کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه

بایگانی

پژوهشگر را دنبال کنید پژوهشگر را دنبال کنید

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۱۳ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۳۰ آذر ۹۵ ، ۱۵:۲۹
قاسم صفایی نژاد

اهمیت فرهنگ برای زمان و دوره ما، اهمیت خیلی بالایی است و باید کار فرهنگی مورد توجه جدی قرار بگیرد. البته کار فرهنگی هم، کار پیچیده‌ای است و متولیان امور فرهنگی کشور در بخش‌های مختلف باید تلاش کنند که در دو بخش پیشرفت کنند؛ یک بخش، بخش گسترش کمّی فرهنگ در داخل آحاد و نفوس مردم است. فرض بفرمایید گسترش کتاب‌خوانی در کشور، گسترش کتاب و کتابخانه، افزایش مدارس و مراکز تحقیقی و پژوهشگاه‌ها، بردن علم و سواد از مراکز شلوغ جامعه به اقصی نقاط کشور، به روستاها و به خانه‌های منزوی. این کار کمّی و بسیار لازم است که به عهده آموزش و پرورش، آموزش عالی و سازمان تبلیغات و به خصوص به عهده صدا و سیما است. این بسیار کار لازمی است -یعنی همه آحاد مردم را در کشور، از نسیم فرهنگی برخوردار کردن و از امکان بهره فرهنگی متمکن کردن- باید همه بتوانند استفاده فرهنگی بکنند...

بخش دوم که اهمیت آن کمتر از این بخش نیست، بلکه حتی از نگاه به بلندمدت، بیشتر هم هست، گسترش و توسعه کیفی فرهنگ است؛ یعنی تولید فرهنگ، منفجر کردن سرچشمه فرهنگ در دل‌ها و روح‌ها و استعدادها. این خیلی مهم است. ما لازم است که مردم را کتاب‌خوان کنیم اما از این واجب‌تر، آن است که استعداد نویسندگی را در بین مردم بیابیم و تولید کتاب کنیم. وادار کنیم که استعداد به کار بیفتد، قلم‌ها روی کاغذ بیاید، فکرها کار کنند و برای مردم بسازند و تولید کنند. این مهم است.

دغدغه‌های فرهنگی، صفحه 46 و 47

نویسنده: آیت الله خامنه‌ای

تاریخ سخنرانی: 1375/6/28

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۵ ، ۲۱:۱۳
قاسم صفایی نژاد

باید مسئله فرهنگ را با کلیتش، مسأله اول این کشور به حساب آورد. ما اگر توانستیم فرهنگ این کشور را با پایه‌های مستحکم و قویم و نهادهای صحیحی که کارآیی لازم را داشته باشند، پشتیبانی و تقویت کنیم، کار این کشور روی غلتک خواهد افتاد و پیشروی این کشور در همه زمینه‌های مورد نظر تضمین خواهد شد، چنانچه ما فرهنگ را اصلاح و دنبال نکردیم، به احتمال زیاد، برنامه‌ریزی‌هایمان ابتر خواهد بود؛ یعنی تا مدتی تلاش می‌کنیم، زحمت می‌کشیم، اما نمی‌توانیم به نتایج قطعی آن امیدوار باشیم.

 

دغدغه‌های فرهنگی، صفحه 23

نویسنده: آیت الله خامنه‌ای

تاریخ سخنرانی: 1375/9/20

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۵ ، ۱۵:۰۱
قاسم صفایی نژاد

واقعا امروز مسائل فرهنگی کشور زمین افتاده است. همه خودشان را فرهنگی می‌دانند، همه نسبت به مسائل فرهنگی اظهار شوق و علاقه می‌کنند و آن را در بیانات و اظهاراتشان مهم نشان می‌دهند، اما حقیقتا کار فرهنگی در کشور، متناسب با پیشرفت و ریشه دواندن انقلاب در جامعه نیست. ما امروز خیلی کارهای فرهنگی باید می‌کردیم که نکردیم، خیلی برنامه‌ها باید می‌ریختیم که نریختیم و حقیقتا دستمان از خیلی کارها چه در داخل و چه در خارج از کشور خالی است. لذاست که مسائل فرهنگی حقیقتا در خور این است که به آن، با سعه صدر و اهتمام و دلسوزی عمیق و همراه با خبرگی و کارشناسی رسیدگی بشود.

همه کارها را خبره‌ها انجام می‌دهند؛ چرا کار فرهنگی را خبره‌ها نباید انجام بدهند و هر کسی وارد میدان کار فرهنگی بشود و چیزی بگوید و نظری بدهد و اقدامی بکند؟ متأسفانه خیلی از کسانی که می‌توانند کار فرهنگی بکنند، به کارهای اجرایی و یا سیاسی مشغولند، یا حتی اگر با نام کار فرهنگی هم حضور دارند، باطن کار، کار سیاسی است. یک‌وقت در یکی دو سال قبل، یکی از این مجموعه‌هایی که در کشور با نیات خوبی تشکیل شد، برای کاری پیش من آمدند. در آن وقت به آنها گفتم که به شما توصیه می‌کنم به کار سیاسی نپردازید. کار سیاسی، الان این همه متصدی و مباشر –وارد و ناوارد- دارد و الحمدالله چون کار آسانی است، همه هم وارد می‌شوند و بعد از یکی دو روز و چند صباحی، سیاسی می‌شوند! به آنها گفتم که این خیلی طرفدار و مشتری و مرتکب و مغترف دارد، شما بروید در آن حیطه‌ای که دارید، به کار فرهنگی بپردازید.

 

دغدغه‌های فرهنگی، صفحه 21

نویسنده: آیت الله خامنه‌ای

تاریخ سخنرانی: 1368/10/12

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۵ ، ۰۸:۵۶
قاسم صفایی نژاد

25 آذر هر سال روز پژوهش است. روزی که در هفته منتهی به آن معمولا توجه بیشتری به پژوهش در دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها می‌شود. شعارها راجع به پژوهش بسیار است که معروف‌ترین آنها شاید اضافه شدن سهم پژوهش از بودجه کشور یا درصد آن از تولید ناخالص داخلی است. اما به نظر می‌رسد هنوز همه با هم ضرورت پژوهش را درک نکرده‌ایم. حس خوبی نسبت به پژوهش داریم، با زدن حرف‌ها و شعارهایی مانند توجه بیشتر به پژوهش و افزایش بودجه و ... به قول معروف «کلاس» می‌گذاریم اما در عمل ضرورت آن را حس نمی‌کنیم. هنوز که هنوز است با گذشت 38 سال از سرنگونی نظام استبدادی و دیکتاتوری که یک نفر تصمیم می‌گرفت و همه چیز مطابق تصمیم ملوکانه باید اجرا می‌شد، نتوانسته‌ایم این باور را در خودمان ایجاد کنیم که ما هم سهمی داریم برای پیشرفت کشور و هنوز که هنوز است منتظریم کسی فکر کند، کسی دستور دهد و ...

امروز کشور بیش از هر زمان دیگری در گذشته به پژوهش نیازمند است. امروز باید کشورمان را خودمان بسازیم و آماده تمدن نوین اسلامی شویم. امروز باید با ساختن کشوری که از همه لحاظ پیشرفته باشد، سر چهارراه جهان بایستیم و در کنار اینکه کشورها را از شیطان اکبر نهی می‌کنیم، همه کشورها را امر به معروفی کنیم که خودمان به انجام آن موفق شده‌ایم؛ و همه اینها نیازمند پژوهش است. پژوهش اینکه مطلوب چیست، ضعف‌ها و مشکلات چیست و کجاست، آینده چگونه خواهد بود و ما باید چه بکنیم؟ 

همه دست اندرکاران پژوهش می‌دانند که یکی از مشکلات کشور، نبود آمار موثق و مشکلات دسترسی به این آمار است. ساده‌ترین آمارها به سختی قابل احصا است، مانند سرانه مطالعه کشور که پر است از آمارهای متفاوت. بماند که مثلا در حوزه فرهنگ اگر بخواهیم برنامه مناسبی داشته باشیم، چقدر به این آمار نیازمندیم؛ یک مثال دم دستی می‌شود اینکه موسسات تحقیقاتی در کشورهای پیشرفته از نظر اقتصادی، می‌توانند به سازمان‌ها و بنگاه‌های اقتصادی آمار بدهند که کدام قشر از مردم با کدام سطح تحصیلات و در کدام شهر و با چه میزان درآمدی، کدام رسانه را مصرف می‌کنند تا تبلیغات در جای درست انجام شود اما دریغ که در ایران هنوز نتوانسته‌ایم حتی تیراژ را شفاف کنیم. البته برای همین تحول هم نیازمندیم پژوهشیم که به موقع، با سرعت و دقت مناسب و با در نظر گرفتن شرایط فرهنگی اجتماعی صورت پذیرد.

این روز بر همه علاقه‌مندان پژوهش مبارک.

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۵ ، ۱۵:۱۲
قاسم صفایی نژاد

هر چقدر که انسان‌های بی‌دانش و بی‌نظم موجب خرد شدن اعصاب و کاهنده انگیزه می‌شوند، انسان‌های بادانش و متواضعی که منظم هستند، بیشتر انگیزاننده هستند.

 

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۵ ، ۰۰:۲۵
قاسم صفایی نژاد

گفت: «مسلما! اما اگر شما زودتر نمیرید، دیرتر که خواهید مرد. آن وقت باز هم همین مسئله پیش روی شما قرار خواهد گرفت. چگونه این آزمایش سخت را تحمل خواهید کرد؟» جواب دادم آن را درست همچنان که در این لحظه تحمل می‌کنم، تحمل خواهم کرد.

این جملات در صفحات پایانی کتاب بیگانه اثر آلبر کامو، ذهن مرا به خود مشغول کرد. این جملات در حالی بیان می‌شود که مرسو (شخص اول داستان) محکوم به اعدام شده است و کشیش در روزهای پایانی عمر او برای هدایت او به زندان آمده است. اینکه آلبر کامو چه اعتقاداتی داشته است و در این کتاب می‌خواسته چه نتیجه‌ای بگیرد در اینجا مدنظرم نیست. 

چیزی که مرا به فکر واداشت این بود که به راستی اگر ما زودتر نمیریم، دیرتر که خواهیم مرد. به هر حال مانند افرادی که اعدامی هستند و می‌دانند تا چند وقت دیگر اعدام می‌شوند ولی کاری از دستشان برنمیاد برای جبران کم‌کاری و اشتباهات، ما هم دیر یا زود خواهیم مرد. یا حتی مانند افراد مریضی که بیماری‌شان مداوایی ندارد و شاید بیشتر از اعدامی‌ها -به شرط اراده- کاری از دستشان بربیاد، ما هم چنین سرنوشتی منتظرمان است. چرا پس وقتی از کم‌کاری و اشتباهمان آگاهیم، آنها را به آینده موکول می‌کنیم؟ 

چرا وقتی می‌دانیم مرگ انقدر نزدیک است، خود را مهیای چشیدن آن نمی‌کنیم؟

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۵ ، ۱۵:۲۹
قاسم صفایی نژاد

تکراری شده است حرف‌هایم، چون کارهایم تکراری شده است؛ چون امروزم شبیه دیروزم شده و تکرار روزمرگی مگه چه نتیجه‌ای جز تبدیل شدن به چیزی شبیه مرداب دارد؟

اما سالروز آغاز امامت توست و دیدن خودم درست نیست. تو را می‌بینم که واسطه فیض و رحمت خدایی. تو را می‌بینم که شبیه سایر ائمه حتی به بدترین دشمنان خود نگاه هدایت دارید. پس هدایتم کنید که از امروز عهد می‌بندم هر روز حواسم باشد که هر لحظه، لحظه امامت توست بر این جهان که اگر ثانیه‌ای امام نباشد، بهانه‌ای برای باقی ماندن خلقت نیست. کمکم کنید که بر عهدم بمانم که بی خواست خدا اراده‌ای کارگر نیست.

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۵ ، ۱۳:۴۴
قاسم صفایی نژاد

روزی که مجروح از زخمی که به ظاهر خودی‌ها، ناجوانمردانه به پایش زده بودند به کوشک مدائن آمد و ابن مسعود افتخار میزبانی از امام عالمین را داشت، به اصرار ابن مسعود، برادرزاده‌اش مختار ثقفی برای اضافه شدن به لشگر امام حسن علیه السلام جهت جنگ با معاویه به مدائن آمد. مختار پس از صحبت با جعده، همسر امام، دست از حمایت امامش برداشت و به عمویش گفت: «سخنی را که از زبان عمر بن سعد شنیده بودم، از زبان بانو جعده نیز شنیدم. حسن بن علی حتی در خانه خویش نیز تنهاست و جنگ ثمری ندارد.»

مختار درست تشخیص داده بود که دختر اشعث، دشمن امام است نه همسر امام، اما درست تشخیص نداد که فرمان جنگ یا صلح را امام می‌دهد نه خودش! که پیغمبر نیز فرموده بودند حسن و حسین وصی من هستند، چه بنشینند و چه قیام کنند. همین تشخیص اشتباه هم باعث شد که دنیا به او اثبات کند دار مکافات است، ولو اینکه توبه او را به سمت عاقبت بخیری رهنمون کرده باشد. وقتی 7 هزار نفر در روزی که تزویر -همان سلاح معاویه- به جنگ مختار آمده بودند، او را یاری نکردند و مختار با عده اندکی از یاران خود به شهادت رسید، با تمام وجود درک کرد آنچه را باید درک می‌کرد.

------------------

پ.ن: 8 سال پیش کتاب الکترونیکی «پرشکوه‌ترین نرمش قهرمانانه تاریخ» در مورد صلح امام حسن را در وبلاگم قرار داده بودم. توصیه می‌کنم از اینجا آن را دریافت کنید و مطالعه نمایید.

 

۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۵ ، ۱۴:۵۳
قاسم صفایی نژاد

در هر دوره زمانی ممکن است سازمان، کارخانه یا یک واحد تولیدی ورشکست شود، تعطیل شود یا هر اتفاق دیگری برایش رخ دهد. در بعضی از دوره‌های زمانی می‌تواند این اتفاق بیشتر بیفتد و در برخی دیگر از زمان‌ها کمتر. یکی از این واحدهای تولیدی که در سال‌های اخیر مشکلات بسیاری دارد، شرکت روغن نباتی پارس قو است که مشکلات کارگری آن در دوره زمانی است که کارخانجات دیگری نیز دچار بحران هستند.

کارگران این شرکت هم مانند سایر شرکت‌های بحران زده دچار مشکلاتی هستند؛ مشکلاتی اساسی. کارگرانی که با حقوق پایین و نزدیک به کف حقوق وزارت کاری گذران زندگی می‌کنند و معمولا مخارج بالای زندگی در تهران و اجاره خانه و ... مجال پس انداز به آنها نمی‌دهد. طبیعتا این دسته از کارگران متفاوت هستند با مثلا دسته‌از کارکنان شرکتی دیگر که با حقوق بالا فرصت پس انداز داشته‌اند. 

شرکت روغن نباتی قو، از چند سال پیش که به بخش خصوصی واگذار می‌شود مشکلات فراوانی دارد: تولید به حداقل میزان رسیده است، آن هم در برهه‌هایی از زمان که تولید وجود دارد. مالکان جدید کارخانه، تحریم دانه‌های روغنی را بهانه قرار داده‌اند که به دلیل فعالیت سایر شرکت‌های روغنی کشور، از سوی کارگران پذیرفتنی نیست. طی این چند سال، حقوق کارگران چند ماه یک بار واریز شده است و عدم پرداخت حق بیمه آنها، منجر به عدم تمدید دفترچه درمانی آنان شده است. 

حال فرض کنید کارگری با سابقه کار 18 سال که با حقوق 1 میلیون و 200 هزار تومان گذران زندگی می‌کند و ماهی مثلا 400 هزار تومان اجاره خانه می‌دهد و فرزندانی هم دارد، چه زندگی سختی را سپری می‌کند اگر سه ماه حقوق معوقه از کارفرمای خود نیز طلبکار باشد!

همین چند ماه قبل بود که یکی از کارگران که نه حقوق خود را دریافت کرده بود و نه دفترچه خود را تمدید شده می‌دید، با مریضی فرزندش روبرو شد. یک بیماری قابل علاج و کم هزینه اما خیلی راحت‌تر از آنچه که در تصورمان بگنجد، فرزندش را از دست داد! اینجا دیگر بیمه‌ای هم تمدید نشده است که مدیری وقیحانه بگوید: «همه مسافران قطار بیمه بوده‌اند، جای هیچ نگرانی نیست!»

گویا مدیران طعم محرومیت را نچشیده‌اند و به همین دلیل باورشان نمی‌آید که خانواده‌ای می‌تواند مشکل مالی 100 هزار تومانی داشته باشد که دیگر چوب خط قرضش هم پر شده باشد و به خاطر همین اتفاق ساده، بلایی سر خانواده بیاید که هیچوقت جبران نمی‌شود. کارگرانی که وقتی از مدیران خود ناامید هستند، می‌خواهند تجمعی برگزار کنند تا شاید راهی باشد که از طریق قانون، حقوق خود را احقاق کنند اما مجوز نمی‌دهند و بدون مجوز هم که مشکل امنیتی ایجاد می‌کند! و ادامه ماجرا...

از همه این بحث‌ها بگذریم؛ روز گذشته با چند رسانه انقلابی تماس گرفتم تا شاید با برجسته شدن رسانه‌ای حرف این کارگران به گوش مسئولین برسد اما پاسخ برخی از آنان کارگران را ناامیدتر کرد. یکی از آنها گفت: چون این دست کارخانجات زیاد شده و احتمال درگیری هم هست، ما نمی‌توانیم پوشش دهیم، چون ممکن است تبدیل به مسئله امنیتی شود! دیگری گفت: ممکن است فشار دولت روی ما زیاد شود. دیگری گفت: خودم از نظر مالی در مضیق هستم و آنقدر خبرنگار ندارم که بتوانم حتی خبرهای مهم را پوشش دهم و ...البته بودند کسانی که قول همکاری دادند. بماند که کارگران می‌گویند برخی رسانه‌ها با جهت‌گیری خاص (مثلا انتقال کارخانه به خارج از تهران) این خبر را پوشش می‌دهند و کسی دغدغه مطالبات ما را ندارد.

سخنم این است که صاحب این انقلاب مردم هستند و به جای اینکه قبل و بعد از انتخابات، تحلیل کنیم که چگونه مردم رأی به اصلح دهند یا چرا مردم مناطق محروم در فلان دوره از انتخابات کمتر شرکت ‌کرده‌اند، کمی حواسمان به نیازهای فوری و ضروری مردم باشد. مردم فقط کسانی نیستند که صدای بلندی دارند و می‌توانند از طرق مختلف صدای خود را به گوش مسئولین و سایرین برسانند. گاهی مردم کسانی هستند که دستشان به جایی بند نیست و صدایی از آنها درنمی‌آید. ممکن است روزهای سختی را بگذرانند اما بالاخره این روزها می‌گذرد و مردم و قدرت‌شان باقی می‌ماند.

فیلم مصاحبه با کارگران و کارگری که فرزند خود را از دست داده است را اینجا ببیند.

 

 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۹۵ ، ۱۴:۰۱
قاسم صفایی نژاد