۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انتخابات» ثبت شده است

تا 1400 چه کنیم؟

سیاسی

نتایج نهایی انتخابات اعلام شد و حسن روحانی رئیس جمهور ایران ماند. 

تبریک به هواداران و رأی دهندگان به روحانی.

روحانی پس از تأیید شورای نگهبان و تنفیذ رهبری رئیس جمهور همه مردم است و همه باید با هم کمک کنیم تا سطح خدمات دولت و پاسخگویی او بالاتر برود و عزت ملی ایران در سطح جهان بیشتر شود. این کمک در چارچوب همفکری، ارائه راهکار، مطالبه‌گری و نقد است نه تخریب و کارشکنی و امثالهم. بدانیم که اگر این دولت موفق نباشد همه متضرر خواهیم شد و اگر موفق باشد همه منتفع.

-------------------------------

 پ.ن: در میان کسانی که «نه به روحانی» را سرلوحه رقابت انتخاباتی خود قرار داده بودند طیف‌های گوناگونی حضور داشتند. کسانی که هوادار سید ابراهیم رییسی بودند، کسانی که در گفتمان اصولگرایی بودند و کسانی که روحانی را گزینه مناسبی برای ریاست جمهوری نمی‌دانستند و در دوقطبی موجود به رییسی رأی دادند.

بین این گروه‌ها دنبال مقصر نباشیم. هر کسی فلش را به سمت خودش ببرد و به جای فرافکنی خود را اصلاح کند.

مردم را هم مقصر ندانیم. مردم ما عزیز و فهیم و عاقلند. معنی ندارد که اگر مردم با تفکر ما موافق باشند پس خوبند و اگر با تفکر ما موافق نباشند، فریب خورده یا بد. این تفکر استکباری است.

مردم ما به کسی رأی می‌دهند که خودش باشد نه نقش دیگری را بازی کند؛ به کسی رأی می‌دهند که کارآمد باشد و از متخصصین استفاده کند؛ مردم ما به کسی رأی می‌دهند که واقعا میان مردم باشد نه اینکه فقط شعارش را بدهد. در غیراینصورت ترجیح می‌دهند به کسی رأی بدهند که اگر میان مردم نیست، شعارش را هم نمی‌دهد؛ ایضا برای صفاتی مانند ساده زیستی، ضداستکبار و ...

خودمان و مردم را درست بشناسیم. بیایید به جای شعار، زندگی را انسانی‌تر کنیم. مراقب باشیم که آدرس خدا را از عدل جدا نکنیم که در آن صورت یک مذهبی خام و بی‌مخ بیشتر نیستیم.

 

پ.ن 2: روی واژه‌های آبی کلیک کنید و از نقل قول‌ها لذت ببرید.

باید کاری کرد

سیاسی

حال و هوای انتخاباتی در جمع کثیری از مردم ایجاد شده است. همه شش کاندیدای تایید صلاحیت شده محترم هستند. همه آن‌ها از نظر شورای محترم نگهبان، امین، باتقوا، مدیر، مدبر و ملتزم عملی به ولایت فقیه تشخیص داده شده‌اند. دو نفر از این 6 نفر تا الان انصراف خود را اعلام کرده‌اند و به هر کدام از 4 نفر دیگه رأی بدهیم مأجوریم.

اما به هر حال مردم سلیقه‌های گوناگونی دارند. همیشه هم اینطور نیست که گزینه آرمانی و صد در صد مطلوب افراد در انتخابات حضور داشته باشد. اما به هر حال نزدیک‌ترین گزینه بین گزینه آرمانی و گزینه‌های موجود راه حل اثرگذاری تک تک مردم بر سرنوشت کشور است.

به نظر می‌رسد اوضاع کشور با تمام زحماتی که کشیده شد، مورد رضایت مردم نیست و مردم گله‌مندند. اگر بخواهیم رویکرد و عملکرد را مدنظر قرار دهیم، احتمالا دولت در رویکرد خود از نظر بخش قابل توجهی از مردم نمره بالایی نمی‌گیرد. 

رویکرد اشرافی مدیران، دوری از مردم، محرمانه بودن بسیاری از اطلاعات، نگاه بالا به پایین، کم کاری و خستگی، عدم توجه واقعی به نقش جوانان در مدیریت و اعمال تصمیمات کشوری ولو در قابل شعارهای زیبا را مردم نمی‌پسندند. هر چند ممکن است برخی از رویکردهای این دولت مانند تنش‌زدایی در سیاست خارجی مورد اقبال بخش قابل توجهی از مردم باشد.

به نظر من، ادامه دولتی که بسیاری از مدیران آن همیشه در مسند قدرت بوده‌اند و در 38 سال گذشته، 30 سال وزیر و معاون وزیر و وکیل بوده‌اند و حالا همه تقصیرات را به گردن یک دوره 8 ساله می‌اندازند کار درستی نیست. انتخاب امثال نعمت زاده که حتی اگر دوره وزارتش را حساب کنیم، باید بازنشسته شوند به ریاست وزارتخانه بزرگی مانند صنعت، توهین به نسل دوم و سوم انقلاب است. 

از سیاست بگذریم و از فرهنگ هم که صحبت کنیم، نگاه دولت به فرهنگ در شأن ایران اسلامی نیست. اوج نگاه دولت به فرهنگ در احکام لایحه برنامه ششم توسعه که توسط دولت به مجلس پیشنهاد شد شامل چند رویکرد کلی بود: تعمیر ابنیه تاریخی، حق پخش تلویزیونی مسابقات ورزشی، امنیت برگزاری فعالیت‌های فرهنگی مانند کنسرت و ... همین! فرهنگ در این دولت در همین حد دیده می‌شود.

اوضاع علم و فناوری هم در کشور در این 4 سال رشد گذشته را نداشته است. هر چند معاونت علمی ریاست جمهوری توانست در حوزه کسب و کار فناوری‌های نوین تغییرات خوبی را ایجاد نماید اما سرعت رشد علمی کشور کاهش یافت و صنایع های‌تک افول کردند و دیگر خبری از پیشرفت فناوری هسته‌ای، فناوری فضایی و ... نبود.

همه این شرایط ما را به یک سخن می‌رسانند: باید کاری کرد.

باید کاری کرد تا سرنوشت کشور در چارچوب قانون اساسی به سمتی برود که گلایه‌های مردم کمتر شود.

البته هر تصمیمی مردم در روز جمعه بگیرند محترم است. بعد از اعلام نتایج، باید همه کمک کنیم تا ایران اسلامی به سمت تعالی، پیشروی کند.

با اخبار محرمانه چه کنیم؟

سیاسی

دکتر وردی‌نژاد در کلاس «مدیریت رسانه 1» مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی در سال 88 می‌گفتند که دشمنان ایران نیاز به هزینه زیاد و کار تخصصی فراوان جهت جاسوسی از ایران ندارند؛ زیرا با سایت‌های متعدد خبری 90 درصد اخبار محرمانه ما در معرض دید عموم قرار گرفته است یا به راحتی در دسترس همگان است. سازمان‌های جاسوسی دشمنان‌مان باید برای 10 درصد باقیمانده وقت و هزینه و انرژی بگذارند. می‌گفتند که میزان اخبار منتشره محرمانه ما نسبت به کشورهای پیشرفته، وضعیت فاجعه‌آوری دارد. 

خط و خطوط سیاسی ایشان و افتراقی که در این زمینه داریم در این یادداشت محل بحث نیست اما این حرف ایشان همیشه در خاطر من ماند و به نظرم به عنوان یکی از معضلات گردش خبر بخصوص در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی در کشورمان جدی است. یادمان نرفته است که مکالمات حضوری محرمانه شخص اول و دوم کشور در چند سال گذشته، نقل محافل گوناگون بود و همیشه این سؤال مطرح بود که اگر این صحبت‌ها دو نفره بوده است، پس چه کسی آن را نقل کرده است؟

یکی از راه‌های شایعه‌سازی و تخریب اذهان عمومی همین انتشار غیررسمی اخبار با مهر محرمانه جهت دیده شدن بیشتر است. به نظر می‌رسد که برخی از ارکان قدرت در کشورمان با قیافه حق به جانب، استفاده از این حربه را خوب بلد هستند و به جستجوگران حقیقت کمترین مجال برای سؤال و نقد را هم نمی‌دهند یا اگر بدهند تأثیری در افکار عمومی جامعه ندارد. استفاده از رسانه‌های گوناگون و گسترده توسط ارکان مورد بحث، به آنها قدرتی بخشیده است که شاید تا چند زمانی مست آن باشند که البته ماه همیشه پشت ابر نمی‌ماند.

به عنوان مثال یادمان هست در قضیه خانه‌نشینی 11 روزه رئیس جمهور سابق چقدر شایعه توسط همین اخبار محرمانه ساخته شد و زمینه‌ساز کلیدواژه تخریبی «جریان انحرافی» در کشور شد. یادمان هست که همان زمان رهبر معظم انقلاب وارد میدان شدند و آن شایعات را «حرف‌های سست و بی‌پایه» خواندند که توسط دستگاه‌های تبلیغاتی گفته شده است و تأکید می‌کنند که «بخصوص خود رئیس جمهور» برای خدمت به مردم شب و روز ندارند. اما خاطرمان می‌آید که مسئله‌ای که از نظر رهبر معظم انقلاب «مسئله مهمی» نبود را چگونه به مسئله اول کشور تبدیل کردند و سال‌ها در آن دمیدند و می‌دمند؛ آن هم با جلوه ولایتمداری! اساسا یکی از مشکلات همین است که بخش قابل توجهی از این اخبار محرمانه به دیدارهای خصوصی رهبری مربوط می‌شود و توصیه‌ها و فرمایشاتی که ایشان به افراد مختلف کرده‌اند. حال اینکه ایشان بارها گفته‌اند مواضع ایشان همان است که با مردم در میان می‌گذارند و «حرف درگوشی» با کسی ندارند و نسبت دادن اینکه ایشان موضعی خلاف موضع علنی خود به خواص می‌گویند را «گناه کبیره» دانسته‌اند.

قبلا هم نگاشته بودم که برخی سیاسیون از طریق همین «گفتن اخبار مگو» برای خود مخاطبان، مریدان و طرفدارانی پیدا می‌کنند که سال‌ها بر موج احساسی حق‌طلبی آنان سوار می‌شوند و تا حدودی توجه مسئولین و مردم را از مسائل اصلی کشور به مسائل فرعی جهت تحکیم قدرت یا افزایش قدرت خود یا حزب خود جلب می‌کنند.

به نظر می‌رسد یکی از راه‌های مبارزه با این شایعات و اخبار غیررسمی که با بسته بندی «محرمانه» و «خصوصی» عرضه می‌شود، بی‌توجهی به آن است. این بی‌توجهی در وهله اول و اصلی‌ترین گام به اهالی رسانه برمی‌گردد. متأسفانه معمولا اهالی رسانه با در دست گرفتن «سررسید» به نگارش اخبار جذاب محرمانه از سوی اشخاص قدرت‌طلب -که بعضا حتی به نیات آن‌ها هم شک وارد است- اقدام می‌کنند تا با نقل آنان در میان دوستان محفلی خود، خویش را «کاردرست» و «مهم» جلوه دهند یا گرهی از گره کشور باز کنند! حال آنکه خبرنگاران، دبیران سرویس‌های مختلف، تحلیل‌گران رسانه‌ای و مدیران رسانه‌های خرد مستقل باید لااقل با بی‌توجهی خود به نقل اینگونه اخبار که وثوق آن از هیچ طریقی امکان‌پذیر نیست از ارزش این کار بکاهند و آن را به کاری بیهوده تبدیل کنند.

با نزدیک شدن به انتخابات سال 96، دامنه این شایعات محرمانه بسیار گسترده‌تر خواهد شد. شایعاتی که از نگاه ظاهری بیشتر به ضرر کسانی خواهد شد که رسانه کمتری در اختیار دارند یا تقوای بیشتری برای ساخت شایعه به خرج می‌دهند! نمونه این اخبار در یکی دو هفته اخیر در رسانه‌های مختلف اجتماعی و رسمی منتشر شده است.

بیایید تصمیم بگیریم به جای تخریب اذهان مردم کمی هم به فکر کشورمان باشیم و وظایفمان را درست انجام دهیم که همه عزت دست خداست و او بر قلوب مردم مسلط است.

 

 

حضوری احمدی‌نژاد در انتخابات 96 و مشکلات امنیتی!

سیاسی

انتخابات ریاست جمهوری نزدیک شده است و کمتر از 10 ماه دیگر برگزار می‌شود. تحلیل‌هایی که در جامعه رواج دارد چند دسته هستند؛ از اینکه روحانی از شرکت در انتخابات سر باز می‌زند -که به نظر تحلیل معقولانه‌ای نیست- تا اینکه روحانی رقیب جدی برای سال 96 ندارد و به راحتی برای دوره دوم به کرسی ریاست جمهوری می‌نشیند، مگر اینکه احمدی‌نژاد وارد صحنه انتخابات شود و تحلیل‌هایی از این دست.
در چند هفته اخیر تحلیلی از سوی خواص و نخبگان (بخصوص در جریان اصولگرا) مطرح می‌شود که هر چند حضور احمدی‌نژاد به شرط تأیید صلاحیت وی توسط شورای نگهبان می‌تواند انتخابات 96 را جدی‌تر کند اما به دلیل مشکلات امنیتی بهتر است احمدی‌نژاد حضور نیابد و احتمالا پیام‌ها و رایزنی‌هایی از سوی اشخاص گوناگون می‌شود تا ایشان در انتخابات شرکت نکند.
وقتی از این عده دلیل این امر را پرس‌وجو می‌کنیم، فتنه 88 را یادآوری می‌کنند که امنیت کشور برای ماه‌هایی دچار تزلزل شد و حال آنکه فتنه‌گران در آن زمان نفوذ کمتری در دولت و دستگاه‌های مرتبط داشتند و به احتمال زیاد در سال 96 نفوذ این عده برای استفاده از امکانات و اطلاعات دولتی بیشتر است و بنابراین امنیت کشور دچار تزلزل بیشتری خواهد شد.
این تحلیل در چند هفته گذشته از زبان بدنه اجتماعی طیف‌های گوناگون اصولگرایی شنیده می‌شود اما سخن اینجا است که چقدر به واقعیت و مهمتر از آن حقیقت نزدیک است؟ با طرح چند پرسش سعی می‌کنم قضاوت را به عهده مخاطب واگذار نمایم:

- آیا مردم انقلاب کردند که برای انتخاب فرد مورد نظرشان در انتخابات ریاست جمهوری، نگران فتنه مخالفان نظام باشند؟ اگر قرار بود در جمهوری اسلامی نیز مانند پیش از انقلاب، در صورت راهیابی یک شخص خارج از دایره ممنوعه قدرت به مقام ریاست جمهوری اتفاقاتی از این دست مستمرا اتفاق بیفتد، اساسا چرا انقلاب کردند؟ آیا قرار است مردم به اتفاقاتی شبیه کودتای 28 مرداد یا فتنه 88 عادت کنند یا از ترس اینگونه اتفاقات همیشه به همان دایره بسته قدرت رأی دهند؟

-  آیا با توجه به اینکه فتنه 88 را تجربه کردیم و مردم به خوبی آن را پشت سر گذاشتند، اینگونه تحلیل‌ها توهین به نهادهای اطلاعاتی و امنیتی نیست؟ فراموش کرده‌ایم که تقریبا تنها کشور امن منطقه هستیم و با وجود مرز طولانی مشترک با عراق و ترکیه و نزدیکی داعش توانسته‌ایم کشور امنی باشیم؟ آیا فتنه‌گران داخلی قدرتمندتر از نیروی مردم و نظام هستند؟
-  آیا نگاه با دلهره به آینده و تزریق آن به جامعه کار صحیحی است؟ آیا این نگاه همان نگاه فاقد عزت نیست؟ اگر امروز به دلیل مشکلات امنیتی جامعه، باید یک نفر را از کاندیداتوری در انتخابات منصرف کنیم، آیا چندی دیگر نباید به همین دلیل به دشمنان خارجی باج دهیم؟ آیا همه اینها بهانه است برای اینکه منافع عده‌ای تأمین شود و در هر برهه‌ای ارزشی تغییر کند؟

- آیا اسلام و انقلاب به ما اجازه می‌دهد که به جای مقابله با نفوذ دشمنان و مهار فتنه، تکلیف را از سر خود با پاک کردن صورت مسئله باز کنیم؟ در کجای مکتب امام (ره) چنین چیزی را یافته‌ایم؟ مگر امام راحل عظیم‌الشأنمان روزهای سخت‌تر از این را به کمک خداوند تبارک و تعالی و همراهی مردم از سر نگذراند؟ اگر امنیت بهانه خوبی بود، امام که راحت‌تر بود در استفاده از این بهانه، زیرا امکانات برقراری امنیت را هم در دست نداشت.

----------------
پ.ن: تصمیمی برای رأی مجدد به احمدی‌نژاد ندارم و پس از اعلام کاندیداهای مورد تأیید شورای نگهبان، میان آنان به مقایسه خواهم پرداخت و فرد بهتر را انتخاب خواهم کرد. از آن جهت این پی‌نوشت اضافه شد که دوستان به خود زحمت برچسب احمدی‌نژادی و جریان انحرافی و ... زدن را نکشند و بدانند که بحث من شخص احمدی‌نژاد نیست بلکه هر کسی است که می‌خواهند او و مردم را با این دلایل واهی و ذلت‌پذیر از کاندیداتوری‌اش منصرف کنند. قبلا تکذیببه‌ای با همین محتوا در تابناک منتشر کرده‌ام. 

آیا همیشه دشمن آنچه را می‌خواهد بر زبان می‌آورد؟

سیاسی

چند روزی می‌شود که بی‌بی‌سی و سایر رسانه‌های جهت‌دار نظام سلطه، عملیاتی‌تر وارد انتخابات ایران شده‌اند و به دستورالعمل اینکه به چه کسی رأی ندهید رسیده‌اند. اتفاقی که شاید اگر توسط صدای آمریکا (VOA) انجام می‌شد، عجیب نبود اما از بی‌بی‌سی چنین انتظاری نمی‌رفت. اما گویا بی‌بی‌سی یا لااقل بی‌بی‌سی فارسی دیگر ژست ظاهری بی‌طرفی را بیش از گذشته کنار گذاشته و شاید به دلیل اهمیت موضوع، حاضر به خرج کردن آبروی خود تا این حد شده است.

کمپین «نه به انگلیس» #no2uk در فضای مجازی این قضیه را دنبال می‌کند که از سه کاندیدای خاصی که بی‌بی‌سی خواسته به آنها رأی ندهیم، حمایت کنیم. رهبر معظم انقلاب چند روز پیش فرمودند:

رادیوی انگلیسی دارد به مردم تهران دستورالعمل میدهد به فلانی رأی بدهید، به فلانی رأی ندهید! معنای این چیست؟ انگلیسی‌ها دلشان تنگ شده برای دخالت کردن در ایران. یک روزی بود که پادشاه کشور وقتی میخواست تصمیم مهمّی بگیرد، سفیر انگلیس را صدا میکرد و از او میپرسید که این کار را بکنم یا نکنم. انگلیس‌ها یک روزی این‌جور در امور کشور دخالت میکردند؛ بعد هم آمریکایی‌ها، یک مدّتی هم هر دو؛ امروز این دستها قطع شده است؛ امروز جلوی این دخالتها گرفته شده است به برکت انقلاب، به برکت بیداری مردم؛ دلشان تنگ شده، حالا از راه رادیو به مردم دارند دستور میدهند به فلانی رأی بدهید، به فلانی رأی ندهید. اینکه ما عرض میکنیم در انتخابات، مردم با بصیرت، با آگاهی، با دانایی وارد بشوند، به‌خاطر این است؛ بدانند دشمن چه میخواهد؛ وقتی شما دانستی دشمن چه میخواهد، عکس او عمل میکنی؛ معلوم است.

اما یک نکته را نباید غفلت کنیم و آن اینکه رهبری فرمودند ببینید دشمن چه می‌خواهد و عکس آن عمل کنید، نفرمودند ببینید دشمن چه می‌گوید. همیشه اینطور نیست که دشمن خواست قلبی خود را بر زبان آورده و حمایت علنی از خواست خود کند. دشمن گاهی اوقات می‌تواند به قصد فریب یا تفرقه‌افکنی برخلاف خواست قلبی خود تبلیغات و موضع‌گیری نماید. در دشمن‌شناسی حواسمان باشد که اسیر این توهم نشویم که هر وقت دشمن از کسی حمایت کرد، حتما آن فرد با دشمن است یا وقتی کسی را تخریب کرد، حتما آن فرد علیه دشمن است.

همچنین گاهی اوقات دشمن می‌تواند سکوت پیشه کند. حواسمان جمع باشد آنقدر بصیرت داشته باشیم که همیشه منتظر نباشیم دشمن چه می‌گوید و خلاف آن عمل کنیم؛ اغلب باید خودمان راه را پیدا کنیم و حتی راه را بسازیم.

گفتمان قانون‌گرایی

سیاسی

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 94 روزنامه سرخط منتشر شده است.

 

همان‌طور که می‌دانید مردم ما از انتخابات سال 88  بهترین و بدترین خاطره‌ها را دارند؛ بهترین خاطره‌ها حاصل حضور عظیم چهل میلیونى مردم پاى صندوق‌هاى رأى بود، که دنیا را خیره کرد؛ بدترین خاطره‌ها مربوط به جرزنى‌هاى سیاسى یک عده آدم نادان، ناباب و بعضاً معاند در قضیه‌ انتخابات بود. درست است که در هر قضیه‌ای ممکن است عده‌ای معترض باشند و قبول نداشته باشند، اما راه نشان دادن اعتراض را قانون مشخص می‌کند.

خوشبختانه فضای سیاسی امسال متفاوت با دوره قبل بود. یکی از اتفاقات خجسته انتخابات 1392 عمل به گفتمان «قانون‌گرایی» بین مردم و نامزدهای انتخاباتی تا به این جای کار بوده است. قطعا با وجود انتخابات پرشوری که روز گذشته انجام شد، دشمن باز هم تلاش می‌کند تا زحمت مردم را باطل کند؛ دشمن تلاش می‌کند تا کسانی را وادار کند تا برخلاف قانون، توقعاتی کنند و بر اساس آن توقعات سعی کنند مردم را مقابل نظام قرار دهند. راه اساسی برای این‌که چنین مشکلاتی پیش نیاید، التزام به قانون است. قانون راه را مشخص می‌کند. رهبر معظم انقلاب در 25/2/92 فرمودند: «گاهى ممکن است یک قانون، صددرصد درست هم نباشد، اما از بى‌قانونى بهتر است. گاهى ممکن است در یک بخشى، یک خطایى هم از مجرى قانون سر بزند که من و شما بفهمیم او در اجراى قانون این خطا را کرده است؛ اما اگر نتوانیم آن را از طریق قانونى اصلاح کنیم، تحمل آن بهتر است از این‌که باز بى‌قانونى کنیم؛ از راه بى‌قانونى بخواهیم آنچه را که به نظر ما خطا است، درست کنیم. قانون، معیار بسیار خوبى است؛ وسیله‌اى است براى آسایش کشور، آرامش کشور، حفظ وحدت ملى، ادامه‌ راه عمومى.» همه باید به این توصیه مشفقانه ایشان پایبند باشیم تا دوباره دشمن در کشور نفوذ نکند و مزاحمتی برای حرکت پرشتاب ملت ایران به سوی آرمان‌ها ایجاد ننماید.

سوای هر نتیجه‌ای که پس از شمارش کامل آرا به دست آید، همه باید به قانون التزام عملی داشته باشیم؛ هم طرفداران کاندیداها و هم خود نامزدهای ریاست جمهوری که به نتیجه مطلوب نرسیده‌اند و البته بیشتر از همه کسی که به عنوان منتخب مردم منتظر تنفیذ ولی فقیه برای به دست گرفتن قدرت اجرایی کشور است. همه باید یادمان باشد که تمام کاندیداهای انتخاباتی شعار قانون را می‌دادند و باید تابع قوانین کشور باشند و توقعی خارج از قانون نداشته باشند. به امید روزی که ادامه راه برای رسیدن به آرمان‌های انقلاب اسلامی با وحدت ملی و در سایه التزام به قانون با آرامش و آسایش کشور طی شود.

پیروزی، دفاع از گفتمان انقلاب اسلامی است!

سیاسی

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 12 هفته نامه سرخط منتشر شده است.

 

در روزهایی که به سرعت سپری می‌شود و به روز سرنوشت ساز کشور در 24 خرداد نزدیک می‌شویم، نامزدهای ریاست جمهوری رفتارهای گوناگونی را در پیش گرفته‌اند. «سیاه نمایی اوضاع کشور»، «بازگشت به گذشته»، «نگاه بخشی به اداره کشور»، «دفاع از خود»، «تکیه بر موفقیت‌های سال‌های دور» و «دفاع از گفتمان انقلاب اسلامی» هر کدام در رفتارهای کاندیداها محسوس است.

گاهی مشاهده می‌شود که برخی از نامزدهای ریاست جمهوری به خیال خود برای جذب آرای بیشتر مردم، دست به تخریب رقیب و یا برخی از افراد سیاسی که غیرمستقیم در انتخابات نقش دارند، می‌زنند و بعضی اوقات حتی این امر منجر به تخریب دستاوردهای عظیم نظام جمهوری اسلامی می‌شود. در این میان مشاهده می‌شود که متأسفانه برخی از کاندیداها فقط مدافع آن بخشی از انقلاب هستند که خود در آن مسئولیتی داشته‌اند و نه تنها حساسیتی نسبت به مابقی دستاوردهای انقلاب اسلامی ندارند، بلکه گاهی اوقات با بی‌انصافی آن را دچار اشکالات بنیادی می‌دانند. شاید این بزرگواران این‌گونه می‌پندارند که پیروزی در انتخابات هدفی است که باید به هر قیمتی به دست آید؛ حال آنکه در حقیقت و باطن قضیه مشهود است که پیروز واقعی با کسی است که دفاع از گفتمان انقلاب اسلامی را تکلیف خود بداند و به آن عمل کند. در واقع نامزدی که با رعایت شرایط نقد منصفانه، تقوا، خیرخواهی و در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی سخن می‌راند و عمل می‌نماید -‌سوای هر نتیجه ظاهری در انتخابات- پیروز حقیقی این میدان است و حتی اگر در این دنیا، مزد عمل صحیح خود را نگیرد، بی اجر نخواهد ماند.

البته بسیاری از کاندیداها ادعای دفاع از گفتمان انقلاب اسلامی را دارند و بعضی از آن‌ها کم و بیش این عمل را پیشه خود کرده‌اند اما گاهی اوقات نیز نمودهایی از عدم اخلاص کامل نیز در رفتارشان به چشم می‌خورد. قطعا یکی از شرایط نامزد اصلح، اخلاص بیشتر در این امر است. به طور مثال در همین مناظرات تلویزیونی کاندیداها، مخاطب هوشیار متوجه این مسئله شده است که برخی از نامزدها نه تنها از نظام و رهبری خرج نکردند، بلکه آبروی خویش را نیز در راه دفاع از گفتمان انقلاب اسلامی ایثار کردند.

امید است که این رفتارها سرمشق و الگوی سیاستمداران در آینده دور و نزدیک قرار گیرد تا شاهد دولت اسلامی، جامعه اسلامی و در نهایت تمدن اسلامی باشیم. به امید آن روز...

مناظرات انتخاباتی

سیاسی

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 86 روزنامه سرخط منتشر شده است.

 

مناظرات انتخاباتی در کشورهای مختلف به اشکال گوناگون اجرا می‌شود. از مناظرات بین نمایندگان کاندیداها و مناظره مکتوب در روزنامه‌ها گرفته تا مناظرات حضوری در دانشگاه‌ها و مناظره تلویزیونی. در برخی از کشورها حتی برای سناتورها و ایالات مختلف نیز مناظرات تلویزیونی برگزار می‌گردد. در کشور ما نیز مناظرات بین کاندیداهای ریاست جمهوری به صورت زنده برای اولین بار در سال 1388 برگزار شد.

اظهارنظرهای مختلف و گاه همراه با افراط و تفریط راجع به این مناظرات بیان شد. عده‌ای هر مشکلی را به مناظرات سال 88 ربط می‌دادند تا جایی که ریشه فتنه 88 که به فرموده رهبر معظم انقلاب بیش از ده سال برای آن برنامه‌ریزی شده بود را در مناظرات می‌دیدند! از سوی دیگر برخی همان شکل مناظره را مطلوب می‌پنداشتند. اما حقیقت قضیه این بود که مناظرات سال 88 به دلیل اینکه مقایسه کاندیداها در مقابل هم را برای مردم آسان‌تر کرد، بسیار مثبت بود و البته ضعف‌هایی داشت که باید رفع می‌شد. صراحت و شفافیت بیش از حد این مناظرات که عده‌ای هم به آن معترض شدند و البته تا حدودی حق با آن‌ها بود و بعضا خارج شدن از مشکلات مردم و ورود به دعواهای سیاسی به جای رقابت را می‌توان ضعف آن مناظره‌ها دانست.

اما اصل مناظره برای رقابت در جلب آرا و اعتماد مردم است. رقابتی که میان افراد و جریان‌های سیاسی متعلق به نظام اسلامی است؛ بنابراین و پس از احراز صلاحیت کاندیداها توسط شورای محترم نگهبان و در دوره تبلیغات برای ریاست جمهوری، خوب است که کمی روح رقابت در این مناظرات بیشتر دیده شود. نحوه اجرای مناظره‌ای که دیروز از صداوسیما پخش شد با زمان نقد 90 ثانیه‌ای و جواب‌های کوتاه بله و خیر و ... نشانی از گرم شدن فضای رقابت میان نامزدها نداشت. حتی بعضا افرادی که به شدت پیگیر اخبار انتخاباتی بودند نیز از این اجرای کسل کننده، ناامید شده بودند. درست است اینکه مناظرات را در چارچوب مشخص و موضوع مورد نظر مردم برگزار کنیم، به عنوان یک حسن نسبت به مناظرات قبل در نظر گرفته می‌شود اما بستن دست نامزدها برای بحث عمیق‌تر محسوس بود؛ به خصوص در بخش دوم مناظره نشانی از مناظره دیده نمی‌شد و کاندیداها نظرات خود را راجع به سؤالاتی که از قبل طراحی شده بودند بیان می‌کردند و حتی از نقد نظرات که در بخش اول به صورت کم‌رنگ دیده می‌شد، خبری نبود.

به نظر می‌رسد که رسانه ملی به اندازه کافی در این زمینه ابتکار به خرج نداده است، تا جایی که این مناظره را می‌توان بسیار شبیه به مناظرات تلویزیونی در برخی کشورها – البته نه در سطح ریاست جمهوری - دانست. امید است که با همت بیشتر، دو مناظره بعدی جذاب‌تر و عمیق‌تر برگزار گردد.

 

چرا انقلاب کردیم؟

سیاسی

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 85 روزنامه سرخط منتشر شده است.

 

در کوره رقابت‌های انتخاباتی میان کاندیداهای احراز صلاحیت شده، هر نامزد برای این‌که بتواند اقبال بیشتری از عموم مردم کسب نماید، سعی می‌نماید حل مشکلات اقتصادی جاری را وعده دهد. زمان‌های مختلفی برای سامان دادن اوضاع اقتصادی با نمادهای مختلف داده می‌شود. قطعا مشخص کردن زمان، برای ارزیابی وعده توسط افکار عمومی در آینده کار صحیحی است و بالاتر این‌که حل مشکلات اقتصادی مردم باید یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های نامزدها باشد. اما سخن این‌جا است که در کنار این مسائل، فراموش نشود که ما برای چه انقلاب کردیم؟ ایرانیان فقط برای زندگی معیشتی بهتر انقلاب نکردند و در کنار این مسئله، موضوعات مختلفی چون استقلال، آزادی، هویت ایرانی – اسلامی، عدالت اجتماعی، رفع فقر و فساد و تبعیض و از همه مهم‌تر زندگی در چارچوب قوانین اسلامی را خواستار بودند. اگر قرار بود فقط به زندگی معیشتی بهتر قناعت کنیم، نیازی به اهدای این همه شهید در این راه نبود. نامزدهای ریاست جمهوری بخصوص کاندیداهایی که مدعی گفتمان انقلاب و رهبری هستند باید مراقب این مسئله باشند تا اهداف انقلاب استحاله نگردد.

نامزدها به خاطر داشته باشند که ملت ایران وجود خود را، هستى خود را در راه رسیدن به این آرمان بزرگ به میدان آورد.. آنچه که همیشه مطلوب دشمنان بنیانى ایران اسلامی بوده است، سلب هویت از ملت است. وقتى یک ملتى احساس شخصیت نکرد، احساس هویت نکرد، راحت‏تر زیر بار می‌رود؛ گذشته او را انکار می‌کنند، امکانات او را انکار می‌کنند، قدرت‌هاى درونى و ذاتى او را انکار می‌کنند، براى این‌که بتوانند به راحتى آن ملت را در مشت بگیرند. همان کاری که در دوران استحاله فرهنگى، یعنى دوران منحوس پهلوى، در این کشور با شدت ادامه پیدا کرد و روز به روز در آن سال‌ها تقویت شد. کاندیداها باید به جد مراقب این‌گونه موارد باشند؛ زیرا جمهوری اسلامی جهت دوران پهلوی را به طور کامل تغییر داد و ملت احساس کرد که ایران اسلامی همان هویت گمشده‌ای است که باید در جهت رسیدن به آرمان‌های آن تلاش و برنامه‌ریزی و مجاهدت به خرج داد.

هویت اسلامی همان چیزی است که هم زندگی بهتر دنیوی و هم زندگی بهتر اخروی را شامل حال ملت می‌گرداند و قطعا منافع ملی نیز با آن تأمین می‌گردد. مراقب باشیم که در دوره بیداری اسلامی هستیم و وظیفه ما دوچندان است.

 

کشور به آرامش احتیاج دارد

سیاسی

* این یادداشت به عنوان سرمقاله شماره 8 هفته نامه سرخط منتشر شده است.

 

آرامش یکی از مفاهیمی است که همیشه عموم ملت به آن علاقه داشته‌اند. یکی از ضروری‌ترین نیازهای مردم در یک کشور امنیت و آرامش در جامعه است. زیرا در صورت وجود آرامش است که می‌توان رشد فرهنگی، علمی، اقتصادی و اجرای عدالت را پیگیری کرد. ملت ایران هم از این قاعده مستثنی نیستند. اما همواره دشمنان یک ملت، برای ضربه زدن به کشور مقابل سعی در تشنج‌آفرینی و برهم زدن آن جامعه را دارند؛ این امر برای دشمنان در روزهای انتخابات راحت‌تر قابل دسترس است. در دنیا نمونه‌های فراوانی وجود دارد که در روزهای انتخابات، نزاع و درگیری صورت می‌پذیرد.

همیشه در روزهای انتخابات در ایران نیز دست‌های خائنی در کار است تا محیط کشور را متشنج کند و حتی اگر نتواند تشنج عملی به وجود آورد، تشنج فکری، ذهنی و بحران‌سازی مصنوعی ایجاد می‌کند. بسیاری از مواقع این تلاش ناکام بوده است و برخی مواقع به مانند فتنه 88 چند ماهی جلوی پیشرفت پرشتاب ملت ایران را سد کرده است.

توصیه بزرگان همیشه در ترسیم فضای مطلوب انتخابات این است که انتخابات در کشور هم «پرشور و زنده و بانشاط» باشد و هم «آرام و متین». البته لازم به ذکر است که همواره ملت در هر صحنه‌ای حضور یابد، آن حضور آرامش‌بخش و ضدتشنج است، زیرا همراه توکل و اعتماد به خداست که آرامش‌آفرین است. رشد عقلانی و سیاسی کشور نیز باعث برگزاری انتخاباتی در امنیت، نظم و آرامش خواهد شد.

در این میان مسئولین، رسانه‌ها، نامزدها و طرفداران آن‌ها وظایفی بر گردن دارند. نامزدها باید از بدبین کردن مردم به انتخابات و تهمت زدن به رقیب اجتناب کنند و طرفداران آنان باید ضمن حفظ شور انتخاباتی و مطالبه آرمان‌های انقلاب اسلامی‌شان، آرامش خود را حفظ کنند و از حرکت و عملی که نشان دهنده تعرض به کاندیدای رقیب است، اجتناب کنند؛ زیرا قطعا کسانی که مقابل خواسته‌های مردم می‌ایستند، کسانی نیستند که ریشه داشته باشند و بتوانند مقابل ملت مقاومت کنند.

خیرخواه آن کسى است که فضا را با نشاط و با شور نگه مى‌دارد و در عین حال با حرف‌هاى آرامش‌بخش خود، فضا را براى انتخابات آماده مى‌کند تا مردم بیایند و در انتخابات شرکت کنند و آدمِ بدخواه و بددل کسى است که اولا نیش مى‌زند که مردم را بدبین کند، بعد هم فضا را ملتهب مى‌کند؛ یعنى فضاى تهمت، فضاى بدبینى و فضاى تشنّج سیاسى درست مى‌کند.

انتخابات پیش رو قطعا انتخابات مهمی در شرایط پیچ تاریخی است که با اعتماد به وعده الهی به نفع ملت ایران رقم خواهد خورد.