کسی که عقل ندارد، ادب ندارد؛ کسی که همت ندارد، مروت ندارد و کسی که دین ندارد، حیا ندارد. خردمندی موجب معاشرت نیکو با مردم است و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم بدست می‌آید.
امام حسن مجتبی علیه السلام
پژوهشگر را دنبال کنید

بایگانی

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۱۱ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

اگر استراتژی یک فرآیند تکاملی است پس وجود دانش به عنوان یک نیروی محرکه می‌تواند مورد توجه باشد و یک سازمان باید دارای پایگاه داده‌های دانش باشد که از طریق تحلیل محیط خارجی دانش مورد نیاز به دست می‌آید و موجب تحقق چشم‌انداز می‌شود.

جدای از تحلیل محیط خارجی، سازمان‌های باید روابط بین کارکردهای کسب و کار و همچنین چگونگی ساختاربندی منابع سازمان در حمایت از این کارکردها را (برای مثال معماری منابع انسانی، معماری مالی، معماری تکنولوژی و غیره) ارزیابی کنند. در طول فرآیند تعیین روابط بین فرآیندهای کسب و کار، ضروری است که جریان اطلاعات نیز مشخص شود. در اصل فرآیند کسب و کار چیزی بیش از گسترش جریان اطلاعات نیست و تعیین جریان اطلاعات، استراتژیست‌ها را توانمند خواهد ساخت تا جریان و مبادله دانش را ارزیابی کنند. در این صورت است که دانش به عنوان یکی از عناصر حیاتی برای ارزیابی اثربخشی و کارآمدی پروفایل سازمانی (داخلی) و محیط خارجی به کار می‌رود، عنصری که نه تنها توانایی تدوین استراتژی کسب و کار را دارد، بلکه به عنوان زیربنای فرآیند تدوین استراتژی سازمان عمل می‌کند.

 

تأثیر فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی و انگیزش کارکنان بر پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان

نویسنده: حسین وظیفه دوست و دیگران، شماره 52 فصلنامه پژوهش‌های مدیریت راهبردی، پاییز و زمستان 1391

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۳ ، ۱۴:۰۴
قاسم صفایی نژاد

هفته گذشته به دعوت یکی از دوستان، به تماشای تئاتر «پاییز» رفتم. بازی امیر جعفری در این تئاتر، باعث شد که حدس بزنم احتمالا تئاتر قوی و با مفهومی است، زیرا امیر جعفری را با وسواس در انتخاب فیلمنامه‌ها برای بازی شناخته‌ام. به پارک هنرمندان که رسیدیم و وارد سالن که شدیم جمله‌ای توجه مرا جلب کرد: تقدیم به خاطره غرورانگیز دلاوران لشکر 31 عاشورا. با خودم فکر کردم حتما با نمایشی در حوزه دفاع مقدس روبرو خواهم شد. نمایش شروع شد و بر خلاف تصورات من، پیام اصلی نمایش نکات دیگری را به ذهن متبادر می‌کرد.

داستان نمایش، داستان یک خانواده آذری است که فرزندان از یک پدر ولی دو مادر هستند. «جواد» پسر ارشد خانواده که از زن اول پدر خانواده است و بازی نقش آن به عهده امیر جعفری است، به قول قدیمی‌ها یک لوتی است که دعوایی است، مست می‌کند اما معرفت دارد و ناموس می‌فهمد. «علی» پسر کوچک‌تر خانواده که از زن دوم پدر خانواده است، در روایت داستان به عنوان بسیجی معرفی می‌شود و در دفاع مقدس، فرمانده بوده است. «پروین» خواهر خانواده است و مادر و دایی خانواده هم در داستان نقش دارند. شخصیت‌های داستان خاکستری هستند و انتخاب قهرمان داستان از منظر تماشاگران ممکن است متفاوت باشد، هر چند که «جواد» نقش محوری داستان است اما او هم نقاط سیاهی در روایت دارد.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۳ ، ۲۰:۱۳
قاسم صفایی نژاد

آداب الصلوه نام یکی از کتب کم‌نظیر امام خمینی (ره) است که نگارش آن در 30 فروردین 1321 به اتمام رسیده است. امام خمینی (ره) در مقدمه کتاب نوشته‌اند که کتاب قبلی ایشان یعنی «اسرار صلوه» متناسب با احوال عامه نبوده و در واقع «آداب الصلوه» را کمی فارغ‌تر از مباحث عرفانی و قابل فهم‌تر نگاشته‌اند؛ هر چند که باز فهم کتاب سختی‌های خود را برای عامه مردم دارد.

در این کتاب امام به ابعاد مختلف نماز پرداخته‌اند. کتاب از چیستی و چرایی عبادت آغاز می‌شود، به حضور قلب و طهارت می‌رسد و پس از آن تک تک اجزای نماز را مورد بررسی قرار می‌دهد. اذان، اقامه، نیت، تکبیر، قرائت، تفسیر خلاصه سوره‌های مبارکه «حمد»، «توحید» و «قدر»، رکوع، سجده، تشهد،سلام، تسبیحات اربعه و قنوت، اجزایی هستند که به صورت مبسوط به تشریح آن‌ها پرداخته شده است. 

نکته جالب توجه، زاویه دید کاربردی امام در تمامی بخش‌ها است که خارج از سخنرانی‌های مرسوم و کتب معمول، از دیدگاه سیر الی الله به تمامی این موارد پرداخته‌اند؛ اوج این نگاه را می‌توان در تفسیر سوره حمد در این کتاب دید که امام نوشته‌اند: تا کنون تفسیری برای کتاب خدا نوشته نشده است، زیرا قرآن کتاب هدایت است و مفسر باید مقصود نزول را برساند و نه سبب نزول.

متن کامل کتاب را از اینجا بخوانید.

قبلا در این وبلاگ، 18 بند خواندنی از این کتاب را در بخش «نقل قول» گنجانده بودم که توصیه می‌کنم با خواندن آن‌ها به خواندن کامل کتاب علاقه‌مند شوید. عناوین این 18 بند در زیر آمده است که می‌توانید برای خواندن آن‌ها روی آن کلیک کنید:

مردانه باید قیام کرد!          

راضی شود از او به کم...

ذره‌ای از حب دنیا...

حب به خود!

اشتغال به عیب خود پیدا کن

اگر قلب موافقت نکند...

کسانی که دعوت به صورت محض می‌کنند...

بعضی مراتب اخلاص

غاصب منزلگه حق

سرچشمه گل آلود!

نظر تعلیم و تعلم به قرآن

شاهکار شیطان!

غیر از تفاسیر موجود در قرآن تفکر کنیم

پناه بردن به دشمن؟!

دل‌های سخت را برق عاطفه قلبت نرم کند...

فراموشی حادثه بزرگ!

فانیان در خدا گمراهند مگر...

ما قرار ندادیم برای یک نفر دو قلب

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۳۷
قاسم صفایی نژاد

اپراتورهای تلفن همراه در کشورمان، تنوع چندانی ندارند. هر چند رقابتی در چند سال اخیر بین همراه اول و ایرانسل به وجود آمد و با آمدن رایتل به نظر می‌رسید رقابت به سود مشتریان خاتمه یابد اما نباید از نقش تبلیغات هم در این رقابت، غافل شد.

اواخر پاییز 91 بود که با تبلیغات فراوان رایتل، یک سیم کارت دائمی رایتل خریداری کردم. صرف نظر از این‌که پوشش آنتن مطابق نقشه سایت نبود و بسیاری از مناطق آنتن‌دهی در لحظه‌ای وجود داشت و لحظه‌ای دیگر تا دقایقی امکان اتصال وجود نداشت، اشکالات بزرگ دیگری نیز وجود داشت؛ مانند عدم دریافت پیامک از بانک‌ها، سامانه‌های خبری و ... که تا تابستان امسال وجود داشت.

اما تیر ماه امسال رایتل با تبلیغات فراوان در مورد فعال کردن رومینگ ملی (از خزر تا خلیج همیشه فارس) و استفاده از پوشش آنتن‌های سایر اپراتورها، سعی در ورود جدی‌تر خود به بازار اپراتورهای همراه کرد. اما از آن‌جا که ذات تبلیغات این است که خوبی‌ها گفته شود و بدی‌ها به چشم نیاید، واقعیت‌هایی بر روی مشترکان پس از خرید مشخص می‌شود که به نظر می‌رسد گاهی مصداق «کم فروشی» است.

رومینگ ملی رایتل در روزهای ابتدایی راه اندازی، در مکان‌هایی که رایتل آنتن نمی‌داد به همراه اول و ایرانسل منتقل می‌شد تا مشترک رایتل تقریبا در هر مکانی پوشش شبکه داشته باشد. اما پس از گذشت یکی دو ماه، اختلال جدی در اتصال به آنتن‌های همراه اول و ایرانسل پیش آمد که در بسیاری از زمان‌ها اجازه اتصال به آنتن‌های این دو اپراتور داده نمی‌شد. پس از گزارش مشکل به رایتل از طریق سایت رایتل، اپراتورهای رایتل با تماس پیگیرانه خواهان حل مشکل بودند اما به دلیل اینکه از تخصص کافی برخوردار نبودند، راهنمایی‌های درستی نمی‌کردند. حتی گاهی اوقات سخنانی مانند «با همراه اول تماس بگیرید که چرا در انتقال به آن مشکل وجود دارد» بر زبان رانده می‌شد که به دلیل اینکه من مشترک رایتل بودم، خنده دار بود.

به هر حال پس از چند بار گزارش مشکل، بنده از اپراتورهای خط مقدم رایتل به سمت تیم تخصصی رایتل هدایت شدم که با کمتر از دو دقیقه صحبت، مشکل به صورت شفاف توضیح داده شد. «مشکل با همراه اول طی چند روز آتی حل می‌شود اما ایرانسل در مناطقی که مشترکان زیاد دارد، نمی‌تواند مشترکان رایتل را ساپورت کند و به همین دلیل امکان اتصال به ایرانسل وجود ندارد.» که البته با سؤال بعدی مشخص شد که همه جای شهر تهران جزو این مناطقی است که رومینگ ایرانسل قابل استفاده نیست.

این مشکل کماکان وجود دارد و به نظر نمی‌رسد که اراده‌ای برای حل آن باشد. رومینگ به همراه اول هم با اینکه بسیار بهتر از دوره اختلال است اما گاها اختلال‌هایی در آن به وجود می‌آید.

یکی دیگر از مشکلات رومینگ رایتل، عدم وجود بسته‌ها و طرح‌ها در استفاده از رومینگ است. به طور مثال وقتی از طرح بی‌نهایت رایتل استفاده می‌کنید، فقط باید از آنتن رایتل استفاده کنید و اگر در مترو (که رایتل به هیچ وجه آنتن نمی‌دهد و باید با رومینگ همراه اول صحبت کنید) با موبایل صحبت کنید خارج از طرح بی‌نهایت است و باید هزینه مجدد بپردازید. یا اینکه اگر از اینترنت یک ماهه رایتل استفاده می‌کنید، وقتی به رومینگ همراه اول متصل می‌شوید، علاوه بر آنکه نمی‌توانید از اینترنت پرسرعت رایتل استفاده کنید و باید به اینترنت کم‌سرعت همراه اول بسنده کنید - که به نظر منطقی می‌رسد - باید هزینه مجدد نیز بپردازید و جزو بسته یک ماهه شما محسوب نمی‌شود.

به هر صورت، به نظر می‌رسد رومینگ رایتل فقط چاره دردهای اضطراری است که در دسترس باشید و انتظار بیشتر از آن نباید داشت. البته باید انتظار داشته باشید گاهی اوقات نیز به صورت اتوماتیک به رومینگ متصل نشود و شما به صورت دستی این کار را انجام دهید.

 

 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۳۵
قاسم صفایی نژاد

اهل معرفت گویند: دعا بر سه گونه است:

یکى، دعاى از روى استعجال، و آن دعاى عامه است. اینان چون اسیر مقاصد نفسانیه هستند، در دعا نیز شتابزده هستند که مبادا مقاصد دنیاوى یا حیوانى از آنها فوت شود.

دیگر، دعاى از روى احتمال، و این دعاى ارباب حکمت است. اینان نیز پابند مقاصد خویشند و احتمال مى دهند دعا در جریان امور قضائى دخالت داشته باشد و قضاى حق تعالى مقید به دعا باشد؛ از این جهت دعا کنند.

سوم، دعاى از روى امتثال است، و این دعاى اصحاب معارف است. آنان از اسارت نفس بیرون آمدند، و براى آمال نفسانیه و لذات خویشتن لب به دعا نگشایند.

من گروهی می‌شناسم ز اولیا           که زبانشان بسته باشد از دعا

اینان دعا را براى امتثال امر خدا مى‌کنند. چون دعا خلوت با حق و مخاطبه با محبوب مطلق است، قیام به آن کنند.

حقا که انسان اگر به نور معرفت قلبش منور باشد و مانند ما اسیر سلسله‌هاى شهوات و زندان طبیعت نباشد، هرگز مخاطبه با حق تعالى و توجه و ذکر او را وسیله چیز دیگر قرار نمى‌دهد.

اولیاء خدا نظرشان به دعا انقطاع به حق تعالى است، و او و مذاکره و خلوت با او را وسیله خودپرستى و خودخواهى نمى‌کنند؛ بلکه هر چه بخواهند براى آن است که باب مراوده با دوست را مفتوح کنند.

در دل دوست به هر حیله رهى باید کرد

ما اسیران نفس و شهوت، خدا را براى خرما مى‌خواهیم، و دوست مطلق را فداى لذات نفسانیه مى‌کنیم. و این از بزرگترین خطاها است که اگر دل ما حظى از معرفت داشت و جلوه‌اى از محبت در آن حاصل بود، باید از خجلت بمیریم، و سر شرمسارى را تا قیامت بر زیر افکنیم. آنان اگر چیزى بخواهند، چون کرامت دوست است، مى‌خواهند.

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 363

نویسنده: امام خمینی (ره)

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۳ ، ۱۶:۳۳
قاسم صفایی نژاد

ثبات و پایدارى است که انسان را در پیش‌آمدهاى ناگوار عالم و فشارهاى روحى و جسمى، چون سدّى آهنین پا بر جا نگاه دارد، و نگذارد لغزش و سستى در انسان رخ دهد. حفظ قوّه ایمان و دین با طمأنینه نفس و سکونت روح، بسهلى و آسانى میسّر است، و تا دم آخرین، انسان را در مقابل بادهاى تند عالم محفوظ کند.

طمأنینه نفس و ثبات قدم، نگذارد اخلاق و اطوار اجانب و منافقین در انسان رخنه کند، و انسان را نگذارد دستخوش حوادث شود. انسان با ثبات و طمأنینه نفس، خود یک ملّت واحده است که اگر سیلهاى اخلاق زشت و بى‌دینى تمام مردم را ببرد، او چون کوه آهنین در مقابل همه چیز ایستادگى کند و از تنهائى وحشت نکند.

انسان با ثبات و طمأنینه مى‌تواند تمام وظایف فردى و اجتماعى را انجام دهد و در هیچ مرحله از زندگانى مادّى و روحانى براى او لغزشى و خطائى دست ندهد.

بزرگان دین با این قوۀ بزرگ روحانى در مقابل میلیونها جمعیت جاهل زشتخو قیام مى‌کردند، و به خود خیال لغزشى راه نمى‌دادند. این روح بزرگ در انبیاء عظام است که یک تنه در مقابل پندارهاى جاهلانه یک جهان، قیام و نهضت مى‌کنند، واز تنهائى خود و زیادى جمعیّتهاى مخالف هیچ خوف و وحشتى به خود راه ندهند، و بر همۀ پندارهاى بیخردانه چیره شوند، و تمام عادات و اطوار جهانیان را پایمال کنند و آنها را به رنگ خود در آورند. این روح ثبات با طمأنینه است که جمعیّتهاى کم را در مقابل گروه‌هاى انبوه حفظ مى‌کند، و بر ممالک بزرگ عالم با عدّه و عدّه معدود مسلّط و چیره مى‌کند.

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 361

نویسنده: امام خمینی (ره)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۵۳
قاسم صفایی نژاد

آن عالمى که به صفت تواضع موصوف نباشد و از مردم چشم داشت کرنش و تواضع داشته باشد، عالم نیست، و آن انبار مفاهیم رجز شیطانى است. اگر با این مفاهیم سعادت و سلامت حاصل مى‌شد، ابلیس نیز باید سعید باشد. علمى که خاصیت خود را از دست بدهد، حجاب غلیظى است که رهائى از آن، از همه چیز مشکل‌تر است.

و این که فرمود: «به تواضع آبادان مى‌شود حکمت» یا مقصود آن است که تا در قلب تواضع نباشد، تخم حکمت در آن سبز نمى‌کند و رشد نمى‌نماید-چنان که تا زمین نرم سهل نباشد، نبات در آن سبز و رشد نمى‌کند-، و یا آن که مقصود آن است [که]تا تواضع در علماء نباشد، نمى‌توانند تخم حکمت را در قلوب مردم بکارند و رشد دهند. پس با تواضع باید دلهاى سخت را نرم کنند، پس بذر افشانى کنند و نتیجه بگیرند. و این هر دو مطلب درست است، هم دستور اصلاح نفس است و هم دستور اصلاح غیر است.

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 348

نویسنده: امام خمینی (ره)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۴۷
قاسم صفایی نژاد

عیسى بن مریم به حواریّین گفت: من حاجتى به شماها دارم آن را برآورید. گفتند: حاجتت روا است اى روح اللّه! پس برخواست و پاهاى آنها را شست و شو داد. گفتند: ما سزاوارتر بودیم در این کار از تو. فرمود: سزاوارترین مردم به خدمت نمودن به خلق، عالم است. و من براى شما این گونه تواضع کردم که شما نیز براى مردم بعد از من این گونه تواضع کنید. و آن گاه عیسى گفت: به تواضع تعمیر مى‌شود حکمت، نه به تکبّر. چنان که در زمین نرم زراعت مى‌روید، نه در کوهستان.

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 347

نویسنده: امام خمینی (ره)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۴۰
قاسم صفایی نژاد

اکنون باید انسانى که داراى علم و عمل است، در خود و احوال خود و ملکات نفسانیّه تفکّر کند، و خود را در تحت نظر قرار داده تفتیش کامل کند، ببیند در هر رشته [اى]از علوم هست، چه ملکاتى علم در او به ارث گذاشته؟ اگر از اهل معارف است، ببیند نور معرفت اللّه دل او را روشن کرده و با حق و مظاهر جمال و جلال او محبّت پیدا کرده و متواضع شده؟ یا آن که به واسطه چندى مزاولت در اصطلاحات، به همه عالم و جمیع علماء به نظر حقارت-که نظر ابلیس است-نگاه مى‌کند، و حکماء را قشرى مى‌خواند، و دیگر علماء و دانشمندان را جزو حساب نمى‌آورد، مردم را چون حیوانات نظر مى‌کند؟! اگر چنین است بداند که این اصطلاحات بى‌مغز، حجاب معرفت اللّه و نقاب رخسار جانان شده. چیزى که باید انسان را از اسارت نفس وارسته کند و از علایق طبیعت بیرون ببرد، خود انسان را در سجن طبیعت محبوس کرده و در زیر زنجیرهاى شیطان قرار داده. بیچاره داد از منازل عشق و محبّت مى‌زند، و معارف الهیّه را به چشم مردم مى‌کشد، و خود زنّار نفس و بت خودخواهى و خود پرستى را در زیر جامه دارد، و از خداى عالم غافل و به بندگان او-که از او هستند-سرکشى مى‌کند.

ابلیس به تکبّر به آدم از مقام قرب دور شد، و تو با این تکبّر به آدمزادگان، مى‌خواهى راهى به معارف پیدا کنى؟ هیهات! نور معرفت اللّه باید دل را الهى کند و از رجز شیطانى دور کند. پس چه شد که در تو نتیجه به عکس داده، دل تو را منزلگاه شیطان و مورد استیلاء ابلیس قرار داده.

بیچاره! تو گمان مى‌کنى اهل اللّه و اهل معارفى؟ این نیز از تلبیسات نفس و شیطان است که تو را سرگرم به خود کرده، و از خدا غافل کرده، و به مشتى مفاهیم و الفاظ سر و صورت‌دار دلخوش کرده. در مقام علم، دم از تجلّیات ذاتى و اسمائى وافعالى مى‌زنى، و عالم را از حق مى‌خوانى، و همه موجودات را جلوات حق مى‌گوئى، و در مقام عمل با شیطان شرکت مى‌کنى، و به آدمزادگان سرکشى و تکبّر مى‌کنى. پیش اهل معرفت، این، تکبّر به حق تعالى است.

آن علم معارفى که در انسان به جاى فروتنى و خاکسارى، سرکشى و تدلّل ایجاد کند، آن پس مانده ابلیس است. این اصطلاحات اگر این نتیجه را در انسانى حاصل کند، از تمام علوم پست‌تر است، زیرا که از آن علوم دیگر توقع نیست که انسان را الهى کند، و از قیود نفسانیّه یکسره بیرون کند، و از حجابهاى ظلمانى طبیعت وارهاند، و صاحبان آن علوم نیز چنین دعوائى ندارند. پس آنها به سلامت نزدیکترند. لااقل این عجب موجب هلاکت-که از خواص ابلیس است -در آنها پیدا نشده، و وسیله معرفت اللّه آنها را از ساحت مقدّس حق دور نکرده.

اگر آنان تکبّر به مردم کنند، تکبّر به خلق کردند، ولى تو به حسب اقرار خودت، تکبّرت به خلق تکبّر به حق است. پس واى به حال تو اى بیچارۀ گرفتار مشتى مفاهیم و سرگرم به پاره [اى] اصطلاحات که عمر عزیز خود را در فرو رفتن به چاه طبیعت گذراندى، و از حق به واسطه علوم و معارف حقّه دور شدى! تو به معارف خیانت کردى، تو حق و علم حقّانى را وسیله عمل شیطانى کردى. قدرى از خواب غفلت برخیز، و به این مفاهیم دل خوش مکن، و گول ابلیس لعین را مخور که تو را به هلاکت کشاند، و از سر منزل انسانیّت و قرب حق تعالى دور کند.

از اینجا حال سایر علوم را نیز باید به دست آورد. اگر حکیمى، یا فقیهى، یا محدّث و مفسّرى، ببین از این علوم، در قلب تو چه یادگارهائى مانده، و چه ثمراتى از این علوم، در درخت وجود تو پیدا شده. علیّ بن أبی طالب فرمود: «سر علم تواضع است.»

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 340 و 341

نویسنده: امام خمینی (ره)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۳۴
قاسم صفایی نژاد

در باب امر به معروف و نهى از منکر، یکى از مهمّات، همین رفق نمودن و مدارا کردن است. ممکن است اگر انسان مرتکب معصیت یا تارک واجبى را با شدّت و عنف بخواهد جلوگیرى کند، کارش از معصیت کوچک به معاصى بزرگ یا به ردّه و کفر منتهى شود، در ذائقه انسان امر و نهى تلخ و ناگوار است و غضب و عصبیت را تحریک مى‌کند. آمر به معروف و ناهى از منکر باید این تلخى و ناگوارى را با شیرینى بیان و رفق و مدارا و حسن خلق، جبران کند تا کلامش اثر کند و دل سخت معصیت کار را نرم و رام نماید.

 

شرح حدیث جنود عقل و جهل، صفحه 317

نویسنده: امام خمینی (ره)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۱۸
قاسم صفایی نژاد