۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انتخابات 96» ثبت شده است

تا 1400 چه کنیم؟

سیاسی

نتایج نهایی انتخابات اعلام شد و حسن روحانی رئیس جمهور ایران ماند. 

تبریک به هواداران و رأی دهندگان به روحانی.

روحانی پس از تأیید شورای نگهبان و تنفیذ رهبری رئیس جمهور همه مردم است و همه باید با هم کمک کنیم تا سطح خدمات دولت و پاسخگویی او بالاتر برود و عزت ملی ایران در سطح جهان بیشتر شود. این کمک در چارچوب همفکری، ارائه راهکار، مطالبه‌گری و نقد است نه تخریب و کارشکنی و امثالهم. بدانیم که اگر این دولت موفق نباشد همه متضرر خواهیم شد و اگر موفق باشد همه منتفع.

-------------------------------

 پ.ن: در میان کسانی که «نه به روحانی» را سرلوحه رقابت انتخاباتی خود قرار داده بودند طیف‌های گوناگونی حضور داشتند. کسانی که هوادار سید ابراهیم رییسی بودند، کسانی که در گفتمان اصولگرایی بودند و کسانی که روحانی را گزینه مناسبی برای ریاست جمهوری نمی‌دانستند و در دوقطبی موجود به رییسی رأی دادند.

بین این گروه‌ها دنبال مقصر نباشیم. هر کسی فلش را به سمت خودش ببرد و به جای فرافکنی خود را اصلاح کند.

مردم را هم مقصر ندانیم. مردم ما عزیز و فهیم و عاقلند. معنی ندارد که اگر مردم با تفکر ما موافق باشند پس خوبند و اگر با تفکر ما موافق نباشند، فریب خورده یا بد. این تفکر استکباری است.

مردم ما به کسی رأی می‌دهند که خودش باشد نه نقش دیگری را بازی کند؛ به کسی رأی می‌دهند که کارآمد باشد و از متخصصین استفاده کند؛ مردم ما به کسی رأی می‌دهند که واقعا میان مردم باشد نه اینکه فقط شعارش را بدهد. در غیراینصورت ترجیح می‌دهند به کسی رأی بدهند که اگر میان مردم نیست، شعارش را هم نمی‌دهد؛ ایضا برای صفاتی مانند ساده زیستی، ضداستکبار و ...

خودمان و مردم را درست بشناسیم. بیایید به جای شعار، زندگی را انسانی‌تر کنیم. مراقب باشیم که آدرس خدا را از عدل جدا نکنیم که در آن صورت یک مذهبی خام و بی‌مخ بیشتر نیستیم.

 

پ.ن 2: روی واژه‌های آبی کلیک کنید و از نقل قول‌ها لذت ببرید.

باید کاری کرد

سیاسی

حال و هوای انتخاباتی در جمع کثیری از مردم ایجاد شده است. همه شش کاندیدای تایید صلاحیت شده محترم هستند. همه آن‌ها از نظر شورای محترم نگهبان، امین، باتقوا، مدیر، مدبر و ملتزم عملی به ولایت فقیه تشخیص داده شده‌اند. دو نفر از این 6 نفر تا الان انصراف خود را اعلام کرده‌اند و به هر کدام از 4 نفر دیگه رأی بدهیم مأجوریم.

اما به هر حال مردم سلیقه‌های گوناگونی دارند. همیشه هم اینطور نیست که گزینه آرمانی و صد در صد مطلوب افراد در انتخابات حضور داشته باشد. اما به هر حال نزدیک‌ترین گزینه بین گزینه آرمانی و گزینه‌های موجود راه حل اثرگذاری تک تک مردم بر سرنوشت کشور است.

به نظر می‌رسد اوضاع کشور با تمام زحماتی که کشیده شد، مورد رضایت مردم نیست و مردم گله‌مندند. اگر بخواهیم رویکرد و عملکرد را مدنظر قرار دهیم، احتمالا دولت در رویکرد خود از نظر بخش قابل توجهی از مردم نمره بالایی نمی‌گیرد. 

رویکرد اشرافی مدیران، دوری از مردم، محرمانه بودن بسیاری از اطلاعات، نگاه بالا به پایین، کم کاری و خستگی، عدم توجه واقعی به نقش جوانان در مدیریت و اعمال تصمیمات کشوری ولو در قابل شعارهای زیبا را مردم نمی‌پسندند. هر چند ممکن است برخی از رویکردهای این دولت مانند تنش‌زدایی در سیاست خارجی مورد اقبال بخش قابل توجهی از مردم باشد.

به نظر من، ادامه دولتی که بسیاری از مدیران آن همیشه در مسند قدرت بوده‌اند و در 38 سال گذشته، 30 سال وزیر و معاون وزیر و وکیل بوده‌اند و حالا همه تقصیرات را به گردن یک دوره 8 ساله می‌اندازند کار درستی نیست. انتخاب امثال نعمت زاده که حتی اگر دوره وزارتش را حساب کنیم، باید بازنشسته شوند به ریاست وزارتخانه بزرگی مانند صنعت، توهین به نسل دوم و سوم انقلاب است. 

از سیاست بگذریم و از فرهنگ هم که صحبت کنیم، نگاه دولت به فرهنگ در شأن ایران اسلامی نیست. اوج نگاه دولت به فرهنگ در احکام لایحه برنامه ششم توسعه که توسط دولت به مجلس پیشنهاد شد شامل چند رویکرد کلی بود: تعمیر ابنیه تاریخی، حق پخش تلویزیونی مسابقات ورزشی، امنیت برگزاری فعالیت‌های فرهنگی مانند کنسرت و ... همین! فرهنگ در این دولت در همین حد دیده می‌شود.

اوضاع علم و فناوری هم در کشور در این 4 سال رشد گذشته را نداشته است. هر چند معاونت علمی ریاست جمهوری توانست در حوزه کسب و کار فناوری‌های نوین تغییرات خوبی را ایجاد نماید اما سرعت رشد علمی کشور کاهش یافت و صنایع های‌تک افول کردند و دیگر خبری از پیشرفت فناوری هسته‌ای، فناوری فضایی و ... نبود.

همه این شرایط ما را به یک سخن می‌رسانند: باید کاری کرد.

باید کاری کرد تا سرنوشت کشور در چارچوب قانون اساسی به سمتی برود که گلایه‌های مردم کمتر شود.

البته هر تصمیمی مردم در روز جمعه بگیرند محترم است. بعد از اعلام نتایج، باید همه کمک کنیم تا ایران اسلامی به سمت تعالی، پیشروی کند.

فرهنگ مظلوم

فرهنگی :: یادداشت

دیروز اولین بخش مناظره‌های انتخاباتی سال 96 با موضوع اجتماعی فرهنگی برگزار شد. فارغ از اینکه کدام کاندیدا پیروز شد یا کدام کاندیدا شکست خورد، کسی توجهی نکرد که «فرهنگ» چه شد؟ اصلا مباحث فرهنگی کجا مطرح شد؟ بیشتر مناظره به بحث عدالت اجتماعی آن هم از نوع اقتصادی‌اش و دعواهای سیاسی گذشت اما هیچ‌کسی نگفت چه برنامه فرهنگی برای کشور دارد؛ چه در حوزه فرهنگ عمومی و چه محصولات فرهنگی و ...

انقلاب اسلامی مردم ایران یک انقلاب فرهنگی بود. رهبری انقلاب چه در زمان امام خمینی (ره) و چه در زمان حاضر بارها فرهنگ را به عنوان زیربنا و روح حاکم بر همه برنامه‌ها تصریح کرده‌اند اما گویا فرهنگ رأی‌آور نیست و همه به دنبال رأی هستند! 

درست است که شاید اولویت فوری حل مسائل، مسئله اقتصاد باشد اما حتما برای آن هم وقت مناظره هست و فرهنگ نیز اولویتی «ضروری» است. 

قصه آنجا غصه‌‌انگیز می‌شود که دو نفر از 6 نفر کاندیدا روحانی هستند و طبیعتا باید بر امور فرهنگی مسلط باشند و کاندیدایی دیگر سابقه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد و باز هم فرهنگ مظلوم واقع می‌شود.

ارتباط یک‌طرفه یا دوطرفه؟!

سیاسی

بین وبلاگ‌هایی که دنبال می‌کنم و می‌خوانم، اگر ببینم قسمت نظرات پستی بسته است، آن پست را اغلب اوقات نمی‌خوانم.

دیگر برای چون منی اصلا معنا ندارد کسی تا به حال با مردم تعامل نکرده باشد و بین مردم نبوده باشد و به جای شنیدن سخن آنان در اتاق‌های در بسته نشسته باشد و رئیس جمهور خوبی برای مردم شود؟

مشایی یعنی احمدی‌نژاد؟!

سیاسی

بعد از تسری شایعات پیرامون نهی احمدی‌نژاد برای حضور در انتخابات 96 توسط رهبر معظم انقلاب و شفاف شدن موضع ایشان با اعلام پشت بلندگوی عدم نهی و توصیه خیرخواهانه به برادر مؤمن با توجه به مصلحت موجود، احمدی‌نژاد نامه‌ای نوشت و به ایشان اعلام کرد که قصد شرکت در انتخابات سال 96 را ندارد. 

یک ماه بعد در تاریخ 13 آبان در شورای بازخوانی خط امام (ره)، باز هم احمدی‌نژاد در این خصوص صحبت کرد و گفت:

دوستانی که می خواهند در انتخابات کار کنند و در انتخابات نظری دارند، بروند و در این مجموعه نباشند. چون آسیب می‌بیند. من می‌دانم در این انتخابات حساسیت و فشار زیاد است. می‌آیند فشار می‌آوررند، وادار می‌کنند که آقا حمایت کن و اطلاعیه بده! من گفتم هیچ برنامه‌ای در رقابت ها ندارم؛ معنایش این است که در انتخابات شورا یا ریاست جمهوری چیزی به معنای حمایت از شخص یا لیست وجود ندارد. اگر نزدیک‌ترین فرد به من هم آمد و گفت؛ محترم و آزاد است. گرچه من به او می گویم این کار را نکن؛ ولی ارتباطی به من ندارد. روشن است که اگر از کسی حمایت کنم می‌شود همان بحث دیگر! شوخی و بازی نیست. بگویند آقا خودت نباش، اعتبارت بیاید پشت این آقا، خب خنده دار است دیگر! اگر با من مشورت کنند که می‌گویم حتما نروید چون ضرورتی ندارد و در این صحنه نمی توانید کاری کنید و موفق نمی شوید. حضورتان نمی تواند مفید باشد. دلایلش هم موجود است. ما خیالمان راحت است. از اول هم راحت بود. ماب این دغدغه را نداریم.

 


پس از آن نیز در تاریخ 23 بهمن، دوباره احمدی‌نژاد با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که از هیچ فرد یا گروه یا جناحی در انتخابات 96 حمایت نخواهد کرد.

در بند سوم این اطلاعیه آمده است:

۳- ممکن است برخی افراد یا جریانات و جناح‌ها به خاطر منافع گروهی، اخبار و شایعاتی تحت عنوان حمایت از شخص خاصی به نقل از اینجانب منتشر نماید. صریحا اعلام می‌نمایم که این نوع شایعات و اخبار حتی اگر از زبان نزدیکان اینجانب باشد، خلاف واقع است و قویا تکذیب می‌شود.

پس از این اطلاعیه، چند روز پیش، حمید بقایی اعلام کاندیداتوری می‌کند و مدعی می‌شود می‌خواهد راه احمدی‌نژاد را ادامه دهد. تا اینجا مشکلی نیست و حمایتی از جانب احمدی‌نژاد صورت نگرفته است. همه بقایی را شوخی می‌گیرند و مشایی که قبلا مدعی شده بود بعد از پایان دولت تصمیم گرفته‌ است اظهار نظر سیاسی نکند، اعلام می‌کند که کسانی کاندیداتوری بقایی را شوخی می‌دانند که در سال 76 خاتمی و در سال 84 احمدی‌نژاد را شوخی می‌دانستند. تا اینجا هم می‌توان اظهار نظر مشایی را یک اظهار نظر سیاسی تلقی کرد و به احمدی‌نژاد مربوط ندانست.

اما روز گذشته مشایی در یک نشست پرسش و پاسخ رسمی، به صورت تمام قد از بقایی حمایت می‌کند و او را شبیه‌ترین فرد به احمدی‌نژاد می‌داند و می‌گوید:

آنچه از بیانات مقام معظم رهبری دریافت کردیم این است که دکتر احمدی نژاد فقط به عنوان نامزد حضور نداشته باشد.

اینها که می‌گویند بر اساس توصیه رهبری احمدی‌نژاد نباید از کسی حمایت کند، اگر ایشان از نامزد موردنظر آنان حمایت کند باز هم این حرف‌ها را خواهند زد؟!

ذکر دو نکته در اینجا لازم است:

یک نکته آنکه آیا احمدی‌نژاد جمله خودش را یادش هست که «احمدی‌نژاد یعنی مشایی و مشایی یعنی احمدی‌نژاد»؟ آیا کناره‌گیری خودش از حمایت از کاندیداها و حمایت تمام قد مشایی از یک کاندیدا را می‌توان هضم کرد؟ این تناقض آشکار را نمی‌توان با جملاتی نظیر اینکه مشایی آزاد است و به من ربطی ندارد هم توجیه کرد؛ زیرا مشایی با بقیه افراد در این جریان فرق دارد. پذیرفتن این توجیهات یعنی مشایی با احمدی‌نژاد فرق دارد و چون فرق دارد پس نمی‌تواند جریان مردمی احمدی‌نژاد را هدایت کند.

نکته دوم اینکه دریافت مشایی از بیانات رهبری با دریافت احمدی‌نژاد کاملا متفاوت است و این اظهر من الشمس است. ضمن اینکه باید پرسید منظور مشایی از جمله‌ای که نقل شد چه کسانی بودند؟ برداشت احمدی‌نژاد هم از توصیه رهبری این بوده است که نباید از کسی حمایت کند و آن را کتبی و شفاهی اعلام کرده است. باید بپذیریم احمدی‌نژاد در این موضوع مهم با «اینها» (اصولگرایان) توافق نظر دارد و با مشایی اختلاف جدی دارد؟

به نظر می‌رسد که هر چند احمدی‌نژاد قبلا گفته‌ است نزدیکان من هم اگر حرفی زدند، قویا تکذیب می‌کنم اما چون این فرد مشایی است که بارها احمدی‌نژاد تأکید به مورد وثوق بودن ایشان داشته است و ایشان در حال مصادره احمدی‌نژاد به نفع خود و جریان مدنظر خود است، یک بار دیگر نیازمند شفاف شدن موضع احمدی‌نژاد هستیم تا تصور صراحت و شجاعتی که از احمدی‌نژاد داشتیم خدشه‌دار نشود. ضمن اینکه ایشان باید به خودشان تذکر دهند که در عالم سیاست هیچوقت کسی را اینطور تمام قد مورد حمایت قرار ندهد، چون ممکن است روزهای دیگری از راه برسند.

 

 

احمدی‌نژادی‌ها!

سیاسی

جریان خبری سیاسی کشور در چند هفته اخیر تا حد قابل توجهی درگیر عدم حضور احمدی‌نژاد در انتخابات سال آینده شد. خبری که انتشار غیررسمی آن به اختلافات و پچ پچ ها دامن زد و با موضع رهبری به نقطه شفاف رسید که طیف‌های گوناگون را از منظر خود به نتیجه‌ای رسانید.

در این میان برخی از هواداران احمدی‌نژاد که او را نماد مردمی بودن و مبارزه با استکبار می‌شناسند، دچار سؤالات و ابهاماتی شده‌اند که حتما لازم است آنهایی که دستشان می‌رسد کاری بکنند. نباید فراموش شود که خیل عظیمی از هواداران احمدی‌نژاد دلبستگان به انقلاب و امام و رهبری هستند که احمدی‌نژاد را -لااقل از نظر رویکردی و با قبول اشتباهات عملکردی- مجری صحیفه امام می‌دانستند؛ زیرا می‌دیدند در دوره او تحولاتی انقلابی صورت گرفت که سبک آن، سبک مبارزه با سلطه، حمایت از پابرهنه‌ها و خدمت به عموم مردم بود. منکر اشتباهات احمدی‌نژاد نیستم که او هم نقص‌هایی دارد؛ منکر اشتباهات دولت احمدی‌نژاد هم نیستم که انتظار تسری یک فکر به تمامی بدنه دولت، تصوری نامعقول است. بحثم بر سر این است که این هواداران از مظلوم‌ترین گروه‌های جامعه هستند (عموم هواداران را عرض می‌کنم، منکر فرصت‌طلبان و نان به نرخ روز خوران و منفعت طلبان و ... که در همه جا هستند، نمی‌شوم). این هواداران همیشه از جان و دل برای انقلاب زحمت کشیدند، زیر شدیدترین عملیات‌های روانی خارجی و داخلی، قد خم نکردند و بدون اینکه به منفعت شخصی خود فکر کنند، برای نزدیک شدن به آرمان دولت اسلامی تلاش کردند. آنها در زمان‌هایی از همه طیف‌های داخلی و خارجی و انقلابی و غیرانقلابی ناسزا شنیدند، گاهی متهم به افراط شدند و گاهی متهم به تفریط؛ گاهی متهم به حجتیه‌ای بودن شدند و گاهی متهم به بهایی بودن! گاهی متهم به ریا شدند و گاهی متهم به دزدی. اتهاماتی بسیار پرتناقض که هیچکدام را جدی نگرفتند و تلاش خود را جهت حذف کاستی‌ها انجام دادند.

حال در این شرایط که برخی از این هواداران احساس سرخوردگی می‌کنند و سؤالاتی دارند، وظیفه داریم که به سؤالات برادر مؤمن‌مان پاسخ دهیم. اگر سؤال کردند که چرا رهبری برای جلوگیری از دوقطبی، قطب انقلابی‌تر به زعم اینان را نصیحت کردند و مشورت دادند که شرکت نکند، به آنها نگوییم مطیع رهبری باشید. می‌دانیم که آنها مطیع رهبری هستند و جانشان را فدای اسلام می‌کنند. سؤالشان را جواب دهیم و انتظار نداشته باشیم پیروان مکتب امام، چشم و گوش بسته فقط مطیع باشند که شهید بهشتی آن را بسیار خطرناک می‌دانست. قطعا پاسخ‌های مستدل و منطقی و اقناع کننده برای این سؤال وجود دارد که از بیان آن فعلا صرفنظر می‌کنم. یا اگر نقد کردند که چرا خبر غیررسمی منتشر می‌شود و چرا حرف درگوشی منتقل می‌شود، نقدشان را بشنویم و اگر واقعا خطایی بوده است بپذیریم. از آنها خوارجی نسازیم که می‌خواهند به امامشان چیزی تحمیل کنند یا جلوتر از امامشان حرکت کنند. آنها پیرو امامشان هستند و زندگی‌شان را پای انقلاب گذاشته‌اند و دنبال منفعتی نیستند. اشتباهات کوچک و بزرگ احمدی‌نژاد و دوستان نزدیکش را به پای آنان ننویسم و خودمان را جای آنها بگذاریم که اگر با وجود دیدن اشتباهات احمدی‌نژاد هنوز به او دل بسته‌اند، چون فرد بهتری نیافته‌اند؛ اگر فرد بهتری می‌شناسیم که مجری مکتب امام باشد و «شجاع»، «سختکوش» و «هوشمند» باشد به آنها معرفی کنیم و اگر نمی‌شناسیم شورا یا سیستمی که بتواند کشور را در ذیل مکتب امام اداره کند به آنها معرفی کنیم. اگر دغدغه آنها را نسبت به غفلت از بندهایی از قانون اساسی را می‌بینیم که ماهیت انقلاب اسلامی است، به جای توجیه و دلیل‌تراشی، مباحثه عقلانی کنیم و به هم برای فهم بهتر مسائل کمک کنیم.  اگر بین هواداران احمدی‌نژاد، عده‌ای مشکلاتی دارند، آن را به سایر هوادارانش تعمیم ندهیم.

--------

پ.ن 1: موافق حضور احمدی‌نژاد در انتخابات سال 96 نبودم، چرا که آن را نقض سخنان خودشان در سال 84 می‌دانستم که مدیر اجرایی کشور باید جوان باشد و مسن‌ترها جایگاه مشاوره داشته باشند نه اجرا. هر چند که ممکن بود در صورت حضور نسبت به بقیه جزو کاندیداهای جوان محسوب شود!

پ.ن 2: صلاح ندانستن حضور یک نفر در یک عرصه، دلیل بر بد بودن کسی یا عدم حضور در عرصه‌ها و زمان‌های دیگر نیست. در سیره ائمه دیدیم که شرایط زمانه برای سکوت، حکومت، صلح، قیام و ... بسیار مهم بوده است و ما به عنوان پیرو باید درس بگیریم.

پ.ن 3: در حرفهای خصوصی با هواداران احمدی‌نژاد تا جایی که علم کم و دانش اندکم اجازه داده است، جواب سؤالاتشان را داده‌ام و حتی نقدهایی به سرخوردگی‌شان دارم اما به نظرم توجه ویژه به این برادران مؤمن در این روزها ضروری است.

پ.ن 4: برای برخی از سؤالات و نقدهای آنها پاسخی دارم که اگر لازم شد در یادداشتی دیگر می‌نویسم.

 

با اخبار محرمانه چه کنیم؟

سیاسی

دکتر وردی‌نژاد در کلاس «مدیریت رسانه 1» مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی در سال 88 می‌گفتند که دشمنان ایران نیاز به هزینه زیاد و کار تخصصی فراوان جهت جاسوسی از ایران ندارند؛ زیرا با سایت‌های متعدد خبری 90 درصد اخبار محرمانه ما در معرض دید عموم قرار گرفته است یا به راحتی در دسترس همگان است. سازمان‌های جاسوسی دشمنان‌مان باید برای 10 درصد باقیمانده وقت و هزینه و انرژی بگذارند. می‌گفتند که میزان اخبار منتشره محرمانه ما نسبت به کشورهای پیشرفته، وضعیت فاجعه‌آوری دارد. 

خط و خطوط سیاسی ایشان و افتراقی که در این زمینه داریم در این یادداشت محل بحث نیست اما این حرف ایشان همیشه در خاطر من ماند و به نظرم به عنوان یکی از معضلات گردش خبر بخصوص در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی در کشورمان جدی است. یادمان نرفته است که مکالمات حضوری محرمانه شخص اول و دوم کشور در چند سال گذشته، نقل محافل گوناگون بود و همیشه این سؤال مطرح بود که اگر این صحبت‌ها دو نفره بوده است، پس چه کسی آن را نقل کرده است؟

یکی از راه‌های شایعه‌سازی و تخریب اذهان عمومی همین انتشار غیررسمی اخبار با مهر محرمانه جهت دیده شدن بیشتر است. به نظر می‌رسد که برخی از ارکان قدرت در کشورمان با قیافه حق به جانب، استفاده از این حربه را خوب بلد هستند و به جستجوگران حقیقت کمترین مجال برای سؤال و نقد را هم نمی‌دهند یا اگر بدهند تأثیری در افکار عمومی جامعه ندارد. استفاده از رسانه‌های گوناگون و گسترده توسط ارکان مورد بحث، به آنها قدرتی بخشیده است که شاید تا چند زمانی مست آن باشند که البته ماه همیشه پشت ابر نمی‌ماند.

به عنوان مثال یادمان هست در قضیه خانه‌نشینی 11 روزه رئیس جمهور سابق چقدر شایعه توسط همین اخبار محرمانه ساخته شد و زمینه‌ساز کلیدواژه تخریبی «جریان انحرافی» در کشور شد. یادمان هست که همان زمان رهبر معظم انقلاب وارد میدان شدند و آن شایعات را «حرف‌های سست و بی‌پایه» خواندند که توسط دستگاه‌های تبلیغاتی گفته شده است و تأکید می‌کنند که «بخصوص خود رئیس جمهور» برای خدمت به مردم شب و روز ندارند. اما خاطرمان می‌آید که مسئله‌ای که از نظر رهبر معظم انقلاب «مسئله مهمی» نبود را چگونه به مسئله اول کشور تبدیل کردند و سال‌ها در آن دمیدند و می‌دمند؛ آن هم با جلوه ولایتمداری! اساسا یکی از مشکلات همین است که بخش قابل توجهی از این اخبار محرمانه به دیدارهای خصوصی رهبری مربوط می‌شود و توصیه‌ها و فرمایشاتی که ایشان به افراد مختلف کرده‌اند. حال اینکه ایشان بارها گفته‌اند مواضع ایشان همان است که با مردم در میان می‌گذارند و «حرف درگوشی» با کسی ندارند و نسبت دادن اینکه ایشان موضعی خلاف موضع علنی خود به خواص می‌گویند را «گناه کبیره» دانسته‌اند.

قبلا هم نگاشته بودم که برخی سیاسیون از طریق همین «گفتن اخبار مگو» برای خود مخاطبان، مریدان و طرفدارانی پیدا می‌کنند که سال‌ها بر موج احساسی حق‌طلبی آنان سوار می‌شوند و تا حدودی توجه مسئولین و مردم را از مسائل اصلی کشور به مسائل فرعی جهت تحکیم قدرت یا افزایش قدرت خود یا حزب خود جلب می‌کنند.

به نظر می‌رسد یکی از راه‌های مبارزه با این شایعات و اخبار غیررسمی که با بسته بندی «محرمانه» و «خصوصی» عرضه می‌شود، بی‌توجهی به آن است. این بی‌توجهی در وهله اول و اصلی‌ترین گام به اهالی رسانه برمی‌گردد. متأسفانه معمولا اهالی رسانه با در دست گرفتن «سررسید» به نگارش اخبار جذاب محرمانه از سوی اشخاص قدرت‌طلب -که بعضا حتی به نیات آن‌ها هم شک وارد است- اقدام می‌کنند تا با نقل آنان در میان دوستان محفلی خود، خویش را «کاردرست» و «مهم» جلوه دهند یا گرهی از گره کشور باز کنند! حال آنکه خبرنگاران، دبیران سرویس‌های مختلف، تحلیل‌گران رسانه‌ای و مدیران رسانه‌های خرد مستقل باید لااقل با بی‌توجهی خود به نقل اینگونه اخبار که وثوق آن از هیچ طریقی امکان‌پذیر نیست از ارزش این کار بکاهند و آن را به کاری بیهوده تبدیل کنند.

با نزدیک شدن به انتخابات سال 96، دامنه این شایعات محرمانه بسیار گسترده‌تر خواهد شد. شایعاتی که از نگاه ظاهری بیشتر به ضرر کسانی خواهد شد که رسانه کمتری در اختیار دارند یا تقوای بیشتری برای ساخت شایعه به خرج می‌دهند! نمونه این اخبار در یکی دو هفته اخیر در رسانه‌های مختلف اجتماعی و رسمی منتشر شده است.

بیایید تصمیم بگیریم به جای تخریب اذهان مردم کمی هم به فکر کشورمان باشیم و وظایفمان را درست انجام دهیم که همه عزت دست خداست و او بر قلوب مردم مسلط است.