۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حب دنیا» ثبت شده است

توقف... بسم الله

شخصی

برخی کارها را باید یک جایی متوقف کرد. مثلا در پروژه‌ای، مدیر می‌گفت چه اصراری هست که انقدر منظم کار کنید ولی کیفیت نداشته باشید؟ توقف کنید، بازنگری کنید، ایرادات را بیابید و دوباره با نظم ولی با کیفیت ادامه دهید. درست است که توقف آن یعنی ضربه خوردن به برند، ضربه خوردن به اعتماد مخاطب و ... اما نگاه بلندمدت که داشته باشیم می‌بینیم چقدر خوب شد که کیفیت را فدا نکردیم.

برخی عادت‌ها را باید یک جایی متوقف کرد. مثلا بالاخره یکی از آن شنبه‌هایی باید بیاید که تصمیم می‌گیریم دیگر فلان عادت‌مان را ترک کنیم. هر چند عادت یک روزه ترک نمی‌شود، زمان می‌برد، سختی تحمیل می‌کند، تا آخرین قطره خون‌ش می‌جنگد که در وجود ما بماند، اما به هر حال باید از روزی اراده کرد. باید تا جایی که می‌توان منابع مادی یا وقت یا هر چیز مرتبط با آن را سد کرد و با آن مبارزه کرد. درست است که ترک عادت موجب مرض است و تلاطم و سختی دارد... اما نگاه بلند مدت که داشته باشیم می‌بینیم چقدر خوب شد که آینده را فدا نکردیم.

برخی اوقات باید یک جایی متوقف شد؛ باید انتخاب کرد. ما هر چقدر هم توانا باشیم مهم نیست، این انتخاب‌های ماست که حقیقت باطنی ما را نشان می‌دهد (+) باید انتخاب کنیم که می‌خواهیم مطلا باشیم یا طلا؟ می‌خواهیم فقط موفق باشیم یا لیاقت آن را هم داشته باشیم؟ (+) اگر باور داریم که «انتم الاعلون ان کنتم مومنین»*، پس باید انتخاب‌مان را دور از دنیا انتخاب کنیم که «حب الدنیا رأس کل خطیئه»**. درست است که حب دنیا وجودمان را فرا گرفته، غفلت رفیق ناباب همیشگی‌مان شده و ... اما نگاه بلندمدت که داشته باشیم می‌بینیم چقدر خوب شد که آخرت‌مان را فدا نکردیم!

--------------------------------

* شما برترید اگر مومن باشید. / آیه ۱۳۹ سوره آل عمران

** عشق به دنیا، ریشه هر خطا است. / امام صادق علیه السلام

 

بی‌مقدار

شخصی

نزدیک دو سال پیش، بساز بفروشی سراغ یکی از بستگان من آمد که خانه شما و همسایه‌تان را بکوبم و بسازم و ادامه ماجرا. چند هفته پیش خانه آماده شد و اثاث کشی انجام شد. 

در تعطیلات چند روز پیش، همین همسایه به همراه خانواده‌اش در سفر بودند که تصادف می‌کند و مرحوم می‌شود. پسر همسایه مقصر بوده و الان گریان و نالان است که من پدرم را کشته‌ام.

دنیا چقدر بی‌مقدار است. بی توضیح اضافه!

دنیا وارونه آخرت

فرهنگی :: کتاب

ساحل را دیده‌ای که چگونه در آیینه آب وارونه انعکاس یافته است؟ سرّ آنکه دهر بر مراد سفلگان می‌چرخد این است که دنیا وارونه آخرت است.

 

فتح خون

نویسنده: شهید سیدمرتضی آوینی

ما و دل‌بستگی‌هایمان

فرهنگی :: یادداشت

تا ماه مبارک رمضان ۲۲ روز بیشتر باقی نمانده؛ کمی بیشتر از ۳ هفته. چه فرصت کوتاهی باقی مانده است تا خود را آماده «ماه خداوند» کنیم. فرصت «رجب» گذشت و ۷ روز از فرصت «شعبان» هم سپری شد.
پیامبر (ص) فرمود که: «شما با کسانی محشور خواهید شد، که آنها را دوست دارید.» بیاییم با خدا و خودمان عهد ببندیم که خود را آماده کنیم تا اگر فرصتی برای زندگی پس از رمضان نداشتیم، با اهل بیت (ع) محشور شویم.
زندگی و علایق دنیای امروز ما به کجا که کشیده نشده است! زمانی بود که «قدرت» و «اموال» و «اولاد» مایه «حب دنیا» بود و اکنون چیزهای دم دست‌تر و سهل‌الوصول‌تر. از ابزارهایی مثل «تلفن همراه» گرفته تا اخیراً «گوگل‌پلاس»! البته منکر نیستم که برخی‌ها با استفاده درست از این ابزار، وظایف خود را بهتر انجام می‌دهند، اما خب توجه داشته باشیم که قدرت و اموال و اولاد هم اسبابی هستند که می‌شود از آن‌ها استفاده درست کرد. اگر به این ابزارها دل ببندیم، یا به وسیله این ابزارها به عوامل دنیایی دیگری دلبستگی پیدا کنیم، شاید در آخرت با «فیس‌بوک و آدمهایش» محشور شویم و «گوگل‌پلاس»!

دست و پا گم کرده ای دیدم دلم آمد به یاد

فرهنگی :: مناجات

از خرابه می‌گذشتم منزلم آمد به یاد           دست و پا گم کرده‌ای دیدم دلم آمد به یاد

یه حرفی از یه نفر شنیدم یاد دل خودم افتادم، با خودم فکر کردم دیدم امثال من همونقدری که اسباب‌کشی‌مون راحته و یه یخچال و دو تا فرش و یه خورده خرت و پرت دیگه است، همونقدر اسباب‌کشی دلمون سخته! خیلی‌ها دلشون مثل سطل آشغال می‌مونه، خیلی راحت هر روز یکی وارد میشه و روز بعد نفر بعدی! اما ما هر جا بریم و در خونه هر کی بریم، آخرش دلمون با یه نفره، آخرش به این فکر میکنیم که خدامون و اربابمون چی میخاد. ایشالله همیشه همینطوری بمونیم و بدونیم:

اگر تیغ عالم بجنبد ز جای                             نبُرد رگی تا نخواهد خدای

بدونیم که، خدا ارحم الراحمینه و هیشکی به اندازه خدا بنده‌هاش رو دوس نداره، خدا برا بنده‌هاش کافیه، مشکلات زندگی رو تحمل کنیم چون خدا میخاد به ازای هزینه مشکلات، بهمون هدیه بده.

یاد حرف یه بزرگی در شب قدر افتادم. می‌فرمود وقتی یه انگشتر از یه عالم می‌گیری یا یه یادگاری از یه نفر می‌گیری که برات عزیزه، بکُشنت هم اینو به کس دیگه‌ای نمیدی! چی میشه که خدا امشب این عصمت رو بهت میده اما فردا یه سری‌ها پول کم میارن می‌فروشنش! بعضی‌ها ده روز دیگه ، بعضی‌ها.... بعضی‌ها شب قدر میان اینجا مناجات، میگن من میخام دعا رو کنار خانمم باشم! این یعنی اینکه تو نمی‌تونی قطع تعلقات کنی! فقط اومدی اینجا دکور رو درست کنی و شب زنده داری کرده باشی، در صورتی که اصل اینه که رفع تعلقات بشه! اومدیم و خدای نکرده مُردی، اونوقت خانمت باید خودشو بکشه دیگه! اما اینطوری نیست! حضرت علی میره قبرستان، با گریه می‌فرماید: بلند شید که شوهراتون رفتن زن گرفتن، زناتون رفتن شوهر کردن، مال و اموالتون به آدمای دیگه رسیده! فقط یه تیکه کفن با خودتون بردید!

چقدر خوبه آدما هر چند وقت یه بار ذکر تلقین رو به خودشون بگن: اسمع افهم ...

بزرگترین دشمن آدما نفس خودشونه.

باید با این نفس جنگید، وگرنه اون ما رو میزنه زمین! ما باید یه چیز از سرنوشتمون بدونیم، شب قدر می‌نویسن که امسال کیا از گناه می‌گذرن...