیس دانشگاه آزاد چگونه تغییر یافت؟

علمی :: یادداشت

* این یادداشت برای پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب نوشته شده است.
 

یکی از خبرهای مهم این روزها انتخاب دکتر فرهاد دانشجو به جای دکتر جاسبی به عنوان مدیر دانشگاه آزاد اسلامی است که پس از انتخاب توسط هیئت امنای دانشگاه آزاد، توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی تأیید شد و هم اکنون منتظر امضای حکم از سوی رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد است. به همین دلیل برآن شدیم تا مروی مختصر بر روند دانشگاه آزاد در این سال‌ها داشته باشیم، چرایی و چگونگی این تغییر مدیر را شرح دهیم و به آینده این دانشگاه بپردازیم.
* دانشگاه آزاد چگونه تأسیس شد؟
حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی در 31/2/1361 در خطبه‌های نماز جمعه تهران از طرحی به نام دانشگاه آزاد اسلامی سخن گفت که لازم است توسط متفکران تقویت شود ولی شکل کلی آن شبیه به اداره حوزه‌های علمیه است منتهی در تمامی علوم. ایشان تاکید کردند که اگر خرج دانشجو بالاست به خاطر فضای دانشگاه و اساتید و کارمندان است ولی وقتی طلبه درس می‌خواند تقریبا هیچ خرجی ندارد و آن خرج‌هایی را هم که دارد بعد از تحصیل از طریق تبلیغ به مدرسه برمی‌گرداند. این ایده که هاشمی رفسنجانی می‌گوید توسط بنده و دوستان من، جناب رئیس جمهور و نخست وزیر و بعضی از دوستان در ستاد انقلاب فرهنگی مطرح شده در واقع برای ایجاد یک حرکت جدی برای علم بیان شده بود. [1]
در مورد اتفاقات پس از آن دکتر جاسبی می‌گوید: «جناب آقای هاشمی رفسنجانی، اساسنامه این دانشگاه و طرح آن را خدمت حضرت امام رضوان ا... تعالی عرض کردند و حضرت امام در حقیقت با تأیید و کمک 10 میلیون ریالی خود، پایه اولیه و اصلی این دانشگاه را پی‌ریزی کردند.» [2]
در آذر ماه همان سال اساسنامه دانشگاه نوشته شد که بر اساس آن دانشگاه مؤسسه عام‌المنفعه‌ای معرفی گردید که همه هزینه‌های آن صرف امور مربوط به دانشگاه می‌شود. 3 ماه بعد 4/12/1361 موجودیت دانشگاه آزاد اسلامی رسما اعلام می‌شود.
* رئیس دانشگاه آزاد در سال 61 چگونه انتخاب شد؟
هیئت موسس دانشگاه در 11/9/1361 در اولین اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی، ساختار سازمانی دانشگاه را بر سه رکن «شورای عالی»، «رئیس دانشگاه» و «شورای مرکزی» بنا نهادند که مواد 17 تا 21 آن راجع به اختیارات و وظایف آنها صحبت می‌کند ولی در این اساسنامه صحبتی از مدت ریاست دانشگاه آزاد به میان نیامده است. همانطور که مشخص است رئیس دانشگاه توسط هیئت امنا انتخاب و به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی شده است.
چند سال بعد در این اساسنامه اصلاحاتی صورت گرفت که این اصلاحات در 12/8/1366 به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید. در اساسنامه اصلاحی گر چه ساختار منسجم‌تری از دانشگاه ترسیم گردید و جایگاه قانونی آن از ثبات بیشتر برخوردار شد ولی اصول کلی اساسنامه اول تغییری نیافت که از آن جمله این بود که مدتی برای ریاست این دانشگاه لحاظ نگردید. [3]
* معترضین و حامیان مدیریت جاسبی چه کسانی بودند؟
o    حامیان: جاسبی در سمت مدیریت دانشگاه آزاد حامیان مختلفی داشت؛ از حمایت هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد از روند مدیریتی دانشگاه آزاد گرفته که گاه به تندی علیه منتقدین و مخالفین سخن می‌گفت تا مدیران واحدهای مختلف دانشگاه آزاد. در این بین عده‌ای از نمایندگان مجلس شورای اسلامی بویژه علی عباسپور تهرانی، رئیس کمیسیون آموزش مجلس هشتم نیز از حامیان جاسبی هستند.
o    معترضین به مدیریت ثابت: عده‌ای از معترضین به دانشگاه آزاد خواهان تغییر مدیریت ثابت و اصلاح اساسنامه آن به منظور پویاتر شدن دانشگاه بودند و بعضا مدیریت طولانی‌مدت را دارای پتانسیل فساد اداری می‌دانستند ولی به شخص جاسبی اعتراضی نداشتند.
o    معترضین با تلقی فساد اداری و اقتصادی و سیاسی: عده‌ی دیگری از معترضین نه تنها با معترضین ذکر شده هم‌رای بودند بلکه این فساد اداری و بعضا اقتصادی و سیاسی را بالفعل می‌دیدند و یکی از عوامل آن را هم دکتر جاسبی می‌دانستند. این عده به طور مشخص از «استخدام غیرقانونی اساتید»، «مدرک دادن به مدیران برای تاثیرگذاری دلخواه بر سازمان‌ها و شرکت‌ها و حتی مجلس»، «فضای تنگ سیاسی دانشگاه آزاد»، «زمین‌خواری» و از همه مهمتر «بازی دانشگاه آزاد در پازل فتنه 88» را مهمترین موارد تخلف جاسبی می‌دانند. [4]
* از چه زمانی تغییر رئیس دانشگاه آزاد جدی شد؟
با روی کار آمدن مجلس هفتم و پس از آن دولت نهم، روند اعتراضات به دانشگاه آزاد بالا گرفت و مطالبات دانشجویی جدی‌تر از گذشته و با امید بیشتری پیگیری شد. دکتر احمدی‌نژاد در ابتدای ریاست جمهوری و به طور مشخص در مهر 84 به طور تلویحی از شهریه بالای دانشگاه آزاد انتقاد کرد و ابراز امیدواری کرد که دانشگاه آزاد همکاری مثبتی در این زمینه با دولت داشته باشد. انتقادی که پس از مدت اندکی به هشدار رئیس جمهور مبنی بر جریمه شدن دانشگاه آزاد در صورت مناسب نبودن شهریه‌ها منجر شد.
از طرفی دیگر کمیسیون اصل 90 مجلس هفتم نیز تحت عنوان «گزارش تحقیق و تفحص از مراکز آموزش عالی» وارد عمل شد. تحقیق و تفحصی که در خرداد 86 منجر به ارائه اولین گزارش در این رابطه شد.
پس از آن روند تغییرات دانشگاه آزاد اسلامی جدی‌تر دنبال شد. شورای عالی انقلاب فرهنگی در آبان 87 موضوع تغییرات اساسنامه این دانشگاه را اعلام کرد که در این اصلاحیه مسایل مربوط به مدیریت از جمله شیوه انتخاب مدیران و انتخاب هیئت امنای دانشگاه مدنظر بود. بالاخره پس از تلاش‌های فراوان اساسنامه اصلاحی در آبان 89 به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و قرار شد در اولین جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد برای تعیین ریاست آن تصمیم گرفته شود. اصلاحیه‌ای که یک باعث تغییر ترکیب هیئت امنا شد و البته نکته شاخص آن انتخاب مدیر دانشگاه آزاد برای مدت 4 سال بود.
در واقع مهمترین عوامل تغییر و اصلاح دانشگاه آزاد اسلامی و مدیریت آن را می‌توان مطالبات دانشجویی، دولت و مشخصا شورای عالی انقلاب فرهنگی و گزارش تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی دانست.
جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد هم 13 ماه پس از اصلاح اساسنامه توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی در 30/9/90 تشکیل شد که در آن مقرر شد تعیین رئیس پس از تحویل رزومه کاندیداها تا 10 دی ماه، در تاریخ 21 دی ماه مشخص شود. بالاخره در جلسه 21 دی ماه دکتر فرهاد دانشجو به عنوان رئیس دانشگاه آزاد انتخاب شد و مدیریت 29 ساله جاسبی به نظر تمام شده آمد. این انتخاب هیئت امنا باید به تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌رسید تا دارای جایگاه قانونی باشد که این امر هم در 27 دی ماه محقق شد. حال شروع به کار مدیر جدید دانشگاه آزاد در انتظار امضای حکم از سوی رئیس هیئت امنا یعنی هاشمی رفسنجانی است.
* مقاومت در برابر تغییرات
روند ذکر شده به همین سادگی به دست نیامد. مقاومت‌ها در برابر این تغییرات بسیار زیاد بود. از مقاومت گروهی از مدیران واحدهای مختلف دانشگاه آزاد، تا برخی نمایندگان مجلس و حمایت همه جانبه رئیس هیئت امنا از روند فعلی مدیریت دانشگاه آزاد. در این بین اتفاقات تلخی مانند رای مجلس به وقف دانشگاه آزاد رخ داد که با هشیاری دانشجویان جبران شد. این مقاومت‌ها در روزهای اخیر شکل دیگری به خود گرفته است. امضای طومار در حمایت از جاسبی توسط برخی از مدیران واحدهای مختلف دانشگاه آزاد در پی دستورالعملی از طرف سازمان مرکزی دانشگاه آزاد، [5] تشکیل ستاد عملیات روانی در ارگان مطبوعاتی دانشگاه آزاد، [6] و اذعان برخی از نزدیکان هاشمی رفسنجانی به این باور ایشان که رای‌گیری توسط جناح دولتی هیئت امنا را غیرقانونی می‌دانند [7] از جمله این مقاومت‌ها است.
البته بر خلاف تمامی این مقاومت‌ها، عملکرد شجاعانه شورای انقلاب فرهنگی در اصلاح اساسنامه و همچنین اخیرا تایید دکتر دانشجو توسط این شورا قابل تقدیر است.
* آیا تنها تغییر رئیس کافی است؟
نکته دیگری که  نباید از آن غافل ماند این است که تنها تغییر رئیس دانشگاه آزاد برای اصلاح آن کافی نیست. اساسنامه اصلاحی جدید که به تصویب شورای انقلاب فرهنگی رسیده قطعا راهگشای روند جدید دانشگاه آزاد خواهد بود و باید منتظر ماند و دید که آیا مدیر جدید دانشگاه آزاد قدرت تغییر و اصلاح مدنظر مخالفین جاسبی را دارد؟

 

 


پاورقی:
[1]- به نقل از جلد 4 کتاب در مکتب جمعه چاپ سازمان انتشارات وزارت ارشاد
[2]- سایت دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال
[3]- کتاب شورای مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی (جلد اول)؛ سال انتشار 1386
[4]- خبرگزاری فارس http://farsnews.com/newstext.php?nn=13901030000077
[5] و [6]- به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران
[7]- به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی