۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام علی» ثبت شده است

مرگ هراسناک کدام است؟

فرهنگی :: کتاب

در منطق علی بن ابیطالب علیه السلام، آن مرگی که تمامی افراد و اجتماعات باید از آن بهراسند، عبارت از مرگ وجدان و فطرت است. زیرا فرد یا اجتماعی که خودپرستی و عشق به شخصیت را به جایی برساند که تمامی ارزش‌های زندگی را به تراکم ثروت و امر و نهی منحصر کند، چنین فرد یا اجتماعی دو اسبه به سوی انقراض و نابودی می‌تازد. در آن فرد و اجتماعی که وجدان و فطرت اولیه می‌میرد، احساس تکلیف نابود گشته، مبادی و اصول انسانیت که انسان را از وحشی جدا می‌کند و به او علم و فلسفه و اخلاق و دین یاد می‌دهد، جای خود را برای تنازع در بقا و پامال نمودن ناتوانان خالی می‌کند.

 

نگاهی به امام علی علیه السلام، صفحه ۱۴۹ و ۱۵۰

نویسنده: علامه محمدتقی جعفری

مراقبت امنیتی نه تشریفات!

فرهنگی :: کتاب

جریانی پیش آمده و یک مقدار، به اندازه یک گوشه، برای ما مشکل ایجاد کرده است. ولی این مشکل را با همت و حضور و همیای و همکاری شما ان شالله حل خواهیم کرد. مشکل این است که تا موقع شهادت مرحوم آیت الله استاد مطهری ما همین چیزهایی را که گفتم کاملا می‌توانستیم رعایت کنیم. من با همان کیفیتی که قبلا می‌آمدم و می‌رفتم، می‌آمدم و می‌رفتم و محافظ و مراقبی هم نمی‌خواستم. خیلی راحت و آسان و بی‌ریا و بدون هیچگونه قیدی و بدون هیچگونه امر اضافی آمد و شد می‌کردیم. در خانه ما مسلحی نبود، در کنار خانه ما مسلحی نبود، در اتاق ما مسلحی نبود، تنها می‌رفتیم و می‌آمدیم. پس از شهادت ایشان و ترور ایشان، شما امت در تشییع جنازه ایشان فریاد کشیدید که امنیت اینها باید تأمین شود! شما فریاد کشیدید و امام امر فرمود که باید از اینها مراقبت کنیم. بنده خودم را می‌گویم: من چیزی نیستم که بخواهند از من مراقب بکنند. ولی خوب، بالاخره فعلا اینطور که شما می‌گویید باید مراقبت کنند. بنابراین، در رفت و آمدهایمان دو یا سه یا چهار پاسدار با اسلحه همراه ما هستند. در خانه چند پاسدار هستند. درِ خانه را پاسدار باز می‌کند. این برای ما سوهان روح است. این پاسدارها چنان جوان‌های خوبی هستند که من با تمام قلب آنها را دوست دارم. آنها هم نسبت به من لطف دارند. رابطه ما با آنها برادروار است. اما ما اصلا به این حرفها عادت نداشتیم. اصلا برای ما خلاف عادت است. ما یک طلبه‌ای بودیم که راحت می‌آمدیم، راحت می‌رفتیم، آزاد می‌آمدیم، آزاد می‌رفتیم. الان اصلا آزادی ما سلب شده است. گاهی هم که بنده می‌خواهم در جایی زودتر پیاده شوم و با مردم باشم، این برادرها بر اساس احساس مسئولیت می‌گویند آقا پیاده نشوید! البته من گاهی به حرف اینها گوش نمی‌دهم. حتی مکرر به حرفهایشان گوش نمی‌دهم. پیاده می‌شوم، می‌گویم که در میان همین مردم و با همین مردم از همه جا بهتر است. ولی اینها گاهی بعدا ملامت می‌کنند و می‌گویند اگر چنین شد، اگر چنان شد! 

من عرض کردم که می‌خواهم ان‌شاءلله با کمک شما مسأله را حل کنیم. به آنها هم گفته‌ام در اولین فرصت ان‌شاءلله این مشکل را هم حل می‌کنیم. ما این را نخواسته بودیم. اصلا نخواسته بودیم. از آن هم بیزار هستیم. منهای این قسمت، دیگر بقیه کارهای ما می‌تواند عادی و معمولی باشد. همه چیز آن معمولی باشد. این گوشه را هم باید معمولی کنیم. نمی‌شود که به این صورت بماند. من اصلا می‌ترسم این مسأله ما را منحرف کند. من خوب یادم می‌آید وقتی خیلی جوان بودم، شاید شانزده هفده سالم بود، مدت کوتاهی بود درس طلبگی می‌خواندم، همکلاسی‌های من از دبیرستان می‌آمدند با من پیرامون مسائل روز بحث می‌کردند. یکی از حرف‌هایی که آن موقع در ذهن آنها کرده بودند و می‌پرسیدند این بود که می‌گفتند حضرت علی (ع) وقتی از خانه می‌خواست به مسجد بیاید، می‌دانست که به او حمله می‌کنند یا نه؟ اگر می‌دانست یا احتمال قابل ملاحظه‌ای می‌داد و قراین نشان می‌داد، چطور چنان بی‌پروا به مسجد آمد تا شهید شود و عالم اسلام علی را از دست بدهد؟! آن موقع‌ها،‌در همان سن نوجوانی، من به این همسن و سال‌های خودم گفتم، برای اینکه علی در آن خط حکومتی بود که پس‌رو پیش‌رو را نفی می‌کرد. اگر از آن خط منحرف می‌شد و به خط پس‌رو پیش‌رو درست کن می‌افتاد، می‌دید آرمانش قربانی شده. ولی علی ترجیح می‌داد خودش قربانی بشود ولی آرمانش قربانی نشود... من الان در رابطه با خودمان همین را می‌گویم. عرض کردم که امیدوارم به زودی بتوانیم این مسئله را تمام کنیم. اگر هم حادثه‌ای پیش بیاید هیچ‌طور نمی‌شود! ما به افتخار شهادت می‌رسیم، و این سعادت ماست! جامعه ما هم جای ما را پر خواهد کرد. دیگران مسئولیت‌های ما را به عهده خواهند گرفت. من با تمام وجودم از این گوشه انحرافی اضطراری که الان در زندگی‌ام و روابطم با مردم پیش آمده بیزار هستم. می‌دانم عده‌ای دیگر از برادران ما هم دچار این مشکل هستند. ولی ما تلاش می‌کنیم، اولا این وضع را به زودی عوض کنیم و به همان صورت عادی، به تمام معنا عادی، که با مردم و با دوست و دشمن داشتیم،‌ برگردیم؛ و ثانیا، حالا که نمی‌شود این کارها را بر خلاف فرمان امام و رأی امام و نظر امت کرد، حالا که فعلا برای مدت خیلی کوتاهی که توطئه‌های آمریکا و شیطان بزرگ و دیگران سر راه ماست اجازه نمی‌دهید و اجازه نمی‌دهند که چنین کنیم، کوشش داریم آن را به حداقل لازم برسانیم، به طور که واقعا فقط در همان حد مراقبت امنیتی باشد نه در حد تشریفاتی. بر این نکته سخت مراقبت داریم. به همین دلیل من به برادرهای پاسدار اجازه نمی‌دهم در ماشین را برای من باز کنند. خودم در را باز می‌کنم. حتی الامکان هم نمی‌گذارم آنها در ماشین را ببندند، باید خودم ببندم. لااقل می‌گویم این جزییات را مراقبت کنیم تا این کار معنی مراقبتی و محافظی داشته باشد. 

 

ولایت، رهبری، روحانیت، صفحه 285 تا 288

نویسنده: شهید بهشتی

سخنرانی بهمن ماه 1358 در مسجد لرزاده تهران

بهشتی شیعه علی علیه السلام

فرهنگی :: یادداشت

شهید بهشتی را نمی‌شناختم یا بهتر بگویم نمی‌شناسم. در چند ماه اخیر که تنها سه جلد از کتاب‌های ایشان را خوانده‌ام در تک تک صفحات کتاب حسرت می‌خوردم و احساس خسران عظیم می‌کردم از اینکه چه سرمایه‌ای را از دست داده‌ایم و هم‌نسلی‌های من چه ضرری کرده‌ایم که او را درک نکردیم. 

اگر چه کتاب «نقش آزادی در تربیت کودکان» و «شناخت از دیدگاه فطرت» هم بسیار آموزنده است و انسان را به تفکر وا‌می‌دارد اما «بایدها و نبایدها» جور دیگری بر دل می‌نشیند. جوری که دوست نداشتم هیچوقت تمام شود و هر روز چیز جدیدی از آن می‌آموختم.

امسال که سالروز شهادت شهید بهشتی با شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام مقارن شد، به این فکر می‌کردم که شهید بهشتی و امثال ایشان، تنها یک شیعه امیرالمؤمنین بودند و نمی از دریای وجود ایشان؛ زمانی که دنیای ظاهر از وجود امام علی علیه السلام بی‌بهره شد چه خسارتی وارد شد؟ 

شهید بهشتی را به عنوان شهید مظلوم می‌شناسند، چرا که در زمان حیات و البته پس از شهادت قدر این شهید بزرگوار را ندانستیم و بخصوص در زمان حیات آماج حملات ناجوانمردانه و تبلیغات وسیع بود. به راستی که در این زمینه هم شبیه مولایش بود که او هم همواره مظلوم زیست و مظلوم به شهادت رسید تا جایی که حتی به امام علیه السلام برچسب بی‌نمازی می‌زدند.

از همه این ظلم‌ها درس بگیریم و قدر انسان‌های والای زمانه خودمان را بدانیم.

 

امام باطن قبله

فرهنگی :: کتاب

عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است... یعنی باطن قبله را در امام پیدا کن! اما ظاهرگرایان از کعبه نیز تنها سنگ‌هایش را می‌پرستند. تمامیت دین به امامت است، اما امام تنها مانده و فرزندان امیه از کرسی خلافت انسان کامل تختی برای پادشاهی خود ساخته‌اند...

جاهلیت ریشه در درون دارد و اگر آن مشرک بت پرست که در درون آدمی است ایمان نیاورد، چه سود که بر زبان لا اله الا الله براند؟ آنگاه جانب عدل و باطن قبله را رها می‌کند و خانه کعبه را عوض از صنمی سنگی می‌گیرد که روزی پنج بار در برابرش خم و راست شود و سالی چند روز گرداگردش طواف کند...

 

فتح خون

نویسنده: شهید سید مرتضی آوینی

 

نیست از نام علی نامی بلند آوازه‌تر

فرهنگی :: شعرفرهنگی :: مناسبت

از لبان یا صنم پر می‌کشد تا یا صمد                  بت پرستی که ز بوی عشق می‌گیرد مدد
مسلم و کافر ندارد نام مولایم علی                   مثل اکسیری نهفته در دل هر خوب و بد
از تمام خانه‌هایی که گدا را می‌خرند                 من فقط پشت در این خانه را هستم بلد
نیست از نام علی نامی بلند آوازه‌تر                  نیست فرقی بین او با قل هوالله احد
ما علی گفتیم اما مرتضی وقت نَبَرد                 ذوالفقارش را به جز با ذکر یا زهرا نزد
هر که از عشق علیِ مرتضی دم می‌زند            حق به نامش سر در فردوس پرچم می‌زند
هر کسی پای تو را بوسید آقا می‌شود              چشمه‌ای که پای تو جوشید دریا می‌شود
از نگاهی که به سلمان می‌کنی پیداست که      کافر دین با نفس‌های تو منّا می‌شود
فرق بین شاه و رعیت نیست در فیض ظهور         هر که می‌آید در ایوان نجف جا می‌شود
خوش به حال امتی که طبق گفتار نبی               مرتضی در خانه آن قوم بابا می‌شود
ما و احسان قدیمت یا صراط المستقیم               اهدنا سوی حریمت یا صراط المستقیم
از رطوبت‌های چشمان تو شبنم شد درست        شبنم افتاد و زمین گُل گشت و آدم شد درست
نوح را نجار کرد عشق علی و بعد از آن               بهر قوم نوح یک کشتی محکم شد درست
رد نعلین علی را دید رویش پا کشید                  تا که زیر پای اسماعیل زمزم شد درست
اسم اعظم بود و در عیسی تجلی کرد و بعد       آن دم احیاگر عیسی‌بن‌مریم شد درست
آنقدر خرمای کال از دکه تمار برد                       تا که آخر کار و بار دخل میثم شد درست
در غدیر خم پیمبر چند ساعت داد زد                 آی مردم با ولایت دین خاتم شد درست
ای که نامت خورده روی تارک دنیا علی              منصب شاهی مبارک باد بخ ٍ یا علی
ساقی امشب میگساری‌ها به نَسلَت منجر است  چون به جای کاسه لب‌هایم کنار کوثر است
جرعه نوشم کن، خرابم کن، بیندازم ز پا             زانویم پیش شما افتاده باشد بهتر است
چند تا رکعت رکوعت را بیفزا، پشت در               در میان سائلان دعوا سر انگشتر است
عرش را در زیر پا داری وگرنه کِی کسی             جای پاهایش به روی شانه پیغمبر است
سرزده کافی‌ست تا که عازم میدان شوی            تار و مار رقص شمشیر تو صدها لشگر است
از دم تیغت گذر کردند  سرها بی‌شمار                لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
ای سر تو یک سر و گردن سر از سردارها            ای به امید تماشایت همه بازارها
پیش ما بیچاره‌ها سر کردن از نقص تو نیست       تو گل باغ ولایی ما کنار خارها
مادران از کودکی دادند یاد بچه‌ها                       با علی باش و مشو دل ناگَران کارها
ای مدار خانه‌ات کهف الوری اذنم بده                  همچو سگ زانو زنم پای شیار غارها
تو همین که فاطمه باشد کنارت کافی است         می‌روند از دور تو بعد پیمبر یارها
بعد پیغمبر تویی با خانه‌ای که سوخته                با غم زهرا و آن دردانه‌ای که سوخته
مانده جای غزوه‌های سخت و سنگین بر تنت       سر به زیر آورده با تیغ نگاهت دشمنت
آخر ای مولا تو را با ضربه‌هایت بنگریم                 یا به آن اطفال بی بابا سواری دادنت
آن مدالی که غدیر انداختی را بنگریم                 یا طنابی که می‌افتد به دور دست و گردنت
آنقدر طولی نینجامید تو را لبخندها                     زود می‌آید زمان وای زهرا گفتنت
همسرت را پیش چشمان تو آتش می‌زنند            اصلا ای آقا روز عید لال باشم بهتر است


* این شعر در عید غدیر سال 90 توسط حاج منصور خوانده شده است.

 
* منبع: سایت دوستداران حاج منصور ارضی

 

عطر ولایت علی (ع)

فرهنگی :: مناسبت
 
روزی که پیامبر (ص)، علی (ع) را بالای دست گرفت تا نعمت خدا تکمیل شود، جاه‌طلبان دنیاطلب فکر می‌کردند اگر دستان علی (ع) بسته شود، می‌توانند از عطرپراکنی نعمت ولایت جلوگیری کنند. وقتی نتیجه نگرفتند، فرقش را شکافتند؛ علی بن الحسین (ع) را ارباً اربا کردند؛ علی بن الحسین (ع) دیگری را بالای دست حسین (ع) من الاذن الی‌الاذن سر بریدند؛ علی بن الحسین (ع) دیگری را به اسارت به شام بردند و... هنوز هم می‌خواهند عطر ولایت علی (ع) را خاموش کنند، به همین خاطر به علی حسینی خامنه‌ای حمله‌ور شده‌اند.
 

 

علی (ع)، محور وحدت

فرهنگی :: مناسبت
 
دکتر آذرشب از قول مقام معظم رهبری نقل می‌کردند که ایشان برای محکم شدن وحدت بین مسلمین، علی (ع) را محور وحدت می‌دانند؛ برخلاف برخی‌ها که علی (ع) را مایه اختلاف بین شیعه و سنی می‌دانند. شاهد دلیل ایشان هم مجاهدت‌ها و سکوت‌های فراوان امیرالمومنین به خاطر حفظ وحدت میان مسلمین بود. این نکته برای خودم بسیار جالب و جدید بود. به همین خاطر جستجویی کردم در بیانات معظم‌له و این جملات زیبا را در مورد این موضوع یافتم:
«یک جمله در باب بزرگداشت این میلاد معظّم عرض بکنم. خصوصیات امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام): آن برجستگى و درخشندگىِ ایمان ناب امیرالمؤمنین، آن جهاد دشوار و سختى که آن بزرگوار - از اول دوران اسلام تا آخر عمر - خود آن را بر دوش کشید، آن عدالت‌ورزىِ بى‌نظیر - که تا امروز هم نه فقط مسلمانان، بلکه آگاهان غیرمسلمان را هم مجذوب خود کرده است - آن عبادت خالصانه‌ى متضرعانه‌ى بى‌نظیر آن بزرگوار و بقیه‌ى صفات برجسته‌اى که در امیرالمؤمنین هست، چیزهائى نیست که مسلمانان - از هر فرقه و مذهبى - در آن اختلاف داشته باشند.
امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) شخصیتى است که همه‌ى فرق اسلامى درباره‌ى عظمت او، درباره‌ى خصوصیات او و درباره‌ى شأن و منزلت والاى او در اسلام، با یکدیگر اتفاق نظر دارند.
لذا به جرأت میتوان گفت که على‌بن‌ابیطالب (علیه الصّلاة و السّلام)، میتواند نقطه‌ى اشتراک و تلائم و همبستگى میان فِرق اسلامى قرار بگیرد. در همه‌ى زمانها و دوره‌ها، فرقه‌هاى اسلامى - به جز گروه ناچیز و اندک نواصب که خارج از فِرق اسلامى هستند - شأن امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) را همان شأن والا و برجسته و ممتازى میدانستند که شما در کتابهاى فریقین - چه شیعه و چه سنى - ملاحظه میکنید. بنابراین امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) ملتقى و محل اشتراک فرقه‌هاى اسلامى است و میتواند منبعى براى وحدت بین مسلمین به حساب بیاید.
این امروز براى دنیاى اسلام مورد نیاز است. امروز که دشمنان اسلام - که نه طرفدار این فرقه و نه طرفدار فرقه‌ى دیگر نیستند؛ گاهى از یک فرقه‌اى به ضرر فرقه‌ى دیگر حمایت مى‌کنند، گاهى هم عکس آن عمل مى‌کنند - دنبال ایجاد افتراق و شکاف بین مسلمانها هستند و در یک چنین دورانى که مسلمانها به وحدت و یکدلى احتیاج مبرمى دارند، امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) میتواند مظهر این وحدت باشد؛ نقطه‌اى باشد که همه‌ى مسلمانها در مقابل آن نقطه، مذعن و معترف و مقرّند. هیچ طرفى نمیتواند ادعا کند که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) متعلق به اوست. خب، ما شیعیان در زیارت جامعه میگوئیم: «معروفین بتصدیقنا ایّاکم»؛ ما معروفیم به ارادت و علاقه و عشق به امیرالمؤمنین و خاندان پیغمبر؛ لکن نمیتوانیم ادعا کنیم که امیرالمؤمنین فقط متعلق به ماست. نه، همه‌ى مسلمانهاى عالَم - از فرقه‌هاى مختلف - درباره‌ى امیرالمؤمنین این را قائلند که این شخصیت عظیم، این انسان بى‌نظیر و این مظهر کامل اسلام، ذره‌اى و لحظه‌اى از متابعت پیغمبر اکرم سرپیچى نکرد؛ تخلف نکرد؛ کوتاهى نکرد؛ از دوران کودکى، تا دوران نوجوانى، تا دوران ریعان شباب و تا آخر عمر، یک لحظه در راه مجاهدت براى خدا و براى اسلام و براى قرآن فروگذار نکرد.
پس این یک نکته است که ما - چه شیعه، چه سنى و چه مذاهب گوناگون بین این فرقه‌ها - بیائیم و امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) را ملاک و محور وحدت قرار بدهیم.
امیرالمؤمنین مال همه است و خود آن بزرگوار هم شعارها و روشهائى را در زندگى مبارک خود دنبال کرده است که متعلق به همه‌ى انسانهاست...»
 
 
 
بیانات آیت‌الله خامنه‌ای در میلاد حضرت علی (ع) 26/4/1387 

میلاد مولا

فرهنگی :: مناسبت
یادش بخیر؛ پارسال که مکّه بودم لحظه‌شماری می‌کردم که شب جمعه بشه و بیام نزدیک محل تولّدت با خدا اونجوری حرف بزنم که تو می‌زدی. همونجوری که به کمیل‌بن‌زیاد یاد دادی و ما هم ازت یاد گرفتیم که میشه انقدر زیبا با خدا صحبت کرد. یادمه اون قسمت دیوار کعبه که برای ورود مادرت شکاف خورده بود، هنوز نشونی از تولّد تو داره. روحانی کاروان می‌گفت که وهابی‌ها هر سال اونجا رو تعمیر می‌کنند که نشونی نمونه ولی باز هم شکاف خودشو نشون میده! مثل این‌که هر جا تو بری، هر کسی مقابلت باشه شکست میخوره؛ هر چیزی مقابلت باشه می‌شکند. یه بار هم به قلب من بیا و قلب سنگم رو بشکن.

 

یا زهرا

فرهنگی :: مناسبت
نمی گویم وقتی گردنبند بین علی و فاطمه رو پاره کردند، کدامین مروارید از رشته کلام پیامبر را زیر پا له کردند؛ فقط می گویم یک یهودی با دیدن دست بسته ی علی مسلمان شد.
 
فرزاد جمشیدی

آفرین بر حسد!

فرهنگی
آفرین بر حسد که چه عدالت پیشه است! پیش از همه، خود ِ حسود  را می‌کُشد.
 
 
امیرالمومنین علی(ع)