پژوهشگروبلاگ شخصی قاسم صفایی نژاد

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بهار» ثبت شده است

شخصی

اسفند ماه

چه روزهای شلوغی است این روزهای پایانی سال. اسفند قبلی و اسفند قبل‌ترش که به جز شغل اصلی، درگیر پروژه دیگر یا پژوهش هم بودم، فکر می‌کردم که افرادی که فقط یک کار دارند، چه اسفندی دارند. حتما به همه کارهای عقب مانده و البته مقدمات نوروز می‌رسند. امسال ۱ اسفند که دفاع کردم، در ذهنم برای اسفند کلی برنامه ریختم؛ برنامه‌هایی که هیچکدام اجرا نشد. کار و کار و کار امان نداد که حتی خاطره نویسی روزانه‌ام را بنویسم. 

اسفند ماه هر چند جزو ماه‌هایی است که بیشترین ناسزا را به آن نسبت می‌دهند اما «ماه» است. «ماه» است که طبق قانون پارکینسون باعث می‌شود همه کارهای عقب افتاده به هر حال تا حد خوبی پیش برود. «ماه» است که تلاش و زندگی را جهت می‌دهد و تسریع می‌بخشد؛ و «ماه» است که «انتظار بهار» را دو چندان می‌کند.

شخصی

پایانِ شروع ِ سال تحصیلی

مهر سال ۹۷ هم رسید. امسال سال بیست و ششمی بود که شروع سال تحصیلی را دانش آموز یا دانشجو بودم و البته آخرین سال. اگر خدا بخواهد در روزهای اواخر همین پاییز باید از رساله دکتری‌ام دفاع کنم. رساله‌ای که خیلی طولانی شد و ۳ سال است که دغدغه آن با من همراه است. خدا را شکر که دغدغه‌ام، شغلم، رشته‌ام و رساله‌ام همه در یک موضوع است.

از کودکی بهار را بیش از سایر فصول دوست داشتم و سپس پاییز را؛ نه گرمای تابستان را دوست دارم و نه سرمای زمستان را. بهار و پاییز برای من دوست داشتنی‌تر هستند، هم به دلیل باران و هم به دلیل دوری از افراط و تفریط هوا! بهار که زندگی‌بخش است اما پاییز هم نماد مردن و از بین رفتن نیست. پاییز را با برگ‌ریزان آن نمی‌شناسم، پاییز را با شروع علم‌آموزی آن می‌شناسم؛ هر چند که برگ‌ریزان هم غایت علم‌آموزی است!

مهر ۹۸ اگر زنده باشم، هر چند که دیگر شماره دانشجویی ندارم اما بر عهد «ز گهواره تا گور دانش بجوی» می‌مانم. مهر ۹۸ ارتباطم با دانشگاه قطع نشده است چون تا سال بعد چهارمین سالی است که تدریس در دانشگاه را شروع کرده‌ام و به آرزوی کودکی خود که معلمی بود، رسیده‌ام.

 

شخصی

جوانه

سال ۹۶ با همه سختی‌ها و بدی‌هایش، بسیاری از زمینه‌ها را نیز برای موفقیت در آینده مهیا کرد. به هر حال هم خود سختی‌ها انسان را می‌سازند و هم هر سالی به هر صورت نقطه‌های پررنگ دلخواه ما را هم درون خود به یادگار می‌گذارند.

بهار آمد.

از کودکی عاشق فصل بهار بوده‌ام. بهار فصل تحرک است و شادابی، فصل شروع برنامه ریزی است و کار. فصل امید است. امید که باشد منتظر هم هستیم و شاید به همین دلیل او بهار انسان‌ها است چون او از همه منتظرتر و امیدوارتر است و همه منتظر و امیدوار اویند.

نوروز مبارک.

در نوروز باید روز و روزگار را نو کنیم و همه آنچه همیشه می‌خواهیم را عمل کنیم. روح خدایی در ما دمیده شده است که «کن فیکون» و خودش هم گفته است اگر بنده من باشید، خودم دست و پا و چشم و سر شما می‌شوم. پس چرا نتوانیم؟

سال ۹۷ به لطف الهی حداقل ۴ اتفاق بزرگ زندگی من رقم خواهد کرد. اتفاقاتی که در سال دوم دهه چهارم زندگی، باید آن را جوانه‌ای قلمداد کنم که سر از خاک بیرون آورده و باید کم کم بزرگ شود و ثمر دهد. 

امسال و از امسال به بعد، بیش از گذشته محتاج برنامه ریزی و اجرا و کنترل دقیق کارهایم هستم. شاید خوش بینانه نگاه کنم، نیمی از عمرم گذشته است. دیگر فرصت اشتباه و خطا و غفلت ندارم.

دعا کنید.