کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه

بایگانی

پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۲۹ فروردين ۹۶، ۱۷:۰۱ - دچــ ــــار
    :)))

۱۱ مطلب در آذر ۱۳۹۰ ثبت شده است

از چند سال قبل در شبکه اجتماعی پژوهشگران عضو بودم، منتهی بدلیل اینکه پشتیبانی از زبان فارسی ندارد، استفاده از مقالات آن خیلی ساده نیست و ضمنا مقالات علمی و دانشگاهی خودمان هم که به زبان فارسی است خیلی برای بقیه قابل استفاده نبود. ایرانی‌های کمی هم در این شبکه عضو شده بودند.
حالا باخبر شدم که رئیس جمهور در چند روز پیش یعنی 26 آذر 90 یک شبکه اجتماعی به نام «انجمن» رونمایی کردند که متعلق به «پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران» است. در این شبکه عضو شدم و امیدوار شدم که بابی باشد برای اشتراک‌گذاری بهتر و راحت‌تر دانش در فضای مجازی.
از امکانات این شبکه توانایی ایجاد قفسه‌های موضوعی کتابخانه شخصی و همچنین زمینه‌های پژوهشی است. به محض نوشتن یک زمینه پژوهشی این پایگاه به شما لیستی از مقالات مرتبط را پیشنهاد می‌دهد که می‌توانید به قفسه کتابخانه اضافه نمایید.
البته امیدوارم به مرور امکانات این شبکه که ضروری‌ترین آن امکان الصاق کردن فایل‌های متنی و ... است فراهم شود و روز به روز شاهد کامل شدن اینگونه امکانات باشیم. هنوز به متن کامل مقالات پیشنهادی از سوی ایران‌داک هم میسر نیست و فقط می‌توان چکیده مقاله را مشاهده کرد.
به کسانی که اهل پژوهش و مقالات علمی هستند پیشنهاد می‌کنم انجمن را تجربه کنند.


 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۰ ، ۰۸:۵۷
قاسم صفایی نژاد

در مراسم ختم امام جمعه رفسنجان، حجت الاسلام هاشمیان شخصیت‌های مختلف سیاسی شرکت کرده بودند؛ از رئیس دفتر مقام معظم رهبری گرفته تا موسوی خوئینی‌ها! اشخاصی مانند حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی، حجت‌الاسلام ناطق نوری، پورمحمدی، قالیباف، کرباسچی، ابطحی، کواکبیان، غفوری‌فرد، محجوب، حسن روحانی و ... (+)
یاد مجلس ختم پدر همسر حجت الاسلام امیری‌فر افتادم که افرادی مانند بهزاد نبوی، ابطحی و رضا خاتمی در آن شرکت کرده بودند و رسانه‌های ما چه حمله‌هایی که به امیری‌فر نکردند و چه رابطه‌هایی که برای تیم مشایی و اصلاح‌طلبان توسط همین مجلس ختم نساختند!
جالب آنجا بود که عرب‌سرخی باجناق امیری‌فرد بود و اصلاح‌طلبان به خاطر او به این مجلس آمده بودند.
یکی از این سخنان توسط حجت الاسلام نبویان زده شد که پایگاه تحلیلی تبیینی برهان، متن آن سخنرانی را در 4 قسمت منتشر کرد. (+)، (+)، (+) و (+)
همان زمان در تاریخ 10 خرداد 90 سوالاتی در مورد این سخنرانی پرسیدم و از دوستان برهان خواهش کردم تا این نکات را به ایشان برسانند و پاسخ سؤالات بنده را مرحمت بفرمایند. البته ایشان در جواب به خواهش بنده فرموده بودند که بیکار نیستند که بخواهند جواب بقیه را بدهند!
آن سؤالات بنده مسکوت ماند تا امروز که به نظرم بد نیست در همین وبلاگ منتشر شود. بماند که نقد آن سخنرانی خیلی مسائل را روشن می‌کند که اگر فرصت کنم انشالله در آینده می‌نویسم. این سوالات بنده بود که از حجت الاسلام نبویان پرسیده شد:

 


سلام
چند نکته خطاب به جناب دکتر نبویان:
1.  لطفاً توضیح دهید که چرا عده‌ای در سال 88 که مقام معظم رهبری، فرمان تبیین دادند سکوت کردند ولی در حوادث چند ماه گذشته که ایشان، دعوت به حفظ آرامش جامعه کرده‌اند به تبیین افراطی می‌پردازند؟
2. تبیینی که رگه‌های واضحی از اطلاعات غلط و همراه با اغراض شخصی دارد به ولایت‌پذیری مردم در بلندمدت کمک می‌کند یا آن را تخریب می‌کند؟
3.  ملاک و معیار ما برای خودی و غیرخودی تشخیص دادن گروه‌ها و جریان‌ها چیست؟ آیا جز رهنمودهای اسلام سیاسی است که در جمهوری اسلامی و سخنان ولی فقیه متبلور شده است؟
4. آیا با دادن اطلاعات غلط راجع به مشایی، این بهانه دست مشایی نمی‌افتد که با رد کردن آن اطلاعات غلط، بقیه اشتباهات خود را نیز نزد مردم توجیه کند؟
مطلعان و آگاهان می‌دانند (و اگر شما هم متن کامل سخنان مشایی را خوانده باشید، می‌دانید) که جملات مشایی راجع به مدیریت نوح، جمله‌ای خلاف این تحلیل شما بود. منظور مشایی (که خودش در جلسه با روحانیون یکی از استان‌های کشور تبیین می‌کند و فیلم آن موجود است) این است که نوح نتوانست جامعه را مدیریت کند؛ نه به این معنی که نوح (ع) بی‌کفایت بود بلکه شرایط افکار عمومی جامعه  و قدرت ثروتمندان و ستمگران به گونه‌ای بود که ابزار حکومت و مدیریت دست نوح (ع) نبود. مشایی در آن سخنرانی اضافه می‌کند که شما دارید به انبیا ظلم می‌کنید. اگر انبیا توانسته بودند مدیریت کنند که وضع جوامع این نبود! باز از این جمله هم مشخص می‌شود که منظور از نتوانستن، بی‌کفایت بودن نیست بلکه عدم در اختیار داشتن ابزار طبیعی مدیریت کردن است.
سوال من این است که هیچ به عواقب این امر فکر کرده‌اید که مثلا روزی مشایی کاندید شود (که به نظر بنده چنین امری خیلی ضعیف است) و با تبیین این حرف خود در افکار عمومی، اثبات کند که امثال شما بزرگواران دچار سوءبرداشت شده بودید، و آنوقت به مردم بگوید که همانطور که مخالفان من در این امر (و با اضافه کردن 3-4 مورد دیگر) اشتباه کرده‌اند، در بقیه موارد هم اشتباه می‌کنند و حق با من است؛ آنوقت چه اتفاقی رخ خواهد داد؟
5. شما فرمودید که در جلسه ترحیم پدرهمسر امیری‌فر، امثال بهزاد نبوی و ... حضور داشتند و این را دلیل و حجت دانستید بر اینکه «دست اینها در یک کاسه است»! شما که می‌دانید امیری‌فر باجناق عرب‌سرخی است. بین خودتان و خدا دنبال این جواب بگردید که بهزاد نبوی به خاطر کدام یک به آن مجلس ختم آمده بود؟
قصد من دفاع از امیری‌فر نیست! اتفاقا قصد من این است که با دادن کدهای غلط که به راحتی مردم متوجه می‌شوند، هم فرصت مظلوم‌نمایی به امیری‌فر می‌دهید و هم دیگر مردم حرفهای بزرگوارانی چون شما را باور نمی‌کنند. برای اثبات اینکه امیری‌فر شخصیت مناسبی برای رسیدن به برخی پست‌ها ندارد و یا حتی بالاتر از این، راه دیگری نیست؟ آیا واقعا هیچ واقعیتی در مورد امیری‌فر برای تبیین اشتباهات او در نزد افکار عمومی وجود ندارد؟
6. به نظر شما اگر یکی از معاونان رئیس جمهور در جلسه‌ای از نقد مشایی ناراحت شده است، تقصیر مشایی است؟ یعنی مشایی هیچ عیب دیگری ندارد که به این گونه موارد می‌پردازید؟ یعنی اگر کسی در جلسه‌ای از یکی دیگر از سیاستمداران یا حتی علما، اینگونه دفاع کرد، آن عالم یا سیاستمدار هم دیکتاتور است؟
7. در ابتدای سخنرانی‌تان اظهار کردید که مشایی در خصوص دوستی با مردم اسرائیل عذرخواهی نکرد! آیا شما نامه مشایی مبنی بر تبعیت کامل از ولایت فقیه بعد از این جریان را ندیده‌اید؟
مقام معظم رهبری در شاخص خودی و غیرخودی، بی‌انصافی در اظهارنظر راجع به دیگران را جزء کارهای افراد غیرخودی می‌دانند. آیا امثال شما بزرگواران که جزء رهبران فکری جامعه هستید نباید مراقب باشید؟
8. در مورد روزنامه هفت صبح گفتید که سردبیر آن، از روزنامه اعتماد آمده است و چون به هفت صبح آمده، پس مشایی هم سبز است و دستشان در یک کاسه است. آیا شما نمی‌دانید که ایشان در روزنامه «تهران امروز» هم مسئولیت داشتند؟ پس قالیباف هم با سبزها و مشایی هم‌کاسه است؟
9. نظر بنده حقیر این است که مراقب صحبت کردن باشیم و دچار بی‌انصافی نشویم. به قول آقای شریعتمداری در یادداشت روز 8 خرداد کیهان، به خاطر تصادف کردن یه دوچرخه، فکر نکنیم که یک اتوبوس چپ کرده است!
نکته دیگر اینکه، تخریب مشایی با کدها و اطلاعات غلط، به او کمک می‌کند که هم فرصت مظلوم‌نمایی داشته باشد و هم با استناد به این اطلاعات غلط، مابقی اطلاعات درست را نیز در افکار عمومی غلط جلوه دهد. آنوقت مسئول این کار آیا امثال شما بزرگواران نیستید؟

 

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۰ ، ۰۹:۰۹
قاسم صفایی نژاد

این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

بخش دوم منشور مداحی از منظر رهبری

 

ویژگیهای یک مداح چه باید باشد؟

•    فهماندن شعر خوب، هنر مداح است
-    مردم زبان شعر را بهتر مى‌خواهند، اما مثل زبان نثر نمى‌فهمند؛ بخصوص اگر شعر، شعر بالایى باشد.
-    شما باید این را بفهمانید. فهماندنش با این نیست که آدم با صداى خوب بخواند. خیلیها شعر را با صداى خوب مى‌خوانند؛ ولى مستمع هم نمى‌فهمد که چه گفت! شما باید بفهمانید. این فهماندن، همان هنر مداحى است.
-    شعر را همراه با هنرِ خواندن - که البته غالباً با صداى خوب هم همراه است - براى تفهیم عرضه کنید.
-    اگر با صداى خوب هم همراه نباشد، همان کیفیتِ خواندن، جبران صداى خوب را مى‌کند. گاهى ممکن است از خیلى از خوش‌صداها هم بهتر و جاافتاده‌تر و شیرینتر تلقى بشود. از این باید براى پراکندن بهترین معارف اسلامى در باب اهل‌بیت و غیر آن استفاده کنید.
-    هر آهنگ و آوازى به درد شما نمى‌خورد. آهنگ و آواز خاصى به درد شما مى‌خورد؛ آن هم با شیوه‌ى بیان خاص مداحى. اگر کار مهم نبود، من در بیان این جزییات معطل نمى‌شدم؛ اما کار خیلى مهم است.
-    اگر این کار، خوب انجام بگیرد - که بحمداللَّه ما در طول سالهاى متمادى، بسیارى از برادران را دیده‌ایم که این کار را خوب هم انجام مى‌دادند و مى‌دهند - نقش فوق‌العاده مؤثر و والایى در پیشرفت فکرى و اعتقادى و اسلامى جامعه‌ى ما خواهد داشت.[1] 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۰ ، ۱۰:۱۸
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

برای شیعیان روزهای محرم و صفر، ایام خاصی است. ایام غمناکی که به گفته امام راحل عظیم الشأنمان اسلام را زنده نگه داشته است. روزهایی که کشتی نجات اباعبدالله الحسین (ع) همه را به ساحل محبوب میرساند. در این ایام مردم برای شرکت در عزاداری ها با بلبلان گلزار حسینی بیشتر مأنوس هستند. در این یادداشت سعی کرده ایم تا اهمیت مداحی، وظایف و شرایط مداح و همچنین آفات مداحی را از منظر رهبری جستجو کنیم تا مطمئن تر به سر منزل مقصود برسیم.
اهمیت مداحی
جریان عاطفی تشیع
-    از اولِ تاریخ تشیع تا امروز، یک عنصر اصلى و اساسى در تشیع و جریان تشیع، همین جریان عاطفى است.
-    البته عاطفه‌ى متکى به منطق، عاطفه‌ى متکى به حقیقت، نه عاطفه‌ى پوچ.
-    لذا شما در قرآن هم ملاحظه میکنید که اجر رسالت، محبت و مودت در قربى است؛ «قل لا اسئلکم علیه اجرا الّا المودّة فى القربى». این خیلى نکته‌ى مهمى است که باید به آن توجه داشت.
-    خدشه‌دار کردن این محبت به هر شکلى و به هر صورتى، خیانت به جریان عظیم محبت اهل‌بیت و پیروى اهل‌بیت است. این محبت را باید حفظ کنید.
-    لذا شما مى‌بینید در دوران ائمه (علیهم‌السّلام) این همه محدثین، این همه شاگردان آگاه و فقهاى بزرگ در خدمت امام صادق (علیه‌السّلام)، امام باقر (علیه‌السّلام) و ائمه‌ى دیگر بودند، معارف را نقل کردند، احکام را نقل کردند، شرایع را نقل کردند، اخلاقیات را نقل کردند، شنیدند و نقل و ثبت کردند؛ اما در کنار همه‌ى اینها، باز وقتى انسان درست نگاه میکند، مى‌بیند نگاه به دعبل خزاعى است، نگاه به سید حمیرى است، نگاه به کمیت بن زید اسدى است. در حالى که امثال زراره و محمدبن‌مسلم و بزرگانى از این قبیل در دستگاه ائمه (علیهم‌السّلام) هستند، اما امام رضا (علیه‌السّلام) دعبل را مینوازد؛ امام صادق (علیه الصّلاة و السّلام) سید حمیرى را مورد توجه و محبت قرار میدهد؛ این به خاطر این است که آن جنبه‌ى ارتباط عاطفى و محبت‌آمیز، در شعر شاعران، مدح مادحان و ذکر ذاکران، به نحو اتمّ و اوفى وجود دارد، اما در دیگر جاها وجود ندارد؛ یا اگر هست، ضعیف است؛ یا اینجورى بگوئیم، تأثیرگذارى آن ضعیف است. شعر، مدح، ذکر، این نقش را در تاریخ تشیع دارد. 

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۰ ، ۱۳:۰۰
قاسم صفایی نژاد

چند ماهی است که غالب فضای رسانه‌ای کشور به خصوص در فضای مجازی، علیه دولت و جریان موسوم به انحرافی قلم‌فرسایی می‌کند. اینکه آیا عده‌ای اشتباهات دولت را یک رویه انحرافی می‌پندارند و یا این رویه واقعا وجود دارد، سوال مهمی است که زمان آن را مشخص می‌کند، اما نکته مهم این است که آیا این نوع برخورد مطابق خواسته‌های رهبر معظم انقلاب هست و آیا ایشان این نوع برخورد را به نفع نظام می‌دانند یا خیر؟
به هر حال این نوع برخورد کردن با جریان موسوم به انحرافی نتایج کوتاه مدتی را در زمان حاضر خواهد داشت و قطعا نتایجی هم در فرهنگ سیاسی نظام جمهوری اسلامی خواهد داشت. با کمی آینده‌نگری متوجه خواهیم شد که ایجاد و دامن زدن به فرهنگ تخریب قوای سه‌گانه بخصوص دولت (که به قول رهبر معظم انقلاب بار اداره کشور را به دوش می‌کشد) در نهایت چقدر می‌تواند به ضرر نظام مردمی جمهوری اسلامی تمام شود.
سخنانی از رهبر معظم انقلاب را با هم مرور می‌کنیم تا کمی بیشتر وارد بحث شویم:
«آنچه که امروز لازم است، این است که همه این وظیفه را بشناسند، بدانند که ما کجا هستیم. یک عده‌اى غفلت میکنند، نمیفهمند که ما این همه حرکت کرده‌ایم، پیش آمده‌ایم؛ نمی‌فهمند که ما هنوز راه طولانى‌اى در پیش داریم؛ نمی‌فهمند که ما دشمن داریم، دشمن از تنبلى ما، از غفلت ما، از اختلاف ما، سوء استفاده میکند. مخاطب بیشتر این حرف شخصیت‌هاى مطرح جامعه - سیاسى و فرهنگى و غیره - هستند که باید مراقب حرف زدن‌هاى خودشان، مراقب نوشتن‌هاى خودشان، مراقب موضع‌گیری‌هاى خودشان باشند. اتحاد و اتفاقى که رمزِ همه‌ى پیشرفت‌ها و پیروزی‌هاست، امروز بیشتر از همه براى این کشور لازم است. مسئولین کشور هم واقعاً دارند زحمت می‌کشند، حقیقتاً دارند زحمت می‌کشند. دولت، مسئولین، مدیران بخش‌هاى مختلف، تلاش می‌کنند. اگر کسى ایراد و انتقادى هم دارد، نباید آن را جورى مطرح کند که این مدیرى که در تلاش هست براى اینکه کار را بهتر انجام دهد، او را تضعیف کند. اختلافات غالباً از هوس‌هاى نفسانى برمی‌خیزد. اگر کسى بگوید این عمل من که اختلاف‌انگیز بود، تفرقه‌انگیز بود، براى خداست، این را باور نکنید. تفرقه‌ى بین مؤمنین کارِ خدائى نیست، براى هدفِ خدائى انجام نمی‌گیرد؛ کار شیطانى است؛ کار شیطانى است. ایجاد بغضاء و کینه بین مؤمنین، فضاى اختلاف را به وجود آوردن، این کار شیطان است، کار خدائى نیست.
کار خدائى همدلى است. یک نفر یک کارى دارد، مسئولیتى را بر عهده گرفته، دیگران باید کمک کنند تا کار را خوب انجام دهد. اگر ضعفى داشت، به او تذکر دهند؛ اما نگذارند او تضعیف شود. این کسى که این عَلم را بر دوش کشیده، بلند کرده، همه باید کمکش کنند؛ یکى عرقش را پاک میکند، یکى بادش میزند. اگر دیدند که در نگه داشتن عَلم دارد اشتباه میکند، راهش این نیست که یک مشتى هم به پشتش بزنند، خودِ او و عَلم را سرنگون کنند. راهش این است که کمکش کنند این اشکال برطرف شود؛ این نکته را باید همه توجه کنند، بخصوص کسانى که در عرصه‌ى سیاست و در عرصه‌ى فرهنگ و در عرصه‌ى رسانه و در عرصه‌هاى گوناگون نقش و حضورى دارند.» *
همانطور که مطالعه فرمودید ایشان بیان می‌کنند که حتی اگر مسئولی در نگه داشتن عَلم اشتباه می‌کند، باید به او کمک کرد.
و چه کمکی در شرایطی که علم اشتباه نگه داشته شده بهتر از نقد منصفانه است؟ و مهمتر اینکه چه چیزی بیشتر از تخریب مصداق این جمله است که یک مشتی هم به پشتش بزنند و خود او و علم را سرنگون کنند.

 

 * بیانات رهبر معظم انقلاب دیدار جمعى از مداحان و ستایشگران اهل‌بیت (ع) 1387/4/4

 

 

 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۰ ، ۰۹:۱۸
قاسم صفایی نژاد

السلام علیک یا کریم اهل بیت (ع)
مگر می‌توانم بدون سلام بر ارباب به سراغ پسر بزرگوارش بروم؟ شنیده‌ام دست‌نوشته‌ی ارباب چاره‌ساز پسرش شده بود در روزی که تمام غصه‌های عالم به دلش نشسته بود. دست‌نوشته‌ای که اذن میدان او از سوی حسین (ع) را تأیید کرد.
می‌گویند عاشورا روز جمعه اتفاق افتاده بود؛ یعنی شب عاشورا شب جمعه بود و شب دعای کمیل. شاید قاسم (ع) آن شب این قسمت دعای کمیل را با سوز و آه بیشتری می‌خواند که: «یا رب الرحم ضعف بدنی و رقة جلدی و دقة عظمی» پروردگارا بر ضعف بدنی من رحم کن و نازکی پوستم و شکنندگی و بی‌طاقتی استخوانم. شاید از خدا خواست بر ناتوانی جسم این 13 ساله رحم کند تا با همین قد و بالایی که زره به تنش نمی‌شد، بتواند فدایی امام زمانش شود. این نگرانی قاسم (ع) را می‌توان در سؤال همان شب عاشورایش دید: «عمو جان! فردا من هم شهید می‌شوم؟»
سؤال عمو کمی قاسم (ع) را مضطرب‌تر کرد: «قاسمم! مرگ در نظر تو چگونه است؟» بدون معطلی گفت: «شیرین‌تر از عسل!» سالار شهیدان پاسخ داد: «قاسمم تو به بلای عظیم گرفتار می‌شوی!»
قاسم (ع) نمی‌دانست خوشحال باشد یا ناراحت. یعنی منظور عمو این بود که شهید می‌شوم یا بلای عظیم دیدن اسارت عمه و مادر است؟
خدا رحم کرد بر ضعف جسمانی قاسم (ع). دلیل دارم برای این حرف خودم و چه دلیلی بالاتر از اینکه قد و بالایی که زره جنگی به تنش نمی‌شد، پس از شهادت از قد و بالای رشید اباعبدالله الحسین (ع) رشیدتر شده بود، که:
از عسل گفتم قد رعنای تو آمد به یاد...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۰ ، ۲۲:۵۷
قاسم صفایی نژاد

حدود یک سال و نیم پیش یک مقاله‌ای نوشتم تحت عنوان «ورع مطبوعاتی» که در کلاس «مبانی ارتباط جمعی» کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبایی کنفرانس داده بودم. مقاله‌ای که تبیین آزادی و کنترل جامعه مطبوعاتی ایران یکی از اهداف آن بود. در این مقاله پس از تعریف آزادی بیان و آزادی مطبوعات در ادبیات جهانی، شرح انواع کنترل مطبوعات توضیح داده شده بود.
پس از آن با استفاده از 3 کلیدواژه رهبر معظم انقلاب شامل: «شارلاتانیزم مطبوعاتی»، «بی‌بندوباری مطبوعاتی» و «ورع مطبوعاتی» توضیح داده شده بود که در رسانه‌های ایران کدام کلیدواژه‌ها کاربرد داشته و اینکه ورع مطبوعاتی باید الگوی رسانه‌ای جمهوری اسلامی باشد.
در جستجوهایی که اخیرا در موضوعی دیگر بر سخنان رهبری داشتم، به تعریف دقیق واژه «ورع» رسیدم! می‌دانستم ورع معنایی شبیه تقوا دارد اما تعریف دقیق آن برایم جالب بود:
ورع یعنى چه؟ یعنى انسان از هر چیزِ شبهه‌ناکى که بوى مخالفت با دین از آن استشمام مى‌شود، اجتناب کند. [1]
حال تعریف ورع مطبوعاتی را مقایسه کنید با وضعیت رسانه‌های جهانی و اسلامی و حتی رسانه‌های جمهوری اسلامی. به نظرتان به این الگو عمل می‌شود؟

 

پاورقی:
[1]- بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 12/11/1375

 

 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۰ ، ۱۵:۴۳
قاسم صفایی نژاد

این یادداشت برای پایگاه تحلیلی تبیینی برهان نوشته شده است.

 

بخش دوم منشور آزاداندیشی از منظر رهبری

 

سه کرسی متفاوت ولی در یک راستا
· به نظر مى‌رسد که هر سه روش پیشنهادى شما یعنى تشکیل 1) «کرسى‌هاى نظریه‌پردازى»؛ 2) «کرسى‌هاى پاسخ به سؤالات و شبهات» و 3) «کرسى‌هاى نقد و مناظره»، روش‌هایى عملى و معقول باشند و خوب است که حمایت و مدیریت شوند به نحوى که هر چه بیش‌تر، مجال علم، گسترش یافته و فضا بر دکانداران و فریب‌کاران و راهزنان راه علم و دین، تنگ‌تر شود[1].
 آزادفکری در همه‌ی رشته‌ها
· من بر پیشنهاد شما مى‌افزایم که این ایده چه در قالب «مناظره‌هاى قانونمند و توأم با امکان داورى» و با حضور «هیأت داورى علمى» و چه در قالب تمهید «فرصت براى نظریه‌سازان» و سپس «نقد و بررسى» ایده‌ی آنان توسط نخبگان فن و در محضر وجدان علمى حوزه و دانشگاه، تنها محدود به برخى قلمروهاى فکر دینى یا علوم انسانى و اجتماعى نیز نماند بلکه در کلیه‌ی علوم و رشته‌هاى نظرى و عملى (حتى علوم پایه و علوم کاربردى و ...) و در جهت حمایت از کاشفان و مخترعان و نظریه‌سازان در این علوم و در فنون و صنایع نیز چنین فضایى پدید آید.
· براى آن‌ که ضریب «علمى بودن» این نظریات و مناظرات، پایین نیاید و پخته گویى شود و سطح گفت‌وگوها نازل و عوامانه و تبلیغاتى نشود، باید تمهیداتى اندیشید و قواعدى نوشت.
· این‌جانب با چنین طرح‌هایى همواره موافق بوده‌ام و از آن حمایت خواهم کرد و از شوراى محترم مدیریت حوزه‌ی علمیه‌ی قم مى‌خواهم تا با اطلاع و مساعدت «مراجع بزرگوار و محترم» و با همکارى و مشارکت «اساتید و محققین برجسته‌ی حوزه»، براى بالندگى بیشتر فقه و اصول و فلسفه و کلام و تفسیر و سایر موضوعات تحقیق و تألیف دینى و نیز فعال کردن «نهضت پاسخ به سؤالات نظرى و عملى جامعه»، تدارک چنین فرصتى را ببینند.
· از شوراى محترم انقلاب فرهنگى و به‌ویژه ریاست محترم آن نیز مى‌خواهم که این ایده را در اولویت دستور کار شورا براى رشد تمامی علوم دانشگاهى و نقد متون ترجمه‌اى و آغاز «دوران خلاقیت و تولید» در عرصه‌ی علوم و فنون و صنایع و به‌ویژه رشته‌هاى علوم انسانى و نیز معارف اسلامى قرار دهند تا زمینه براى این کار بزرگ به تدریج فراهم گردد و دانشگاه‌هاى ما بار دیگر در صف مقدم تمدن سازى اسلامى و رشد علوم و تولید فن‌آورى و فرهنگ، قرار گیرند. بى‌شک هر دو نهاد از طرح‌هاى پیشنهادى فضلا دانشگاهى و حوزوى و از جمله طرح شما، استفاده خواهند کرد تا با رعایت همه‌ی جوانب مسأله، جنبش «پاسخ به سؤالات»، «مناظرات علمى» و «نظریه پردازى روشمند» را در کلیه‌ی قلمروهاى علمى حوزه و دانشگاه، نهادینه و تشویق کنند.[2] 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۰ ، ۲۳:۳۶
قاسم صفایی نژاد

بیداری اسلامی این روزها تا قلب اروپا هم پیش رفته است. بیداری‌ای که هر اسمی بخواهیم برای آن بگذاریم، ناشی از ضربه‌ای است که ظهور انقلاب اسلامی ایران به حرکت ممتد سلطه‌گران زد. بیداری‌ای که مرهون تلاش و فداکاری علما، افراد و گروه‌های مختلفی است که تا بدینجا رسیده است. بیداری‌ای که اولین ضربه‌اش را به «چرا»ی جمهوری اسلامی در مقابل اعمال سلطان‌گران مدیون است.
اما سوال این است که آیا با رفتن هر باطلی، اسلام جایگزین آن می‌شود؟
«امروز مى‌بینید که وضع دنیا چگونه است. این کاخهاى مرتفع و خیلى پُر زر و زیور، اما با پایه‌هایى از مقوا، یکى پس از دیگرى دارد فرو مى‌ریزد. این شوروى، امپراتورىِ بزرگِ به اصطلاح سوسیالیستى و کارگرى بود؛ اما آن‌گونه فرو ریخت و در هم مچاله شد! نمى‌شود گفت فرو ریخت؛ اصلاً نابود و له شد! شبیه همین فعل و انفعال، الان در بعضى از جاهاى دیگر دنیا هم دارد انجام مى‌گیرد؛ منتها تا آن وقتى که آشکار بشود، مقدارى زمان مى‌طلبد. این تمدنها و زر و زیورهاى ضد حق دارند له مى‌شوند.
بناى حق باید مرتفع باشد. گمان نکنید که اگر باطل به خاطر زوال‌پذیریش از بین رفت، حق به خودى خود و بدون تلاش، در دنیا عَلَم خواهد شد - ابداً - باطل دیگرى سر جایش مى‌آید؛ مگر آن وقتى که حق، خود را آن‌چنان که هست، عرضه کند.
این باطلها مرتب پشت سر هم مى‌آیند و مى‌روند؛ مرتب به وجود مى‌آیند و از بین مى‌روند. طبیعت باطل، زایل شدن و از بین رفتن است. گمان نشود که اگر باطل از بین رفت، ممکن است اسلام یا حق، بدون تلاش و مجاهدت، بدون تعریف و تبیین، بدون زحمت کشیدنِ من و شما، در دنیا جایگزین باطلها بشود؛ نه، بسته به این است که من و شما چه کار کنیم.
پس، باید از اهل‌بیت همچنان درس گرفت؛ همچنان این درسها را به مردم داد؛ همچنان تربیت کرد؛ تا بر اثر این کوششها، مُرّ حق و لُبّ حق بتواند جانشین باطلها بشود.» [1]

 


پاورقی:
[1]- فرمایشات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مداحان اهل بیت (ع) 5/10/1370

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۰ ، ۱۵:۳۸
قاسم صفایی نژاد

از آسمان منادی ماتم رسیده است                  فبک علی الحسین، محرم رسیده است
از آسمان ببار که دل‌ها گرفته است                   خون گریه کن که قافله غم رسیده است
مشکی به تن کنید که احرام نوکری است          ایام شور و نوحه و سر دم رسیده است
ره وا کنید دست به سینه ادب کنید                  زهرا (س) ز عرش با کمر خم رسیده است
با گریه بر غم تو به معراج می‌رویم                    این ارث مادری است دمادم رسیده است
نام تو ای مبدل السیئات بالحسنات                 هر جا به داد توبه آدم رسیده است
والفجر کربلای تو قبل از طلوع عشق                تا ابتدای سوره مریم رسیده است
ای وای رد نیزه و شمشیر کیست این               تا بوسه‌گاه حضرت خاتم رسیده است
تا زنده‌ام بر غم تو گریه می‌کنم                       شکر خدا به زخم تو مرهم رسیده است
از غیر خط کرب و بلا دم زدن چرا؟                    از جانب حسین مگر کم رسیده است؟
حالا زمان یاری مظلوم کربلاست                      هل من معین خطاب به ما هم رسیده است
مانده است ایمن از فتن آخرالزمان                   هر کس که در حوالی پرچم رسیده است



* این شعر در شب اول محرم 88 توسط حاج منصور خوانده شده است.

* فایل صوتی این شعر با صدای حاج منصور را می‌توانید از اینجا دریافت نمایید.

 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۰ ، ۰۸:۴۸
قاسم صفایی نژاد