کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۱۱ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

به گزارش روابط عمومى ماهنامه علمى تخصصى مدیریت رسانه، شماره ١۶ این ماهنامه در روز ٢۵ اسفند ماه با ٩ مقاله منتشر شد.

در بخش سرمقاله مدیر مسئول این ماهنامه به توضیح تاثیر بردارى انتخابات ٧ اسفند از رسانه‌هاى سایبرى از جمله اپلیکیشن‌هاى تلفن همراه می‌پردازد.

او انتخابات ٧ اسفند را پدیده‌ای کم سابقه در تاریخ سیاسی ایران در بحث تبلیغات نامید و نوشت: قدرت در جهان امروزى معناى گذشته خود را از دست داده و این تغییر قدرت به دلیل رشد سریع فضاى سایبرى و ایجاد زمینه‌هاى جدید و مهم در سیاست است.

٩ مقاله موجود در این شماره به شرح زیر است:

- مدیریت و اقتصاد در رسانه‌هاى آنلاین در ایران نوشته دکتر حمید ضیایی‌پرور که در آن با استفاده از جامعه ١۵٠ موردى به بررسی اقتصادى رسانه‌هاى مجازى در ایران می‌پردازد.

- مصاف خبرى و جنگ رسانه‌اى در مناسبات بین‌المللى نوشته غلامحسین اسلامى فرد.

- پارادایم جدید یادگیرى در عصر دیجیتال نوشته دکتر مریم حق شناس.

- مدیریت تولید و توزیع پیام‌هاى ارتباطى نوشته دکتر فاطمه عیدى و لیلا کتوک که در این پژوهش شاهد مقایسه خبرگزارى جمهورى اسلامى و رسانه‌هاى خارجى هستیم .

- نشانه شناسی رنگ در تعزیه نوشته هادى البرزى و سهیلا مقدم .

- شناخت عوامل مؤثر تولید گزارش خلاق رادیویی نوشته احمد امین فرد.

و در آخر مقاله‌ای از راج آگنیهترى و تیم او به زبان انگلیسى درباره تأثیر رسانه‌هاى اجتماعى بر رضایت مشترى در روش فروش b2b  در این ماهنامه بازنشر داد شده است.

«مدیریت رسانه» در بازه زمانی ماهنامه و به صاحب‌امتیازی و مدیرمسئولی مهدی قمصریان و سردبیری دکتر قاسم صفایی‌نژاد منتشر می‌شود؛ علاقه‌مندان می‌توانند جهت اشتراک نیم‌بهای نشریات در سایت eshterak.ir عضو شوند.همچنین برای تماس با ماهنامه مدیریت رسانه می‌توانند از طریق رایانامه info@mediamgt.ir و یا شماره پیامک ۵۰۰۰۱۲۶۷ ارتباط حاصل نمایند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۳۲
قاسم صفایی نژاد

اواخر پاییز 91 بود که با حضور جمعی از دوستان «نشست شاهنامه‌خوانی» را شروع کردیم. فراز و نشیب‌های نظم نشست‌های هفتگی آنقدر بود که نزدیک به سه سال طول کشید و این مهم در 7 آبان 94 به اتمام رسید. دوست عزیزم، حمیدرضا معیری، که زحمت ارائه شاهنامه را از ابعاد گوناگون در این نشست‌ها کشید، از سال 89 مشغول نگارش خلاصه‌ای از شاهنامه با عنوان «شاهنامه؛ کوتاه و تندرست» بود که پس از ویرایش‌های متعدد جهت تندرست‌تر شدن متن، امروز -که روز پایان نگارش شاهنامه توسط فردوسی است- آن را در قالب ویکی ارائه کرده است تا دست سایر علاقه‌مندان به شاهنامه و شاهنامه‌پژوهان نیز برای بهتر شدن این متن باز باشد.

ویکی بودن این متن ایده خوبی است که بسیار به کار می‌آید. با اجازه ایشان مشغول ویرایش این متن هستم تا ان شالله به زودی کتاب الکترونیک «شاهنامه؛ کوتاه و تندرست» نیز به نویسندگی ایشان و به ویراستاری من تقدیم همه دوستداران فردوسی حکیم شود.

این ویکی را می‌توانید در این آدرس مشاهده نمایید و توضیحات مرتبط با آن را مطالعه کنید. 

حمیدرضا معیری اردیبهشت ماه 94 نیز در پروژه مشترکی با بابک ونداد، نرم افزار آنتالوژی شاهنامه را رونمایی کرده بود. پروژه‌ای که به عنوان پروژه برگزیده دانشگاه کلمبیا نیز انتخاب شده بود. این نرم‌افزار را نیز می‌توانید در این آدرس مشاهده نمایید.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۴ ، ۱۵:۲۷
قاسم صفایی نژاد

کسی که جایگاه خود را در عالم نشناسد، ملاک درستی برای خوبی‌ها و بدی‌های خویش نخواهد داشت. چرا وقتی به یک نفر حکم ریاست یک اداره را می‌دهند، از همان لحظه‌ای که حکم ریاست به دستش می‌رسد، در رفتار، گفتار و حتی پوشش خود دقت بیشتری می‌کند؟ زیر او به جایگاه مقام ریاست، در یک مجموعه اداری آگاه است. این فرد از امروز تعریف جدیدی برای خوبی یا زشتی در رفتارش پیدا می‌کند. برخی از شوخی‌هایی را که تا دیروز با همکاران خود انجام می‌داد، امروز برای خودش زشت می‌شمرد.

ما وقتی به جایگاه خودمان در عالم آشنا شویم، می‌توانیم درباره خوبی و بدی کارهایمان درست قضاوت کنیم. انسان‌های خیال‌پرداز درباره خودشان قضاوت درستی ندارند؛ از همین رو درباره زشتی و زیبایی کارهایشان هم نمی‌توانند قضاوت درستی داشته باشند. 

 

من دیگر ما، جلد پنجم، صفحه 206

نویسنده: محسن عباسی ولدی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۴ ، ۱۶:۵۶
قاسم صفایی نژاد

گاهی اوقات باید نوشت. نمی‌دانی چه چیزی باید بنویسی، فقط دوست داری بنویسی. انگار «نگارش» هم شده یک اعتیاد، یک اعتیاد شیرین و مثبت. البته شاید معتادین به هر چیزی، اعتیاد به آن را شیرین و مثبت می‌دانند. نگارش را که دوست داشته باشی، همان قدر اعتیادآور است که «چای» اعتیادآور است. 

شاید طبقه بندی موضوعی این وبلاگ به سه دسته فرهنگی، علمی و سیاسی باعث شده که یک جای کار بلنگد. اصلا وقتی می‌خواهم پستی منتشر کنم، باید یکی از موضوعات را پس از نگارش انتخاب کنم. قبل‌ترها یک دسته عمومی داشتم که هر چه به این‌ها مرتبط نبود را در آن جای می‌دادم ولی تعدادشان انقدر کم بود که حذفش کردم و به گمان باطلم فکر می‌کردم می‌توانم آن پست‌ها را بدون انتخاب موضوع منتشر کنم؛ زهی خیال باطل.

به نظرم باید یک دسته عمومی یا بهتر بگویم شخصی هم اضافه کنم که هر چه دوست داشتم در آن بنویسم. اسمش هم می‌گذارم شخصی که کشکول باشد و نظرم راجع به هر چیزی. شاید بگردم بین مطالب قبلی و شخصی‌ها را به این دسته بندی اضافه کنم :)

 

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۲۴
قاسم صفایی نژاد

لازم است با کمال قدرت و هوشیاری اشخاص یا گروه‌هایی که گرایش به مکتب‌های غیر اسلامی دارند و به خوی فرصت طلبی می‌خواهند در این اوقات از فرصت استفاده نموده، خود را در صفوف شما داخل کنند و به شما در موقعش از پشت خنجر بزنند از خود دور کنید و به آنها مجال تحرک ندهید. به غیر مکتب اسلام و شعار اسلامی ، کشور از خطر نجات پیدا نمی‌کند.

 

صحیفه امام، جلد دوم

4 فروردین 1357

امام خمینی (ره)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۴۹
قاسم صفایی نژاد

باید چه طبقه جوان روحانی و چه دانشگاهی، با کمال جدیت به تحصیل علم، هر یک در محیط خود ادامه دهند. این زمزمه بسیار ناراحت کننده که اخیراً بین بعضی جوانان شایع شده که درس خواندن چه فایده‏ای دارد، مطلبی است انحرافی و مطمئناً یا از روی جهالت و بی‌خبری است و یا با سوءنیت و از القائات طاغوتی شیطانی است که می‏خواهند طلاب علوم دینی را از علوم اسلامی باز دارند که احکام اسلام به طاق نسیان سپرده شود و محو آثار دیانت به دست خودمان تحقق پیدا کند، و جوانان دانشگاهی ما را انگل و متکی به قشرهای استعماری بار بیاورند که همه کس چون همه چیز وارداتی باشد و احتیاج به اجنبی در تمام ابعاد و رشته‏های علمی هر چه بیشتر روزافزون شود؛ و این خطر بزرگی است که کشور را هر چه بیشتر به عقب می‏راند. اگر علوم اسلامی مردانی متخصص نداشت، تا کنون آثار دیانت محو شده بود؛ و اگر پس از این نداشته باشد، این سد عظیم مقابل اجانب منهدم می‏شود و راه برای استثمارگران هر چه بیشتر باز می‏شود و اگر دانشگاهها خالی از مردانی دانشمند و متخصص شوند، اجانب منفعت‏طلب چون سرطان در تمام کشور ریشه دوانده و زمام امور اقتصادی و علمی ما را در دست می‏گیرند و سرپرستی می‏کنند. باید جوانان با این فکر غلط استثماری مبارزه کنند؛ و بهترین و مؤثرترین مبارزه با اجنبی، مجهز شدن به سلاح علم دین و دنیاست. و خالی کردن این سنگر و دعوت به خلع این سلاح، خیانت به اسلام و مملکت اسلامی است.

 

صحیفه امام، جلد دوم

24 بهمن 1356

امام خمینی (ره)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۳۴
قاسم صفایی نژاد

مراقب باشید با کمال دقت و هوشمندی که کسانی که التزام به اسلام ندارند به جمیع ابعادش ولو در اصلی از اصول با شما موافق نیستند، آنها را دعوت به التزام کنید؛ و اگر مؤثر نشد از شرکت دادن آنها در اجتماعات و انجمن‌های اسلامی احتراز کنید. و گمان نکنید زیادی افراد هر چه باشد شما را به هدف نزدیک می‏‌کند و پس از وصول به هدف، آنها قابل تصفیه هستند. باید بدانید و می‏‌دانید که قشرهای غیرمسْلم یا غیرملتزم به اسلام، از پشت به شما خنجر می‏‌زنند و شما را قبل از وصول به هدف از کار می‏‌اندازند یا نابود می‏‌کنند. از تجربه‏‌های سابق عبرت بگیرید.

 

صحیفه امام، جلد دوم

24 بهمن 1356

امام خمینی (ره)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۰۹
قاسم صفایی نژاد

تقریبا از 11 سالگی هوادار منچستر یونایتد و البته بیشتر الکس فرگوسن شدم؛ یعنی سال 1997. وجود فرگوسن و درایت او در اداره تیم آنقدر اطمینان‌بخش بود که حتی وقتی تیم نتیجه نمی‌گرفت، به این فکر کنیم حتما بهتر از این نمی‌شده است. به هر حال فلسفه باشگاه منچستر یونایتد یا فرگوسن بر این بود که ستاره‌های بزرگ زیادی نخرد و مانند سایر تیم‌های متمول اساس را بر صرف هزینه‌های هنگفت نکند. تقریبا اکثر ستاره‌های منچستر در طول بیش از دو دهه‌ای که فرگوسن مربی تیم بود، یا محصول آکادمی منچستر بوده‌اند مانند گیگز و بکهام و اسکولز، یا اینکه مانند رونی و رونالدو در سن 17 سالگی و نوجوانی خریداری شده‌اند.

هیچوقت منتظر نبودیم که فرگوسن از منچستر برود یا از فوتبال خداحافظی کند ولی این اتفاق افتاد اما با انتخاب «مویس» به عنوان سرمربی و به دلیل اینکه فرگوسن او را تأیید کرده بود، فکر نمی‌کردیم اتفاق عجیبی بیفتد. متأسفانه مالکان آمریکایی منچستر که گویی فلسفه فوتبال این باشگاه را در این چند سال نفهمیده بودند طاقت نیاوردند و به مویس حتی یک فصل کامل فرصت ندادند و 4 بازی مانده به انتهای فصل او را از سرمربیگری کنار گذاشتند؛ اتفاقی که به نظرم اشتباه بود و در صورت فرصت دادن بیشتر به مویس شاید او موفق می‌شد. به هر حال نمی‌توان کتمان کرد که همزمان با رفتن فرگوسن بسیاری از ستاره‌ها از جمله فردیناند و ویدیچ و اورا و حتی گیگز دیگر در منچستر بازی نکردند. به هر حال رفتن مویس هم آنچنان سخت نیامد، چرا که گیگز که شاید جزو 3 بازیکن محبوب تاریخ این باشگاه است، سرمربی موقت شد. اما همه چیز از آنجا شروع شد که برای فصل بعد از مویس، «فان خال» به عنوان سرمربی معرفی شد. 

فان خال با خریدهای هنگفت و سبک بازی خسته کننده خود، انتخاب خوبی از نظر هواداران فرگوسن نبود. عملکرد دو ساله او گواه همین نظری است که از دو سال پیش داشتم. یک عملکرد پر افت و خیز، بدون جام و در سطح متوسط. تقریبا از چند ماه قبل دلم می‌خواست فان خال انقدر شکست بخورد تا برکنار شود و گیگز جایگزین او شود. شکست‌های فان خال یکی پس از دیگری اتفاق افتاد اما مسئولان باشگاه به فکر مورینیویی افتادند که به دلیل نتایج مفتضح از چلسی اخراج شده بود. البته بحث بر سر نتایج مفتضح سال آخر مورینیو نیست؛ مورینیو حتی اگر همان مورینیوی قهرمان اروپا باشد هم به اندازه کافی برای هوادارن فرگوسن منزجر کننده است. یک مربی نتیجه گرای پرخرج، که نه به فوتبال زیبا کاری دارد، نه چهره جدیدی معرفی می‌کند و نه قدر هویت منچستر را می‌داند. مورینیو به درد همان باشگاه‌هایی مثل چلسی و رئال و اینتر می‌خورد که مالکان آن با خرید ستاره‌های بزرگ برای او، کار قهرمانی‌اش را راحت کنند و او ژست خاص بودن بگیرد؛ و شاید در حال حاضر پاری‌سن‌ژرمن!

آنوقت حضور مورینیو یعنی چند سال دوری از فلسفه فوتبال فرگوسن و فرقش با فان خال این است که فان خال نهایتا یک سال دیگر می‌خواهد از فوتبال خداحافظی کند و گیگز جایگزینش شود. شایعه حضور مورینیو کافی بود که راضی شوم به اینکه فان خال آنقدر نتیجه خوب بگیرد تا فکر برکناری او از سر مسئولان باشگاه پاک شود و مورینیو صاحب تیم شود و از منچستر دور! اتفاقی که در 4 بازی اخیر منچستر افتاد. جبران شکست مرحله رفت لیگ اروپا، صعود به مرحله بعدی جام حذفی، و دو پیروزی پیاپی در لیگ برتر در مقابل آرسنال و واتفورد؛ پیروزی‌هایی که اختلاف منچستر با تیم چهارم را به صفر رساند (با یک بازی بیشتر). همه چیز هم بر مراد فان خال چرخید؛ از چهار تیم بالای جدول، تیم صدرنشین لستر مساوی کرد، تاتنهام و آرسنال و منچستر سیتی هم باختند تا پیروزی فان خال بیشتر به چشم بیاید. هر چند منچستر در بازی با واتفورد اصلا خوب نبود و فقط نتیجه را از آن خود کرد.

حال همه چیز بستگی به 10 هفته پایانی دارد که سه بازی آن با تاتنهام و لستر و منچسترسیتی است. بازی‌های که می‌تواند فان خال را به جمع چهار تیم لیگ برتر اضافه کند و منچستر را به لیگ قهرمانان سال بعد برساند.

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۲۴
قاسم صفایی نژاد

بعضی وقت‌ها باید «کمیل» خواند. دیگر کمیل یک عمل مستحبی نیست، واجب می‌شود انگار. نه واجب شرعی، واجب دلی!

صحیفه سجادیه را خیلی دوست دارم، امام چهارممان «زین العابدین» است و دعاهای او حلاوت و شیرینی خاصی دارد؛ برخی فرازهای صحیفه سجادیه واقعا لذت‌بخش است اما نمی‌دانم چرا «کمیل» بیشتر به دل می‌نشیند. انگار حرف دل من است

هم اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ و هم کَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِیلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ‏. هم می‌دانم چقدر گناهکارم و هم می‌دانم که نیکویی‌هایی از من در میان مردم نشر داده شده که شایسته آن نیستم.

به نظر من گفتن اینکه کمیل می‌خوانم به بقیه، مشمول ریا نمی‌شود. انقدر خار و خفیف می‌کنی خودت را در کمیل که جایی برای ریا نمی‌ماند جز یک جا: یا سَریعَ الرِّضا. دوست کمیل‌خوانی داشتم که عاشق همین جمله یا سَریعَ الرِّضا بود. البته او آنقدر خوب بود که خودش را مقابل خدا همیشه بدهکار می‌دید و دنبال خشنودی سریع خدا بود. یادش بخیر.

باید کمیل خواند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۲۴
قاسم صفایی نژاد

چهار سال پیش و انتخابات مجلس نهم بود. شایعه کردند که احمدی‌نژاد و جریان موسوم به انحرافی قصد دارد مجلس نهم را تسخیر کند و با پول‌های هنگفت دولتی می‌خواهد برای کاندیداهای مدنظر خود بخصوص در شهرستان‌ها تبلیغات کند و راه را برای ریاست جمهوری مشایی در سال 92 هموار نماید. اصولگرا و اصلاح‌طلب بر این موضوع اتفاق نظر داشتند و خط تخریبی هزینه 700 میلیون تومانی دولت برای تبلیغات هر کاندیدا در رسانه‌ها به شدت پررنگ شد.

احمدی‌نژاد با سکوت و تنها یک جمله مطایبه آن عملیات روانی را پاسخ داد: «نفری هفتصد میلیون تومان؟ حاضر و آماده‌اش ارزان‌تر است!»

پس از انتخابات مجلس نهم و عدم دخالت احمدی‌نژاد در آن بود که برخی از مردم که بسیاری از شایعات دروغ علیه احمدی‌نژاد را باور کرده بودند، متوجه شدند که خط تخریبی علیه رئیس جمهور وقت چه میزان ناصواب است و حتی برخی تشکل‌های دانشجویی در آن زمان و بخصوص بدنه آنها علیه ترویج کنندگان «جریان انحرافی» موضع گرفتند.

زمان سپری شد؛ نزدیک انتخابات مهم ریاست جمهوری سال 92 شدیم؛ همان خط تخریبی علیه رئیس جمهور وقت که دوباره اصلاح طلب و اصولگرا در آن اتفاق نظر داشتند، گفتند در صورت ردصلاحیت مشایی در انتخابات، احمدی‌نژاد فتنه 92 را راه می‌اندازد، فتنه‌ای که پیرامون به مرکز است و از شهرستان‌ها شروع می‌شود و به تهران کشیده می‌شود. گفتند احمدی‌نژاد دو وزیر دیگر را برکنار می‌کند تا کابیته از اعتبار بیفتد و خودش سرپرست تمام وزارتخانه‌ها از جمله وزارت کشور شود و به این وسیله مانع از برگزاری انتخابات شود! بقیه اتهامات بماند اما شوخی ماجرا آنجا بود که کار را تا آنجا وسعت دادند که گفتند احمدی‌نژاد جلوی توزیع سراسری آرد در کل کشور را می‌گیرد!

یادمان هست که هیچکدام از این اقدامات انجام نشد و انتخابات در کمال آرامش صورت پذیرفت و دولت دهم بهترین همکاری را برای تحویل دولت به رئیس جمهور جدید داشت.

روحانی رئیس جمهور شده بود اما در بسیاری از روزها این احمدی‌‌نژاد بود که تیتر یک روزنامه‌ها بخصوص روزنامه‌های اصلاح طلب می‌شد. از همان موقع کوچکترین تحرک احمدی‌نژاد و حتی حضور در مجلس ختم او را برای تسخیر مجلس دهم تعبیر می‌کردند. احمدی‌نژادی که سکوت اختیار کرده بود و هیچ موضع‌گیری سیاسی در دو سال و نیم گذشته نداشته مگر بیان کلیات انقلاب اسلامی. اما تا همین چند هفته قبل خطر او و یاران او را برای ورود به مجلس مستمرا تکرار می‌کردند... و در این روزهای تبلیغات انتخاباتی، احمدی‌نژاد بیانیه رسمی می‌دهد که از هیچ کاندیدایی حمایت نخواهد کرد.

بحث بر سر احمدی‌نژاد نیست. کارنامه او و نقاط قوت و ضعف او مشخص است. بحث بر سر این است که یادمان هست چه کسانی چه دروغ‌هایی گفتند و چگونه تخریب اذهان عمومی کردند؛ چه کسانی دنبال قدرت بودند و منافع شخصی‌شان؛ و از همه مهم‌تر چه کسانی شعار حمایت از انقلاب می‌دادند اما برعکس روح انقلاب عمل می‌کردند و با دروغ و تهمت و زیر پا گذاشتن اخلاق، قدرت‌پرستی خود را اثبات می‌کردند. دروغگویان بدانند اگر حافظه خودشان ضعیف است و یادشان رفته در چند سال گذشته چه کرده‌اند، حافظه مردم ضعیف نیست و می‌دانند چه کسانی تشنه خدمت به آنها هستند و چه کسانی شیفته قدرت.

 

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۲۵
قاسم صفایی نژاد