بی‌مقدار

نزدیک دو سال پیش، بساز بفروشی سراغ یکی از بستگان من آمد که خانه شما و همسایه‌تان را بکوبم و بسازم و ادامه ماجرا. چند هفته پیش خانه آماده شد و اثاث کشی انجام شد. 

در تعطیلات چند روز پیش، همین همسایه به همراه خانواده‌اش در سفر بودند که تصادف می‌کند و مرحوم می‌شود. پسر همسایه مقصر بوده و الان گریان و نالان است که من پدرم را کشته‌ام.

دنیا چقدر بی‌مقدار است. بی توضیح اضافه!

دیدگاه ها (۷)

خدا یه وقتایی اسماعیل هات رو بد میگیره. برا همینه که نباید دل بست. به هیچی هیچی...
۱۰ مهر ۹۶، ۱۰:۵۰
پاسخ:
حب الدنیا رأس کل خطیئه
//id.bayan.ir/bayan/profile/avatar/D-IB5KE0Nlcj4feMdYMYm0ffLLU%3D/ دُچــــ ــــار
نچ نچ نچ ...
کاش خدا کسی رو اینطوری امتحان نکنه...
۱۰ مهر ۹۶، ۱۰:۵۰
پاسخ:
آمین
//id.bayan.ir/bayan/profile/avatar/W340GUrYc8A24JkTLPhxOuoWrPY%3D/ هانیه شالباف
آخ آخ... عجب سرنوشتی!
چه چیز عجیب غریب و ساده ایه دنیا :(
وقتی مادرم رفت تازه فهمیدم هیچ چیز و هیچ کس موندنی نیست...
۱۰ مهر ۹۶، ۱۰:۵۰
پاسخ:
خدا رحمتشون کنه
//id.bayan.ir/bayan/profile/avatar/8EFcv1winXMBCfLvIxl9THkEOt0%3D/ مهدی صالح پور
چقدر تصادف، چقدر کشته... اصلا نمی فهمم.
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.