کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه

بایگانی

پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۲۹ فروردين ۹۶، ۱۷:۰۱ - دچــ ــــار
    :)))

۱۵ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

کتاب «برای درک رسانه‌ها» اثر مارشال مک لوهان در سال 1377 توسط مرکز تحقیقات مطالعات و سنجش برنامه‌ای صدا و سیما و با ترجمه سعید آذری در 444 صفحه منتشر شد. در این کتاب، مک‌لوهان سعی دارد در راستای سایر نظریات خود به بررسی تعدادی از اصلی‌ترین امتدادهای حواس انسانی و برخی از نتایج روانی و اجتماعی آنها بپردازد. در مقدمه کتاب به نکته جالب توجهی اشاره شده است که سه چهارم مطالب کتاب جدید است و برای اولین بار مطرح می‌شود و از منبع دیگری اقتباس و گردآوری نشده است.

این کتاب شامل 33 فصل است:

فصل اول- پیام، خود رسانه است

فصل دوم- رسانه‌های سرد و گرم

فصل سوم- قانون رفت و برگشت در رسانه‌های گرم «فوق گرم»

فصل چهارم- عشق به وسایل «نارسیس خودشیفته»

فصل پنجم- انرژی پیوندها «رابطه‌های خطرناک»

فصل ششم- رسانه‌ها، انتقال دهنده هستند

فصل هفتم- مبارزه و سقوط؛ شکست‌ناپذیری قدرت خلاقه

فصل هشتم- کلام؛ گلی اهریمنی؟

فصل نهم- نوشته؛ چشم جایگزین گوش می‌شود

فصل دهم- جاده‌ها و امپراتوری‌های کاغذ

فصل یازدهم- اعداد؛ چهره توده‌ها

فصل دوازدهم- لباس، امتدادی از پوست بدن

فصل سیزدهم- مسکن واقعیتی نو و افق‌هایی تازه

فصل چهاردهم- پول؛ کارت اعتیاری فقرا

فصل پانزدهم- ساعت؛ رایحه زمان

فصل شانزدهم- باسمه؛ چیزی برای یافتن

فصل هفدهم- داستان‌های مصور؛ مد: پیش درآمدی بر تلویزیون

فصل هجدهم- نشریه؛ معمار ناسیونالیسم

فصل نوزدهم- چرخ، دوچرخه، هواپیما

فصل بیستم- عکس؛ تصویری از فروختن خود

فصل بیست و یکم- مطبوعات؛ افشاگری حساب شده به عنوان یک شکل حکومتی

فصل بیست و دوم- اتومبیل؛ یک دوست مکانیکی

فصل بیست و سوم- تبلیغات؛ چگونه به چشم و همچشمی با همسایه بپردازیم؟

فصل بیست و چهارم- بازی‌ها؛ امتدادهای انسانی

فصل بیست و پنجم- تلگراف؛ هورمونی اجتماعی

فصل بیست و ششم- ماشین تحریر؛ عصر خواستن برای انجام دادن

فصل بیست و هفتم- تلفن؛ شیپور یا زنگوله‌ای نمادین

فصل بیست و هشتم- گرامافون؛ اسباب‌بازی‌ای که نفس آمریکایی‌ها را گرفت

فصل بیست و نهم- سینما؛ جهانی پیچیده در حلقه

فصل سی‌ام- رادیو؛ طبق رقص قبایل

فصل سی و یکم- تلویزیون؛ غول خجالتی

فصل سی و دوم- تسلیحات؛ نبرد شمایل‌ها

فصل سی و سوم- خودکاری؛ مکتبی همیشه پابرجا

 

قبلا در این وبلاگ، یک بند خواندنی از این کتاب را در بخش «نقل قول» گنجانده بودم که توصیه می‌کنم با خواندن آن به خواندن کامل کتاب علاقه‌مند شوید. عنوان این بند در زیر آمده است که می‌توانید برای خواندن آن روی آن کلیک کنید:

- جنگ شمایل‌ها

 

نسخه انگلیسی کتاب را می‌توانید با قیمت 21 دلار از اینجا خریداری نمایید. همچنین نسخه فارسی کتاب را می‌توانید با قیمت 18000 تومان از اینجا خریداری نمایید. نسخه الکترونیکی کتاب نیز به صورت رایگان از اینجا قابل دریافت است. نظرات کاربران گودریدز در مورد این کتاب را هم می‌توانید در اینجا بخوانید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۰۱
قاسم صفایی نژاد

تو ای دوستدار علی، تو ای دوستدار فاطمه، و تو ای دوستدار حسنین؛ فکر مکن که دوستی تو نسبت به آنها به این است که چیزی نذرشان کنی! مثلا سفره نذرشان کنی، چلچراغ نذرشان کنی... این دوستی آنها نیست. آنها اهل این حرف‌ها نیستند تا دوستیشان به این چیزها باشد. دوستی تو به آنها در کجا نمودار می‌شود؟ فقط یک جا، و آن رفتار تو، عقیده تو، اندیشه تو، فکر تو و عمل توست. هر قدر عقیده و اندیشه و عملت به اینها نزدیک‌تر باشد نشانه آن است که دوستی راستین صحیح آنها در تو ریشه‌دارتر است. محبت اهل بیت و ولایت آنها بازده و ثمره‌ای جز اطاعت بیشتر خدا و پرهیز بیشتر از معصیت خدا ندارد.

 

ولایت، رهبری، روحانیت، صفحه 63

نویسنده: شهید بهشتی

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۵۶
قاسم صفایی نژاد

زمانی که روس‌ها در تاریخ شانزدهم ژوئن 1963 «والنتیناتروشکووا» زن جوانی را که از هر گونه اطلاعات مربوط به خلبانی بری بود، به عنوان اولین زن فضانورد در مدار زمین قرار دادند، مطبوعات و سایر رسانه‌ها به گونه‌ای عکس‌العمل نشان دادند که گویی این پرواز خدشه‌ای بر تصویر فضانوردان مرد بویژه آمریکایی‌ها وارد کرده است. روس‌ها با این حرکت به شدت از ارج و قرب فضانوردان آمریکایی کاستند و نشان دادند که فضانوردی هیچ ربطی به هوانوردی ندارد و نیازی نیست که یک فضانورد، قبلا پروانه خلبانی اخذ کرده باشد.

به طنز می‌توان گفت در چنین وضعیتی، تنها راه چاره‌ای که برای غربی‌ها باقی می‌ماند و با علم به اینکه اصولا فرهنگ آنها اجازه نمی‌داد که زنی بر مدار کره زمین قرار بگیرد، این بود که گروهی کودک فضانورد را آموزش دهند تا از اطریق آنها فضانوردی را به عنوان یک بازی کودکانه جلوه دهند.

پرواز اولین «اسپوتینک» یعنی ماهواره اتحاد شوروی در واقع جز به سخره گرفتن روانی جهان سرمایه‌داری چیز دیگری نبود، آن هم به کمک یک تصویر یا شمایل تکنولوژیکی که راه مقابله با آن جز همان به فضا فرستادن کودکان، چیز دیگری نبود. وجود اولین زن فضانورد بوضوح به حرکتی عاطفی اشاره داشت و از نظر احساسی شدیدا بر غربی‌ها تأثیر گذاشت. لذا می‌توان جنگ آیکون‌ها یا شمایل‌ها که طی آن سعی می‌شود موجودیت جمعی رقبا به زیر سؤال برده شود، از مدت‌ها پیش آغاز شده است و جوهر و عکس به جای نیروهای رزمنده و ماشین‌های جنگی قد برافراشته‌اند و قلم روز به روز برنده‌تر از شمشیر می‌شود.

 

برای درک رسانه‌ها، صفحه 399

نویسنده: مارشال مک لوهان

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۰۵
قاسم صفایی نژاد

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 22 ماهنامه مدیریت رسانه منتشر شده است.

 

تغییرات در محیط خارجی، سازمان‌ها را به نشان دادن واکنش و تغییر وادار می‌نماید. مهندسی مجدد فرایندها، تشکیل تیم‌های توسعه محصول، اجرای برنامه‌های تقویت کارکنان، حرکت به سوی سازمان‌های مجازی، افزایش توانایی پاسخگویی مؤثر به نیازهای مشتریان و تحلیل بازار به منظور پاسخ اثرگذار به تغییرات از جمله فعالیت‌هایی هستند که در این راستا انجام می‌گیرند. به منظور رویارویی با تغییرات جدیدی که در دنیای رقابت امروزی رخ می‌دهند، سازمان‌ها باید به فراتر از سازگاری با تغییرات بیاندیشند و به دنبال بهره‌گیری از فرصت‌های بالقوه باشند.

یکی از پارادایم‌هایی که به منظور افزایش انعطاف‌پذیری، سرعت و کیفیت سازمان‌ها مطرح می‌گردد، چابکی سازمانی است.  چابکی سازمانی به مفهوم قابلیت انطباق‌پذیری بسیار بالا بدون نیاز به انجام تغییرات است. در واقع سازمان می‌تواند ظرفیتی را در ساختار و روش‌های عملیاتی خود به وجود آورد که انعطاف‌پذیری، تغییر و تطبیق با شرایط متغیر را بدون نیاز به انجام یک سری تغییرات دایمی، اجباری و بنیانی ایجاد نماید.

طراحی سازمانی اساس مزیت رقابتی و عملکرد سازمان است. پژوهشها نشان دادهاند که اگر ساختار، فرآیند و نظام سازمان از زیرک‌ترین استراتژی‌ها هم حمایت نکنند، استراتژی نمی‌تواند به توانایی بالقوه خود دست یابد. با این وجود، به نظر میرسد که پیچیدگی، غیرقابل پیشبینی بودن و ناپایداری تغییرات محیطی از رویکردها و مفاهیم سنتی طراحی سازمانی پیشی گرفته است. مدیران برآنند تا سازمانی را طراحی نمایند که برای اجرای عملیات در کوتاهمدت، کارا و برای حفظ عملکرد در بلندمدت، به اندازه کافی منعطف باشند. «نُرم جدید» مستلزم سازمانهایی است که حد چشمگیری از چابکی را دارا باشند تا بتوانند صرفنظر از موفقیت، تنها به حیات خود ادامه دهند. چابکی قابلیتی پویا از طراحی سازمان است که میتواند نیاز به تغییر در منابع درونی و بیرونی را حس کرده، به صورت روزمره این تغییرات را اعمال نماید و عملکرد خود را در حد بالای متوسط حفظ نماید.

مدل‌های مختلفی در خصوص چابکی در دنیا ارائه شده است. «گلدمن و همکارانش» بر ساختار مناسب، فناوری اطلاعات و منابع انسانی تمرکز دارند و «کاتر» بر مأموریت، ساختار، فرآیندمحوری کسب و کار و منابع انسانی تأکید دارد. این در حالی است که در مدل « اورهلت»  بر ارزش‌های مشترک، ساختار یا فناوری اطلاعات، فرآیندهای کاری و رفتار تأکید شده است. در مدل «کروکیتو و یوسف» فناوری‌های پیشرفته اطلاعات و تولید منجر به ایجاد چابکی تولید می‌گردد و چابکی تولید نیز از طریق کاهش هزینه‌ها و افزایش سرعت و کیفیت، چابکی سازمانی را ایجاد می‌نماید. در مدل «گروه مشاوران آتوز» چابکی سازمانی  به وسیله تقویت دایمی امکان‌پذیر است. تقویت دایمی نیز به وسیله‌ کسب آگاهی، وجود مقدمات انعطاف‌پذیری در سازمان و در نهایت برخورداری از سیستم کنترل دقیق ایجاد می‌گردد. مدل شریفی و ژانگ نیز بر سه قسمت عمده به شرح زیر استوار است: 1. محرک‌های چابکی شامل نیاز به «چابک شدن»، «تصمیم راهبردی برای چابک شدن» و «راهبرد چابک»، 2. قابلیت‌های چابکی شامل «شایستگی»، «پاسخگویی»، «انعطاف‌پذیری» و «سرعت»، 3. فراهم سازی چابکی شامل «اقدامات، روش‌ها و ابزار» و «سازمان، فناوری، نیروی انسانی و نوآوری». ورلی و لاولر هم استراتژی قوی، طرح‌های سازگار سازمانی، هویت و رهبری مشترک و قابلیت‌های ارزش آفرینی را برای چابکی عملکرد سازمانی ضروری می‌دانند.

سازمان‌های رسانه‌ای به عنوان یکی از پیچیده‌ترین سازمان‌های عصر حاضر که محیطی به شدت متغیر دارند و واحد زمان در آن‌ها «لحظه» است، شناخته می‌شوند. برای پاسخگویی شایسته به این محیط پیچیده، رسانه‌ها نیاز دارند تا به سرعت و دقت تصمیمات مناسبی را اتخاذ نمایند و از آن مهم‌تر انعطاف لازم را در این تصمیمات حفظ نمایند. یک تصمیم اشتباه در تولید یا توزیع پیام می‌تواند منجر به از دست رفتن «اعتماد» مخاطبان شود که هزینه‌های هنگفت هم نتواند آن اعتماد را برگرداند. رسانه‌ها باید با استراتژی قوی، رهبری مشارکتی و انعطاف بالای سازمانی، بر دشواری‌های این محیط پیچیده غلبه نمایند تا بتوانند اثر مناسبی را در زمان مناسب بر مخاطبان هدف خود اعمال نمایند.

این روزها دیگر تغییرات مستمر و جهشی «فناوری رسانه‌ها» به امری عادی تبدیل شده است. شیوه‌های تولید و توزیع و ارتباط با مخاطبان در بازه‌های زمانی کوتاهی تغییر می‌کنند و بخصوص سازمان‌های رسانه‌ای بزرگ را به چالش وا‌می‌دارد. از سویی دیگر نیازها و ذائقه مخاطبان مدام در حال تغییر است؛ فرهنگ‌ها و خرده فرهنگ‌ها بر هم تأثیر و تأثر دارند؛ قوانین و تفسیر و نحوه اجرای آنان بخصوص در مواجهه با فناوری‌های جدید رسانه‌ای در حال تغییرند؛ رقبای جدید به سرعت قدرت عرض اندام پیدا می‌کنند و رقبای قدیمی نوآوری‌های گوناگون به کار می‌برند. همه این موارد «چابکی سازمانی» را به عنوان یکی از ضروری‌ترین و حیاتی‌ترین ویژگی‌های سازمان‌های رسانه‌ای معرفی می‌کند که با اینکه نسبت به سایر انواع سازمان‌ها «مهم‌تر» است اما هم در تئوری به آن بسیار کم پرداخته شده است و هم در عمل رسانه‌های ما اعتنایی به آن ندارند. 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۳۴
قاسم صفایی نژاد

دکتر وردی‌نژاد در کلاس «مدیریت رسانه 1» مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی در سال 88 می‌گفتند که دشمنان ایران نیاز به هزینه زیاد و کار تخصصی فراوان جهت جاسوسی از ایران ندارند؛ زیرا با سایت‌های متعدد خبری 90 درصد اخبار محرمانه ما در معرض دید عموم قرار گرفته است یا به راحتی در دسترس همگان است. سازمان‌های جاسوسی دشمنان‌مان باید برای 10 درصد باقیمانده وقت و هزینه و انرژی بگذارند. می‌گفتند که میزان اخبار منتشره محرمانه ما نسبت به کشورهای پیشرفته، وضعیت فاجعه‌آوری دارد. 

خط و خطوط سیاسی ایشان و افتراقی که در این زمینه داریم در این یادداشت محل بحث نیست اما این حرف ایشان همیشه در خاطر من ماند و به نظرم به عنوان یکی از معضلات گردش خبر بخصوص در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی در کشورمان جدی است. یادمان نرفته است که مکالمات حضوری محرمانه شخص اول و دوم کشور در چند سال گذشته، نقل محافل گوناگون بود و همیشه این سؤال مطرح بود که اگر این صحبت‌ها دو نفره بوده است، پس چه کسی آن را نقل کرده است؟

یکی از راه‌های شایعه‌سازی و تخریب اذهان عمومی همین انتشار غیررسمی اخبار با مهر محرمانه جهت دیده شدن بیشتر است. به نظر می‌رسد که برخی از ارکان قدرت در کشورمان با قیافه حق به جانب، استفاده از این حربه را خوب بلد هستند و به جستجوگران حقیقت کمترین مجال برای سؤال و نقد را هم نمی‌دهند یا اگر بدهند تأثیری در افکار عمومی جامعه ندارد. استفاده از رسانه‌های گوناگون و گسترده توسط ارکان مورد بحث، به آنها قدرتی بخشیده است که شاید تا چند زمانی مست آن باشند که البته ماه همیشه پشت ابر نمی‌ماند.

به عنوان مثال یادمان هست در قضیه خانه‌نشینی 11 روزه رئیس جمهور سابق چقدر شایعه توسط همین اخبار محرمانه ساخته شد و زمینه‌ساز کلیدواژه تخریبی «جریان انحرافی» در کشور شد. یادمان هست که همان زمان رهبر معظم انقلاب وارد میدان شدند و آن شایعات را «حرف‌های سست و بی‌پایه» خواندند که توسط دستگاه‌های تبلیغاتی گفته شده است و تأکید می‌کنند که «بخصوص خود رئیس جمهور» برای خدمت به مردم شب و روز ندارند. اما خاطرمان می‌آید که مسئله‌ای که از نظر رهبر معظم انقلاب «مسئله مهمی» نبود را چگونه به مسئله اول کشور تبدیل کردند و سال‌ها در آن دمیدند و می‌دمند؛ آن هم با جلوه ولایتمداری! اساسا یکی از مشکلات همین است که بخش قابل توجهی از این اخبار محرمانه به دیدارهای خصوصی رهبری مربوط می‌شود و توصیه‌ها و فرمایشاتی که ایشان به افراد مختلف کرده‌اند. حال اینکه ایشان بارها گفته‌اند مواضع ایشان همان است که با مردم در میان می‌گذارند و «حرف درگوشی» با کسی ندارند و نسبت دادن اینکه ایشان موضعی خلاف موضع علنی خود به خواص می‌گویند را «گناه کبیره» دانسته‌اند.

قبلا هم نگاشته بودم که برخی سیاسیون از طریق همین «گفتن اخبار مگو» برای خود مخاطبان، مریدان و طرفدارانی پیدا می‌کنند که سال‌ها بر موج احساسی حق‌طلبی آنان سوار می‌شوند و تا حدودی توجه مسئولین و مردم را از مسائل اصلی کشور به مسائل فرعی جهت تحکیم قدرت یا افزایش قدرت خود یا حزب خود جلب می‌کنند.

به نظر می‌رسد یکی از راه‌های مبارزه با این شایعات و اخبار غیررسمی که با بسته بندی «محرمانه» و «خصوصی» عرضه می‌شود، بی‌توجهی به آن است. این بی‌توجهی در وهله اول و اصلی‌ترین گام به اهالی رسانه برمی‌گردد. متأسفانه معمولا اهالی رسانه با در دست گرفتن «سررسید» به نگارش اخبار جذاب محرمانه از سوی اشخاص قدرت‌طلب -که بعضا حتی به نیات آن‌ها هم شک وارد است- اقدام می‌کنند تا با نقل آنان در میان دوستان محفلی خود، خویش را «کاردرست» و «مهم» جلوه دهند یا گرهی از گره کشور باز کنند! حال آنکه خبرنگاران، دبیران سرویس‌های مختلف، تحلیل‌گران رسانه‌ای و مدیران رسانه‌های خرد مستقل باید لااقل با بی‌توجهی خود به نقل اینگونه اخبار که وثوق آن از هیچ طریقی امکان‌پذیر نیست از ارزش این کار بکاهند و آن را به کاری بیهوده تبدیل کنند.

با نزدیک شدن به انتخابات سال 96، دامنه این شایعات محرمانه بسیار گسترده‌تر خواهد شد. شایعاتی که از نگاه ظاهری بیشتر به ضرر کسانی خواهد شد که رسانه کمتری در اختیار دارند یا تقوای بیشتری برای ساخت شایعه به خرج می‌دهند! نمونه این اخبار در یکی دو هفته اخیر در رسانه‌های مختلف اجتماعی و رسمی منتشر شده است.

بیایید تصمیم بگیریم به جای تخریب اذهان مردم کمی هم به فکر کشورمان باشیم و وظایفمان را درست انجام دهیم که همه عزت دست خداست و او بر قلوب مردم مسلط است.

 

 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۲۱
قاسم صفایی نژاد

دهه سوم زندگی‌ام هم تموم شد. با همین سرعتی که یادآوری عبارت «به سرعت پلک بر هم زدنی» جلوه شعاری بهش میده. دهه سومی پر از فراز و نشیب، پر از اتفاقات خوب و بد، پر از موفقیت و شکست‌های انسانی و ملی و خانوادگی و شخصی، پر از تجربه و عبرت، پر از خاطره‌های خوب و خوب و خوب و بد.

کمی تأمل که می‌کنم به نظرم میاد دهه چهارم زندگی با دهه سوم تفاوت‌های اساسی داره. دهه چهارم باید دهه تثبیت باشه نه تلاطم؛ دهه چهارم باید دهه ثمردهی تجربیات باشه، نه آزمون و خطای مجدد؛ دهه چهارم باید دهه عزت نفس باشه، نه بچگی و غرور؛ و همه اینها باید درونی باشه وگرنه تلاطم و فراز و نشیب دنیا و «ما فیها» که کم یا زیاد، همیشه هست؛ به قول عرفا «انفسی» نه «آفاقی». هر چی نباشه همه جا خوندیم و شنیدیم که «چهل سالگی» سن خاصیه. سنی هست که تغییر اعتقادات و خلقیات بعد از اون خیلی سخته. شروع چهل سالگی -اگه خیلی دیر نباشه- همین امروز هست، روز اول دهه چهارم زندگی. ده سال دیگه وقت دارم که در چهل سالگی به فردی تبدیل بشم که لااقل خودمو قبول داشته باشم؛ ده سال: چه فرصت اندکی. بیخود نیست که قرآن می‌فرماید در روز قیامت وقتی می‌پرسند چند وقت در دنیا بودید، میگن 10 روز، 3 روز، چند ساعت و ... ده سال زمینی، زمانی نیست برای اصلاح این نفس پیچیده و تو در تو؛ بخصوص اینکه پی‌ریزی 30 سال اول هم بلنگد. 

امید به رحمت واسعه الهی است که کمی آرامم می‌کند؛ آن هم در روزهایی که می‌بینم همسن و سال‌های من و بلکه افراد زیر 20 سال چطور خودسازی کرده‌اند و با چه سرعتی در مسیر الی الله در حرکتند.

روز تولد سی سالگی‌ام به همراه پدر، مادر، همسر و فرزندم به روستایی آمده‌ایم که پدر و مادرم آنجا دنیا آمده‌اند. به خانه پدربزرگ و مادربزرگی که چند سالی می‌شود در قید حیات نیستند و 6 سالی بود به این روستا نیامده بودم. روزی که پدربزرگ و مادربزرگم در اینجا بچه‌دار شده بودند، آیا فکر می‌کردند آن بچه‌ها با نوه خود با فاصله کمی بیایند و آنها دیگر نباشند؟

 

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۳۴
قاسم صفایی نژاد

کتاب «نظام حقوق زن در اسلام» اثر شهید مطهری توسط انتشارات «دفتر نشر فرهنگ اسلامی» در 427 صفحه در سال 1353 منتشر شده است. از آن پس این کتاب توسط ناشران گوناگون و به زبان‌های مختلف چاپ مجدد شده است. این کتاب دربرگیرنده سلسله مقالاتی است که شهید مطهری در سال‌های قبل از آن در مجله «زن روز» در دفاع از قانون مدنی و در پاسخ به مقالات ابراهیم مهدوی زنجانی منتشر کرده بودند.

کتاب با مقدمه شهید مطهری و چگونگی نگارش این کتاب آغاز می‌شود و سپس در 11 بخش مباحث مطرح می‌شود:

1. خواستگاری و نامزدی

2. ازدواج موقت

3. زن و استقلال اجتماعی

4.اسلام و تجدد زندگی

5. مقام انسانی زن از نظر قرآن

6. مبانی طبیعی حقوق خانوادگی

7. تفاوت‌های زن و مرد

8. مهر و نفقه

9. مسأله ارث

10. حق طلاق

11. تعدد زوجات

شهید مطهری در این کتاب با دیدی جامع و بحث همه جانبه مباحث مرتبط با زن، ازدواج و خانواده بخصوص مواردی که شبهاتی در جامعه راجع به آنها رواج دارد را مطرح می‌کنند. تقریبا در تمامی موضوعات هم نظر دانشمندان غربی بیان شده است، هم نظر اسلام و هم شرایط واقعی ناشی از این نوع تفکرات در ایران و غرب و تحلیلی منطقی از تمامی آنها. شاید دو سه مورد تحلیل نابجا هم در این کتاب وجود داشته باشد که خیلی غیرطبیعی نیست و به اصل موضوعات لطمه‌ای نمی‌زند.

قبلا در این وبلاگ، 2 بند خواندنی از این کتاب را در بخش نقل قول گنجانده بودم که توصیه می‌کنم با خواندن آنها به خواندن کامل کتاب علاقه‌مند شوید. بندهای زیبای بسیاری در این کتاب وجود دارد اما به دلیل اینکه نقل «تقطیع شده» آنها ممکن است باعث جا نیفتادن بحث و ایجاد شبهات جدید شود از آن پرهیز کردم؛ امیدوارم با مطالعه این کتاب، از آن لذت ببرید. عناوین این 2 بند در زیر آمده است که می‌توانید برای خواندن آنها روی آن کلیک کنید:

اگر زن در نقش مرد ظاهر شود...

بزرگترین شکست برای زن

 

نسخه کاغذی این کتاب را می‌توانید به قیمت 9000 تومان  از اینجا بخرید. همچنین نسخه الکترونیکی این کتاب را می‌توان در فرمت‌های گوناگون از اینجا به صورت رایگان دریافت نمایید. همچنین نظرات کاربران گودریدز را می‌توانید از اینجا بخوانید.

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۱۳
قاسم صفایی نژاد

این خیلی روشن است که اگر خانمی بتواند در پوشش خویشتن، نشانی از پایبندی به عفت و پاکدامنی با خودش همراه داشته باشد، نشانی است از کمال و احترام. یک وقت است که ما مسئله هرزگی زن را و لَوَندی زن را کمال می‌دانیم! خوب آن یک مکتب است. کدام زن بهتر است؟ آن که لوندتر است. ولی اگر نه، زنِ بهتر یعنی زنِ پاکتر، پس زنِ خودفروش، زن کامل نیست. زنی که برای خودش شخصیت قائل است زنی است که هیچ مردی جز همسرش نمی‌تواند به او نگاه خریدارانه بکند. اگر واقعا کمال زن این است، در این صورت، پوشیده بودن اندام و زیبایی‌ها و جاذبه‌های جنسی زن برای چیست؟ آیا این برای احترام به اوست یا برای تحقیر او؟ بنابراین ملاحظه می‌کنید دستور پوشش، برای بالا بردن احترام زن در اجتماع است و این امری طبیعی است و من به خانم‌های خودمان توصیه می‌کنم در عین حال که پوشیده هستید، دوست دارم در خیابان گردنتان را راست بگیرید راه بروید! گردن‌شق راه بروید. خانم‌های پوشیده! مبادا پوشیده بودن مستلزم این باشد که گردنتان را خم کنید و راه بروید! نمی‌گویم چشم خیره کنید و مردان و جوانان را بنگرید، می‌گویم «با شخصیت» راه بروید! 

بنده همیشه هم به خانمم، هم به دخترم توصیه می‌کرده‌ام در عین حال که باید لباستان برجستگی‌های بدن را نشان ندهد، لباس برازنده آبرومند بپوشید؛ لباس خوب بپوشید نه لباس جاذبه‌دار؛ لباس خوب، لباس محترمانه. و بعد هم تأکید می‌کنم که در کوچه که راه می‌روید گردن‌شق راه بروید! معلوم باشد که شما زن مسلمان هستید؛ «العزه لله و لرسوله و للمومنین». باید عزیز باشید!

... باید عادت داشته باشیم سربلند باشیم. چه کم داریم؟! چرا احساس حقارت می‌کنیم؟ تأکید می‌کنم خانم‌ها پوشش داشته باشند اما در خیابان با شخصیت راه بروند، با شخصیت برخورد کنند! به آقایان توصیه می‌کنم که در تربیت خانم‌ها و دخترها به آنها میدان عرض اندام کردن و میدان شخصیت داشتن بدهید! بگذارید بتوانند در مجامع حرفشان را بزنند! آنچه قرآن دستور می‌دهد این است که «لا تخضعن بالقول» یعنی با ادا و اطوار و نازک کردن صدا صحبت نکنید! اما صحبت بکنید، سوال بکنید، حرفتان را بزنید، اظهار نظر بکنید، عقیده‌تان را بگویید، در مجامعی که حتی به عنوان مجامع اسلامی تشکیل می‌دهید خانم‌ها نظراتشان را بیان بکنند، حرف‌هایشان را بگویند. البته باید کوشش کنید مجامعتان در حد اعلای نزاهت، تنزه، طهارت و قداست باقی بماند. در این بعد خودسازی داشته باشید.

 

سه گونه اسلام، صفحه 63

نویسنده: شهید بهشتی

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۰۵
قاسم صفایی نژاد

اگر به دنبال حرفی، عمل نباشد، سرگرمی است، حجاب است، غفلت است. در حد لزوم حرف بزنیم. پریشب به رفقا توصیه می‌کردم گفتم یک مقدار از ضایعات زمانی، ناشی از پرحرفی است. حرفی را که می‌شود در نیم ساعت بگوییم، در سه ساعت تمام می‌کنیم. خوب دو ساعت و نیم وقت کم می‌آوریم. آن هم نه یک نفر، سه نفر، چهار نفر؛ شش نفر با هم نشسته‌اند، شش تا دو ساعت و نیم یعنی پانزده ساعت وقت کم می‌آوریم؛ یعنی ضریب بازدهی وقت ما یک ششم می‌شود چون برای نیم ساعت، سه ساعت گذاشته‌ایم. اینها را رعایت کنیم. برای مسیری که داریم عملمان را به طور جدی اصلاح کنیم. التزاممان به معیارهای اسلامی در سازماندهی و ساماندهی کارهایمان، از همین گام نخستین، پشتوانه‌ای است برای اینکه آن روز دچار انحراف نشویم. 

 

سه گونه اسلام، صفحه 58

نویسنده: شهید بهشتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۵۱
قاسم صفایی نژاد

حرکت‌ها باید در پی رشد و گشترس کمّی خویشتن باشند اما، به این اما توجه کنید، نه گسترش سریع و رشد سرطانی! پیشرفت سریع اسلام به همان اندازه که برای اسلام موفقیت بود و نشانه برجسته‌ای از موفقیت اسلام از آب درآمد، به همان اندازه هم خطر به همراه آورد. خوب، گاهی می‌شود نهضتی با خلأ روبرو می‌شود؛ وقتی با خلأ روبرو شد، خود به خود گسترده می‌شود؛ گسترش نهضت را نمی‌شود مهار کرد. گسترش نهضت را تا وقتی می‌شود مهار کرد که با سازندگی همراه باشد. این، یکی از آن علاج‌ها است که رهبری می‌تواند رعایت کند. گاهی اعضای نهضت شتابزدگی عجیبی برای گسترش نشان می‌دهند؛ حوصله یک نسل و دو نسل نهضت غیرگسترده و به اصطلاح نهضت محدود و بی‌سروصدا را ندارند. اینها برای نهضت خطر ایجاد می‌کنند. گسترش نهضت باید با افزایش تدریجی آمادگی رهبری برای دیگرسازی و سازندگی همراه باشد. اگر این گسترش، سرعت و شتاب گرفت، به طوری که قبل از کسب آمادگی برای ساختنِ کسانی که حتی به درخواه به صفوف نهضت می‌پیوندند، یعنی گسترش سرطانی پیدا کرد، نهضت به همان سرنوشتی دچار می‌شود که بیمار سرطانی و سلول و عضله سرطان زده بدان دچار می‌شود. اسلام به همین سرنوشت دچار شد. ولی با کمال تأسف عرض می‌کنم این مسئله همیشه مهارکردنی نیست. یعنی گاهی نهضتی در یک موقعیت تاریخی قرار می‌گیرد و نمی‌تواند گسترش خود را مهار کند. فقط اسلام نیست که به این سرنوشت دچار شده، خیلی از نهضت‌های دیگر هم به همین سرنوشت دچار شده‌اند.

 

سه گونه اسلام، صفحه 45 و 45

نویسنده: شهید بهشتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۴۸
قاسم صفایی نژاد