پژوهشگروبلاگ شخصی قاسم صفایی نژاد

۲۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «یادداشت رسانه‌ای» ثبت شده است

یادداشت فرهنگی

چرا توسعه کتاب الکترونیک در ایران را باید جدی بگیریم؟

این یادداشت در خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) منتشر شده است.

 

استفاده از رسانه‌های نوین در همه جهان رو به رشد است و نقش انواع رسانه‌های نوین و فناوری‌های مرتبط با آن روز به روز در زندگی مردم بیشتر می‌شود. امروزه بازی‌های ویدئویی و آنلاین، ویدئوهای درخواستی، رسانه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها در صدر مصرف رسانه‌ای مردم قرار دارند. فان دن‌برگ مصرف رسانه‌ای را مجموع استفاده فردی یا گروهی از رسانه‌های سرگرمی و اطلاعاتی می‌داند که فعالیت‌هایی از قبیل تعامل با رسانه‌های نوین، خواندن کتاب و مجله، تماشای تلویزیون و فیلم و گوش کردن رادیو را شامل می‌شود. سوال جدی این است که چه میزان از این مصرف رسانه‌ای به فضای مجازی منتقل شده است؟ و این تغییر چه تأثیری روی جامعه بشری می‌گذارد یا گذاشته است؟

دانشمندان عرصه سواد رسانه‌ای معتقدند که بیشتر وقت مردم در فضای مجازی به محتواهای سطحی و کوتاه سپری می‌شود و مردم کمتر از رسانه‌های عمیقی چون کتاب و سینما بهره می‌برند. این امر در میان مدت منجر به سطحی شدن تفکر مردم خواهد شد و نهایتا بی‌ثباتی جامعه را در پی خواهد داشت. صاحبنظران راهکار حل این مسئله را مدیریت مصرف محتوا از سوی مردم و استفاده بیشتر از محتوای عمیق می‌دانند.

در میان رسانه‌های عمیق، حتما «کتاب» جایگاه ویژه‌ای دارد. نیکلاس کار، نویسنده کتاب «کم‌عمق‌ها» در این کتاب می‌نویسد: «کتاب، تنها عامل دگرگونی آگاهی بشر در سال‌های پس از اختراع چاپ نبوده است. بسیاری از فناوری‌ها و روندهای اجتماعی و جمعیت شناختی دیگر هم نقش مهمی ایفا کرده‌اند اما کتاب در مرکز تمام این تغییرات بوده است.»

همه می‌دانیم که اوضاع صنعت نشر به طور کلی و سرانه مطالعه مردم به طور خاص، هر چند از میانگین جهانی بهتر باشد اما در شأن و درخور کشوری فرهنگی مانند ایران نیست. شاید اگر ایران دچار استعمار چند صد ساله نمی‌شد، امروز کتابخوانی در ایران بسیار جدی‌تر دنبال می‌شد؛ اما فارغ از گذشته، به هر حال باید فکری به حال آینده کرد.

کتاب الکترونیک راه حلی است که به نظر نگارنده می‌تواند مصرف محتوا در ایران راه بهبود بخشد، البته با فراهم آمدن خط مشی‌های صحیح، زیرساخت‌های کافی و قوانین درست و شفاف.

بازار کتاب‌های الکترونیک سریع‌ترین خرده بازار در حال رشد در صنعت چاپ و نشر کتاب در سراسر جهان است. گزارش‌های مؤسساتی مانند ویسخنبارت، BISG و IPA حاکی از رشد میانگین سالیانه ۳۰ درصدی این بازار در جهان طی ۱۲ سال گذشته و سهم حدود ۲۸ درصدی آن از کل بازار نشر است. این در حالی است که سهم ناشرانی که به صورت الکترونیک هم کتاب خود را منتشر می‌کنند حدود ۷۳ درصد است و درآمدی که از راه دیجیتال برای صنعت نشر فراهم می‌شود، بیش از ۵۰ درصد برآورد می‌شود. گزارشی که سال گذشته در مورد پایان سال ۲۰۱۷ منتشر شد، نشان می‌داد که آمریکا با ۲۴ و نیم درصد، چین با ۲۳ و نیم درصد و انگلستان با ۱۸ و ۶ دهم درصد ضریب نفوذ در میان مردم در صدر کشورهای این عرصه قرار دارند.

با توجه به جمعیت جوان و تحصیلکرده کشورمان، انتظار می‌رود طی سالیان آینده رشد جدی بازار کتاب الکترونیک را در ایران شاهد باشیم، به شرط آنکه برنامه جدی برای آن داشته باشیم. البته این رشد طی چند سال گذشته هم در کشورمان وجود داشته است اما به دلایل مختلف نتوانسته‌ایم همگام با کشورهای توسعه یافته جهان پیش برویم. در خوشبینانه‌ترین حالت، سهم خرده بازار کتاب الکترونیک در ایران به ۵ درصد از کل صنعت نشر می‌رسد که در این مهم، شرایط یک سال اخیر در گرانی کاغذ و بیماری کرونا هم تأثیر جدی داشته‌اند.

نگارنده معتقد است که جامعه ما، اعم از مسئولین، فعالان حوزه نشر و مردم، باید فارغ از شرایط تحمیلی مانند گرانی کاغذ و بیماری کرونا، به کتاب الکترونیک به چشم یک فرصت تاریخی نگاه کنند؛ چرا که در سبک جدید زندگی مردم که کمتر وقت‌های مطالعه طولانی مدت وجود دارد، این دستگاه‌های دیجیتال مانند موبایل، تبلت و لپ تاپ هستند که همیشه با مردم همراهند و می‌توانند زمان‌های مرده آنها را بهینه کنند.

برای این توسعه حتما چالش‌هایی پیش رو است که بسیاری از آنها با چالش‌های صنعت نشر یکسان است و برخی از آنها مخصوص کتاب الکترونیک است. در این یادداشت از چالش‌های مشترک صرفنظر می‌شود و مهم‌ترین چالش‌های مخصوص کتاب الکترونیک ارائه می‌شود:

- عدم شناخت کتاب الکترونیک:

مزایای کتاب الکترونیک برای طرف‌های مختلف صنعت کتاب الکترونیک ناشناخته است. به طور مثال ناشران در مورد شیوه‌های جدید انتشار طی سالیان اخیر ابهاماتی داشته‌اند. عموم آنان فکر می‌کردند که کتاب الکترونیک یعنی یک فایل پی‌دی‌اف که به راحتی در فضای مجازی به صورت رایگان در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد و درآمد آنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در حال حاضر هم هر چند ناشران نسبت به گذشته شناخت بیشتری نسبت به این عرصه پیدا کرده‌اند اما هنوز هم ناشران بسیاری هستند که فکر می‌کنند انتشار الکترونیک کتاب در پلتفرم‌های قانونی، باعث کاهش فروش کتاب کاغذی آنان می‌شود؛ این در حالی است که همه پژوهش‌ها در دنیا حاکی از عدم تأثیر منفی فروش کتاب الکترونیک بر کتاب کاغذی است.

از سوی دیگر کتاب‌خوانان به دلیل انسی که با کتاب کاغذی داشته‌اند، عموما در مقابل مصرف کتاب الکترونیک به بهانه‌های مختلفی مانند این که فونت کتاب الکترونیک ریز است یا نور نمایشگر موبایل چشم ما را اذیت می‌کند و ... مقاومت می‌کنند. حال آنکه حتی اگر دستگاه‌های کتابخوان -که از فناوری جوهر الکترونیک استفاده می‌کنند و صفحه بدون نور در اختیار مخاطب قرار می‌دهند- را کنار بگذاریم، کتاب الکترونیک در فرمت‌های جدید اصلا ریز نیست. نور نمایشگر موبایل هم بیشتر شبیه بهانه به نظر می‌رسد چون همان افراد روزانه به طور میانگین ۴ ساعت مشغول استفاده از پیام‌رسان‌ها یا شبکه‌های اجتماعی در موبایل هستند و در آن ساعات اعتراضی ندارند!

- عدم شفافیت خط مشی‌ها و قوانین:

خط مشی‌های عرصه کتاب الکترونیک شفاف نیست، قوانین آن مدون نشده و با وجود گذشت چند سال از جدی شدن صنعت کتاب الکترونیک در کشور، هنوز ابهامات زیادی در سطح تولی‌گری این عرصه وجود دارد. به طور مثال هنوز مشخص نیست که نگاه دولت نسبت به کتاب الکترونیک چگونه است، متولی آن در وزارت ارشاد معاونت فرهنگی است یا مرکز رسانه‌های دیجیتال؟ این در حالی است که مثلا در حوزه «کتاب صوتی» نام دفتر موسیقی هم برای کسب مجوز به میان می‌آید. قوانین حمایت و یارانه دولتی که در بخش کتاب کاغذی به صورت جدی وجود دارد، شامل ناشران الکترونیک نمی‌شود و نهاد کتابخانه‌های عمومی هنوز اقدام قابل توجهی برای حمایتی شبیه حمایت خرید کتاب کاغذی انجام نداده است.

همچنین معاونت علمی ریاست جمهوری هنوز نقش جدی در توسعه این صنعت خلاق ایفا نکرده، و حتی اگر نشر الکترونیک را صنعت خلاق بدانیم، حمایت‌ها و تسهیلاتی شبیه صنایع دانش بنیان نصیب آن نمی‌شود.

سخن مهم دیگر عدم اجرای خوب حقوق مؤلفان در این صنعت است که حتی شدیدتر از دستفروشی غیرقانونی کتاب، از طریق دانلود غیرقانونی کتاب در حال وقوع است و نه ناشران توان ردیابی نقض مالکیت مادی و معنوی خود را دارند و نه مدعی العموم اراده‌ای برای حل این مسئله نشان داده است.

- فقدان سرمایه‌گذاری مناسب:

به دلیل نوظهور بودن این صنعت، سود در کتاب الکترونیک کم، ریسک در آن زیاد و بازگشت سرمایه آن طولانی است. به همین دلیل سرمایه گذاری مناسبی هم در این بخش انجام نمی‌شود. دولت باید بتواند با ارائه تسهیلات لازم، سرمایه گذاری در این بخش را ترویج نماید یا لااقل زیرساخت‌های مناسبی برای این امر فراهم کند. با توجه به شرایط اقتصادی کشور بخصوص در یک سال اخیر، باید برای استفاده از فرصت رشد کتاب الکترونیک فکری جدی کنیم.

یادداشت فرهنگی

مرز انتقاد و تخریب کجاست؟

* این یادداشت برای پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب نوشته شده است.

 

این روزها یکی از معضلات فضای سیاسی، رسانه¬ای و حتی دانشجویی کشور عدم شناخت درست «نقد و نقدپذیری» و گرفتار شدن در دام «تخریب» است. گاهی اوقات افراد به جای نقد، به تخریب طرف مقابل روی می¬آورند و گاهی اوقات یک دستگاه یا شخص، نقد دلسوزانه طرف مقابل را تخریب می-انگارد.
برای دچار نشدن به چنین اشتباهاتی، سعی کرده¬ایم تا مرزهای نقد و تخریب را از منظر رهبر معظم انقلاب بررسی نماییم.
معنای انتقاد چیست؟
-    انتقاد معنایش چیست؟ انتقاد اگر معنایش عیبجویى است، این نه چیز خوبى است، نه خیلى هنر زیادى مى‌خواهد، نه خیلى اطّلاعات مى‌خواهد؛ بلکه انسان با بى‌اطّلاعى، بهتر هم مى‌تواند انتقاد کند.
-    انتقاد به معناى عیبجویى، اصلاً هیچ لطفى ندارد. شما بنشین از بنده عیبجویى کن، من هم از شما عیبجویى کنم؛ چه فایده‌اى دارد؟ نقد، یعنى عیارسنجى؛ یعنى یک چیز خوب را آدم ببیند که خوب است، یک چیز بد را ببیند که بد است. اگر این شد، آن وقت نقاط خوب را که دید، با نقاط بد جمعبندى مى‌کند، آن‌گاه از جمعبندى باید دید چه حاصل مى‌شود. [1]
-    نباید از «آزادى» ترسید و از «مناظره» گریخت و «نقد و انتقاد» را به کالاى قاچاق و یا امرى تشریفاتى، تبدیل کرد. چنانچه نباید بجاى مناظره، به «جدال و مراء»، گرفتار آمد و بجاى آزادى، به دام هتاکى و مسئولیت گریزى لغزید. [2] 

یادداشت فرهنگی

مهم‌‏ترین عامل انحراف دستگاه‏‌های فرهنگی چیست؟

قسمت چهارم و پایانی منشور تهاجم فرهنگی

 

* این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

چه کسانی باید با تهاجم فرهنگی مبارزه کنند
·  مبارزه فکری با تهاجم فرهنگی وظیفه حوزه است/ دولت باید پشتیبانی کند
- هدف این تهاجم با چنین ابعادى، اسلام و انقلاب و ما هستیم. البته، شکى نیست که مقابله با این تهاجم، پول و بودجه و امکانات و پشتیبانی‏هاى سیاسى دولت را مى‌خواهد؛ اما دولت پول بدهد و پشتیبانى بکند که چه بشود؟ طبیعى است که فکرى پخش بشود. آن فکر کجا تولید خواهد شد؟ آیا آن هم در دولت است یا در حوزه؟ این‏ها انتظاراتى است که از حوزه مى‌رود.[1]
- یک وقت فرهنگى، تمدنى، عقیده‌اى و یا مکتبى بر بشر عرضه مى‌شود که ممکن است جهات خیلى خوبى هم در آن باشد. مثلا مجموعه‌ى تفکرات مکتب عرضه شده، موجب گردد که نیروهاى درونى افراد بشر به کار بیافتد؛ استعدادهایشان شکوفا شود؛ کار کنند، ابتکار کنند، سازندگى کنند، تولید ثروت کنند و دنیا را نوسازى کنند. این خصوصیات هم ممکن است در مکتب عرضه شده باشد. اما همین مکتب، عیبى هم در درون خود داشته باشد، که موجب شود همین مردمى که این بهره‌ها را از قبل این مکتب مى‌برند، زیان‏هاى سختى تحمل کنند که گاهى آن زیان‏ها، از این منافع هم بیشتر مى‌گردد. مثال واضحش، تفکر غرب و فرهنگ سرمایه‌دارى و آزادى فردى و لیبرالى رایج در غرب است.
- بنده مکرر راجع به غرب و تهاجم فرهنگ غربى حرف مى‌زنم. معناى صحبت‏هاى بنده، صرفاً این نیست که فرهنگ غرب از باى بسم‌الله تا تاى تمت، همه‌اش خراب و خرابى و بدى است. اگر این گونه بود، شهروندان ممالک غربى، از اول آن را نمى‌پذیرفتند و اصلاً تحمل نمى‌کردند. بنابراین، فرهنگ مذکور، نقاط مثبتى دارد که آن نقاط مثبت، چشم مردم را گرفت و جوامع را به خود جذب کرد.[2]
- مردم را هدایت کنید؛ ذهن مردم را روشن کنید؛ مردم را به فراگرفتن دین تشویق کنید؛ دین صحیح و پیراسته را به آن‏ها تعلیم دهید؛ آن‏ها را به فضیلت و اخلاق اسلامى آشنا کنید؛ با عمل و زبان، فضیلت اخلاقى را در آن‏ها به وجود آورید؛ مردم را موعظه کنید؛ از عذاب خدا، از قهر خدا، از دوزخ الهى بترسانید؛ انذار کنید - انذار سهم مهمى دارد؛ فراموش نشود - آن‏ها را به رحمت الهى مژده دهید؛ مؤمنین و صالحین و مخلصین و عاملین را بشارت دهید؛ آن‏ها را با مسایل اساسى جهان اسلام و با مسایل اساسى کشور آشنا کنید. این مى‌شود آن مشعل فروزانى که هر یک از شما عزیزان این مشعل را در هرجا روشن کنید، دل‏ها روشن خواهد شد؛ آگاهى به وجود خواهد آمد؛ حرکت به‌وجود خواهد آمد؛ ایمان عمیق خواهد شد. مؤثرترین حربه علیه این تهاجم فرهنگى و شبیخون نامردانه‌ى دشمن همین است؛ از این به‌شدت نگرانم.[3] 

فرهنگی

شبیخون فرهنگی؛ توهم یا واقعیت؟!

بخش سوم منشور تهاجم فرهنگی از منظر رهبر معظم انقلاب
 

* این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

غرق نشدن در مباحث نظری در باب تهاجم فرهنگی
-  براى این‏که ما بتوانیم نسخه‌ى درست پیشرفت را پیدا کنیم، چه لازم داریم؟ بحث نظرى. این، یکى از آن کارهایى است که شماها باید بکنید. پیشرفت یک کشور چیست؟ البته مقصودم این نیست که در بحث‏هاى ذهنى و باز بیفتیم و همین‌طور خودمان را معطل مباحث ذهنى بکنیم؛ مباحث تئوریک بدون توجه به خارج و واقعیات؛ نه، این‏ها را نمى‌خواهم، این غلط است.
- مثل این‏که در باب تهاجم فرهنگى ما یک روزى گفتیم دارد تهاجم فرهنگى انجام مى‌گیرد. این صحبت دوازده، سیزده سال قبل است. اگر از من مى‌خواستند که تهاجم فرهنگى را نشان بدهم، من که با چشم خودم کأنه دارم تهاجم فرهنگى را مى‌بینم، مى‌توانستم موارد را نشان بدهم. در چندین سخنرانى نشان هم دادم؛ اما بعضی‏ها شروع کردند به انکار تهاجم فرهنگى! و گفتند: نه آقا، چنین چیزى وجود ندارد!
- بنده به یاد بنى‌صدر افتادم. در اول جنگ تحمیلى عراق، دلسوزهاى محلى مى‌آمدند و مى‌گفتند عراقی‏ها به خاک ما حمله کردند؛ به مرز ما نفوذ و تجاوز کردند. ما به بنى صدر مى‌گفتیم: رییس جمهور! شما چه خبر دارید؟ مى‌گویند عراقی‏ها حمله کردند؛ مى‌گفت دروغ مى‌گویند؛ این سپاه براى این‏که خودش امکانات دست و پا کند، این حرف‏ها را مى‌زند! آن‏ها را متهم مى‌کردند. بعد هم به دهلران رفت - که هنوز آن وقت دهلران را نگرفته بودند - ایستاد و مصاحبه کرد؛ گفت: من الان در دهلرانم؛ مى‌گویند عراقی‏‏ها آمده‌اند؛ عراقی‏ها کجایند؟! از دهلران بیرون آمد و دو ساعت بعد دهلران به وسیله‌ى عراقی‏ها تصرف شد.
- بعضى این‌طورى‌اند؛ چشمشان را روى هم مى‌گذارند؛ گفتند تهاجم فرهنگى نیست. بعد که قبول کردند تهاجم فرهنگى هست، به دنبال بحث‏هاى ذهنى رفتند! «تهاجم یعنى چه؟»، «فرهنگ یعنى چه؟»، «فرهنگى چه چیزهایى را شامل مى‌شود و چه چیزهایى را شامل نمى‌شود؟» ما به این‏ها چه کار داریم؟!
- نقل مى‌کنند قدیم‏ها که در یک شهرى، یک سینما درست کرده بودند؛ یک عده‌اى رفتند پیش عالم شهر - که آدم گوشه‌گیرى بود - تا وادارش کنند که با این سینما مخالفت کند. گفتند: آقا! در این شهر سینما ساخته‌اند، شما یک اقدامى بکنید. عالم یک فکرى کرد، گفت: حالا ببینیم این سى‌نُماست یا سى‌نَماست یا سى‌نماست! کدام درست است؟! بنا کردند بحث نظرى کردن که ضبط لفظ سینما را پیدا کنند! بنده طرفدار بحث‏هاى نظرى این طورى نیستم که برویم در آنها غرق بشویم؛ اما به هر حال باید بحث‏هاى نظرى انجام بگیرد تا معلوم شود که پیشرفت به چیست.[1] 

یادداشت فرهنگی

میدانی که هم‌چنان مبارز می‌طلبد...

* این یادداشت قسمت اول «منشور تهاجم فرهنگی از منظر رهبری» است که برای پایگاه خبری تحلیلی برهان نوشته شده است.

 

تهاجم فرهنگی پس از گذشت سالها دیگر برای همه واژه آشنایی شده است. موضوعی که ضرورت آن در ابتدا توسط مقام معظم رهبری مطرح شد ولی برخی آن را انکار کردند. کم کم «آدم‌های دیرفهم» فهمیدند که تهاجم فرهنگی یعنی چه. غفلت از تهاجم فرهنگی، غرق شدن در مباحث نظری تهاجم فرهنگی، فهم نادرست تهاجم فرهنگی و توجه به فروع به جای اصل تهاجم فرهنگی از اشتباهاتی بود که توسط برخی صورت گرفت. ضرورت شناخت درست و صحیح تهاجم فرهنگی، ما را بر آن داشت تا فرمایشات رهبر معظم انقلاب در این باره را گردآوری نماییم تا بدانیم که «تهاجم فرهنگی چیست و از چه زمانی شروع شد؟»، «تفاوت‌های آن با تبادل فرهنگی چیست؟»، «چه کسانی باید با آن مبارزه کنند؟» و «راه‌های مبارزه با این تهاجم چیست؟»

باشد که آشنایی بیشتر ما با این مقوله، ما را در مقابله با آرایش نظامی فرهنگی دشمن یاری رساند.